X
تبلیغات
پورتال خبری تحلیلی فرقه ضاله بهائیت - تحلیل-پژوهش-مصاحبه-گزارش
کد مطلب: 59 || نوع مطلب: تحلیل-پژوهش-مصاحبه-گزارش

خبرگزاري فارس: از ديدگاه هرمان رومر، در جريان انقلاب مشروطيت ايران، بهائيت با شعار جهان‌وطني آرمان گرايانه و غيرواقعي خود به علائق ملي و منافع ايرانيان خيانت كرد. رومر مي‌گويد: "عباس افندي، عملاً بر ضد نهضت مردم سالاري ايرانيان دسيسه كرد و با ديپلمات‌هاي روسي و انگليسي سازش و تفاهم داشت ".

به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس، هرمان رومر (Hermann Roemer) متكلّم روحاني پروتستان، در هشتم جولاي 1880 در اشتوتگارت آلمان متولد شد. رومر بين سال هاي 1898 تا 1902 در دانشكده الهيات و فلسفه دانشگاه هاي توبينگن و هال به تحصيل پرداخت و از محضر اساتيد به نامي چون پروفسور هرينگ، هگلر، هول، كالر، رايشله، اشلاتر و زيبولد بهره برد. پس از پايان تحصيلات در كسوت استاد الهيات در شهر باسلر به فعاليت هاي دين پژوهي مشغول شد و در سمينارهاي دين شناسي پروتستان در اشتوتگارت به فعاليت پرداخت. در همان دوران به پيشنهاد دانشكده الهيات توبينگن، رياست سمينارهاي تخصصي و پژوهشي انجيلي را نيز بر عهده داشت.
هرمان رومر، خود در بيان اهداف تحقيقاتي خويش خاطر نشان مي‌كند كه "در سال 1907 شاهد تأسيس انجمن بهائيان اشتوتگارت بودم و همواره نياز به يك پژوهش عملي، جهت پاسخگوئي به تبليغات بهائيت در آلمان را احساس مي‌كردم. " بدين منظور رومر كتاب خود تحت عنوان "بابيت و بهائيت، پژوهشي در تاريخ مذاهب اسلامي " را تأليف كرد. كتاب او "Die Babi- Behai, Eine studie zur religionsgeschichte des Islams " در واقع، رساله دكتراي او بود كه در سال 1911 به دانشكده عالي فلسفه دانشگاه توبينگن ارائه شد. اين كتاب اولين اثر او درباره بابيت و بهائيت نبود؛ وي در سال 1908 مقاله اي در نقد بهائيت (1) و در سال 1910 به دنبال تحقيقاتي در خصوص تاريخ تبليغات مذهبي در آلمان، مقاله اي تحت عنوان "تبليغات مذاهب آسيايي در مغرب زمين " را به رشته تحرير درآورد (2). در سال 1912 چاپ مشابهي از كتاب رومر تحت عنوان "بابيت و بهائيت، آخرين فرقه منشعب از اسلام Die Babi-Behai " The latest Mohammedan sect " منتشر شد.
آثار رومر، اولين آثار عمده در موضوع بابيه و بهائيت بود كه در آلمان منتشر مي شد؛ و علاوه بر مطالعات تاريخي، حاوي تحقيقات گسترده اي در نقد و بررسي تعاليم بابي و بهايي نيز بود. محور اصلي كتاب "بابيت و بهائيت، پژوهشي در تاريخ مذاهب اسلامي " بررسي اصول بنيادي تعاليم بابي و بهايي در شناخت خدا، مظهريت، مقام انسان و رستگاري بود. آثار او در نقد و بررسي فلسفي و كلامي تعاليم بابيت و بهائيت، بصورت قابل توجهي از سبك و انديشه هاي "ايگناز گولدزيهر " تأثير پذيرفته بود.
از جمله منابع تحقيقات كتاب رومر آثار گوبينو، براون، گويارد، نولدكه، هوآرت، اوئن هايم، گولدزيهر، نيكولا، نيكلسون، كبلر، كرمر، ريشتر، اولد نبرگ، زيبولد، اشراينر، زيلر و نيز آثار مؤلفان بهايي و گزارش مسيونرهاي مذهبي از ايران است. كتاب رومر، همچنين مورد استناد و استفاده محققان بسياري قرار گرفته است: از جمله پژوهشگراني كه از كتاب رومر در تحقيقات و تأليفات خود در سطح گسترده اي استفاده كردند عبارتند از: روزنكرانتس، فلاشه ، پل شورلن، ريچارد شافر، فيچيكيا.
نيكولا توفيق از محققان برجسته بهايي آلمان در كتاب " DER information als method " بيان مي كند كه اثر رومر، سند منحصر بفردي از دوران خود در اروپاي آلماني زبان مي باشد و بي ترديد واجد اهميت تاريخي است و از آن مي توان به عنوان مأخذ مستقيم مطالعات بابي و بهايي استفاده كرد.
كتاب هرمان رومر شامل چهار فصل و دو ضميمه است كه فصل اول آن، طولاني ترين بخش كتاب را تشكيل مي دهد. نويسنده در اين فصل به مباحثي پيرامون آغاز جنبش بابي تا مسئله جانشيني علي محمد باب مي پردازد. در اين فصل، رومر موضوعاتي چون پايه گذاري بابيت در شيخيه، توصيف مقام باب به عنوان شيعه كامل در آراء شيخيه، بررسي تاريخي تمايلات صوفي مآبانه در بابيه، رخنه تعاليم كاباليستي در بابيه، بررسي نگرش بابيه در مورد پيامبري، كاربرد تأويل در آثار بابيه و عنصر سياسي در آن نهضت را مطرح مي كند. فصل دوم كتاب، معطوف به بررسي نقش رهبري ميرزا حسينعلي نوري در تغيير شكل جامعه بابي به بهائي در دوره اقامت او در بغداد و اِدِرنه است. در اين بخش، نويسنده به بررسي مباحثي چون بررسي آثار او در بغداد، تأثيرپذيري اش از صوفيه، الواح و مكتوبات او و موقعيت داخلي و خارجي جامعه بابي مي پردازد.
فصل سوم كتاب نيز به نحوه شكل گيري بهائيت در عكّا و نقد برخي احكام بهائيت و موضوعاتي چون شكل گيري كتاب اقدس، حقوق جزاء در بهائيت، بررسي آثار حسينعلي نوري در عكا، شكل گيري و تحولات فرقه در ايران و ارتباطات بهائيان با ايران اختصاص دارد. نويسنده در فصل چهارم كتاب به رهبري عبدالبهاء تا سال 1908 مي پردازد و مباحث سياسي ـ تاريخي بهائيت را در ذيل عناويني چون عباس افندي، رهبر فرقه و نقش آن در توسعه بهائيت، عباس افندي و تعاليم فرقه اي، تبليغات بهائيت در اروپا و آمريكا، عملكرد عبدالبهاء در انقلاب مشروطيت ايران را مطرح مي كند.
نويسنده در ضميمه اول كتاب به بررسي قرابت معنايي ميان فرق و مذاهب مي پردازد و تأكيد اصلي را بر نزديكي ميان فرقه بكتاشي و بابيه و بهائيت قرار مي‌دهد. رومر اين قرابت معنايي را در مباحثي چون اشارات تمثيلي مذاهب، ظهور خداوند در مقاطع زماني و مسئله حلول جستجو مي‌كند. ضميمة دوم كتاب هم اختصاص به جريانات مشابه در جهان اسلام و هند دارد و دراين ارتباط نويسنده به بررسي خاستگاه و اهداف فرقه، ريشه صوفي گري، بررسي فرقه احمديه و مقايسه آن با بابيه و بهائيت مي‌پردازد.
نظري اجمالي بر محتواي كتاب:
رومر در اثر خود به گرايشات شبه عرفاني و صوفي مآبانه بهائيت اشاره مي كند و معتقد است كه بهائيت گياهي دريايي است كه در باتلاق جهان صوفي گري رشد و نمو كرده است. او معتقد است كه "بهائيان با تمايلات و گرايشات صوفي مآبانه از عبدالبهاء بُت ديگري ساخته اند كه در لباسي امروزي نمايان شده است. " (3) به اعتقاد او بهائيت مسلكي درويش مآب است و تنها به لطف تقارن با جنبش هاي فرهنگي تجددگراي خاورميانه بوده است كه لباسي مدرن برتن كرده و مي كوشد تا پيوندهاي خود را با ساير حلقه هاي تصوف پنهان نمايد. رومر، گرايشات شبه عرفاني بهائيت را بسيار عميق و گسترده مي داند و معتقد است كه نگرش بهاء الله در لوح حكمت به فلاسفه، نگاهي سطحي است. به علاوه، تعبيري كه براي فلاسفه بكار برده است (تئوزوفيست يا عارف) نشان مي دهد كه او فلسفه را با عرفان يكي مي پنداشته و شناخت درستي از تفاوت آنها نداشته است.(4)
رومر، بابيه و بهائيت را گنوسي، ثنويت‌گرا و داراي ساختاري فرقه‌اي و خرد ستيز مي‌داند كه از علوم رمزي و تأويلي اسماعيلي، حروفي، كابالا و دراويش بكتاشي متأثر است. او معتقد است كه تعاليم بهائيت نسبت به شناخت خدا، مظهريت، مراتب صدور و فيض، همه از نوعي تلقي نوافلاطوني و گنوسي تأثير پذيرفته‌اند. (5)
رومر در بررسي سفر تبليغاتي عبدالبهاء به آمريكا، بهائيت در آمريكا را صوفي گري آخر الزماني ـ آپوكاليپتيك ـ معرفي مي‌كند كه حسينعلي نوري در نزد آنان مسيح باز گشته يا حتي خود خدا، جلوه مي‌كند. او معتقد است كه بهائيت در فرانسه، خاستگاه يهودي دارد بطوري كه دريفوس يهودي، نقش بسيار مهمي را در سفر عبدالبهاء به پاريس ايفاء كرد و تشكيلات جهاني "آليانس ـ اسرائيليت " به واسطه كمك هاي همه جانبه خود به يهوديان در شرق، تبديل به پلي براي نفوذ بهائيت به فرانسه شد. رومر به علاوه تأكيد داشت كه يهوديان ايراني در داخل ايران، براي به چالش كشيدن اسلام، فرقه بهائيت را متحد خود يافته و هم پيمان خويش تلقي مي‌كردند. (6)
از ديدگاه هرمان رومر، در جريان انقلاب مشروطيت ايران، بهائيت با شعار جهان وطني آرمان گرايانه و غيرواقعي خود به علائق ملي و منافع ايرانيان خيانت كرد. در اين ارتباط، رومر اشاره مي كند كه "عباس افندي، عملاً بر ضد نهضت مردم سالاري ايرانيان دسيسه كرد و با ديپلمات هاي روسي و انگليسي سازش و تفاهم داشت " به گونه اي كه به بهائيان شهرهاي تهران و تبريز، به شدت توصيه كرده بود كه از محمدعلي شاه جانبداري كنند و به علاوه آنها را از شركت در نهضت مشروطيت ايران نيز بازمي داشت. رومر همچنين تأكيد مي كند كه با پيروزي انقلاب مشروطه، نادرستي ادعاي عباس افندي كه براي محمدعلي شاه، حكومتي طولاني و خوشايند را پيشگويي كرده بود، بر همگان روشن شد. رومر با يادآوري فشارهاي وارده از سوي روسيه و انگلستان به ايران و اتحاد آن دو قدرت در تقسيم خاك آن به دو حوزه نفوذ در 1907 بيان مي‌دارد كه روابط عبدالبهاء در عكاء با ارتش هاي خارجي و كارگزاران آنها در ايران، چيزي جز يك خيانت بزرگ به كشور ايران نبوده است. (7)

پي نوشت ها:
1-DER Bahaismus , in Evangelisches Missions - Magazin ,new series , vol .52,pp.321-31.
2- Die propaganda fur asiatische religionen im Abendland: in Basler missionsstudien , issue 10,pp.45-55.
3- Der Behaismus , p.331.
4- فصل اول 10,20,22,31,38,48,49,57
فصل دوم 74,88,90,103
فصل سوم 112,114 -117,119,121,124,131,132,133
فصل چهارم 149f.,152,160f,174,176
5- فصل اول 9,13,21,22,24f.,31f,32f.,38,43,44,45,49,51
فصل دوم 71
فصل سوم 109,111,113,118,131,139,144
فصل چهارم 148,154,160,161ff.,164,166,167, 168,169,172,173,175,176,178,179,180
6- فصل چهارم 149,150
7- فصل چهارم 157 به بعد.
*پژوهشگر: لطف الله لطفي

*****

+ نوشته شده توسط محمد در شنبه 18 آبان1387 - ساعت 13:21 |
کد مطلب: 714 || نوع مطلب: تحلیل-پژوهش-مصاحبه-گزارش

نوشته : سعيد سجادي
اشاره:
در شماره قبل خوانديم كه مادر فرهاد به خانه مرجان رفته و مفصل در مورد ازدواج فرهاد و مرجان با خانواده عروس صحبت كرد ظاهراً نه تنها هيچ مخالفتي نداشت، كه در فكر مهيا كردن شرايط ازدواج نيز بود. چندماه بعد از اين ماجرا، روزي فرهاد به خانه مرجان زنگ زد، اما كسي گوشي را بر نداشت. به سمت خانه مرجان رفت، اما آنها را در خانه نيافت هيچ كس خبري از خانواده مرجان نداشت، ادامه ماجرا:
ناگهان به فكر پروين خانم دوست صميمي مادر مرجان افتادم، همان كه با ما مدتي همسايه بود، با عجله به سمت خانه او دويدم، حال ديوانه ها را داشتم. خوشبختانه او از آنها خبر داشت و خيلي خونسرد گفت:
«اتفاقي نيفتاده، براي چند روزي رفته اند قروه پيش خالأ مرجان. »
گفتم:
«ولي هميشه مرا در جريان مي گذاشتند. ببخشيد پيغامي براي من نداشتند؟!»
و پروين خانم در كمال خونسردي گفت:
«نه، مگر بايد براي شما پيغامي مي گذاشتند؟!»
از پاسخ او وا رفتم، دلم هري ريخت پايين. پروين خانم كه متوجه حال من شده بود، ادامه داد: «البته امروز - فردا برمي گردند. »
وقتي به خانه رسيدم، با سؤال پيچ مادرم روبه رو شدم كه هي مي پرسيد: «فرهاد، چته، مشوش هستي و. . . »
من هم درد دل كردم و گفتم:
«مادرجان سابقه نداشته مرجان بدون هماهنگي من جايي برود، حالا پنج روزه كه غيبشان زده. . . »
و مادرم كه مدت ها دنبال يك نقطه ضعف از آنها بود با لحني از سر دلسوزي گفت:
«سالي كه نكوست از بهارش پيداست، ببين فرهاد اگر اول كار اين طور است، فردا مي خواهي چطور زنت را كنترل كني؟!»
گفتم:
«مادر من دردم را به شما گفتم تا سبك بشوم، اما شما داريد نمك روي زخم من مي پاشي. »
و مادرم با حالتي دلسوزانه گفت:
«فرهاد، اين قدر از خودت ضعف نشان نده، همين كارها را كردي كه امروز بر گرده ات سوار شده اند. »
من احساس كردم بحث كردن با مادرم سودي ندارد، براي همين تلفن را برداشتم و بردم طبقه بالا تا اگر مرجان تماس گرفت، بتوانم راحت تر با او حرف بزنم، اما هيچ صدايي از تلفن درنمي آمد.
فردا صبح جمعه بود و اين بهترين فرصت براي يافتن مرجان بود، صبح زود صبحانه نخورده رفتم در خانه شان، خوشبختانه خالأ مرجان در را باز كرد، اما انگار با من غريبه بود، آمد دم در گفتم:
«من فرهاد هستم، بجا كه مي آوريد. . . »
و او با لحني سرد پاسخ داد:
«اگر دنبال مرجان آمدي الآن نيست، قرار است چند ساعت ديگر از سفر بيايند. . . »
تعجب كردم از اين همه بيگانگي كه در كلام خاله مرجان موج مي زد، باز هم دلم طاقت نياورد و گفتم:
«ببخشيد اگر آمدند بفرماييد فرهاد آمده بود و بسيار نگران حالتان بود. »
و خاله مرجان بدون خداحافظي و با سردي در را بست.
به خانه آمدم، اما جرأت نداشتم دردم را به كسي بگويم، ساعت يك وسي دقيقه بعدازظهر زنگ تلفن به صدا درآمد، گوشي را كه برداشتم صداي مادر مرجان را شنيدم كه بدون پاسخ دادن به سلام من، خيلي خشك و رسمي گفت:
«ببينم كاري داشتي آمده بودي خانه ما؟!»
و من بي تابانه گفتم: «سلام، خيلي نگران حال شما بودم، راستي كجا هستيد؟!»
و او بدون جواب سلام من، گفت: «خانه مادربزرگ مرجان. . . »
گفتم: «پس من آمدم. »
اين را كه گفتم، ديدم مادر مرجان با سردي از من مي خواهد به آنجا نروم، تعجب كردم، اما بدون آنكه منتظر بقيه حرف هايش بشوم گوشي را گذاشتم و به سمت خانأ مادربزرگ مرجان روانه شدم.
وقتي تاكسي توقف كرد، ديدم مادر مرجان دارد سوار خودروي شوهر خواهرش مي شود تا به سمت خانه شان برود. به راننده تاكسي گفتم: «لطفاً دربست اين خودروي روبه رويي را تعقيب كنيد. »
راننده گفت: «جوان ما اهلش نيستيم. . . »
گفتم:
«برادر من، اينها كه مي بيني مادرزن، زن و خواهر زن من هستند نه غريبه. . . من هم كه جيمز باند نيستم. »
و تاكسي راه افتاد تا رسيديم به خانه مرجان. پياده شدم و كرايه راننده را دادم. مادر مرجان كه احساس كرده بود من به دنبال آنها هستم با حالتي نگران در را بست، اما من دست بردار نبودم. مي خواستم بدانم چه خطايي از من سر زده كه در طي چهار روز همه چيز عوض شده است؟!
در زدم، مادر مرجان در را باز كرد و من بدون گفتن حرفي داخل خانه شدم، از حياط گذشتم، نگاهم توي حوض خانه افتاد، يك ماهي قرمز مرده، روي آب آمده بود. وارد اتاق كه شدم با حالتي پر از سؤال و خشم و گلايه گفتم:
«من معني كارهاي شما را نفهميدم همه با من غريبه شده اند، كساني كه تا همين هفته پيش من برايشان از آشنا هم آشناتر بودم!»
در اين حال مادر مرجان گفت:
«فرهاد ديگر فكر كن چيزي بين تو و دختر من وجود ندارد. از اينجا برو و پشت سرت را هم نگاه نكن. »
گفتم:
«چرا آخه مگه چي شده؟! خلافي از من سر زده؟! چرا اين همه سرد و بيگانه با من حرف مي زنيد. »
و او ادامه داد:
«چيزي نشده، فقط دوست ندارم بجاي عروسي، جنازأ دختر جوانمرگم را روي دوش بگيرم. »

*****

+ نوشته شده توسط محمد در چهارشنبه 27 شهریور1387 - ساعت 9:34 |
کد مطلب: 51 || نوع مطلب: اخبار مهم

خبرگزاري فارس: امروز تشكيلات بهائيت در تلاش است با استفاده از شيرين عبادي جهت اهداف تشكيلاتي خود زرين‌تاج (قرة‌العين) ديگري را بازسازي كند و اين نيازمند هوشياري وي براي خنثي كردن اين توطئه است.

به گزارش خبرگزاري فارس، زرين تاج قزويني مشهور به قرة‌العين از 18 نفر پيروان علي محمدباب بود كه معروف به "حروف حي " بودند. نقش قرة‌العين در اجتماع دشت بدشت با كشف حجاب خود و اعلام رسمي نسخ اسلام و معرفي فرقه بابيه به عنوان ديانتي جديد آغاز شد. او حتي در روز عاشورا به همراه خواهر خود با لباس‌هاي رنگين در ميان جمعيت عزادار و سياهپوش حاضر مي‌شد و به مناسبت روز تولد علي‌محمد باب به جشن و شادي مي‌پرداخت.
از سوي بهائيان بسيار تلاش صورت مي‌گيرد كه قرة‌العين به عنوان اولين مدافع حقوق زنان ايران و اولين كسي كه جنبش فمنيستي را در ايران پايه‌گذاري كرد، معرفي شود. اما امروز تحقيقات محققاني همچون «دكتر دنيس مك اوئين» استاد دانشكده ادبيات دانشگاه نيوكاسل، « دكتر عباس امانت»‌ استاد تاريخ و مطالعات بين‌المللي در دانشگاه ييل، دكتر فرزانه ميلاني استاد دانشگاه ويرجينيا، هدف اصلي و پروژه اساسي قرة‌العين را خروج از اسلام مي‌دانند و معتقد هستند كه از شخصيت او نمي‌توان قرائتي فمينيستي داشت.
"دنيس مك اوئين " اساساً جنبش بابيه را يك جنبش اصلاح‌گرايانه و جنبشي در جهت حقوق زنان نمي‌داند. او معتقد است كه بابيه و بهائيت متعلق به جريان‌هاي دموكراتيك نيستند. بلكه سرآغاز شكل‌گيري مفاهيم دموكراتيك را در ايران از انقلاب مشروطه مي‌داند. دكتر نيكي كدي استاد دانشگاه كاليفرنيا، نيز معتقد است كه جنبش بابيه در ايران يك جنبش پيش از مدرن است و به صورت گسترده‌اي در روستاها و شهرهاي كوچك رخ داده است. در حالي كه نهضت تنباكو و نهضت مشروطيت از جنبش‌ها و نهضت‌هاي اوليه عصر مدرن هستند كه در مراكز شهري بسيار پرجمعيت رخ داده است.
همكاري عبدالبهاء رهبر بهائيان با دولت روس و محمد علي شاه و با دادن شعار جهان وطني هيچگاه از تاريخ سياسي ايران محو نخواهد شد. شرح اين خيانت را به خوبي مي‌توان در آثار «ادوارد براون»، «سيد حسن تقي زاده»، «احمد كسروي»، «فريدون آدميت»، «هما ناطق»، «احسان طبري» و ... يافت. اين نخستين نهضت مردم‌سالاري ايرانيان كه در پي خروج از سلطنت استبدادي قاجار و تشكيل يك نظام پارلماني بود از نظر محققان بهائي همچون «اولريش گلمر» اين علائق ملي و منافع ايرانيان همان احتجاجات ناسيوناليستي نازيسم آلمان تلقي مي‌شود.
امروزه تشكيلات جهاني بهائيت، در جهان غرب از سوي محققاني همچون «دكتر خوان كول» استاد مطالعات خاورميانه دانشگاه ميشيگان و رئيس سابق مطالعات خاورميانه، «دكتر دنيس مك اوئين» و «فيچيكيا» مورد انتقادات جدي قرار گرفته است.
آنان معتقد هستند كه ساختار شوراي 9 نفره رهبريت تشكيلات جهاني بهائيت از گرايشات شديد بنيادگرائي برخوردار است تا گرايشات ليبراليستي، و مؤلفه‌هاي فرقه‌اي در آن به شدت در حال افزايش است؛ تا جايي كه به اعتقاد «دكتر فيروز كاظم‌زاده» استاد تاريخ روسيه در دانشگاه ييل و سخنگوي بهائيان آمريكا، ساختار تشكيلات بهائي لزوماً منطبق با دموكراسي در آمريكا نيست بلكه متعهد به رعايت تئوكراسي جامعه بهايي است.
دنيس مك اوئين نيز در تبيين نظام اداري بهايي به تئوكراسي ديكتاتورمآب اشاره مي‌كند. تا جائي كه «اودو شفر» از محققان برجسته بهائي و عضو سابق محفل ملي بهائيت در آلمان، نگاه بهائيان به مركز جهاني بهائي (بيت العدل اعظم) را كه قائل به عصمت براي آن هستند همانند نگاه به معبد دلفي مي‌داند و معتقد است كه بهائيان به يك الهام شبه نبوي از سوي روح‌القدس در بيت العدل اعظم قائل هستند و روح‌القدس را نيز همچون يك خداي ماشيني در هدايت بيت‌العدل اعظم تلقي مي‌كنند.
تشكيلات بهائيت به دليل ساختار فرقه‌اي خود در جهان غرب از كمترين اقبالي برخوردار است. غربيان بهائيت را يك مسلك شبه عرفاني شرقي مي‌دانند كه لباسي به ظاهر از دنياي مدرن به تن كرده است. همان گونه كه «هامر رومر» محقق آلماني معتقد است كه بهائيت يك مسلك درويش مآب است و تنها به لطف تقارن با جنبش‌هاي فرهنگي ملهم از غرب در خاورميانه بوده كه لباسي مدرن بر تن كرده و مي‌كوشد تا پيوندهاي خود را با ساير سلسله‌هاي درويشي پنهان نمايد. «پرفسور نالينو» استاد دانشگاه روم نيز بهائيت را آميزه‌اي از توهمات شرقي و آرا و عقايد غربي مي‌داند و آن را نقابي مي‌داند براي لاقيدي مذهبي.
«اودو شفر» به دلايل عدم استقبال غرب به بهائيت اشاره مي‌كند كه عقايد بهائي در سيستماتيك كردن و عرضه محققانه تعاليم خود بسيار ضعيف است و در مقام مقايسه در مطالعات فلسفي، مذهبي و علم كلام با اسلام اذعان مي‌نمايد كه جامعه بهائي در مرحله نوزادي به سر مي‌برد.
وي بيان مي‌كند كه در بهائيت نظريه‌هاي بنيادي فلسفي در مورد نقش عقل و منطق، اخلاق و سياست مورد پژوهش قرار نگرفته است.
وي همچنين معتقد است كه بدون ترديد احكام جزائي كتاب اقدس كاملاً مخالف تصور ارزش‌هاي حاكم بر دنياي غرب است و نيز مخالف خواسته‌هاي متخصصين امور جنائي مدرن است و با نااميدي اين گونه بيان مي‌كند كه كم‌تر به نظر مي‌رسد بتوانيم اين مسائل را در بحث‌هاي مستقيم در جامعه امروزي جامعه‌اي كه جز دلايل منطقي و عقلاني دليل ديگري نمي‌پذيرد مطرح كنيم.
او همچنين اشاره مي‌كند به وجود عقيده‌اي كه غالبا بهائيان آن را تكرار مي‌كنند كه بهاء‌الله همه چيز را بيان كرده است و انسان براي كشف حقيقت نيازي به فلسفه ندارد به اين نتيجه مي‌رسد كه اين مي‌تواند جامعه بهائي را به نگرش‌هاي فرقه گرايانه سوق دهد.
«موژان مومن» از محققان مشهور بهائيت خود اذعان دارد كه جوامع بزرگ بهائي در بخش‌هاي فقير جهان متمركز است كه در جنوب آسيا، آفريقا، آمريكاي لاتين و در برخي از جزاير اقيانوس آرام حضور دارند و بزرگ‌ترين جامعه بهائي در جهان نيز در هندوستان است. بيشتر آنها از جوامع روستايي هستند و بنا به گفته وي بسياري از روستائيان جهان سوم كه در سال‌هاي اخير بهائي شده‌اند بي‌سواد هستند.
وي اذعان مي‌كند كه اكنون امر بهائي عمدتاً ديانتي جهان سومي است. او معتقد است كه در آسياي شرقي، توسعه بهائيت موفق نبوده است در كشور چين و كره شمالي از آنجائي كه به رسميت شناخته نشده و هيچ فعاليت سازمان يافته بهائي وجود ندارد، توسعه بسيار كند بوده است. در كشورهائي چون ژاپن و كره جنوبي كه آزادي مذهبي برقرار است، وضعيت بهائيت مشابه شرايط در اروپاي غربي است و از رشد مناسب برخوردار نيست.
امروز تشكيلات بهائيت در ايران به دليل ساختار فرقه‌اي خود نه تنها خود مانع مهمي در تحقق حقوق شهروندي بهائيان ايران است بلكه به دليل فعاليت‌هاي تشكيلاتي خود در سطح جامعه ايران دو عنصر مهم هويت ايراني را يكي اسلام و ديگري مليت را به چالش مي‌كشاند. بسيار تعجب‌آور است كه خانم شيرين عبادي با ناديده گرفتن حقوق ايرانيان اينگونه مورد سوء استفاده تشكيلات بهائيت قرار مي‌‌گيرد. در عين حال كه هم به ايراني بودن خود و هم به مسلمان بودن خود افتخار مي‌كند، همان دو عنصر تشكيل دهنده هويت ايراني كه دائماً در تاريخ معاصر ايران از سوي تشيكلات بهائيت مورد هجوم قرار گرفته است، وكالت رهبران تشكيلات بهائي ايران را به عهده مي‌گيرد. امروز تشكيلات بهائيت در تلاش است با استفاده از خانم شيرين عبادي جهت اهداف تشكيلاتي خود زرين‌تاج (قرة‌العين) ديگري را بازسازي كند اما اميد است اين نقشه شوم با هوشياري شيرين عبادي خنثي شود.

*لطف‌الله لطفي؛ پژوهشگر تاريخ معاصر ايران

*****

+ نوشته شده توسط محمد در دوشنبه 4 شهریور1387 - ساعت 14:42 |
کد مطلب: 46 || نوع مطلب: اخبار مهم
در رژيم صهيونيستي تصميم گيري شد
راه‌اندازي سايت‌هاي فرقه ضاله بهايي در اينترنت به دستور «بيت‌العدل‌اعظم»

خبرگزاري فارس: سايت‌هاي اينترنتي طرفداران فرقه ضاله بهائيت بر اساس قاعدهاي ديكته شده بيت‌العدل اعظم (سازمان مديريت جهاني فرقه) مستقر در اسرائيل و مبلغين پيشكسوت و رهبران آنها در مراكز بهايي ايران راه‌اندازي شده‌اند.

به گزارش خبرگزاري فارس بر اساس نتايج يك تحقيق، اينترنت در ساليان اخير عرصه ظهور و حضور بسياري از جريان‌هاي فكري و فرهنگي كشور بوده است.
بر اين اساس يكي از نحله‌هايي كه در سال‌هاي اخير توانسته فضاي مناسبي را جهت تبليغ و ترويج انديشه‌هاي مذموم خود در اينترنت فارسي بيابد، فرقه ضاله بهائيت است.
حمايت بي‌دريغ رژيم صهيونيستي و آمريكا و انگلستان، امكانات تبليغي فراواني را براي اين فرقه در اينترنت فراهم آورده است.

## تاسيس سايت بر اساس دستور بيت‌العدل اعظم
در ايران دو گروه به فرقه ضاله بهائيت در اينترنت مي‌پردازند:
1- پيروان بهاييت كه بر اساس قاعده‌هاي ديكته شده به آنها چه از طرف بيت‌العدل اعظم (سازمان مديريت جهاني فرقه) مستقر در اسرائيل و چه از طرف مبلغين پيشكسوت و رهبران آنها در مراكز بهايي ايران، اقدام به تاسيس سايت‌هاي متنوع (شامل:فيلم،عكس،‌كليپ‌، خبر، ‌مطالب مفصل در مورد فرقه بهايي، ‌نقد و تحليل مسايل كشور اقدامات نيروي انتظامي، افراد بسيجي، حزب‌الهي‌ها و نهايتا مجموعه‌ وزارت اطلاعات نسبت به جامعه بهايي كه به كرات در كليه وبلاگ‌هاي خبري و شخصي منتشر مي‌شود) نموده‌اند.
اين افراد به كامنت‌هاي وبلاگ‌ها و سايت‌هايشان خيلي اهميت مي‌دهند و بدين وسيله براي ايجاد مطلب در اينترنت افراد را شناسايي كرده و يا از آنها استفاده مي‌كنند و يا با نقد و حقير شمردن مخالفان صلح و نوع‌دوستي بهائيت را ترويج مي‌دهند.
2- گروه دوم مسلماناني هستند كه در وبلاگ‌ها و سايت‌هايشان و به عنوان كاربر مهمان و نقاد در پايگاه‌هاي اينترنتي بهاييان به نقد و بررسي جريان بهائيت در اينترنت و يا عقايد و ادعاهاي آنها مي‌پردازند.

# اتاق‌هاي چت بنگاه تبليغ

تشكيلات بهائيت با كمك پيروانش ضمن حضور در بخش‌هاي مختلف اينترنت، گروه‌هاي محاوره و مذاكره اينترنتي ايجاد نموده كه هر كدام به منزله يك بنگاه و دكه براي گردهمايي مجازي بهائيان است.
اعضاي بهايي وابسته به اين گروه‌ها، عامل اجراي طرح‌ها و فرامين پنهان و آشكار تشكيلات رهبري بهائيت مستقر در شهر حيفاي رژيم صهيونيستي گرديده‌اند.
همچنين با دعوت اينترنتي از بهائيان براي شركت در نشست‌هاي آنان در تهران به تبليغ عقايد فرقه مي‌پردازند.

# انتقام و كينه‌توزي نسبت به تشيع و امام زمان خواند بهاءا...

مهم‌ترين سوء تعبيري كه در كليه مطالب بهائيان به چشم مي‌خورد ادعاي اعتقاد آنها به اسلام، پيامبر اسلام و ائمه معصومين (ع) علي‌الخصوص وجود مقدس امام زمان (عج) است.
گرچه اينان فرقه خودساخته را در زمره دين‌هاي ابراهيمي معرفي مي‌نمايند ولي به دلايل متعدد درصدد تخريب شيعه برمي‌آيند يكي از تازه‌ترين اقدامات براي اثبات اين التزام مقاله‌اي است كه دريك سايت بهايي به قلم شخصي به نام فرزين، آمده است با عنوان "تفكر و تعمقي در دعاي ندبه مسلمين " با اشاره به فرازهايي از دعاي ندبه، اين دعا را در وصف حسين علي بهاء مي‌خواند و البته كاملا زيركانه سعي مي‌كند مخاطب را به هدف اصلي‌اش كه همان اشاره به امام زمان بودن بهاءا... است نزديك كند و بدين سان دست به تحريف و متن سازي مي‌زند:
اما در اين دعا جملاتي را ما زيارت مي‌كنيم (به معاني فارسي زير آيات نگاه نكنيد) كه همگي دلالت برآمدن شرعي نوين همراه با ظهور قايم آل محمد دارد به اين فراز توجه كنيد.
اين‌المدخر لتجديد الفرائض و السنن كجاست آنكه ذخيره شده براي نو كردن فريضه‌ها و سنت‌هاي دين؟ در اينجا نو كردن فريضه‌ها و سنت‌هاي دين آورده شده و اين نشان مي‌دهد كه بعد از حضرت محمد نبوت و پيامبري تمام نمي‌شود بلكه شخصي از همان خاندان ايشان فريضه و سنتي نو مي‌آورد كه بنا به دلايل منطقي سنت نو ديگر نمي‌تواند اسلام باشد و چون وقتي صحبت از نو و جديد مي‌شود همه مي‌دانند كه بايد در انتظار چيزي متفاوت باشند.
نويسنده ادامه مي‌دهد: همچنين در فراز زير صحبت از كتاب و حدود جديد است: اين المتخير لاعاده المله و الشريفه اين المومل لاحياءالكتاب و حدوده ... شريعت جديد،‌كتاب جديد و حدود جديد.
وي با يك نفسير عجيب و غريب و در حالي كه فرازهاي دعا را آيه مي‌خواند، ادامه مي‌دهد: اينها نمي‌توانند فقط نشانه‌هاي يك امام باشد زيرا هيچ امامي شريعت و حدود نو و جديد نياورده و نمي‌آورد اينها از خصائص و نشانه‌هاي پيامبران است اما به آيه ذيل نگاه كنيد، ايرادي كه ايرادگيران به حضرت باب مي‌گرفته و مي‌گفتند ايشان گفته بايد تمام بناها و ابنيه تاريخي، را خراب كرده و يا تمام كتاب‌ها را سوزاند در اين فراز مصداق چيزهايي كه بايد تخريب شود را ذكر كرده‌اند: اين‌ هادم البنيه الشرك و النفاق در جاي ديگر صدا مي‌زند كسي را كه رابط آسمان و زمين است و البته چه رابطي قويتر و بهتر از پيامبران؟


# اشاعه توهين‌هاي حسينعلي بهاء به شيعيان

حسينعلي بهاء (مؤسس بهائيت) در الواح و آثار خويش صراحتا و به كرات به شيعيان توهين و حمله كرده و براي نمونه در كتاب اشراقات، از آنان با تعابيري چون "شيعه شنيعه، و پست‌ترين حزب و امت "‌ ياد كرده و علماي تشيع را به (دليل نپذيرفتن ادعاي باب و بهاء) با تعبير "فراعنه و جبابره، و پراكندگان اوهام " ‌در بين مردم مورد طعن و لعن قرار داده است.

# انتساب دروغين عكس‌ها و اخبار مجازات مجرمان به بهائيان

در آرشيو 13 ارديبهشت 86 يك وبلاگ بهايي آمده است:
«عكس‌ها و مطالب اين مقاله شامل صحنه‌ها و عكس‌هاي فجيع و غير انساني است... لطفا آن را وقتي كه كودكان در كنار شما نيستند مشاهد كنيد اين پست با قرار دادن عكس‌هايي از قصاص مجرمان در ايران به نقدي مغرضانه از مجازات‌هاي اسلامي مي‌پردازد.
ذيل يكي از اين تصاوير، وبلاگ‌نويس فرقه ضاله درمورد عكسي درباره اجراي قصاص مي‌نويسد:
مجازات يك انسان ايراني در ملاء عام! در حالي كه اين عكس مربوط به مجرم معروف و وحشت‌آفرين منطقه پاكدشت «بيجه» است!
سپس اين وبلاگ‌نويس فضا مناسب ديده و شروع به القاء فرقه بهائيت مي‌كند و مي‌نويسد: جالب است كه بدانيم راه حل تمام مشكلات فكري و مشكلات اجتماعي و مشكلات اقتصادي دنيا در 164 سال پيش در ايران توسط يك فرد ايراني به دنيا ارائه شد ولي ما نشنيديم. او آمد و زندگيش را فداي آموزش ما كرد و ما نشناختيمش... سرانجام او به حكم علماي زمان در تبريز به اعدام محكوم شد و تير باران شد. خوشا به حال كساني كه او را شناختند و راه انسان دوستي و بشريت از او آموختند!

# حلال دانستن زنا و تفسير به راي روايات و آيات

نكته ديگري كه در اقدامات فرافكنانه‌ بهائيت قابل ذكر است، برجسته نمودن برخي از انحرافات ديني مانند قمه زني و تعميم دادن آن به كل شيعه است. مضحك آن است كه نويسنده كم سواد و خرافه‌گراي يك وبلاگ بهايي بعد از اندك تاملي و تنها در چند سطر پائين‌تر پرده از عقايد انحرافي‌اش برمي‌‌دارد و مي‌نويسد: حضرت محمد(ص) تيري انداخت و سپس فرمود: "اين تير را من نينداختم خدا انداخت. " يعني من كه خدا هستم، تير را انداختم. در مورد ديگري وقتي با حضرات مسلمين بيعت مي‌فرمود و مي‌دانيد كه همه دست ‌ها را روي هم مي‌گذارند و بيعت مي‌كنند و دست حضرت محمد روي همه دست‌ها قرار گرفت و فرمود، "يدالله فوق ايديهم " در واقع قبل از آن هم فرموده بود كساني كه با تو بيعت كردند با خدا بيعت كردند. حالا اگر حضرت محمد خدا است و مي‌شود با او بيعت كرد و دستش فوق دست‌ها قرار گيرد مي‌شود يدالله، بگذار حضرت بهاء الله هم خدا باشد ... در قرآن اشاره‌اي به حرام بودن زنا نشده است فوقش اين است كه مي‌فرمايد از آن دوري كنيد.
اين در حالي است كه همه انبياء الهي زنا را يكي از معاصي بزرگ مي‌دانند و پرهيزكاري را با دوري از اين گناه كبيره صادق مي‌دانند و در ده فرمان موسي عليه‌السلام پرهيز از زنا جز يكي از فرامين است.

# نوشتن نظرات تند از زبان كاربران و سلب مسئوليت از خود
بخش ديگري از مواضع جريان اينترنتي فرقه ضاله در پوشش كامنت‌هاي وبلاگ قابل مشاهده است، به عبارت ديگر گردانندگان وبلاگ بار مسئوليت مادي و معنوي مطالب موهن خود را به دوش كامنت نويسان بي نام و نشان مي‌گذارند كه مي‌توانند هرگونه نظري را بنويسند.

#مظلوم نمايي و تبليغ در سايه خدمت به كودكان
در سايتي ديگر كه خود را منتسب به چند جوان بهايي شيرازي مي‌داند و به بازتاب فعاليت‌هاي 54 جوان بهايي در منطقه‌اي فقير‌نشين در شيراز مي‌پردازد كه سال 86 به جرم فعاليت عليه نظام دستگير شده‌اند. كتابي كه به اين كودكان تدريس مي‌شده است نسائم تاييد بوده كه كتاب كودكان بهايي است.
سايت ياد شده اينگونه خبر فعاليت گروه 54 نفر را توصيف مي‌نمايد: گروه با هم مشورت كردند كه بهترين خدمت اين است كه بروند و به بچه‌ها در رفع اشكال درسيشان كمك كنند. كتاب‌هاي درسي را تهيه كردند و براي هر درسي را تهيه كردند و براي هر درس يكي از جوانان قبول كرد كه رفع اشكال كند وسائل لازم مثل تعداد زيادي كاغذ چرك‌نويس، مداد، وايت برد و ... تهيه كردند و با ذوق و شوق، روز جمعه به محل رفتند. بچه‌ها جمع شده بودند 20 نفري بودند؛ كم كم به تعداد آنها اضافه شده تا به حدود 60 نفر رسيدند؛ خانواده‌هايشان هم آمدند و سؤال مي‌كردند كه آنها براي چه آمدند و از كجا هستند و چه قدر پول مي‌گيرند؟ گفتند كه براي رفع اشكال درسي بچه‌ها آمدند و آمده‌اند كه اگر كاري از دستشان برمي‌آيد براي خواهران و برادران خود بكنند.
وبلاگ ديگري ادعا مي‌كند كه اين كتاب جهت تبليغ مرام خاصي تهيه و منتشر نشده، محتواي آن با هدف تقويت قابليت‌هاي فردي و اجتماعي و علمي و اخلاقي نوجوانان تنظيم گرديده و ناشر آن، يعني انتشارات آمريكايي (Developing learning press) ارتباطي با هيچ ديانت و عقيده و مرام خاصي ندارد، در حالي كه نويسنده بهائي مدعي مي‌شود كه كتاب‌هاي تبليغي فرقه ربطي به ترويج آئين بهائيت ندارد كه مسئول دفتر لوكزامبورك انتشارات مذكور در گفت‌وگويي با بي‌بي‌سي از الهام‌پذيري كتاب ياد شده از تفكرات بهائيت دفاع مي‌كند.

## مقام سازي براي خود در جهان
بهائيان در كليه سايت‌ها و وبلاگ‌هايشان بر وحدت پيروان خود مانور مي‌دهند و از گستره 7 ميليوني بهائيان در تمام دنيا سخن مي‌رانند و در عين حال مدعي هستند كه بعد از مسيحيت به لحاظ تنوع مليت پيروان دينشان مقام دوم را در جهان دارند.

# «آئين بهائيت» و حمله به مراجع و مقلدين

در يكي از فعال‌ترين سايت‌هاي بهائي كه در ترويج بهائيت و اخبار فعاليت‌هاي بهائيان است كه كليت هر آنچه يك فرد بايد در مورد دين بهائي بداند را آموزش مي‌دهد.
يكي از مطالبي كه در اين سايت تحت عنوان مقاله‌اي مجزا به چشم مي‌خورد مطلبي با اين عنوان است: «كشور مقدس ايران در نظر بهائيان»؛ در اين مطلب ايران به عنوان محل تولد باب و حسينعلي بهاء كشوري مقدس است كما اينكه آنان معتقدند بسياري از مكان‌هايي كه نام آن را «حج بهائي» گذاشته‌اند در ايران قرار دارد مثل قبر «شهيد باب» در تبريز و ديگر كشته‌شدگان اين فرقه اما مثل بقيه مكتوباتي از اين دست حمله به شيعه و مسائل تقليد پايان بخش تلاش سردبير اين سايت براي نتيجه‌گيري مي‌شود:
«شايد بسياري از افراد با توجه به ذلت و عقب‌ماندگي ايران در دويست سال گذشته اميدي به آينده روشني براي اين كشور نداشته باشند، اما با توجه به آنچه ذكر شد، آينده ايران از نظر بهائيان بسيار روشن و درخشان است. حضرت عبدالبهاء در رساله، مدنيه به مردم ايران و اولياي امور كشور توصيه فرمودند كه «از تقليد نفوس متوهمه بپرهيزند، تغيير و تحول اساسي در طرز تفكر و رفتار فردي و اجتماعي را لازم شمرند، به فكر بزرگواري و عزت خود بين ملل و طوايف عالم باشند و با وجداني آگاه و تمسك به خشيه‌الله دست به دست هم داده احتياجات مملكت را دريابند و منافع شخصي را فداي مصالح عامه نمايند.»
اين سايت داراي بخش‌هايي مثل اطفال، نوجوانان، ارسال مقاله، گالري عكس، كتابخانه و دسترسي مستقيم به سايت جهاني بهائي است. كه چهار مورد آخر در بسياري سايت‌هاي ديگر بهائيان نيز ديده مي‌شود.
يكي از لينك‌هاي اين سايت كه در واقع به همراه سايت راديو يي جزء لينك‌هاي اصلي به شمار مي‌رود كه به گفته سردبير آن براي ابراز عقيده و عرض اندام تراوشات ذهني جوانان بهائي در نظر گرفته شده است كاري جز سياه‌نمايي در مورد و برمورد با مشكلات جوانان انجام نمي‌دهد.

## سهم دانشگاه از تبليغات مسموم فرقه ضاله
بحث ممنوعيت از تحصيلات عالي در ميان بهائيان حاضر در نت بسيار داغ و پرطرفدار است تا آنجا كه بيت‌العدل اعظم هم با پيامي به اين «نور ديدگان» آنها را دعوت به صبر و خويشتن‌داري مي‌كند و مي‌خواهد به آينده‌ ايران كه البته از آن آنهاست اميدوار باشند. به دنبال آن وبلاگي به نام دفاع از حقوق دانشجويي بهائي ترتيب مي‌دهند و خواستار اجراي حقوق بشر در ايران مي‌شوند و تمام اين فرافكني‌ها دستاويزي براي به چالش كشيدن حكومت و «دروغگو» خواندن آن است.
پس از ارسال اين مطلب ادعاهاي تكراري مبني بر اينكه بهائيان با وجود اينكه بسياري از رتبه‌هاي ممتاز كنكور را كسب مي‌كنند ولي يا اصلا به دانشگاه نمي‌روند و يا با شناسايي شدن بعد از نهايتا 2 ترم تحصيل اخراج مي‌شوند و «چطور است كه بهائيان بايد ماليات بدهند، پسرانشان را به سربازي بفرستند، به قوانين ايران احترام بگذارند، هيچ دم هم بر نياورند ولي از تحصيل در دانشگاه محروم باشند.» طرح مي‌شود.

# تبرئه بهائيت از خيانت به وطن

وبلاگ ديگري كه مورد بررسي قرار مي‌دهيم نه به لحاظ اهميت آن كه از براي «فدايي بهاءا...» است بلكه به دليل مطلبي است در خصوص شركت بهائيان در جنگ ايران و عراق و جواب به اين سؤال كه آيا بهائيان شهيد هم داده‌اند يا نه؟ كه وي توضيح مي‌دهد:‌«حكم جهاد توسط حضرت بهاالله صراحتا در كتاب اقدس ملغي گرديده، حضرت بهاءالله در لوح بشارات نويد مي‌دهند كه سلاح عالم به اصلاح تبديل شود... در هنگام جنگ ايران و عراق هم احبا كه بعضي از آنها دوره خدمت اجباري سربازي را مي‌گذرانند در جبهه‌ها هم حاضر شدند و مردانه از خاك خويش دفاع كردند. مثلا پسرعموي پدر من مدت دو سال سربازي خود را در اهواز و آبادان در خط مقدم سپري كرد.»
اين بلاگر در خصوص «پسرخاله»‌اش مدعي مي‌شود: پسرخاله‌ مادرم هم اواخر جنگ به خدمت رفتند!
البته گفتني است رژيم صهيونيستي با لابي‌هاي حامي صدام در جنگ تحميلي عليه ايران و ارتباط متقابل ايشان با عناصر بهائيت كه در بسياري موارد به عنوان عوامل جاسوسي بيگانه مشغول به خيانت نسبت به ايران اسلامي بوده‌اند نيز بديهي است.

##ادامه سياه‌نمايي و تامين سوژه براي دشمن
وبلاگ ديگري در پستي با عنوان «نقض آشكار حقوق بشر در پيش نويس يك لايحه قانوني در ايران» به نقل از سرويس خبري مركز جهاني بهائي صرفا خبر را نقل مي‌كند ولي عكس‌هايي كه مي‌گذارد كاملا جنبه تبليغاتي در لواي معاندت با نظام را دارد.

# حمله به فقه اصولي شيعه و دلسوزاندن به حال گروه‌هاي سياسي
يكي از فعالان وب‌نويسي بهايي در جايي با سعي در القاء شبهه نوشته است: «چگونه است كه افت و انحطاط ايران با برآمدن شيعه اصولي و حذف ديگران هم زمان و متقارن شد؟ آيا اين روند شايسته دقت و بازنگري نيست؟ آيا در خمير مايه شيعه اصولي كه سيد باب را به جوخه اعدام مي‌سپارد، ‌دگرانديش آزاري و افت انديشه و فكر تازه عجين شده است؟ آيا دويست سال حكومت بلامنازع شيعه اصولي بر ايران و اقتدارگرائي و تثبيت قدرت در دست عاليجنابان چه فايده‌اي براي ايران و ايرانيان داشته كه شما اكنون سنگ آن را به سينه مي‌زنيد؟ آيا همين ذهنيت و اقتدارگرايي نبود كه در مدت كوتاهي عده زيادي از اصلاح طلبان را در نهايت بي‌رحمي و به سرعت حذف كرد؟»


## وبلاگ‌نويسان متعهد و دلسوز براي دفع آفت بهائيت و اقدام متقابل بهائيان
وبلاگ‌هاي فارسي از جانب مسلماناني نوشته مي‌شود كه به تحليل و نقد آثار، شكل‌گيري و تاريخچه فرقه،‌پيشوايان، پيروان و اهداف بهائيت مي‌پردازند. بهاييان اين وبلاگ‌ها را معمولا به سرعت شناسايي مي‌كنند و درصدد مقابله با آنها بر مي‌آيند.
به عنوان مثال دو وبلاگ به نام‌هاي «بهائيت و سياست» و «چشم‌انداز جوان » كه با همين هدف طراحي شده‌اند با همين نام‌ها مشابه بهايي هم دارند كه با اندكي تغيير در آدرس اينترنتي از اشتباه شدن آنها با وبلاگ‌هاي مسلمانان جلوگيري شده و همه‌ بهاييان بلافاصله آن را در لينك وبلاگ و سايتشان قرار مي‌دهند.
در اين بين به ذكر پستي از وبلاگ «سراب بهاييت»به نويسندگي «صدرا» اكتفا مي‌كنيم كه درباره يك مستند افشاگرانه تشكيلات پنهان و مرموز بهائيت است:
«دو نفر فيلم ساز مستند به نام‌هاي «‌آصف شفير و نعيما پيريتز» با الهام گيري از تشكيلات بسته و اسرار آميز بهائيت فيلم مستندي تحت عنوان «بهائيان در همسايگي يا حيات خلوت من» ساخته‌اند كه در بيست و سومين فستيوال بين المللي فيلم‌هاي مستند كه در تابستان سال جاري در اسرائيل برگزار گرديد به نمايش درآمد و سر و صداي فراوان به پا كرد. آصف شفير تهيه‌كننده فيلم، سال‌ها در منزلي در كنار تپه‌اي در حاشيه‌ كوه كرمل در شهير حيفا كه در روبروي آن، سه ساختمان عظيم سفيد رنگ مربوط به تشكيلات جهاني بهائيت احداث شده است زندگي مي‌كرده و همواره مايل به كسب اطلاع از درون اين ساختمان‌ها و كشف اسرار دروني آنها بوده است. زماني كه وي شاهد احداث ساختمانهاي عظيمي در طبقات زير زميني اين تپه بوده مصمم مي‌گردد با همكاري دوستش نعيما به اين اسرار پي ببرد. تلاش اين دو نفر براي كشف اسرار دروني ساختمان‌هاي بهائيت، منجر به تهيه اين فيلم مستند شده است.
در اين فيلم با اشاره به بعضي جملات منقول از رهبران بهائي شامل وحدت اديان و انسانها (وحدت عالم انساني)، تلاش براي صلح جهاني، نفي جنگ و بكارگيري اسلحه، عدم دخالت در كار حكومت و سياست و امثال آن، به كشف عملكرد و شيوه رفتاري بهائيان مي‌پردازد.
اولين سؤال براي او زماني پيش مي‌آيد كه وي متوجه مي‌شود كه اين ساختمان‌ها و تشكيلات، يك مجموعه قلعه گونه‌داراي زير زمين و سازه‌هاي ضد حملات اتمي مي‌باشد كه بنظر نمي‌رسد يك محل روحاني متعلق به يك تشكيلات ديني باشد.
در ادامه اين تحقيقات اين دو نفر بارها به عنوان تروريست به بازديد باغ‌هاي بهائي كه در روي اين تپه احداث شده مي‌روند تا بلكه راهي به درون ساختمانها بيابند ولي هر بار مايوس تر از گذشته برمي‌گردند.
اين دو نفر متوجه اختلافات دروني بهائيت نيز مي‌گردند و با نوه محمدعلي افندي برادر عباس عبدالبهاء كه جانشين واقعي عباس بود ولي به همراه اعضاي خانواده‌اش توسط عباس مطرود گرديدند مصاحبه مي‌كند. اين خانم مسن كه «نگار» نام دارد هم اكنون به عنوان يك بهائي منتقد تشكيلات بيت‌العدل بهائيت در شهر حيفا زندگي مي‌كند و اين تشكيلات گسترده را نماينده و معرف يك نظام ديني كه داعيه صلح و برادري دارد نمي‌داند. ادامه اين تحقيقات منجر به كشف ارتباط ميان تشكيلات بهائيان انگليس با «ديويد كلي» ناظر تسليحات كشتار جمعي سازمان ملل در عراق مي‌گردد.
وي كه عضو سازمان مخفي‌ ام-16 انگليسي بوده توسط خانمي به نام «تد پترسون» كه يك بهائي و مترجم زبان عربي و وابسته به سازمان سيا بوده است، بهائي مي‌گردد. خانم پترسون بارها به عنوان مترجم زبان عربي به همراه ديويد كلي به عراق سفر مي‌كرده است. گزارش همين اقاي ديويد كلي، وسيله‌اي براي توجيه آمريكا و انگليس براي حمله به كشور مسلمان عراق گرديده.
تهيه‌كننده فيلم با اين سؤال بزرگ روبرو مي‌گردد كه اگر بهائيان موظف به عدم دخالت در سياست هستند چرا افرادي نظير ديويد كلي و پترسون در مهمترين جريان سياسي نظامي جهان معاصر يعني حمله آمريكا و انگليس به كشور مسلمان عراق داراي نقش كليدي و تعيين كننده هستند؟... جالب اينجاست كه بعد از حمله نظامي به عراق شاهد خودكشي اسرار آميز ديويد كلي در حاشيه شهر لندن هستيم و در اين ميان نتيجه تحقيقات پلييس از محفل ملي بهائيان انگليس كه ديويد از اعضاي آن بوده است نيز به اطلاع عموم مردم نمي‌رسد و اين دو نفر هرگز موفق به ملاقات و مصاحبه با خانم پترسون هم نمي‌گردند. بالاخره اين دو نفر با متوسل شدن به بعضي بهائيان و با ارائه علاقمندي خود به بهائي شدن موفق مي‌گردند به بعضي از طبقات زيرزميني بيت العدل در تپه‌هاي شهر حيفا راه يابند ولي براي ورود به بعضي از طبقات كاملا سري و محرمانه آن هرگز موفق نمي‌شوند و سوال بزرگ همچنان باقي است ولي به اين نتيجه مي‌رسند كه بهائيت يك تشكيلات مخفي سياسي- نظامي - جاسوسي با پوشش مذهبي و ديني ظاهر فريب مي‌باشد.»

# نگاه پاياني
بهاييان بطور جدي از اواخر سال 84 تا به امروز در اينترنت ايران فعاليت خود را آغاز كرده‌اند ولي سايت‌هاي آنها ‌در كشورهايي چون آمريكا كه دانشگاه بهاييان در آنجا قرار دارد، بيش از 10 سال است كه قدمت فعاليت دارد. علي‌رغم آ‌نكه فعاليت بهائيت شدت بسيار زيادي يافته است اما همچنان پاسخگويان اندكي در اينترنت نسبت به شبهات و سم پاشي اين جريان در حال فعاليت هستند،‌ حمايت از گروه متعهدي از وبلاگ‌نويسان توانمند مي‌تواند به خنثي سازي اين افكار انحرافي كمك شايان توجهي نمايد.

*****

+ نوشته شده توسط محمد در سه شنبه 15 مرداد1387 - ساعت 0:10 |
کد مطلب: 715 || نوع مطلب: تحلیل-پژوهش-مصاحبه-گزارش

نوشته : سعيد سجادي
اشاره:
پيشتر آمده بود كه فرح پهلوي هم به قصد مردم نمايي، و نيز با هدف نمايش حمايت رژيم پهلوي از بهائيان، در سفري به «لاله جين»، از كارگاه سفالگري پدربزرگ بهزاد ديدن مي كند. روايتگر ما كه دوران كودكي اش را سپري مي كند، در كارگاه پدربزرگ مشغول بازي است كه توجه فرح را جلب مي كند
همه چشم ها به فرح پهلوي خيره مانده بود بجز من كه بدون توجه به او مشغول گل بازي بودم، ناگهان فرح به طرفم آمد و مرا بغل كرد، باز برق فلاش عكاس ها كه پي درپي عكس مي گرفتند، چشم هايم را زد. فرح در حالي كه مرا بغل كرده بود، گفت: اين پسر فرزند كيه؟!
پدربزرگم با ترس و واهمه جلو آمد و گفت: او نوه من است. در اين زمان فرح لبخندي زد و گفت: او در آينده سفال ساز قابلي خواهد شد.
و من در جواب او گفتم: من از سفال گري خوشم نمي آيد و نمي خواهم سفال ساز شوم و فقط تابستان ها پيش پدربزرگ و مادربزرگم مي آيم. ناگهان سنگيني نگاه پدربزرگم كه از خشم سرخ شده بود و همه افراد دوروبر فرح را روي خودم احساس كردم، اما فرح كه بدجوري خيط كرده بود، بي آنكه به روي خودش بياورد، گفت: آهان پس مي خواهي دكتر بشوي، پس حتماً درست را بخوان، تا به آرزويت برسي.
فرح با گفتن اين جمله، در حالي كه دوربين تلويزيون و دوربين هاي عكاسان او را تعقيب مي كردند، مرا به زمين نهاد و به اتفاق دوستانش از كارگاه خارج شد، اما آن روز پدربزرگم مرا سرزنش نكرد. همان روز فيلم اين بازديد از تلويزيون پخش شد و گوينده از بي ريايي، هنردوستي و سادگي فرح پهلوي گفت و جرايد بسياري در ويژه نامه هاي خود گزارش اين بازديد را بازتاب دادند، در حالي كه هزينه ريخت و پاش هاي فرح و اطرافيانش در اين سفر، سر به فلك مي زد. بدين ترتيب من نيز ناخواسته در يكي از شوهاي تبليغاتي رژيم شاه شركت كردم.
امروز كه آن خاطرات را مرور مي كنم، احساس مي كنم كه كارگاه پدربزرگ از قبل براي بازديد فرح پهلوي در نظر گرفته شده بود؛ زيرا فرح نيز از بهائيان حمايت مي كرد.
در سال هاي بعد من و برادرانم آنقدر در لاله جين خرابكاري به بار آورديم و پدربزرگ را مجبور به عذرخواهي از اين و آن كرديم كه پدر سفر ما به لاله جين را قدغن كرد و ما مجبور شديم تابستان ها در همان همدان بمانيم و به خاطر كمك به پدرم، آب زردآلو و سيگار بفروشيم.
در حال و هواي انقلاب
تا اينكه اواخر سال 6513 از راه رسيد. سالي كه زمزمه هاي انقلاب به گوش رسيد و مردم قم و تبريز شجاعانه در خيابان ها ظاهر شدند و با تظاهرات خود پشت رژيم شاه را لرزاندند. اگرچه شاه و نخست وزيرش جمشيد آموزگار ادعا كردند: تظاهركنندگان ايراني نبوده اند بلكه عده اي اجير شده از آن سوي مرزها به ايران وارد شده اند!!!
در سال 7513، من كلاس پنجم ابتدايي بودم و مديري خشك و خشن داشتيم به نام خدادادي كه با كت و شلوار و كراوات و صورت سه تيغه در مدرسه حاضر مي شد و همه معلم ها و حتي ناظم به دليل روابطي كه داشت از او حساب مي بردند، اما علي رغم تهديدات او يكي از هم مدرسه اي ها به نام هزاوه اي تابوي سكوت را در مدرسه شكست. او اعلاميه ها و عكس هاي حضرت امام(ره) را به مدرسه آورد، كاست نوارهاي سخنراني هاي ايشان را در مدرسه پخش كرد و به برپايي تظاهرات بچه ها همت گماشت، چندي بعد به خيابان ها ريختيم و پس از شكستن شيشه هاي مدرسه و چند مركز دولتي به سمت مدرسه اي به نام اتحاد روانه شديم. در مدرسه اتحاد عموم بچه هاي ثروتمند، از يهودي و بهايي و مسلمان درس مي خواندند اما عشق به حضرت امام(ره) باعث شده بود تا همين بچه ها هم با شور و نشاط به جمع ما ملحق شوند و فرياد سر بدهند: «استقلال، آزادي، جمهوري اسلامي».
چندين بار آقاي خدادادي، دوست ما هزاوه اي را كتك زد و تهديد به اخراج كرد، اما او بي باك و شجاع الدين دوباره به فعاليت هايش ادامه مي داد، انگارنه انگار اين همه كتك خورده است. حتي يك روز آنچنان از دست مدير از خدا بي خبر كتك خورد كه سر و كارش به بيمارستان افتاد و چند روز در بيمارستان بستري بود و بچه هاي مدرسأ ما در غياب او كوشيدند در اعتراض به اين عمل وحشيانه تظاهرات كنند، اما ديگر هزاوه اي نبود كه به آنها دل و جرأت بدهد و بگويد فقط از خدا بترسيد. چندي بعد دوست ما دوباره به مدرسه بازگشت و موج تظاهرات دوباره شروع شد. تظاهراتي كه مسئولان مدرسه را آنقدر مستأصل ساخته بود كه بجز تعطيل كردن مدرسه راه ديگري نداشتند.
در اين ميان من فارغ بودم از به اصطلاح نصيحت هايي كه مي شنيدم؛ زيرا دلم مي خواست من هم به عشق امام(ره) دوش به دوش بچه هاي ديگر شعار بدهم، اما در خانه و محفل حكايت ديگري بود. آنها مي گفتند: چشممان روشن حالا راه افتاده اي توي خيابان ها و براي آخوندها تظاهرات مي كني؟ يادت رفته اعليحضرت چقدر به ما لطف داشته و دارند؟ مي داني اگر خداي نكرده ايشان از كشور بروند ما بدبخت مي شويم؟ تو بجاي اينكه در صف شاه دوستان باشي، مي روي تظاهرات؟! و من در عالم كودكي پاسخ دادم: آخه صف شاه دوستان تشكيل نمي شه، همه از شاه بد مي گويند و مي خواهند او برود. همه مرگ بر شاه مي گويند. در اين موقع پدرم گوشم را بشدت پيچاند و گفت: اون ها هر غلطي كه مي خوان بكنن به ما مربوط نيست، اما تو بهايي زاده هستي. در اين ميان يكي از اعضاي محفل با ملايمت پدرم را به صبر دعوت كرد و با لحني دوستانه گفت: فرهاد جان، مي داني جمال مبارك به خواب يكي از دوستان آمده اند و فرموده اند، جامعأ بهايي مسئول است تا در دفاع از اعليحضرت هر كاري مي تواند، انجام بدهد، چه جاني و چه مالي. خب حالا تو مي خواهي مغضوب جمال مبارك بشوي؟ آنگاه دست نوازشي بر سر من كشيد و ادامه داد: خب حالا ديگه نبينم با اين بچه هاي بي سروپا بروي تظاهرات.
و من براي آنكه از دست او راحت بشوم، سرم را به علامت تأييد تكان دادم.
در آن روزها اعضاي محفل بشدت دست و پاي خود را گم كرده بودند، تا آنجا كه قرار شد براي مدتي فعاليت هاي حظيره القدس تعطيل شود. بويژه زماني كه به حول قوه الهي انقلاب اسلامي به ثمر نشست و پس از فرار شاه رژيم سلطنتي هم سقوط كرد.

*****

+ نوشته شده توسط محمد در سه شنبه 1 مرداد1387 - ساعت 9:36 |
کد مطلب: 43 || نوع مطلب: تحلیل-پژوهش-مصاحبه-گزارش

خبرگزاري فارس: كاظم موسوي گفت: بهائيان جوانان خود را سازماندهي كرده‌‌اند تا بصورت آشكار و ضربتي اقدام به تبليغ كرده و در سطح كشور آشوب و هرج و مرج ايجاد كنند.

سيد كاظم موسوي كارشناس مسائل تاريخ ايران در گفتگو با خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس با بيان اين‌كه بهائيت تنها فرقه‌اي در جهان است كه سرانش همه اعضا را مجبور به تبعيت كور تشكيلاتي و حزبي مي‌كنند، گفت: بهائيت با سوء استفاده از باورهاي القائي از كودكي به اعضايش، آنان را ملزم به اجراي فرامين صادره از سوي مركزيت تشكيلات جهاني بهائيان مستقر در اسرائيل مي‌كند.
موسوي افزود: طي بيانيه‌هاي متعددي كه از سوي مركز جهاني بهائيان در طي چند سال اخير همزمان با فشارهاي استكبار جهاني در تضييع حقوق مسلم هسته‌اي ايران صادر شد، مركزيت فرقه، بهائيان كشور را به سمت سياسي‌شدن سوق داده و آن‌ها را ترغيب به تبليغ گسترده سازماني و فردي در كشور كرده و آن را افضل اعمال اعلام كرده و حيات تشكيلاتي آنان را وابسته و متكي به تبليغات معرفي كرده است و از آنان خواسته با گفت و گوي هدفمند، تشكيل پيوست تبليغي، ايجاد حلقه هاي مطالعه و ... در اين زمينه فعال باشند.
اين كارشناس تاريخ با اشاره به اين‌كه هر چند مركزي جهاني از سال‌هاي گذشته (با حمايت تشكيلاتي غيرقانوني اعلام شده داخل كشور در سال 1362 توسط دادستان كل كشور) تلاش‌هاي زيادي در وارد كردن بهائيان به حوزه امنيتي داشته، اظهار داشت: اقدامات اخير و دستور العمل جديد تبليغ به شيوه‌اي غير مرسوم و متفاوت با آنچه تاكنون انجام مي‌گرفته در عمل گام‌هايي را در ايجاد ناامني و استفاده ابزاري از بهائيان به خصوص جوانان اين فرقه برداشته است.
موسوي ادامه داد: در حال حاضر به جوانان بهائي توصيه شده است كه نياز به تبليغ مهمتر از نياز به تحصيل و اشتغال است و به همين خاطر تعدادي از جوانان خود را سازماندهي كرده‌اند تا در سطح كشور بصورتي آشكار و ضربتي اقدام به تبليغ كنند تا بتوانند احساسات جامعه ايراني اعم از مذهبي و ملي را جهت مقابله با آنها تهييج كنند و از اين طريق تا بتوانند در اين راستا نظام جمهوري اسلامي را به چالش با سازمان‌هاي حقوق بشري كشانده و مظلوم‌نمايي كنند.
وي تأكيد كرد: بديهي است وجود چنين تشكيلاتي در هيچ كشوري جايگاهي نداشته و ندارد حتي در كشورهاي آزاد و دموكراتي تشكيلات غيرقانوني بهائيت نمي‌تواند به شيوه‌هايي كه در ايران بكار مي‌گيرد، وارد حوزه امنيتي شوند و ساختار سياسي - امنيتي آنان وجود اين قبيل دسايس را تحمل نخواهد كرد؛ به طوري كه مركز جهاني تشكيلات غير قانوني بهائيت در اسرائيل مستقر است، ولي از داشتن هر گونه فعاليت تبليغي محروم است. بهائياني كه از ديگر كشورها به اسرائيل سفر مي‌كنند بيش از يك هفته امكان حضور در اين كشور اشغالي را ندارند .
اين كارشناس تاريخ معاصر اظهار داشت: بهائيت حتي در كشورهايي مثل آمريكا و كشورهاي اروپايي، حول محور ديانت آسماني معرفي نمي‌شود، بلكه به منزله يك مكتب شبه عرفاني - اخلاقي شناخته شده است، بنابراين امروز بطور قطع و يقيين هوشياري مردم و مسئولين مانع از تحقق اهداف شوم تشكيلات غير قانوني بهائيت در ايران خواهد شد.

*****

+ نوشته شده توسط محمد در یکشنبه 23 تیر1387 - ساعت 16:59 |
کد مطلب: 41 || نوع مطلب: تحلیل-پژوهش-مصاحبه-گزارش

خبرگزاري فارس: سيد كاظم موسوي گفت: رضاخان براي به دست گرفتن سلطنت و قدرت از حمايت يك مثلث برخوردار بود كه سه ضلع اين مثلث عبارت بود از يهود‌ در لباس انگليسي‌ها، فراماسونري در لباس روشنفكري، و ضلع سوم بهائيت.

سيد كاظم موسوي محقق و پژوهشگر تاريخ معاصر ايران در گفتگو با خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس با بيان اين كه برخي سايت‌هاي خبري با انتشار اخباري مبني بر مبارزه رضا خان با بهائيت مباني اعتقادي مردم را به بازي گرفته و در راستاي خدمت به بهائيت گام برمي‌دارند، گفت: اين گونه سايت‌ها در واقع جعل تاريخ به نفع بهائيت كرده و در راستاي مظلوم نشان دادن اين فرقه انحرافي عمل مي‌كنند.
اين كارشناس تاريخ معاصر افزود: عملكرد اين‌گونه سايت ها و محافل خبري، وابستگي‌هاي بهائيت با استبداد و استعمار را قيچي كرده و نفي مي‌كند.
موسوي با اشاره به اين كه اصل خبر مبارزه رضاخان با بهائيت دروغ محض است، گفت: من به آرشيو كتابخانه‌ مجلس شوراي اسلامي مراجعه كردم ومجله «تهران مصوّر» را از ابتداي سال 1334 تا پايان سال 1334 بررسي كردم اما هيچ خبري مبني بر مبارزه رضا خان با بهائيت در آن پيدا نكردم.
وي با بيان اين كه بهايي‌ها در هيئت حاكمه حكومت رضا خان حضور داشتند، اظهار داشت: رضا خان فردي به نام سرگرد سميعي كه بهايي بود را به عنوان سرپرست و آجودان محمدرضا انتخاب كرد كه بعد از مرگ رضا شاه همين آجودان سميعي بهايي شروع به بسط و گسترش بهائيت در هيئت حاكمه محمدرضا پهلوي كرد.
اين پژوهشگر تاريخ معاصر، دوران محمدرضا شاه را دوران طلايي بهائيت دانست و گفت: من شخصاً سندي دارم كه در آن خود بهايي‌ها عنوان مي‌كنند كه محمدرضا شاه و اشرف پهلوي دوران دبستان خود را در مدرسه بهايي‌ها درس خوانده‌اند.
موسوي با اشاره به اين كه رضاخان براي به دست گرفتن سلطنت و قدرت از حمايت يك مثلث برخوردار بود، اظهار داشت: سه ضلع اين مثلث عبارت بود از يهود‌ در لباس انگليسي‌ها، فراماسونري در لباس روشنفكري، و ضلع سوم بهائيت.
وي با تأكيد بر اين كه اين سه ضلع براي روي كار آمدن رضا شاه دست به دست هم داده و او را حمايت كردند، تصريح كرد: در تاريخ‌نويسي‌هاي دوره پهلوي مورخان وابسته به حكومت نقش بهائيت را از چشم‌ها پنهان كرده‌اند.
اين كارشناس تاريخ معاصر خاطرنشان كرد: رضا خان با بهائيت همكاري نزديك داشت و دلايل وشواهد اين همكاري عبارتند از؛
- جريان كشف حجاب
- جلوگيري از عزاداري براي امام حسين
- كم رنگ كردن شعاير ديني
- خلع لباس روحانيت شيعه وبستن مدارس علوم ديني
موسوي با بيان اين كه هر وقت رضا خان با بحراني مواجه مي‌شد بهائيت به نوعي وارد صحنه مي‌شد و نقش ايفا مي‌كرد، گفت: در جريان جنگل و قيام ميرزاكوچك خان عناصري مثل احسان‌اله خان كه فردي بهايي بود نقش فعالي را در ناكامي ميرزاكوچك خان ايفا كرد.
وي افزود: احسان‌اله خان همان فردي است كه در كميته مجازات مشروطه ترور‌هاي زيادي را انجام داد و بعد از آنهم باعث انحراف نهضت ميرزاكوچك خان و شكست آن شد.

*****

+ نوشته شده توسط محمد در دوشنبه 23 اردیبهشت1387 - ساعت 11:18 |
کد مطلب: 40 || نوع مطلب: تحلیل-پژوهش-مصاحبه-گزارش

خبرگزاري فارس: لطف الله لطفي گفت: رضاخان با حمايت بهائيت و همكاري آن‌ها با انگليسي ها روي كار آمد و درج اخباري درباره مبارزه رضاخان با بهائيت تحريف تاريخ و دروغ محض است.

لطف‌الله لطفي محقق و پژوهشگر تاريخ معاصر در گفت‌و‌گو با خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس ضمن انتقاد از انتشار اخباري مبني بر مبارزه رضاخان با بهائيت در برخي سايت هاي خبري گفت: رضاخان با حمايت بهائيت و همكاري آن‌ها با انگليسي ها روي كار آمد و درج اخباري درباره مبارزه رضاخان با بهائيت تحريف تاريخ و دروغ محض است.
لطفي درباره تحركات فرقه بهائيت در عصر پهلوي اظهار داشت: از مدت‌ها پيش از وقوع كودتاي انگليسي 1299 بهائيت با سران آن (سيد ضياء و رضاخان)‌ پيوند داشته است.
اين محقق تاريخ معاصر افزود: اسناد و مدارك تاريخي حاكي است كه محفل بهائيت توسط عوامل خويش نظير عين‌الملك (پدر هويدا) در كشف و معرفي رضاخان به استعمار بريتانيا براي انجام كودتاي اسفند 1299 نقش فعال داشت (رجوع شود به اظهارات مرحوم آشتياني زاده وكيل اسبق مجلس شوراي ملي، در مجله تاريخ معاصر ايران، كتاب سوم، زمستان 1372) و رضاخان نيز در تعهداتش به انگليسي‌ها، وعده‌هايي درباره آزادي فعاليت اين فرقه در ايران داده بود.
لطفي با اشاره به اين كه در اواسط دوران رضا شاه افرادي چون ميرزا اسحاق خان حقيقي، يوسف وحدت، عبداله خان متحده،‌جلال ارجمند و اسحاق خان متحده (يهوديان بهائي شده) متنفذترين سران جامعه بهائي تهران بودند، گفت: در اوايل دوران رضا شاه نجف آباد از نظر كثرت و تراكم جمعيتي به ششمين منطقه بهائي‌ نشين كشور تبديل مي‌شود تا جائي كه در سال 1308شمسي خانم مارتا روت (بهائي، آمريكايي) به اين شهر دعوت مي‌شود؛ اسكو و ميلان (آذربايجان) نيز از مناطقي بودند كه در اواخر دوران قاجار تعداد قابل توجهي بهائي كه از آن مناطق به عشق آباد مهاجرت كرده بودند، در زمان رضا شاه به ايران بازگشتند.
اين كارشناس تاريخ خاطرنشان كرد: در كتاب ظهورالحق جلد 9 اثر فاضل مازندراني كه از مبلغين سرشناس بهائيت است، نويسنده پس از قدرداني از رضاشاه در حمايت از جامعه بهائيان ايران، اعتقاد دارد كه رضا شاه خودش بهائي است.
لطفي در ادامه گفت: با رجوع به آثار شوقي افندي (قرن بديع و توقيعات مباركه) شاهد آن هستيم كه بهائيان در ايران چگونه از حمايت‌هاي رضا شاه برخوردار مي‌شوند و پس از آن مبلغان بهائي به فعاليت گسترده و وسيع خود در ايران ادامه مي‌دهند.
اين محقق و پژوهشگر تاريخ در پايان يادآور شد: قابل توجه است در مواردي مهم رهبران بهائيت در خارج از ايران از طريق محفل ملي بهائيان آمريكا با رضاشاه در ارتباط بودند (رجوع شود: كتاب قرن بديع و توقيعات از شوقي افندي).
گفتني است چندي پيش برخي از محافل رسانه اي به نقل از يكي از سايت‌هاي خبري، مطلبي را درباره مبارزه جدي رضاخان با بهائيت منتشر كردند كه بخش هايي از اين مطلب به شرح زير است:
«هرچه محمدرضا در اين زمينه سستي مي‌كرد و دست بهاييان و يهوديان را براي نفوذ در اركان كشور باز مي‌گذاشت، رضاشاه براي مقابله با آنان جدي بود.
در نشريه تهران مصور (تاريخ ارديبهشت 1334) از قول يكي از كساني كه در زمان رضا شاه در جريان مبارزه با بهاييان بوده آمده است: «در سال 1312 يك گزارش مخفي به اعليحضرت فقيد رسيد كه بهايي‌ها تشكيلات وسيعي در ميان كارمندان دولت و سازمان‌هاي ارتش داده و عده‌اي از مردم را دور خود جمع كرده‌اند. علاوه بر اين، در مدرسه بنات (دختران) هم كه در خيابان پهلوي و محل فعلي يك از ادارات نيروي هوايي واقع است تعليمات خاصي به كودكان مي‌دهند و با جمع‌آوري پول از مردم يك ساختمان بزرگي نيز نزديك كالج آمريكايي‌ها مي‌خواهند برپا كنند.
اين گزارش اعليحضرت فقيد را وادار كرد كه دستور دهد مدرسه بنات بسته شود و تحويل دانشكده افسري گردد. سپس حضيره القدس را نيز از يد بهاييان خارج نمود و در نتيجه ساختمان آن محل و اتمام كانون گنبد بهاييان ناتمام ماند. بعد به دستور شاه فقيد عده‌اي از افسران بهايي را يا خارج كردند و يا به نقاط مختلف اعزام نمودند و به اين ترتيب فعاليت علني فرقه بهايي در ايران متوقف كردند.»

*****

+ نوشته شده توسط محمد در یکشنبه 22 اردیبهشت1387 - ساعت 11:47 |
کد مطلب: 381 || نوع مطلب: تحلیل-پژوهش-مصاحبه-گزارش

مفهوم اولین عبارت کتاب مقدس بهائیان (کتاب اقدس) این است که همه بشر به جز بهائیان گمراهند.

بهاءالله در عبارت اول «کتاب اقدس»، مدعی است که هرکس مرا نشناسد، از اهل ضلالت محسوب می شود حتی اگر همه کارهای خوب جهان به دست او صادر شده باشد!

لذا پیام «اقدس» به همه شش میلیارد انسان روی زمین، همه نیکوکاران و مخترعان و دانشمندان غیربهائی این است که شما گمراهید و همه کارهای خوبتان هم باطل است؛ چون مرا نشناخته اید...

این عبارت را باید به عنوان معرفی بهائیت به نقل از کتاب اقدس به مجامع بین‌المللی فرستاد...

بهاءالله کتاب اقدس را این چنین آغاز می‌کند:

«ان اول ما کتب الله علی العباد عرفان مشرق وحیه و مطلع امره الذی کان مقام نفسه فی عالم الامر و الخلق من فاز به قد فاز بکل الخیر و الذی منع من اهل الضلال و لو یاتی بکل الاعمال»؛

«نخستین چیزی که خدا بر بندگان واجب فرموده شناخت کسی است که محل تابش وحی الهی و محل طلوع امر او قرار گرفته است، یعنی همان که در عالم امر و عالم خلق به منزله خود او یعنی خود خداست! هرکس به این عرفان دست یافت، به همه خیرها دست یازیده است و هرکس از این عرفان محروم شد یا خود را محروم ساخت، از اهل گمراهی است حتی اگر همه اعمال را هم انجام بدهد.»

از جوانان عزیز و دانش‌پژوهان گرامی می خواهم به این عبارت که نخستین جمله و طلیعه کتاب مقدس بهائیان است، دقت نمایند و برداشت‌های خودشان را از آن بیان نمایند. بنده برای شروع بحث سعی می‌کنم مطالب برآمده از این عبارت را فهرست نمایم:

1. اولین وظیفه هرکس شناخت رسول است. (رسول از سوی چه کسی؟)

2. شناخت رسول، مهم‌تر از شناخت خود خداست؛ چون اولین واجب شناخت خود خدا نیست، بلکه شناخت رسول است. معلوم نیست وقتی فردی هنوز خود خدا را نشناخته چطور رسول او را می‌تواند بشناسد؟

3. رسول، قائم مقام خدا در عالم خلق و امر است، بلکه نفس اوست. (توضیح عالم خلق و امر باشد برای بعد!) وقتی خود فرد شناخته شده نیست شناخت قائم مقام او چه معنی دارد؟

4. اصول به همه خیرها در گرو شناخت این رسول است!

5. هرکس از این عرفان منع شود، گمراه است حتی اگر همه اعمال را انجام دهد! پس هرکس در دنیا به عرفان رسول دست نیافت، از نظر بهاء الله اهل ضلالت و گمراهی است. اگر اعمال خوبی هم انجام دهد، به درد نمی‌خورد و باطل است. خلاصه سخن بهاء الله در نخستین عبارت کتاب اقدس این است که:

«امروزه روز اگر کسی بهاء الله را شناخت، به همه خیرها دست یافته و اگر نشناخت، گمراه و اهل ضلالت است و هیچ کار خیر او هم به درد نمی‌خورد و یک‌سره در گمراهی سقوط کرده است. خلاصه قبل از شناخت خدا باید همه جهانیان بهاء الله را بشناسند و گرنه همه باطلند.

در یک کلام، فقط سه چهار ملیون بهائی که بهاء الله را شناخته‌اند، هدایت شده‌اند و شش میلیارد انسان دیگر روی زمین، اهل گمراهی‌اند حتی اگر همه کارهای خیر در پرونده آن‌ها باشد.

بنازم انحصارطلبی را که از این بالاتر نمی‌شود. همه دنیا گمراهند جز این سه چهار میلیون نفر و همه مطالب و اعمال خوبشان هم باد هواست. راستی یک پیامبر الهی سراغ دارید که مردم را این چنین به خود (و نه به خدا) فراخوانده باشد؟

یک آدم انحصارطلب سراغ دارید که به اسم دین، خود را قائم مقام خدا در عالم خلق و امر معرفی کرده و بگوید به جای هر شناخت دیگر بیایید دنبال من که اگر مرا نشناسید و دنبال من نیایید، محکوم به گمراهی و بدبختی هستید؟

منبع: بهائی‌پژوهی

تلخیص و ویرایش: آینده روشن

گفتنی است سایت بهایی‌پژوهی از جمله پایگاه‌هایی است که بی‌طرفانه و با مد نظر داشتن حقیقت‌جویی به بررسی مباحث و سؤالات درباره بهائیت می‌پردازد و به‌گونه‌ای که همه اعضا حق بیان نظر و ثبت مطلب در سایت داشته باشند، اداره می‌شود. یادداشت «همه گمراهند جز بهائیان» بخش نخست از یک سرفصل جدید است که علاقه‌مندان می‌توانند مطالب و بحث‌های مرتبط با آن را در این سایت پی بگیرند.

*****

+ نوشته شده توسط محمد در شنبه 3 فروردین1387 - ساعت 9:21 |
کد مطلب: 22 || نوع مطلب: تحلیل-پژوهش-مصاحبه-گزارش

خبرگزاري فارس: استاد دانشگاه تهران با بيان اينكه در ايران روشنفكر ديني وجود ندارد، تصريح كرد: بهائيت و وهابيت بهترين نمونه‌هاي روشنفكري ديني هستند و از اين دو بالاتر نداريم.

به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس ابراهيم فياض استاد دانشگاه تهران در همايش روشنفكري ديني كه از سوي كانون انديشه جوان بعد از ظهر امروز يكشنبه در دانشگاه امير كبير برگزار شد، طي سخناني با موضوع تمايز روشنفكري ديني با روشنفكري مذهبي، با بيان اينكه روشنفكري از يهوديسم عليه مسيحيت برمي‌آيد و نقد آن را بر عهده مي‌گيرد، روشنفكري را مفهومي غيرديني دانست و افزود: روشنفكري متفاوت از روشنگري است، هر چند خود روشنفكري نتيجه روشنگري با فاصله 300 سال است، بدين معني كه روشنگري چندين اومانيسم را طي كرده و به روشنفكري رسيده است.
فياض با بيان اينكه يا بايد روشنفكري را قبول كنيم و يا خدا را، اظهار داشت: اگر روشنفكري و بخصوص روشنفكري ديني را قبول كنيم، به شدت از مرز خدا دور مي‌شويم چون روشنفكري ديني از روشنفكري غيرديني بدتر و افراطي‌تر است.
استا دانشگاه تهران افزود: روشنفكر ديني مي‌خواهد جاي خدا بنشيند و دين‌ساز باشد، ولي ما در طول تاريخ نديده‌ايم كه كسي روشنفكر ديني باشد و خود را خدا نداند.
فياض بهائيت را بزرگترين نمونه روشنفكري ديني عنوان كرد و گفت: اولين قدم در روشنفكري ديني، نفي نظريه انسان كامل، نفي پيامبر و نفي واسطه وحي است و تنها چيزي كه يك روشنفكر قبول دارد، خدا است كه آن را هم در نهايت تجلي يافته در خود مي‌داند.
وي در خصوص روشنفكري در ايران با بيان اينكه من اصلاً روشنفكر ديني در ايران نمي‌بينم، تصريح كرد: روشنفكري در ايران مقلد يك فرقه فكري از غرب است و همانند ماكت عمل مي‌كند.
استاد دانشگاه تهران با اشاره به اينكه به اصطلاح روشنفكران ديني در ايران از بهائيت و وهابيت هم عقب‌تر هستند خاطرنشان ساخت: روشنفكر ديني بالاتر از بهائيت در ايران نداريم.
وي افزود: بهترين پروتستانتيزم اسلامي همين بهائيت است، چرا كه تفسيري يهودي از اسلام و شيعه است و مركز آن نيز در اسرائيل قرار دارد.
فياض وهابيت را بزرگترين جريان روشنفكري اهل سنت عنوان كرد و افزود: دولت‌هايي كه وهابيت را پرورش داده‌اند نيز خود دولت‌هاي مدرنيسم جهان عرب هستند.
استاد دانشگاه تهران در توضيح اينكه در ايران روشنفكر ديني وجود ندارد اضافه كرد: هيچ كدام از كساني كه روشنفكر ديني ناميده مي‌شوند همانند لوتر نيستند كه آشنايي با دين داشته باشند، بلكه آنها آنچه در روشنفكري ديني خود مطرح مي‌كنند، بر اساس مشاهده يك سري سنت‌ها است و به جهت آنكه مطالعه‌ ديني هم ندارند همان را كه در جامعه مي‌بينند مبنا قرار داده و آن را به نقد مي‌كشند و از اين روي آنان روشنفكر مذهبي هستند نه روشنفكر ديني.
فياض اضافه كرد: روشنفكر ديني آن است كه بر اساس شاخص‌هاي موجود و آنچه در كتاب‌هاي ديني موجود است به نقد بپردازد، لذا آنچه به اصطلاح‌ روشنفكران ديني انجام مي‌دهند، بسيار ابتدايي است.
وي در پايان شريعتي و جلال آل احمد را از نمونه افراد موفق در حوزه روشنفكري مذهبي در ايران دانست.

*****

+ نوشته شده توسط محمد در یکشنبه 25 آذر1386 - ساعت 18:50 |
کد مطلب: 16 || نوع مطلب: تحلیل-پژوهش-مصاحبه-گزارش

خبرگزاري فارس: سردبير فصلنامه مطالعات تاريخي مؤسسه مطالعات و پژوهش‌هاي سياسي تاكيد كرد: نگاه تاريخي به مسئله بهائيت از روابط گسترده اين فرقه با آمريكا، انگليس و اسرائيل پرده برِمي‌دارد.

به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس، مؤسسه مطالعات و پژوهش‌هاي سياسي(www.ir-psri.com) در تازه‌ترين شماره فصلنامه مطالعات تاريخي موضوع بهائيت را مورد توجه قرار داده است.
تاكنون آثار و مطالب متعددي در مورد بهائيت به رشته نگارش درآمده و داوري‌هاي مختلفي در مورد معتقدان اين آئين نوظهور صورت گرفته است و هفدمين شماره فصلنامه مطالعات تاريخي جديدترين محصول فرهنگي در اين زمينه است.
در اين شماره از فصلنامه خوانندگان به آثاري از روح‌الله حسينيان، سيد هادي خسرو شاهي،‌علي ابوالحسني، احسان‌الله شكراللهي طالقاني، سيد مصطفي تقوي، ابراهيم انصاري، سعيد شريفي، رحيم نيكبخت، ابراهيم ذوالفقارِي، علي اكبر عليمرداني، فاطمه‌ نورايي‌نژاد و محمد حسن رجبي در مقالاتي با عناوين بهائيت، رژيم پهلوي و مواضع علما، نگاهي به خاطرات صبحي، اظهارات و خاطرات آيت‌الله حاج شيخ حسين لنكراني درباره بابيگري و بهائيگري،‌ خشت اول: بازشناسي و بازخواني اسناد و نسخه‌هاي توبه‌نامه سيد علي محمد باب، بهائيت و سياست عدم مداخله در سياست، بهائي‌ها و اسرائيل، شيفتگي عبد بهاء به غرب؛ در انديشه و عمل، فعاليت بهائيان در آذربايجان به روايت اسناد، اولين زن كابينه، بهائيت و اوقاف، مكتبوبي از ابوالفضل گلپايگاني در باب معاد و مباحثه وي با حكيم جلوه، رديه‌اي بر تفسير و تاويل بهائيان از مشروطيت آشنا مي‌شوند.
براي آشنايي بيشتر با محتواي اين شماره فصلنامه و اهداف پديدآورندگان اين اثر باب گفتگويي را با هدايت‌الله بهبودي سردبير فصلنامه مطالعات تاريخي بازكرديم.

- آقاي بهبودي! تاكنون آثار متعددي در مورد بهائيت نوشته شده كه نمونه آخر آن ويژه نامه روزنامه جام جم است. بفرماييد كه در اين شماره از فصلنامه شما به كدام پرسش پاسخ نگفته در مورد بهائيت خواستيد جواب دهيد؟

*بسم‌الله الرحمن الرحيم، اگر دوستاني كه علاقه‌مند به پژوهش‌ هستند دقت كرده باشند، از انقلاب تاكنون مجموعه‌اي كه توانسته‌ باشد در مورد فرقه سياسي بهائيت با نگرش تاريخي يك محصول مكتوب بدست داده باشد، نداريم. يعني مجموعه‌اي در مورد بهائيت كه در صورت مراجعه علاقه‌مندان به كتابخانه‌ها در دسترس آنها قرار گيرد وجود نداشت.

- منظورتان اين است كه به آثاري كه تاكنون در اين زمينه نوشته شده نقد داريد؟

*بهبودي: من از مجموعه مقاله صحبت مي‌كنم نه كتابهايي كه تاكنون در اين زمينه نوشته شده است. به هر حال يك جنگي كه بتواند لايه‌هاي اين فرقه سياسي را بازكاوي كند نداشتيم. به همين خاطر در سال 85 هيئت تحريريه فصلنامه مطالعات تاريخي اين موضوع را در دستور كار خود قرار داد و بعد از چهارده ماه رايزني با نويسندگان و پژوهشگران موفق به انتشار چنين مجموعه‌اي شد. البته اين قدم اول و آخر نيست. مؤسسه مطالعات و پژوهشهاي سياسي قرار است برنامه‌هاي ديگري را در اين زمينه تدارك ببيند كه انشاءالله بعد از انتشار در دسترس علاقه‌مندان به تاريخ قرار خواهد گرفت. به هر حال اين مجموعه يك مصدر كتابخانه‌اي است كه يافته‌هاي تازه و مدارك جديدي را در خود دارد و البته جاي نقد هم ممكن است داشته باشد كه در طول زمان آشكار مي‌شود.

_ با تورقي در اين فصلنامه خواننده متوجه خواهد شد كه نويسندگان مقالات آن كمتر از منابع بهايي استفاده كردند و جز يك مقاله، بقيه مطالب عمدتاً به منابع غير بهايي يا منابعي كه توسط كساني كه از بهائيت برگشتند و به انتقاد از اين آيين پرداختند ارجاع داده شده است. فكر نمي‌كنيد اين موضوع، يكي از نكات ضعف‌هاي اين مجموعه باشد؟

*بهبودي: انتقاد شما وقتي وارد بود كه ما مي‌خواستيم به مباني اعتقادي بهائيت ورودي داشته باشيم. بنابراين لابد و ناچار به مراجعه به منابع بهائيت بوديم. ما در اينجا كاري به مباني اعتقادي بهائيت نداشيم و صرفاً يك پژوهش تاريخي در اين مورد عرضه كرديم. اينكه بهائيت با چه خاستگاه اجتماعي و سياسي بوجود آمده و چه كاركردهايي در دوره قاجاريه و پهلوي داشته است. بنابراين ما قبل از اينكه نياز به منابع بهايي داشته باشيم نيازمند مدارك و اسنادي بوديم كه در مورد فرقه بهايي و بدست خود حكومت پهلوي نوشته شده بود و اسناد منتشر شده و منتشر نشده آن را در معرض ديد مخاطبان قرار دهيم.

- البته منابع تاريخي فرقه بهائيت كم تعداد نيستند و در اين زمينه مي‌توان به تاريخ نبيل، ظهور الحق، واقعه راستين نور و خاطرات حاج سياح اشاره كرد. يعني منابع بهايي صرفاً اعتقادي نيست بلكه آثار و نوشته‌هايي هم دارند كه به تاريخ سياسي و اجتماعي اين فرقه نيز پرداخته است. در واقع در شرايط فعلي، بهايي‌ها در عرصه وبلاگ نويسي و اداره سايت نيز فعال هستند و مدعيات تاريخي زيادي نيز بخصوص در مورد نقش بهائيان در جنبش مشروطه ايران ارائه مي‌كنند.

*بهبودي: البته در شماره اين فصلنامه مقالات آقايان منذر، سيد مصطفي تقوي و سعيد شريفي ارجاعاتي متعدد به منابع بهايي دارند.

- به اعتقاد من، انتشار فصلنامه‌اي تخصصي با انتشار مجموعه‌‌اي از اسناد متفاوت است. آيا به نظر شما لزومي داشت كه در كنار مباحث تحليلي و پژوهشي نويسندگان ويژه نامه بهائيت، با اين تعداد زياد اصل سندها را منتشر كند؟
*بهبودي: انتشار اسناد به خاطر اهميت آن بوده است. فرض اگر آيت‌الله بروجردي عليه بهائيان اقدامي صورت داده باشد كه سند آن جايي منتشر نشده باشد، انتشار آن اهميت دارد. يا اينكه به سندي برخورد كنيد كه شرح فعاليت‌هاي 9 ساله يا 9 ساله‌اي از فعاليت بهائيان براي گسترش عقايدشان در ايران را ارائه داده باشد طبيعي است كه آن را منتشر مي‌كنيد. بنابراين علت اصلي انتشار اسناد بنا به ضرورت و اهميت آن بوده است.

- همانطور كه وعده كرديد، فصلنامه شماره 17 مطالعات تاريخي اولين و آخرين كار مؤسسه مطالعات و پژوهش‌هاي سياسي در اين زمينه نخواهد بود. شماره بعدي اين مجموعه در چه زماني و با چه كيفيتي منتشر خواهد شد؟

*بهبودي: ما براي بررسي پرونده بهائيت دو شماره را در نظر گرفتيم كه فصلنامه هفدهم مطالعات تاريخي، اولين شماره از اين مجموعه است. براي انتشار شماره دوم آن اقداماتي را انجام داديم و 50 درصد از مقالات آن را تهيه كرديم. البته فصلنامه 18 مطالعات تاريخي كه بعداً منتشر خواهد شد به پرونده بهاييت اختصاص نخواهد داشت بلكه ما منتظر بازخوردهاي انتشار شماره اول پرونده بهاييت هستيم تا بتوانيم تبعات آن را در شماره‌هاي بعدي لحاظ بكنيم. البته يكي از برنامه‌هاي ما اين است كه در صورتي كه حجم مقالات بالا بود آن را به صورت كتاب منتشر كنيم.

- بحث و بررسي در مورد موضوع بهاييت در رشته تاريخ تا مقطع حكومت پهلوي امتداد پيدا مي‌كند و پرداختن به اين موضوع از اين مقطع به بعد ظاهراً‌ به رشته‌هاي ديگر غير از تاريخ ارجاع داده شده است. شما با انتشار اين فصلنامه قصد سد شكني داريد؟

* تعمدي براي اين كار نبوده است. عاملي كه باعث ايجاد مانع براي پرداختن به موضوع بهاييت بعد از انقلاب شده سياسي شدن اين مسئله است. يعني حضور بهاييان در خارج از كشور و حمايت‌هاي آمريكا، انگليس و اسرائيل از اين فرقه دست ساز بخصوص در بعد از انقلاب بحدي كه برخي از مسئولان مراكز ايرانشناسي در برخي مجامع بين‌المللي با حمايت قدرت‌هاي بزرگ از ميان بهاييان انتخاب مي‌شوند موضوع را شديد سياسي و آن را از صورت تاريخي خارج كرده است. پرداخت و نگاه ما به مسايل جاري كشور كاملاً است و ما بايد به مقطعي مراجعه مي‌كنيم كه كار روي اين موضوع شكلي تاريخي داشت البته براي پرداختن به مسئله بهاييت بعد از انقلاب اسلامي مانعي جدي ندارد و حتي در ويژه نامه‌اي كه اخيراً توسط روزنامه جام جم و با همت موسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران منتشر كرده به وضعيت فعلي فرقه بهاييت و ارتباط آنها را با آمريكا و انگليس و اسرائيل پرداخته است.

- فصلنامه مطالعات تاريخي چه برنامه‌هايي ديگري براي بررسي فرقه سياسي بهاييت دارد؟

* انتشار اين شماره از فصلنامه روال طبيعي خود را داشته و ممكن است برخي موضوعات تكراري باشد. البته بدين معني نيست كه موضوعات تاريخي مثل مشروطه، فداييان اسلامي و... كه قبلاً مورد بررسي قرار گرفته در تحقيقات جديد مورد توجه نباشد بلكه موضوعات تكراري مثل هر اثر تاريخي حاوي اطلاعات جديدي است.
نكته ديگري اينكه ارائه و انتشار آثاري در مورد بهاييت، تبعات خاص خود را بخصوص در ميان بهاييان خواهد داشت و اين مسئله در خصوص انتشار ويژه نامه بهاييت جام جم هم كاملاً نمود داشت و نشاندهنده حساسيت معتقدان به اين فرقه در قبال مباحث علمي است. ما متوجه شديم كه نسل جوان بهاييت به لحاظ تاريخي آشنايي كافي با گذشته اين فرقه ندارد و به همين خاطر معتقديم در صورت وجود يك وجدان موجه و انتشار مطالب علمي پيروان اين فرقه دست ساز با سابقه و گذشته سياسي بهاييت آشنايي بيشتري پيدا خواهند كرد.

*****

+ نوشته شده توسط محمد در چهارشنبه 9 آبان1386 - ساعت 14:41 |
کد مطلب: 11 || نوع مطلب: تحلیل-پژوهش-مصاحبه-گزارش

خبرگزاري فارس: محمدعلي ايازي گفت: اگر در صد سال پيش «محمدعلي باب» آمد و موضوع بهائيت را راه انداخت و جرياني را به وجود آورد، امروز هم خطر شكل‌گيري خرافات در قالب ديگري موضوع مهدويت را تهديد مي‌كند.

محمدعلي ايازي -قرآن‌پژوه- در گفت‌وگو با خبرنگار آيين و انديشه خبرگزاري فارس، اظهار داشت: خرافه آن چيزي است كه پشتوانه منطقي و علمي و استناد ديني نداشته باشد و عقلانيت نيز در پشتش نهفته نباشد. يعني ما چيزي را كه در فرهنگ ديني‌مان دليل معتبري برايش نداشته باشيم، خرافه محسوب مي‌شود.
وي افزود: مسئله انتظار فقط يك اصل اعتقادي شيعي نيست و حتي فقط يك عقيده اسلامي نيست، بلكه موضوع انتظار در اكثر اديان بزرگ وجود دارد و آمدن يك منجي، اعتقادي است كه در تمامي اديان رايج است، بنابراين بر سر اصل اين موضوع در تمامي اديان، هيچ بحثي نيست.
ايازي ادامه داد: موضوع مهدوديت از آنجا كه با قداست و انتظار همراه است، در طول تاريخ، يعني بعد از غيبت صغرا مورد سوءاستفاده‌هاي بسياري ‌شده است و كساني خودشان را به عنوان واسط آن حضرت(عج) معرفي كرده‌اند و يا خودشان را مهدي(عج) مي‌دانستند.
اين پژوهشگر علوم اسلامي اضافه كرد: گاهي عده‌اي براي تحريك مردم مي‌گفتند كه ما امام زمان(عج) را ملاقات كرده‌ايم و ادعاهايي در اين زمينه مطرح كرده‌اند. در واقع مي‌توانم بگويم شايد در هيچ دوره‌اي مثل دوران معاصر نديده‌ام كه از مهدويت سوءاستفاده شود و اين سوء استفاده‌ها هم اشكال و انواع مختلفي داشته است.
وي گفت: در قرني كه اين‌قدر اطلاع‌رساني زياد است و اين قدر زمينه‌هاي گرايش به علم و عقلانيت وجود دارد، كساني مي‌آيند و خودشان را رابط امام زمان(عج) عنوان مي‌كنند و كانون‌هايي را درست مي‌كنند و مي‌گويند اينجا جاهايي است كه ارتباط با امام زمان(عج) برقرار مي‌شود.
ايازي افزود: اين خرافه‌ها مستند ديني و علمي ندارد و سودجويان هدفشان در اين ترويج خرافات، پليد است و آن را وسيله‌اي براي مشروعيت خودشان قرار داده‌اند.
وي به وظيفه نهادهاي علمي، فرهنگي و ديني در اين زمينه اشاره كرد و گفت: اين نهادها دو نقش مي‌توانند ايفا كنند. اولين نقش، نقش ايجابي است. اين كه بايد درست مسئله مهدويت، انتظار و اعتقاد به منجي را مستدل و علمي بيان كنند و دوم نقش سلبي است كه آن چيزهايي را كه وجود، واقعيت و پشتوانه تاريخي و حديثي و استناد اعتقادي ندارد، رسما اعلام كنند و بگويند ربطي به مهدويت ندارد.
ايازي گفت: در روايت‌ ما به شدت با كساني كه ادعاي ملاقات با امام زمان(عج) مي‌كنند برخورد شده و سفارش شده اين گونه ادعاها تكذيب شود. زيرا اين گونه ادعاها باعث مي‌شود اصل مسئله مهدويت و انتظار زير سوال برود.
وي افزود: لذا كساني كه در باب دكترين مهدويت كار مي‌كنند و نهادهايي كه در اين زمينه فعاليت مي‌كنند يكي از وظايفشان اين است كه اين نقش سلبي را تبيين كنند و اگر درست تبيين نكنند اصل مسئله را زير سوال برده‌اند.

*****

+ نوشته شده توسط محمد در دوشنبه 5 شهریور1386 - ساعت 14:5 |
کد مطلب: 10 || نوع مطلب: تحلیل-پژوهش-مصاحبه-گزارش

خبرگزاري فارس: مديركل فرهنگ وارشاد اسلامي خراسان جنوبي ظهور مذاهب ساختگي از قبيل بهائيت و وهابيت را نوعي شبيه سازي سياسي و فرهنگي دانست.

به گزارش خبرگزاري فارس، به نقل از پايگاه اطلاع رساني وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، حسين افضليان با اشاره به فتواي مفتي‌هاي وهابي مبني بر تخريب عتبات عاليات و با اشاره به سخني از «ژان بوره» نويسنده و جامعه شناس فرانسوي و از انديشه وران اگزيستاسناليسم مبني بر اين كه بزرگترين واقعيت غرب و جهان امروز آن چيزي است كه واقعيت ندارد، گفت: آنچه كه امروز در جهان صورت مي‌گيرد در حقيقت شبيه‌سازي واقعيت است.
وي افزود: شبيه سازي در 3 عرصه ژنتيك، سياسي نظامي و فرهنگي تبليغاتي بيشتر صورت مي‌گيرد، كه روي كارآمدن حكومت‌هايي از قبيل طالبان و ساختن مذهبي از قبيل بهائيت و وهابيت نوعي شبيه سازي سياسي و فرهنگي است، يعني براي مخدوش كردن چهره واقعي به نام اسلام اين مذاهب را به نام و به شكل اسلام ايجاد مي‌كنند تا بتوانند به اصل آن واقعيت آسيب وارد كنند.
مديركل فرهنگ وارشاد اسلامي خراسان جنوبي اظهار كرد: در طول دهه و سده اخير جامعه جهان اسلام بارها شاهد صدور فتواهاي متعدد از سوي برخي جوامع متعصب وهابي و مفتي‌هاي متعصب به اين جريان بوده است.
افضليان صدور اين فتوا را يك اقدام پردازش شده از قبل دانست و اظهار كرد: براي درك صحيح اين فتواها و نظريات بايد شرايط روز جهان و اوضاع فرهنگي آن را مرور كنيم.
وي با اشاره به اينكه در عصر تمدن‌ها، فرهنگ‌ها و جهان سازي تلاش زيادي از سوي غربيان براي مسلط شدن بر فرهنگ جهاني صورت مي‌گيرد اذعان كرد: در راستاي اجرائي شدن اين استراتژي دشمنان آسيب زدن به حيثيت و آبروي فرهنگ‌هاي غني و عقلاني جهان را در دستور كار خود قرارداده‌اند.
مديركل فرهنگ و ارشاد اسلامي خراسان جنوبي مخدوش كردن دين اسلام در اذهان عمومي، غير عقلاني جلوه دادن و اثبات عدم تطابق آن با نيازهاي روز علمي جهان و تبيين پيرايه‌هاي ناموس به چهره اين دين منور را از ديگر اهداف ايادي آشكار و پنهان و پردازشگران پروژه جهاني سازي دانست.
افضليان گفت: در طول سده اخير رقباي غربي فرهنگ اسلامي اقدام به مذهب سازي در مقابل مذاهب اصيل اسلامي كرده‌اند، به طوري كه در مقابل انديشه‌هاي ناب شيعي بهاييت و بابيت در مقابل مذاهب اهل سنت فرقه وهابي را علم كرده‌اند.
وي با اشاره به اينكه دشمنان از اين روزنه‌ها تلاش خود را براي نفوذ به انديشه‌هاي اسلامي آغاز كرده‌اند افزود: صدور فتواي اخير چند مفتي متعصب وهابي در لزوم تخريب ضريح مطهر امامان معصوم در كربلا و نجف علاوه بر اينكه جهان اسلام و علماي آگاه شيعه و سني را متأثر ساخت، چهره اصلي و اهداف پشت پرده پردازشگران اين نقشه‌هاي شوم و اختلاف برانگيز و ماهيت اصلي وهابيت متعصب به لابي‌هاي امپرياليستي و صهيونيستي را افشاء كرد.
مديركل فرهنگ و ارشاد اسلامي خراسان جنوبي افزود: برانگيختن احساسات شيعيان عليه اهل سنت آن هم در سالي كه به فرموده مقام معظم رهبري سال اتحاد ملي و انسجام اسلامي نام گرفت و نيز به موضع كشاندن مجامع اهل سنت در برابر شيعيان و نهايتاً ايجاد اختلافات عميق و توأم با خشونت از ديگر اهداف اصلي نظريه پردازان صدور اينگونه فتواها است.
افضليان گفت: به واسطه نهضت‌ها، جنبش‌ها و انقلاب‌هاي رهايي بخش ملت‌هاي مسلمان، تلاش روشنگرانه علما و روشنفكران ديني جهان اسلام در قرون اخير، مردم جهان در سراسر عالم، اروپاي خسته از وعده‌هاي محقق نشده سياستگذاران و مكتب سازان غربي، گرايش باشكوهي به سوي مباني ديني و علمي بالاخص دين مبين اسلام آغاز كرده‌اند و هرچه تاريخ به پيش مي‌رود گرايش صاحب دلان جهان و روشن ضميران عالم به سوي معارف اسلامي و شخصيت‌هاي اين دين از قبيل پيامبر، ائمه اطهار و علماي بزرگ دين بيشتر مي‌شود.
وي در پايان رسانه‌ها و مطبوعات را چشم و گوش بينا و شنواي جهان اسلام و مدافعان واقعي فرهنگ ناب اسلام دانست و افزود: متأسفانه تحليل و نقد اين فتوا كمتر در رسانه‌ها مشاهده شده است.

*****

+ نوشته شده توسط محمد در جمعه 19 مرداد1386 - ساعت 12:37 |

عناوین آخرین مطالب ارسالی

فعاليت زيرزميني بهائيت با شناسايي سرشاخه‌ آن كاملاً متوقف شد

يادداشت اصغر فردي درباره سلوك شمس آل‌احمد/ شمس خود را سرباز امام و انقلاب مي‌دانست

همراه با لاهوتيان / 3 «ميرزا جواد آقاى تهرانى» زاهد بي‌ريا

فرمانده ارشد سپاه در جنوب: توان دفاعي ايران اثرگذاري فراواني بر امنيت منطقه دارد

استاد حوزه و دانشگاه: وهابيت تفرقه را دنبال مي‌كند

سرشاخه‌هاي "اوريف ليم " بهايي از آب در آمدند

هوشياري در برابر انگليس به معناي فراموشي آمريكا به عنوان دشمن اصلي نيست

حجت‌الاسلام اعرافي: ضرورت نگاه نقادانه به علوم انساني بر اساس تفكر اسلامي

حجت‌الاسلام محسن غرويان در گفت‌وگو با فارس: دولت و حوزه‌هاي علميه پشتيبان يكديگر خواهند بود

تاريخ و سير تحول حوزه علميه قم در دوران معاصر/ 1

اعتراف خلجي ضد انقلاب فراري: سفر آيت‌الله خامنه‌اي به قم موفق و نشانه ثبات در ايران است

وحيد جليلي: فعال فرهنگي دل در گرو اسلام پابرهنگان و انقلاب مستضعفين دارد

مديركل دفتر امور بانوان استانداري اصفهان: كانون‌هاي فرهنگي اجتماعي نيارمند توجه و حمايت دولت هستند

/بخش اول/ تاريخ و سير تحول حوزه علميه قم در دوران معاصر

عبادي كام صهيونيست‌ها را شيرين كرد

حجت‌الاسلام رهبر در گفت‌وگو با فارس: شيرين عبادي تحت تأثير افكار صهيونيسم است

جريان بهائيت پشت‌ پرده تعطيلي‌ بازار طلا

باستان‌گرايي در عصر پهلوي

فرمانده سپاه انصارالمهدي (عج) استان زنجان: زبان هنر مي‌تواند تصويري درست از انقلاب ارائه دهد

زبان فارسی و دیپلماسی عمومی آمریکا

بهائیان؛ پشت پرده هدایت اعتصاب طلافروشان تهران

جمهوري اسلامي: بازي جديد استعماري

رهایی بیش از 2 هزار نفر از چنگال فرقه ضاله بهائیت

مدير كل اوقاف و امور خيريه خراسان رضوي: بايد از مسجد براي وحدت و همدلي بين آحاد مردم استفاده ببريم

آمریکاوگسترش فرقه بهائیت!

گزيده سرمقاله‌ برخي از روزنامه‌هاي صبح امروز كشور

تحريف تاريخ ما از مراكز شرق‌شناسي بيرون آمد

خبرهای جدید از پشت پرده اعتصاب طلافروشان

رئيس بنياد فقهي مديريت اسلامي قم: فرقه ضاله بهائيت شمشيري در دست اسرائيل و آمريكا است

افزایش مشکوک فعالیت دراویش حامی کروبی

همه عناوین