X
تبلیغات
پورتال خبری تحلیلی فرقه ضاله بهائیت
کد مطلب: 698 || نوع مطلب: اخبار مهم

خبرگزاري فارس: پيروان فرقه‌هاي زرتشتي و بهائيت از طريق ايميل به جعل احاديث و روايت هاي اسلامي و شيعي مي پردازند.

به گزارش گروه " فضاي مجازي " خبرگزاري فارس، شيعه آنلاين نوشت: در سال‌هاي اخير پيروان اديان و فرقه‌هاي مختلف ضاله و منحرف از جمله مسيحيت، بهائيت، وهابيت، زرتشت، شيطان پرستي و غيره و نيز برخي فرقه‌هاي عرفاني‌هاي كاذب، براي جذب هر چه بيشتر اعضاي جديد و منحرف كردن افكار شيعيان به ويژه جوانان، بر فعاليت‌هاي تبليغاتي خود در كشورمان افزوده‌اند.

هر گروه از پيروان اين اديان و فرقه‌هاي انحرافي، از سبك خاصي براي فريب جوانان استفاده مي‌ كنند. براي نمونه مسيحيان همزمان با توزيع رايگان كتاب انجيل و تكيه بر مسأله صلح دوستي و مهر و محبت، بر تبليغات خود افزوده‌اند. پيروان فرقه بهائيت نيز از روش‌هاي گوناگون به ويژه تكيه بر روش‌ها و جذابيت‌هاي جنسي استفاده مي‌كنند. اما وهابيت كه حامي اصلي آن دولت سعودي است، با تكيه بر پول نفت شاهزادگان وهابي آل سعود، تلاش مي‌كنند با پرداخت كمك‌هاي نقدي و غيرنقدي به خانواده‌هاي فقير شهرها و روستاهاي مرزي و جنوبي كشور، آنان را فريب داده و با انديشه‌هاي انحرافي خود همسو كنند. پيروان فرقه‌هاي عرفاني كاذب نيز با برگزاري جلسات خانگي، تلاش مي‌كنند بر جوانان تأثير بگذارند. اما شيطان پرست ‌ها بيشتر از طريق نمادهاي خود كه به نظر مي‌رسد براي برخي جوانان جذابيت خاصي دارد، تلاش كرده‌اند براي خود جاي پايي باز كنند.

در اين ميان پيروان فرقه هاي زرتشت و بهائيت علاوه بر استفاده از روش هاي تبلغاتي رو در رو، از روش ارسال ايميل براي ترويج افكار خود نيز استفاده مي كنند. پيروان اين دو فرقه با استفاده از آزاد بودن فضاي مجازي، به افراد مختلف ايميل هاي تبليغاتي ارسال مي كنند و در آن به تبليغ انديشه و عقايد خود مي پردازند. متأسفانه كنترل اينگونه تبليغات، به دليل مجازي بودن آن، كمي دشوار به نظر مي رسد.

گفتني است پيروان اين دو فرقه، از طريق اين ايميل ها، علاوه بر تبليغ افكار و عقايد خود، به جعل احاديث و روايت هاي اسلامي و شيعي مي پردازند و همچنين دين مبين اسلام را به انحاء مختلف مورد تمسخر قرار مي دهند تا شايد بتوانند از شأن دين اسلامي بكاهند. در برخي از اين ايميل هاي وقيحانه، عليه مقدسات اسلامي و به خصوص ائمه معصومين (ع) فحاشي مي شود.

*****

+ نوشته شده توسط محمد در شنبه 30 مرداد1389 - ساعت 10:9 |
کد مطلب: 697 || نوع مطلب: مطالب با درجه ربط کم

خبرگزاري فارس: ارگان رسمي سازمان سيا ضمن تبرئه واشنگتن و لندن و مدعيان دروغين ملي گرايي، روحانيت را باني كودتاي 28 مرداد 1332 معرفي كرد!

به گزارش گروه " فضاي مجازي " خبرگزاري فارس، روزنامه كيهان در اخبار ويژه امروز خود نوشت:

*وقتي سازمان CIA راوي تاريخ كودتاي 28 مرداد مي شود

ارگان رسمي سازمان سيا ضمن تبرئه واشنگتن و لندن و مدعيان دروغين ملي گرايي، روحانيت را باني كودتاي 28 مرداد 1332 معرفي كرد!
راديو فردا كه با بودجه و مديريت رسمي سازمان جاسوسي آمريكا كار مي كند، به بهانه سالگرد كودتاي 28 مرداد و با انتشار چندين مقاله و مصاحبه سفارشي تلاش كرد ملي گرايان وابسته و سازمان هاي جاسوسي آمريكا و انگليس را از مسئوليت سازماندهي كودتاي 28 مرداد تبرئه كند و در مقابل به واسطه عناصر بدنامي چون ابوالحسن بني صدر، فرخ نگهدار (سركرده فراري گروهك فدائيان خلق)، مجيد محمدي (عضو حلقه كيان) و... روحانيت را متهم اين كودتاي آمريكايي-انگليسي معرفي كند.
در حالي كه آيت الله كاشاني به ويژه در يك ساله منتهي به كودتاي 28 مرداد مدام به مصدق درباره احتمال وقوع كودتا هشدار داده اما با ترور شخصيت و خانه نشيني از سوي مصدق و ديگر مدعيان ملي گرايي-بعضاً مرتبط با دربار و سفارت انگليس مواجه شده بود- ابوالحسن بني صدر جاسوس رسمي لانه جاسوسي سابق آمريكا با اسم رمز "اس دي لور " مدعي شد: كاشاني در برابر كودتا سكوت كرد بلكه حتي با راه اندازي گروه هاي چماقدار، كودتاي شكست خورده را به موفقيت رساند!
ارگان سازمان سيا در اين خيمه شب بازي كه به واسطه مواجب بگير رسمي خود ترتيب داده بود، از خود بني صدر مدعي شد "آقاي خميني براي حمايت از كودتا به قم رفت تا از آقاي بروجردي فتوا بگيرد "!
فرخ نگهدار از عناصر سابقاً چپ و آمريكايي شده هم در گفت وگو با راديو فردا، حزب توده را از خيانت به نهضت ملي شدن نفت تبرئه كرد و همزمان ادعا كرد خالي كردن پشت مصدق از سوي روحانيت باعث پيروزي كودتا شد.
بامزه ترين بخش اين خيمه شب بازي رسانه اي اظهارات مجان ليمبرت ( از اعضاي گروگان گرفته شده لانه جاسوسي و مسئول بعدي ميز ايران در وزارت خارجه آمريكا) بود كه گفت: آمريكا پس از كودتاي 28 مرداد محكوم به حمايت از شاه شد(!)
ما هميشه از لفظ كودتا سخن گفته ايم اما هنوز محققان بر سر آن بحث مي كنند(!) ترومن و دولت آمريكا تصور نمي كردند اين ماجرا اثر منفي در ذهن مردم ايران بر جاي بگذارد. آمريكا خودش را مسئول مي دانست و از شاه حمايت مي كرد. حتي زماني رسيد كه با كارهاي او موافق نبودند ولي گفتند بالاخره ما محكوم و مجبوريم هر طور شده از حكومت شاه پشتيباني كنيم(!)
سايت بالاترين هم در تداوم خط جديد سازمان سيا تلاش كرد به تخطئه نقش روحانيت در نهضت نفت بپردازد و روحانيت را متهم كودتا معرفي كند. اين سايت مطالب مختلفي را با همين خط ديكته شده منتشر كرد.
روزنامه واشنگتن پست هم در تحليلي به قلم ري تكيه روحانيون را متهم كودتاي 28 مرداد معرفي كرد. اين تحليل بلافاصله ترجمه و در سايت ها و رسانه هاي گوناگون ضد انقلاب عيناً منتشر شد. ري تكيه ادعا كرد "روحانيت عامل كودتاي 28 مرداد بود نه آمريكا ". اين تحليل هم عيناً با همين تيتر در راديو فردا منتشر شد.
علت انتقام كشيدن گسترده محافل آمريكايي از روحانيت و آيت الله كاشاني، سر برآوردن انقلاب اسلامي 25 سال پس از كودتاي 28 مرداد است كه تمام روياهاي استكبار در "جزيره ثبات " مورد نظر آنها و حتي در خاورميانه اسلامي را به كابوس بدل كرد.

*بخوريد اما يواشكي نه مثل پارسال كه آبرو براي ما نگذاشتيد!

مهدي كروبي پس از يك سال سكوت در قبال افتضاحات آشوبگران در روز جهاني قدس به اين افتضاحات اذعان كرد.
ماجرا از اين قرار است كه مهدي خزعلي- فرزند مطرود آيت الله خزعلي- اخيراً به بهانه افطار كروبي را به منزل خود دعوت مي كند و ناگهان وي را پاي چت و مسنجر با شماري از عناصر ضدانقلاب مي نشاند. كروبي مي گويد "اين برنامه بدون اطلاع من ترتيب داده شده بود ولي مفيد بود ". كروبي در اين گفت وگو با لحني كه "مذبذبين بين ذلك لا الي هولاء و لا الي هولاء " است، درباره اينكه "با حكومت سكولار موافق است با سخنان آقايان خميني و خامنه اي كه مي گويند سياست ما عين ديانت ماست " مي گويد: "من خودم شخصاً طرفدار حكومت ديني هستم. به نظر من مردم حكومتي را مي خواهند كه قوانين ديني در آن اجرا شود زيرا اكثريت مردم مذهبي هستند ]اما[ مردم بايد براي حكومت ديني يا غيرديني تصميم بگيرند و مي توانند هرگونه حكومتي را براي خود تعيين كنند. "
وي درباره ماجراي خفت باري كه فتنه گران در عاشوراي سال گذشته پديد آوردند و منجر به خروش ملت ايران در 3 روز بعد (9 دي 88) شد، ضمن تحريف واقعيات گفت: كساني كه به قرآن، امام حسين و عاشورا توهين كردند عواملي مشخص و سركرده اي بودند كه براي تخريب جنبش استخدام شده بودند.
اين در حالي است كه هم كروبي و هم موسوي از عناصر محارب و حرمت شكني كه بازداشت و بعضاً محكوم به اعدام شدند، حمايت كردند و آنها را تا حد "مردان خداجو " هم بالا بردند. دستگيرشدگان، وابستگان به بهائيت، منافقين و برخي گروهك هاي ديگر بودند.
كروبي در اين گفت وگو نتوانست علناً خواستار تحريم راهپيمايي روز قدس شود اما در عباراتي معنادار كه افتضاحات سال گذشته فتنه گران در روزه خواري، شعار عليه ملت فلسطين و به نفع رژيم صهيونيستي و شعار عليه جمهوري اسلامي را تداعي مي كرد، گفت: "ما هم در راهپيمايي شركت مي كنيم، مسئله حقي است كه از يك ملتي تضعيف شده است. خواهش مي كنم مواظب باشيد شعاري ندهيد كه حكومت از آن سوءاستفاده كند. دوما ممكن است از طرف خودشان بين شما نفوذي بفرستند تا فضا را تهييج كند. خواهش مي كنم سايرين را دعوت به آرامش كنيد. حرمت روزه را نگه داريد. خواهش مي كنم، عده اي قليل كه با عذر شرعي كه دارند و روزه نيستند حرمت نگاه دارند تا حكومت از آن سوژه نسازد.
يادآور مي شود با افتضاحات روز قدس پارسال و سپس رويكرد مفتضحانه تر فتنه گران در روز عاشورا، ماهيت ضدديني و سرسپرده اين جريان به طور كامل مشخص شد به نحوي كه در 22 بهمن، فراخوان فتنه گران با بي اعتنايي مطلق ملت ايران مواجه شد و ماجراي ضرب المثل شده "دراز گوش تروا " را براي آنها رقم زد.
در افتضاح سال گذشته فتنه گران، كروبي وسط جماعت آشوبگر حاشيه ساز حضور دارد. او آن روز هنوز هيجان زده بود و ظاهراً هنوز هم با وجود آگاهي از ماهيت بي دين و ضد انقلاب آنها، حاضر نيست از اين جماعت فاصله بگيرد.
يادآور مي شود با توجه به خدمات بي شائبه كروبي به محافل ضد انقلاب، سايت صهيونيستي بالاترين به تازگي پيشنهاد داده كه به جاي "شيخ " از كروبي به عنوان "آيت الله " ياد شود اما يكي از كاربران ذيل همين پيشنهاد تصريح مي كند: مدرك آيت اللهي هيچي، اما اين جريان شهرام جزايري و 300 ميليون تومان چي بود؟ اين همه هم كه از تقلب گفتند اما حتي اسم يك صندوق را نياوردند. آيت ا... گفتن براي كروبي ميشه جوك سال.

*اوباما ادامه سياست 30ساله مذاكره و صلح دروغين خاورميانه است

فهمي هويدي روزنامه نگار و تحليلگر برجسته مصري، سياست تبليغاتي آمريكا، رژيم صهيونيستي و كشورهاي مرتجع در زمينه مذاكرات صلح فلسطين را به شدت مورد انتقاد قرار داد.
به گزارش الجزيره وي با بيان اينكه "سياستمداران ما اين روزها در زنجيره اي از كارهاي بيهوده و از جمله مذاكرات مستقيم فلسطينيان و اسرائيلي ها به سر مي برند "، گفت: سال 1978هنگامي كه انور سادات، رئيس جمهوري اسبق مصر در معاهده كمپ ديويد پيشنهاد خودمختاري به فلسطينيان داد، پيش بيني مي شد كه اين پروژه در صورت تاييد ظرف پنج سال عملي شود. يعني تا سال 1983 فلسطين خودمختار شكل گيرد. در سال 1993 و در اسلو نيز همين داستان بازهم تكرار شد. تا اين كه در سال 1999با ساخت ديوار حائل همه چيز متوقف شد اگرچه طي همين شش سال نيز چيزي به دست نياوردند. اما تحركات عبث متوقف نشد تا اين كه در سال 2003 موضوع نقشه راه مطرح شد كه طي آن بنا بود كشور مستقل فلسطيني تا سال 2005 تشكيل شود. همين وعده هم عملي نشد تا اين كه در پاييز 2007 رهبران عرب به كنفرانس آناپوليس دعوت شدند، در جلسه به آنها گفتند وعده ديرينه تا پايان 2008 يعني زمان پايان دوران رياست جمهوري جورج بوش محقق خواهد شد.
هويدي گفت: دوران جورج بوش تمام شد و دوران اوباما رسيد. اوباما با شعارهاي قشنگ نزد اعراب آمد. وعده توقف شهرك سازي ها را داد و تشكيل دو كشور مستقل فلسطين و اسرائيل. اما او نيز نتوانست به عهد خود وفا كند و موضع خود را با بازي مذاكرات پوشاند. تا اين كه در 17 ژوئن يك نامه تهديدآميز در 12بند به رئيس حكومت خودگردان فلسطيني فرستاد كه مضمون آن اخيرا فاش شد. اوباما تهديد كرد كه اگر عباس پشت ميز مذاكره با اسرائيل ننشيند، آمريكا او را منزوي خواهد كرد و كمك هاي مالي خود را به فلسطين نيز قطع مي كند.
وي با بيان اينكه فلسطيني ها و اعراب نمي خواهند به دنبال راه حلي كه 30سال است وعده داده مي شود و هرگز محقق نمي شود باشند، اظهار داشت: در اين 30سال آقايان دائما پشت ميز مذاكره مي نشينند و شام مي خورند و بحث مي كنند و اسرائيل قول مي دهد ولي وقتي از سالن خارج مي شوند، هرچه قول داده بودند فراموش مي شود. سريال تكراري ملال آوري كه همچنان ادامه دارد. اكنون هم محمود عباس با ترس مي خواهد همين كار را بكند.
اين صاحب نظر مصري با اشاره به وعده هاي دروغين نتانياهو گفت: او هم مي خواهد فلسطيني ها را فريب دهد و هيچ تعهدي هم نسبت به بيت المقدس نمي دهد. او صرفا مي خواهد راست گرايان اسرائيلي را قانع كند كه دنبال دو دولت مستقل فلسطيني و اسرائيلي نيست. يعني اين بار هم سر فلسطيني ها بي كلاه مي ماند.

*ويدئوي دوم تاج زاده هم در راه است؟

برخي منابع رسانه اي از ويدئوي دوم سخنان تاج زاده خبر مي دهند كه وي در آن بحث واهي بودن تقلب را پيش كشيده است.
به گزارش "آتي نيوز "، قسمت ديگري از سخنان تاج زاده درباره واهي بودن تقلب در انتخابات رياست جمهوري كه در جمع برخي همفكران خود اظهار داشته است، منتشر مي شود. يك منبع آگاه اظهار داشت بخش ديگري از سخنان مصطفي تاج زاده بزودي در فضاي رسانه اي قرار مي گيرد و در اين بخش نيز گفته هاي فيلم اول را تأييد كرده و بار ديگر ادعاي تقلب در انتخابات را واهي مي داند.
در فيلم اول، مصطفي تاج زاده خطاب به محسن صفائي فراهاني و عبدالله رمضان زاده از اعضاي حزب مشاركت مي گويد: براي بنده كه تجربه انتخابات رو دارم مي دونم كه در انتخابات تقلب نشده. ممكن است كه يكي دو ميليون عقب جلو شده باشد ولي ما نتيجه انتخابات رو باختيم. حالا به جاي 25 ميليون و 14 ميليون شده باشه 24 ميليون و 15 ميليون مثلاً.
يادآور مي شود تاج زاده به عنوان معاون سياسي وزير كشور دولت اصلاحات، از متهمان اصلي تقلب در انتخابات مجلس ششم بود. جريان مشاركت و سازمان مجاهدين در آن انتخابات به ترور شخصيت هاشمي رفسنجاني توسط روزنامه هاي زنجيره اي و امثال اكبر پونز بسنده نكرده و تلاش كردند با دست بردن در آراي وي و همچنين اصولگرايان، مهندسي انتخابات را كامل كنند. سابقه داران تقلب در انتخابات مجلس ششم بعدها با وقاحت مدعي تقلب در انتخابات رياست جمهوري آن هم با فاصله 11 ميليون رأي شدند و اين در حالي بود كه همان زمان عناصر باتجربه و سابقه داري! چون تاج زاده تصريح كرده بودند تقلب 11 ميليوني ممكن نيست و ما انتخابات را باخته ايم اما اين فضاي ملتهب را نبايد از دست داد.

*منافقي كه ادعاي اصلاح طلبي داشت

محمد نوري زاد با بدرقه جمعي از وابستگان گروهك ها و نيز رضا خاتمي و نعيمي پور به زندان بازگشت. وي پيش از اين بازگشت به زندان ترجيح داد با راديو فردا (ارگان رسمي سازمان سيا) و "جرس " (ارگان حلقه ماسوني لندن) عليه نظام مصاحبه كند. نوري زاد در اين مصاحبه هاي رياكارانه مدعي شد خيرخواه نظام و رهبري است و از سر خيرخواهي حرف مي زند! وي ادعا كرده كه نگران ارزش هاي انقلاب و اسلام است اما توضيح نمي دهد كه اگر چنين است چرا بازيچه گروهك هاي قسم خورده و ضدانقلاب و رسانه هاي اصلي شيطان بزرگ شده و در خدمت آنها عليه نظام و رهبري فحاشي مي كند؟!
رويكرد منافقانه نوري زاد كه ريشه در برخي آلودگي ها، عقده ها و جاه طلبي هاي ناگشوده دارد، در حالي است كه وي به تازگي با شماري از سران گروهك آمريكايي نهضت آزادي (گروهكي كه حضرت امام تصريح مي كرد اگر سركار باقي مي ماند، سيلي بر اسلام و ايران مي زدند كه تا قرنها سر بلند نمي كردند) ملاقات كرد و ديدار مشابهي نيزبا عناصر بدسابقه اي چون غلامحسين كرباسچي و عبدالله نوري داشت. او به تازگي هم به خانه تاج زاده رفت تا كلكسيون دوستان خيانتكار در حق ملت و نظام را كامل كند.
لحن نوشته هاي اخير نامبرده آن قدر ضدانقلابي است كه با لحن بيانيه گروهك تروريستي منافقين و نهضت آزادي يا تحليل هاي صداي اسرائيل و صداي آمريكا و بي بي سي هيچ تفاوتي نمي كند كه البته با توجه به خيرخواهي! نوري زاد، لابد بايد احتمال داد گردانندگان اين رسانه ها، مسلمان شده اند يا اينكه آقاي نوري زاد، امثال نوري زاده را پشت سر گذاشته و سر به آستان امثال شيمون پرز ساييده است! "و اذا قيل لهم لاتفسدوا في الارض قالوا انما نحن مصلحون. "

*****

+ نوشته شده توسط محمد در شنبه 30 مرداد1389 - ساعت 9:32 |
کد مطلب: 696 || نوع مطلب: اخبار مهم

خبرگزاري فارس: فرمانده ناحيه مقاومت بسيج آبادان با اشاره به فعاليت برخي فرقه‌هاي ضاله در اين شهرستان گفت: فعاليت برخي عناصر فرقه ضاله بهائيت در آبادان را به طور كامل زير نظر داريم.

محمدرضا سعيدسبحاني امروز در گفت‌و‌گوي اختصاصي با خبرنگار فارس در آبادان اظهار داشت: آبادان يكي از معدود شهرهايي است كه فعاليت مذهبي در آن به بهترين شكل انجام مي‌شود.
وي وجود ده‌ها حسينيه و مسجد و حضور پررنگ اقشار مختلف مردم به ويژه جوانان در مناسبت‌هاي مذهبي را نشانه‌اي از تعلق خاطر مردم به اهل بيت و ولايت دانست و خاطرنشان كرد: با وجود تلاش دشمنان براي نفوذ به لايه‌هاي اجتماعي به منظور تضعيف دين و مذهب اما با بيداري و هوشياري روزافزون مردم تاكنون دشمنان انقلاب در رسيدن به اين هدف شوم ناكام مانده‌اند.
فرمانده ناحيه مقاومت بسيج آبادان نفوذ و تضعيف شعائر اسلامي مردم را يكي از آرزوهاي بزرگ دشمنان عنوان كرد و گفت: دشمنان براي حصول به اين موضوع مبالغ هنگفتي در نظر گرفته‌اند اما مردم ايران اسلامي نشان داده‌اند حاضر نيستند به هيچ قيمتي دين و مذهب خود را بفروشند.
وي در خصوص فعاليت فرقه‌هاي ضاله و شيطاني در آبادان گفت: در حال حاضر فرقه‌هاي شيطاني فعاليت هدفمندي ندارند و تنها به صورت نماد و مدهاي لباس حاضر شده‌اند كه اميدواريم با يك فعاليت درست فرهنگي اين موضوع نيز جمع شود.
سعيدسبحاني خاطرنشان كرد: فعاليت وهابيون نيز به دليل عدم استقبال مردم و همچنين برخوردهايي كه با برخي فريب‌خورده‌هاي آنان صورت گرفت در سطح منطقه تا حدود زيادي قطع شده اما برخي خبرها از فعاليت برخي عناصر فرقه ضاله بهائيت حكايت دارد كه بحمدالله هم‌اكنون تمام فعاليت‌هاي اين عده به طور دقيق زير نظر مقامات امنيتي قرار دارد كه در صورت نياز برخورد قاطع با آنها خواهد شد.
وي آبادان را با وجود روحانيت و مراكز علمي يكي از مراكز مهم فعاليت‌هاي اسلامي عنوان كرد و افزود: وجود حوزه‌هاي علميه در شهرهاي آبادان، خرمشهر و اروندكنار و فعاليت چشمگير علماي منطقه باعث شده شهر آبادان در زمره شهرهاي فعال مذهبي كشور و منطقه قرار بگيرد.

*****

+ نوشته شده توسط محمد در شنبه 30 مرداد1389 - ساعت 0:8 |
کد مطلب: 695 || نوع مطلب: مطالب با درجه ربط کم

خبرگزاري فارس: مشاور استاندار فارس در امور روحانيون گفت: جوانان نبايد با كج‌سليقگي عده‌اي، از محافل ديني و مساجد دور شوند.

به گزارش خبرگزاري فارس از شيراز، حجت‌الاسلام عليرضا حدائق پنج‌شنبه‌شب در همايش فرصت رمضان اظهار داشت: امروز دشمن با اخلاق به ظاهر خوش، جوانان ما را مي‌برد.
وي ادامه داد: بهائيت در مدارس نفوذ كرده و دانش‌آموزان را تحت تاثير خود قرار مي‌دهند.
مشاور استاندار فارس در امور روحانيون گفت: احترام به جوانان و بها دادن به آنها بايد در كانون خانواده و مجامع عمومي مورد توجه باشد.
وي با بيان اينكه روش برخورد و جذب جوانان بايد متناسب با شرايط روز باشد، گفت: نبايد به ظاهر افراد نمره داد و نسبت به كساني كه تيپ و ظاهرشان مقبول نيست، احساس خودبرتربيني كرد.
مشاور استاندار فارس سلاح اخلاق را عامل موفقيت دانست و افزود: در حال حاضر طرح گفتمان ديني در بلوار چمران شيراز به اجرا در مي‌آيد كه موجب ارتباط جوانان با روحانيون شده است.
وي ادامه داد: اين طرح بايد از اوايل انقلاب به اجرا درمي‌آمد تا آسيب‌هاي فرهنگي به حداقل برسد.
حدائق اظهار داشت: برخي‌مسئولان، اعتبارات فرهنگي را به شكل سليقه‌اي هزينه مي‌كنند و نتايج موثري حاصل نمي‌شود.
مشاور استاندار فارس گفت: رسالت و مسئوليت روحانيون نسبت به 30 سال گذشته متفاوت است چراكه امروز نوجوانان و جوانان انواع شبهه‌هاي اعتقادي و پيچيده را مطرح مي‌كنند.
وي تبليغ دين را وظيفه‌اي همگاني دانست و گفت: تبليغ و دفاع از دين وظيفه عموم مردم است و در اين ميان روحانيون برحسب ميزان علمشان مسئوليت سنگين‌تري دارند.

*****

+ نوشته شده توسط محمد در جمعه 29 مرداد1389 - ساعت 10:5 |
کد مطلب: 681 || نوع مطلب: تحلیل-پژوهش-مصاحبه-گزارش

سقوط آزاد با طناب پوسيده ميرحسين

تهمت بي شرمانه عبدالله شهبازي به شهيدان ديالمه و آيت

زماني که ادعاهاي عبداله شهبازي را براي انتساب يك فرد يا جريان، به بهائيت يا يهوديت مي خوانيم، بايد از خود سئوال كنيم که اگر در ميان كساني كه وي از نظر سياسي با آنها مشكل دارد، كسي بود كه همچون خود او، عروس يهودي الاصل داشت، شهبازي از اين نسبت فاميلي، چه استفاده اي براي لكه دار كردن چهره او مي كرد؟

به گزارش گروه سياسي «شبکه خبر دانشجو»، وبلاگ آرمانشهر نوشت:

قبلا در يكي از يادداشتهاي وبلاگ گفته بودم در پرو‍ژه مستندي كه قرار بود در مورد شهيد «عبدالحميد ديالمه» توليد شود، مسئول تحقيق بودم و به همين دليل با زندگي و شخصيت اين شهيد بزرگوار آشنايي نسبي دارم. امروز در بازديدي كه از سايت عبدالله شهبازي داشتم، در بين مقاله هاي جديد او به ادعايي در مورد شهيد ديالمه برخورد كردم كه دلم را به درد آورد، هم به خاطر بدون سند بودن اين ادعا و مظلوميت شهيد ديالمه و هم به اين خاطر كه شاهد سقوط اخلاقي بيش از پيش عبدالله شهبازي، كسي كه خودم را زماني شاگرد او مي دانستم، هستم. متاسفانه زنجيره تهمت پراكني هاي شهبازي نه تنها تمامي ندارد، بلكه كار او به جايي رسيده است كه به خودش اجازه مي دهد با مخلوط كردن حق و باطل، چهره مقدس و نوراني شهدا را نيز لكه دار كند. و اما ادعاي شهبازي در مورد شهيد ديالمه:

«با توجه به پيشينه تاريخي و جايگاه بزرگ «صوفيان يهودي» در مشهد بيهوده نيست که اين شهر خاستگاه کانون‌هايي فرقه‌گونه و به شدت مرموز و متنفذ بوده است که «مهدويت» را در مرکز دعاوي و تبليغات خود قرار داده‌اند. ظهور «انجمن حجتيه مهدويه»، به رهبري شيخ محمود حلبي، و پيدايش «کانون تشيع»، به رهبري فرهنگ ريمن نخعي، در نيمه دوّم دهه 1330 ش. از اين منظر بايد مورد توجه جدّي قرار گيرد. انديشه‌هاي افراطي «مسيحاگرايانه» (مهدويت) اين دو کانون در انگاره هايي ريشه دارد که «صوفيان يهودي» مشهد مروج آن بودند. ارتباط فردي بنيانگذاران و گردانندگان اين جريان با «صوفيان يهودي» سده نوزدهم نيز نيازمند پژوهش جدّي تبارشناختي است.

«انجمن مبارزه با بهائيت» (انجمن حجتيه مهدويه) در محافل سياسي ايران نامدار است. لذا، در اين مقدمه بر «کانون تشيع» تأکيد مي‌کنم به‌ويژه به دليل عنايتي که محافل سياسي مشکوک مؤثر در پيدايش حوادث مهلک يک سال اخير ايران به نظرات برخي فعالين در اين کانون، مانند سيد حسن آيت و سيد عبدالحميد ديالمه، داشته‌اند.» (عبدالله شهبازي، مقاله «واقعه الله داد و مهدي گرايي افراطي»، مورخ 13 مرداد 1389)

خوب، با اين حساب، تشكيلاتي داريم به نام «کانون تشيع» به رهبري ريمن نخعي که در مشهد فعاليت مي کرده است و شهيد ديالمه هم از فعالان آن بوده است. (حالا بگذريم که شهيد ديالمه «سيد» نبوده است و آقاي شهبازي ايشان را «سيد عبدالحميد ديالمه» خوانده است.) اما چرا اين ادعاي آقاي شهبازي درست نيست:

1- شهبازي در ادامه مقاله اش، هيچ مرجع و سندي كه نشان دهد شهيد ديالمه با كانون تشيع مرتبط بوده است ارائه نكرده است.

2- شهيد ديالمه، متولد سال 1333 است. از طرفي «کانون تشيع» بر اساس همين مقاله شهبازي، در سال 1342 منحل شده است:

«يکي از مسائل مهم سال‌هاي 39 تا 42 پيدايش و انحلال کانون تشيع بود.» (همان منبع)

با اين حساب، شهيد ديالمه در حالي كه كودكي خردسال و حداكثر 9 ساله بوده، جزو فعالين كانون تشيع بوده است!

3- جالب اينجا است كه در ادامه مقاله شهبازي متوجه مي شويم بر خلاف ادعاي ايشان، «کانون تشيع» اصلا در مشهد فعاليت نمي کرده است، بلكه محل جلسات آن در تهران (خيابان کاخ سابق و خيابان فلسطين فعلي) بوده است. شهبازي از قول لطف الله ميثمي چنين نقل مي کند:

«بعدها متوجه شديم که آقاي نخعي در خانه خودش جلسه‌اي تشکيل داده است و بچه‌ها را هم دعوت کرده است. اسم آن جلسه‌ها را کانون تشيع گذاشتند و شروع به عضوگيري کردند. هر عضو ماهي دو يا سه تومان مي‌پرداخت. روش کار کانون تبليغاتي بود. صندلي مي‌گذاشتند تا اتوي شلوار دانشجويان خراب نشود. ميز خطابه و بلندگو داشتند. جلسه به شکل مدرن اداره مي‌شد. محل تشکيل جلسه‌ها در خيابان کاخ شمالي، نزديک بلوار کشاورز، کوچه خاص، پلاک 9 بود. عصرهاي جمعه جلسه برقرار مي‌شد.» (همان منبع)

در هيچ جاي ديگري از مقاله نيز به اينکه ريمن نخعي در مشهد فعاليت مي کرده است پرداخته نشده است.

و اما ريشه احتمالي ادعاي شهبازي چيست؟

شهيد ديالمه كه متولد تهران بود و تا سال 1352 در تهران زندگي مي كرد، در اين سال به دليل قبول شدن در رشته داروسازي در دانشگاه فردوسي مشهد، به مشهد رفت و تا زمان شهادت در 7 تير 1360، كانون فعاليتهاي مبارزاتي اش، شهر مشهد بود. از جمله فعاليتهاي ايشان در مشهد، تاسيس تشكيلاتي به نام «مجمع احياء تفكرات شيعي» در سال 1357 بود. احتمالا آقاي شهبازي به صورت مبهم، چيزي از نام اين تشكيلات در ذهن داشته اند و از آنجا كه شيفتگي مهندس موسوي چشم و گوش ايشان را در 15 ماه گذشته بسته است، پس از خواندن خاطرات لطف الله ميثمي و شباهت تقريبي نام «کانون تشيع» با «مجمع احيا تفکرات شيعي»، ذوق زده شده است كه عجب مدرك محكمي عليه شهيد ديالمه كه مخالف ميرحسين موسوي بوده، كشف كرده است!

واقعيت اين است كه رجوع به سابقه،‌ سخنراني ها و آثار به جا مانده از دو شهيد بزرگوار، ديالمه و آيت، نشان مي دهد كه اين دو، نقش پررنگي در تبليغ، تبيين و تحكيم اصل ولايت فقيه، چه قبل و چه بعد از پيروزي انقلاب اسلامي داشته اند و حتي اگر سندي در مورد ارتباط اين دو با انجمن حجتيه وجود داشته باشد، آنها را همانقدر مي توان حجيته اي دانست كه آقاي شهبازي را به دليل شركت مقطعي و موقتي اش (به اعتراف خودش) در جلسات انجمن حجتيه. چه اينكه بزرگترين وجه مميزه جريان حجتيه با جريان خط امام، مخالفت جريان حجتيه با تشكيل حكومت اسلامي در عصر غيبت امام عصر(عج) بوده است.

هر وقت آسمان به ريسمان بافتنهاي شهبازي را براي انتساب يك فرد يا جريان، به بهائيت يا يهوديت مي خوانم، از خودم سئوال مي كنم اگر در ميان كساني كه شهبازي از نظر سياسي با آنها مشكل دارد، كسي بود كه همچون خود او، عروس يهودي الاصل داشت، شهبازي از اين نسبت فاميلي، چه استفاده اي براي لكه دار كردن چهره او مي كرد؟

*****

+ نوشته شده توسط محمد در پنجشنبه 28 مرداد1389 - ساعت 16:34 |
کد مطلب: 680 || نوع مطلب: اخبار مهم

پیروان این دو فرقه، از طریق این ایمیل ها، علاوه بر تبلیغ افکار و عقاید خود، به جعل احادیث و روایت های اسلامی و شیعی می پردازند و همچنین دین مبین اسلام را به انحاء مختلف مورد تمسخر قرار می دهند تا شاید بتوانند از شأن دین اسلامی بکاهند. در برخی از این ایمیل های وقیحانه، علیه مقدسات اسلامی و به خصوص ائمه معصومین (ع) فحاشی می شود.

به گزارش شیعه آنلاین، در سال‌های اخیر پیروان ادیان و فرقه‌های مختلف ضاله و منحرف از جمله مسیحیت، بهائیت، وهابیت، زرتشت، شیطان پرستی و غیره و نیز برخی فرقه‌های عرفانی‌های کاذب، برای جذب هر چه بیشتر اعضای جدید و منحرف کردن افکار شیعیان به ویژه جوانان، بر فعالیت‌های تبلیغاتی خود در کشورمان افزوده‌اند.

هر گروه از پیروان این ادیان و فرقه‌های انحرافی، از سبک خاصی برای فریب جوانان استفاده می‌ کنند. برای نمونه مسیحیان همزمان با توزیع رایگان کتاب انجیل و تکیه بر مسأله صلح دوستی و مهر و محبت، بر تبلیغات خود افزوده‌اند. پیروان فرقه بهائیت نیز از روش‌های گوناگون به ویژه تکیه بر روش‌ها و جذابیت‌های جنسی استفاده می‌کنند. اما وهابیت که حامی اصلی آن دولت سعودی است، با تکیه بر پول نفت شاهزادگان وهابی آل سعود، تلاش می‌کنند با پرداخت کمک‌های نقدی و غیرنقدی به خانواده‌های فقیر شهرها و روستاهای مرزی و جنوبی کشور، آنان را فریب داده و با اندیشه‌های انحرافی خود همسو کنند. پیروان فرقه‌های عرفانی کاذب نیز با برگزاری جلسات خانگی، تلاش می‌کنند بر جوانان تأثیر بگذارند. اما شیطان پرست ‌ها بیشتر از طریق نمادهای خود که به نظر می‌رسد برای برخی جوانان جذابیت خاصی دارد، تلاش کرده‌اند برای خود جای پایی باز کنند.

در این میان پیروان فرقه های زرتشت و بهائیت علاوه بر استفاده از روش های تبلغاتی رو در رو، از روش ارسال ایمیل برای ترویج افکار خود نیز استفاده می کنند. پیروان این دو فرقه با استفاده از آزاد بودن فضای مجازی، به افراد مختلف ایمیل های تبلیغاتی ارسال می کنند و در آن به تبلیغ اندیشه و عقاید خود می پردازند. متأسفانه کنترل اینگونه تبلیغات، به دلیل مجازی بودن آن، کمی دشوار به نظر می رسد.

گفتنی است پیروان این دو فرقه، از طریق این ایمیل ها، علاوه بر تبلیغ افکار و عقاید خود، به جعل احادیث و روایت های اسلامی و شیعی می پردازند و همچنین دین مبین اسلام را به انحاء مختلف مورد تمسخر قرار می دهند تا شاید بتوانند از شأن دین اسلامی بکاهند. در برخی از این ایمیل های وقیحانه، علیه مقدسات اسلامی و به خصوص ائمه معصومین (ع) فحاشی می شود. براي نمونه گروه ايران ميل به نشاني iran_mail@yahoogroups.com نمونه اي از این گروه هایی هستند که همواره ایمیل های تبلیغاتی علیه دین مبین اسلام برای افراد مختلف ارسال می کنند.

*****

+ نوشته شده توسط محمد در پنجشنبه 28 مرداد1389 - ساعت 9:0 |
کد مطلب: 678 || نوع مطلب: مطالب با درجه ربط کم

يك موسسه پوششي وابسته به آمريكا (تحت عنوان موسسه بين المللي مطبوعات) اكبر پونز را قهرمان مطبوعات معرفي كرد.

آليسون بتل مكنزي مدير اين موسسه كه در آمريكا اقامت دارد، يكي از عناصر معاند با انقلاب اسلامي و حضرت امام خميني است. سايت موسسه ياد شده دروغ پراكني هاي اكبر پونز در دوره اصلاحات از جمله ترور شخصيت هاشمي رفسنجاني و برخي چهره هاي ديگر به بهانه قتل هاي زنجيره اي را بهانه اي براي تمجيد از وي قرار داده است كه ادعايي بي پايه است. چه آن كه اين مهره فراري پول آن عمليات تروريستي را بارها از محافل آمريكايي گرفته است و حمايت هاي اخير از وي به خاطر آن است كه اكبرپونز چند ماه پيش در گفت وگو با بي بي سي الهي بودن قرآن مجيد را منكر شد و با تكرار اراجيف برخي عناصر صهيونيست و مرتد عليه پيامبرگرامي اسلام(ص)، عصمت انبياء و ائمه را نيز زير سوال برد و در خاتمه نوكري منكر وجود امام زمان(عج) شد. اين رفتارهاي انتحاري دقيقاً همان چيزي است كه جريان هاي صهيونيسم مسيحي و بهائيت به دنبال آن هستند.

به تازگي بنياد ميلتون فريدمن نيز از خيانت هاي اكبرپونز تمجيد كرده بود. فريدمن موسس بنياد مذكور، از حاميان ژنرال پينوشه مهره جنايتكار و كودتاچي آمريكا در شيلي بوده است.

گفتني است چند ماه قبل يكي از تحليل گران آمريكايي در روزنامه USA TODAY نوشته بود ممكن است مردم آمريكا و اروپا از جايگاه افرادي مانند اكبر گنجي و محسن سازگارا و... اطلاعي نداشته باشند و غلوگويي رسانه ها و مجامع ما را درباره آنها باور كنند ولي اين افراد در ميان ايرانيان داخل كشور شخصيت هاي كم ارزشي هستند و رويكرد ما به آنها مي تواند نشانه خالي بودن دستهايمان از دسترسي و جلب حمايت شخصيت هاي اثرگذار و مطرح ايران تلقي شود.

*****

+ نوشته شده توسط محمد در پنجشنبه 28 مرداد1389 - ساعت 2:11 |
کد مطلب: 677 || نوع مطلب: اخبار مهم


توزیع کتاب لیدر بهائیان در تهران
به تازگی برخی از لیدر های فرقه بهائیت کتابی تحت عنوان آئین جهانی را تکثیر و در برخی از مناطق تهران توزیع نموده اند.

به تازگی برخی از لیدر های فرقه بهائیت کتابی تحت عنوان آئین جهانی را تکثیر و در برخی از مناطق تهران توزیع نموده اند.
به گزارش«جوان»،لازم به ذکر است یکی از این لیدرها در سال گذشته ادعای امام زمانی نموده و مدتی در زندان بوده و به تازگی از زندان آزاد گردیده و مجدداً به فعالیت های تبلیغی خود ادامه می هند.

*****

+ نوشته شده توسط محمد در چهارشنبه 27 مرداد1389 - ساعت 12:49 |
کد مطلب: 675 || نوع مطلب: BBC؛ رسانه بهائیان

جواد تقوايي
درشماره پيشين اين مقاله به عمليات رواني «بي بي سي» در مورد صدور حكم بهائيان جاسوس در ايران پرداخته و توضيحاتي درباره وابستگي اين فرقه به بيگانگان (روس و انگليس) ارائه شد. دراين شماره به برخي ديگر از پيوندهاي بهائيت با استعمار انگليس و نفوذ آن در بي بي سي مي پردازيم.
خيانت؛ رسم كهن بهائيت
يكي از آموزه هاي بهائيت آن است كه بهائيان نبايد در سياست دخالت كنند و درهر منطقه اي ساكن است از حاكم آن پيروي نمايند. اما كنكاشي مختصردرتاريخ اين فرقه نشان مي دهد، تاريخ كوتاه آنها مملو از خيانت به كشورها و حكومت هاي اسلامي و خدمت به بيگانگان است. يكي از مشهورترين ماجراها دراين زمينه به جنگ جهاني اول و ديگري ميان دولت عثماني و انگليس برمي گردد.
دراين دوران رياست فرقه بهايي برعهده عباس افندي بود. عباس افندي دراين جنگ درحالي كه درسرزمين فلسطين (تحت انقياد عثماني) ساكن بود، از هيچ خدمتي به دشمن (انگليسي ها) دريغ نمي كرد. عباس افندي و پيروانش دراين جنگ نقش ستون پنجم را بازي مي كردند. كار جاسوسي بهائيان به نفع انگليسي ها چنان بالا گرفت كه دولت عثماني قصد جان وي را كرد و اگر دسيسه و ياري انگليسي ها نبود، وي جانش را برسر اين جاسوسي مي گذاشت.
اسماعيل رائين(پژوهشگر) دراين زمينه مي گويد: خشم شديد جمال پاشا (فرمانده ارتش عثماني) از عباس افندي، ازهمكاري محرمانه و علني بهائيان با قواي انگليس ناشي مي شد. كه در صدد تصرف فلسطين وحمايت از يهوديان بود و عباس افندي گندم در اختيار ارتش نيازمند بريتانيا گذارد.
اقدام عباس افندي به تأمين آذوقه براي ارتش اشغالگر بريتانيا در قدس، موضوعي مسلم بوده و منابع وابسته به بهائيت بدان تصريح دارند. خانم بلانفيد در ص 210 كتاب مشهور خود
The Chosen Highway : (كه به تصويب زعماي بهائي در اسرائيل و انگلستان رسيده است) شرح مي دهد.كه چگونه درجريان اشغال قدس توسط ژنرال آللنبي (فرمانده قشون بريتانيا) درجنگ جهاني اول، عباس افندي انبارهاي آذوقه را به روي سربازان گرسنه انگليسي گشود.
كمك عباس افندي به نيروهاي اشغالگر،تنها در تأمين آذوقه آنها خلاصه نمي شد. بلكه آن گونه كه افسران انگليسي مستقر درحيفا به لندن نوشته اند. آنان از «نفوذ» و نيز «نظريات» پيشواي بهائيت نيز براي پيشبرد مقصود خود بهره برده اند.
حمايت بي دريغ انگليس از عباس افندي مانع از اجراي حكم اين جاسوس شد. شكست عثماني و عكس العمل بهائيان نسبت به آن، ميزان سرسپردگي آنان به انگليس را بيشتر نمايان مي كند.
وقتي دولت بزرگ عثماني كه مجموعه سرزمين هاي اسلامي آن روزگار را تشكيل مي داد و به همين دليل مورد طمع استكبار انگليس بود و درمعرض فتنه ها و حيله گري ها و توطئه هاي فراوان قرار داشت تا تجزيه شود دراثر سياست هاي شيطاني روباه پير استعمار فروپاشيد و قطعه قطعه گرديد و سرزمين اسلامي فلسطين به اشغال انگليس درآمد عباس افندي با عبدالبها كه از شادي درپوست خود نمي گنجيد در نامه اي خطاب به يكي از بهائيان ايران درباره اين فتح مسرت بخش! چنين مي نويسد:
«دراين ايام الحمدلله به فضل الهي ابرهاي تيره متلاشي و نورراحت و آسايش اين اقليم را روشن نمود و سلطه جابر (دولت عثماني) زائل و حكومت عادله (انگلستان) حاصل جميع خلق از محنت كبري و مشقت عظمي نجات يافتند.»
(خاطرات صبحي ص 78)
يك افسر عالي رتبه ارتش عثماني درباره جاسوسي عباس افندي به انور ودود مي گويد: «عباس افندي را محرمانه در عكا دستگير كرديم و او را با بيست سرباز مسلح شب هنگام به عاليه (لبنان) نزد احمد جمال پاشا آورديم. بازپرس او من بودم و هنگامي كه او را با مدارك جاسوسي روبه رو كرديم، چاره اي جز سكوت نداشت و ما بي درنگ حكم اعدام او را صادر و در همانجا به او ابلاغ نموديم. اما چون مي خواستيم از اعتماد انگليسيها نسبت به او استفاده و آنها را گمراه نماييم، با اين شرط از اعدامش صرف نظر كرديم كه طبق دستور ما اطلاعات دروغ به نيروي انگليس برساند. او هم تعهد كتبي سپرد و سه سال به اين عمل ادامه داد كه ما توانستيم جبهه مصر را در آن مدت اداره كنيم و پيشرفت نيروي انگليس را سه سال عقب بياندازيم.»
ودود درباره اين اظهارات مي گويد: باور كردن اظهارات اين افسر براي من بسيار مشكل بود و با صراحت گفتم كه انتليجنس سرويس انگليسيها در آن مدت كجا بود؟! و هيچ عقل سالم مي تواند قبول كند كه دستگاه شرب اليهود جاسوسي عثمانيها با انتليجنس سرويسها برابري مي كرد؟! سه سال عباس افندي با انگليسيها، آن هم در امور لشگركشي، خيانت كند و آنها نفهمند و بعد هم بيايند و به او مدال بدهند. من كه نمي توانم باور كنم. من در يك مورد مي توانم باور كنم و آن اين است كه عباس افندي به جاي يك دفعه، دو دفعه شما را فريب داد. يعني اگر راستي شما او را دستگير كرده بوديد و تعهدي براي فريب دادن انگليسيها به دست شما سپرده بود كه اعدام نشود، همين جريان را به انگليسيها رساند و به جاسوسي خود ادامه داد.»
(ساخته هاي بهائيت، انور ودود صص 114-113)
پژوهشگران تاريخي درباره اظهارات اين افسر و نظر ودود معتقدند عباس افندي در اين دوره نقشي كثيف تر داشته است. در حالي كه وانمود مي كرده به عثماني ها خدمت مي كند، مشغول جاسوسي براي انگليسي ها بوده است. دليل اين ادعا را مي توان در برخورد انگليس با وي پس از جنگ جستجو كرد.
پاداش جاسوسي
پس از پايان جنگ و اشغال فلسطين به دست انگليس، بهايي ها به دليل خدمات خود، مورد تشويق و تكريم حاكمان جديد قرار گرفته و بسياري از مناصب را تصاحب مي كنند. اما مهم ترين پاداش انگليس به خوش خدمتي هاي بهائيان، اعطاي نشان «سر» و «شواليه امپراتوري» به عباس افندي بود.
ژنرال هاي انگليسي در فلسطين با ارسال نامه به لندن به دليل «خدمات صادقانه و مستمر» عباس افندي به «آرمان بريتانيا» خواستار اعطاي اين نشان ها به وي شدند.
اين پيشنهاد تصويب شد و ژنرال آللنبي (فرمانده كل قواي بريتانيا) همراه دستيارش ماژور تئودور پول در آوريل 1920 رسماً مراسمي برپا كرد و به نمايندگي از دربار لندن، به پيشواي بهائيان، لقب «سر» (Sir) و نشان «شواليه امپراتوري» (Knight hood) داد.
سردنيس رايت، ديپلمات و مورخ پراطلاع انگليسي، در شرح ماجرا مي نويسد:
در اوايل سال 1918/ 1336 با تصرف بندر حيفا توسط نيروهاي انگليسي و بعد سپرده شدن قيمومت فلسطين به دست انگلستان توسط جامعه ملل در پايان جنگ جهاني اول، بهائي ها نفس راحتي كشيدند. عبدالبها در اندك زماني به خاطر نحوه رهبري خود و رفتار پيروانش احترام مقامات بريتانيايي مسئول اداره فلسطين را به خود جلب كرد و در ژوئيه 1919/ شوال 1337 مقامات اخير به لندن توصيه كردند كه نشان جديد امپراتوري بريتانيا و لقب آن به وي اعطا گردد. توجيهي كه ايشان براي پيشنهاد خود كرده اند به شرح زير است:
عبدالبها از زمان اشغال فلسطين مستمراً به نحو صادقانه اي به آرمان بريتانيا خدمت كرده است. در مشورت نظرات او براي فرمانده نظامي و افسران دستگاه اداري مستقر در حيفا بسيار با ارزش بوده و از نفوذ خود در اين شهر تماماً در جهت خير و صلاح استفاده كرده است. عبدالبها چندين سال در ارك عكا زنداني تركها بوده است.
روايت مي افزايد: «اگرچه عبدالبها هيچ وقت خودش از لقب سر استفاده نكرد ولي انگليسي ها او را رسماً سر عباس عبدالبها شواليه نشان امپراتوري بريتانيا مي خواندند و از او به عنوان اولين و تنها بهائي ايراني كه به چنين افتخاري دست يافته است ياد مي كنند».
به گزارش حسن نيكو (مبلغ بهائي معاصر عباس افندي، كه به اسلام گرويد) اعطاي نشان و لقب به عباس افندي، خوشحالي و سرور بسيار خاندان وي را در پي داشت: «در حيفا خانواده ميرزا چنان جشن گرفتند و شادي و مسرت كردند كه: الحمدلله معروف دولت انگليس شديم»!
عباس افندي از سلطه انگليسي ها بر قدس به گرمي استقبال كرد و طي نوشته اي، سلطه غاصبانه انگليس بر قبله اول مسلمين را «برپا شدن خيمه هاي عدالت» شمرده، خداوند را بر اين نعمت بزرگ! سپاس گفت و تأييدات جرج پنجم، پادشاه انگليس، را مسئلت كرده و خواستار جاودانگي سايه گسترده اين امپراتور دادگستر! بر آن سرزمين گرديد!
در لوحي نيز كه در 16 اكتبر 1918 خطاب به سيد نصرالله باقراوف (كلان سرمايه دار بهائي) و در واقع: خطاب به بهائيان ايران، صادر كرد با خوشحالي از اشغال اورشليم توسط بريتانيا ياد نمود و نوشت: «در الواح، ذكر عدالت و حتي سياست دولت فخيمه انگليس مكرر مذكور ولي حال مشهود شد و في الحقيقه اهل اين ديار بعد از صدمات شديده به راحت و آسايش رسيدند.»
روابط حسنه بهائيان و انگليس به اين نشان ختم نشد و تاريخ موارد بسيار ديگري نيز در اين مورد دارد. پس از مرگ عباس افندي بلندپايه ترين مقامات انگليسي در تشييع جنازه وي شركت جستند و با حمايت آنان نوه دختري وي- شوقي- بر مسند رياست اين فرقه ضاله نشست.
بنگاه سخن پراكني بهائيت
«بي بي سي» برگرفته از حروف اول «بنگاه سخن پراكني بريتانيا» است اما به عقيده برخي امروزه بايد آن را «بنگاه سخن پراكني بهائيت» دانست. نفوذ بهائيان در اين رسانه دولتي انگليس ديرپاست.
تقريباً يك روز در ميان اين رسانه به تبليغ و حمايت از اين فرقه مي پردازد. سابقه اين نفوذ و حمايت به 70سال پيش باز مي گردد.
8 دي ماه 1319 راديو فارسي «بي بي سي» رسماً آغاز به كار كرد.
«در اين هنگام كه خبر فرستي بوسيله راديو به زبان فارسي از بريتانياي كبير آغاز مي شود بنگاه راديوي انگلستان به تمام گوش دهندگان ايراني و فارسي زبانان در هر جاي جهان كه باشند درود مي گويد.»
اين اولين جمله اين راديو با صداي «موقر بال يوزي» در لحظه افتتاح بي بي سي فارسي بود. بال يوزي مدير وقت اين راديو و از سران فرقه ضاله بهاييت است.
بال يوزي كه دستي هم در تحريف تاريخ و نگارش كتاب هاي تبليغي فرقه انحرافي بهاييت دارد سال ها سركرده اين فرقه در انگلستان به شمار مي آمد و از صحنه گردانان كنفرانس معروف بهاييان در سال 1342 در لندن بود. كنفرانسي كه اعتراض شديد امام خميني «رحمت الله عليه» در آن زمان را برانگيخت. كادرسازي هاي اين فرد از هم كيشان خود روز به روز بر نفوذ فرقه بهاييت در بي بي سي فارسي افزود تا آن جا كه از سي عامل اجرايي اصلي بنگاه شايعه پراكني بي بي سي فارسي، بيش از نيمي از آنان از اعضاي اين فرقه انحرافي هستند و اين رسانه را به تريبون تبليغاتي اين فرقه گمراه، مبدل كرده است. جالب آنكه بال يوزي از اقوام نزديك «محمد علي باب» - رئيس فرقه بابيه- است!
باقر معين، شاداب و جدي، لطفعلي خنجي و عنايت فاني ازجمله كساني هستند كه از سه دهه گذشته تاكنون به عنوان مجري و تهيه كننده، نقش مهمي را در حمايت از بهاييان در بي بي سي ايفا كرده اند. بهايياني كه فريبكارانه بارها و بارها اعلام كرده اند كه براساس آنچه كه مسلك خود مي نامند به دنبال قدرت و تشكيل دولت نيستند و اين در حالي است كه تاملي در لابلاي رپرتاژهاي آگهي بي بي سي در مورد بهاييت دروغ بودن اين ادعا را ثابت مي كنند.
وقتي مجري بي بي سي درباره امكان تشكيل حكومت بهايي مي پرسد، فرهاد ثابتيان - سخنگوي بهائيان - مي گويد: بدون شك باقر معين و مريم روشن هم اكنون مسئوليت آموزش نيروهاي بي بي سي در سراسر جهان را نيز برعهده دارند. بهايياني كه حالا به مرحمت دوستان صهيونيست خود در سرزمين هاي اشغالي صاحب قبله كذايي شده اند و اين باغ هاي غصبي را به تصرف خود در آورده اند و با تصويب رژيم جعلي صهيونيستي حتي از پرداخت ماليات هم معاف هستند!
با بسط و گسترش راديو بي بي سي سران وزارت امور خارجه انگليس تصميم گرفتند با بودجه دولتي اين كشور وبگاه جهاني اين رسانه را در سال 1379 افتتاح كنند كه اين سايت با سردبيري «بهروز آفاق» فعاليت خود را آغاز كرد. فردي بهايي، كه بعدها مدير شبكه تلويزيوني بي بي سي فارسي هم شد.
سخن پاياني
صدو چند سال پيش «محمد علي باب» مدعي نيابت امام زمان (عج) شد. اين انحراف كه ظاهري مقدس داشت امروزه به جايي رسيده است كه حامي اصلي وارثان آن رژيم اسرائيل است، بي بي سي وظيفه تبليغ و تطهيرشان را برعهده دارد و دولت آمريكا در حمايت از جاسوسي آنها بيانيه رسمي منتشر مي كند و بعيد نيست مدتي ديگر، به آنها نشان آزادي و قهرماني و... نيز بدهند. بايد به سران بهايي ايران تبريك گفت چرا كه درست همان راهي را مي روند كه پيشواي آنها - عباس افندي - ده ها سال پيش رفت.
ــــــــــــــــــــ
منابع:
1- فصلنامه تخصصي تاريخ معاصر ايران، شماره 49، «بهائيت؛ پيوند عميق و همه جانبه با استعمار انگليس»، دكتر موسي نجفي
2- فصلنامه تخصصي تاريخ معاصر ايران، شماره 49، «همكاري بهائيان با مؤسسات وابسته به انگليس در ايران»، سيد حميدرضا روحاني و فرشاد اورنگ

*****

+ نوشته شده توسط محمد در چهارشنبه 27 مرداد1389 - ساعت 5:50 |
کد مطلب: 679 || نوع مطلب: اخبار مهم

معرفي كتاب: کتاب «در جستجوي حقيقت» به قلم استاد عليرضا روزبهاني بروجردي و به همت معاونت تبليغ و آموزشهاي کاربردي حوزه هاي علميه قم منتشر شد.

به گزارش اديان نيوز ،در اين کتاب فرقه‌ ضاله بهائيت مورد بررسي و کاووش قرار گرفته است و به عنوان فرقه‌اي که تاريخ شکل‌گيري‌اش مملو از تاريکي و وابستگي است و آموزه‌هايش سراسر سفسطه و مغالطه‌ آشکار است، بحث شده است.

اين کتاب در 9 فصل نگارش شده است كه در فصل اول به بررسي فرقه شيخيه و احوالات شيخ احمد احسائي، سيدکاظم رشتي و ساير فرقه‌هاي شيخيه پرداخته شده است.

در فصل دوم به بابيه و زندگي و تفکرات علي‌محمد باب و برخي از بزرگان اين فرقه مي‌پردازد.در جستجوي حقيقت ،كاوشي در فرقه ضاله بهائيت

بهائيت و زندگي و احوالات ميرزا حسينعلي نوري و برخي ديگر از آن‌ها مطالب فصل سوم کتاب را تشکيل مي‌دهد و در فصل چهارم به نقد و بررسي اعتقادات بهائيان چون توحيد، نبوت و معاد پرداخته شده است.

فصل پنجم تعاليم دوازده‌گانه بهائيت همچون وحدت عالم انساني، تشکيل دادگاه بين‌المللي، مداخله نکردن در امور سياسي، ترک تعصبات جاهليت، تساوي حقوق زن و مرد، صلح عمومي، تعديل معيشت عمومي و رفع مشکلات اقتصادي جهان بشري، محتاج نفثات روح القدس، تعليم و تربيت عمومي و اجباري، الفت و محبت در دين، مطابقت دين با علم و عقل، را مورد بررسي قرار داده است.

فهرست مطالب فصل ششم شامل سيري نقادانه و کوتاه در احکام بهائيت و احکامي چون طهارت، وضو، نماز، روزه، حج، حقوق شرعي، ازدواج و طلاق است و در فصل هفتم به نظام و تشکيلات اداري اين فرقه اشاره دارد که بيت‌العدل، وظايف بيت‌العدل، هيئت مشاوران، محافل روحاني ملي و محلي، بيت‌العدل و بحران مشروعيت از موارد مطرح شده در اين فصل است.

در فصل هشتم و نهم کتاب رابطه بهائيت و سياست، رابطه بهائيت با استعمار، روسيه، انگليس، اسرائيل، به نقش بهائيت در کشور ايران در دو دوره پهلوي و جمهوري اسلامي مورد بررسي و مداقه قرار گرفته است.

لازم به ذکر است که کتاب «در جستجوی حقیقت» در ۲۰۰۰ نسخه و ۳۱۵ صفحه‌ و بهای ۴۰۰۰۰ ریال از سوی انتشارات مرکز مدیریت حوزه علمیه قم منتشر و روانه بازار نشر شده است.

*****

+ نوشته شده توسط محمد در چهارشنبه 27 مرداد1389 - ساعت 2:21 |
کد مطلب: 694 || نوع مطلب: مطالب با درجه ربط کم

خبرگزاري فارس: مديركل اطلاعات استان سمنان گفت: تغيير ساختار نظام جمهوري اسلامي از اصول فتنه‌گران در برنامه‌هايشان است.

به گزارش خبرگزاري فارس از سمنان به نقل از مجمع علماي سمنان، جلسه مجمع علماي سمنان در آستانه ماه مبارك رمضان با حضور نماينده ولي‌فقيه در استان، علما و ائمه جماعات شهرستان‌هاي سمنان و مهديشهر برگزار شد.
در اين جلسه مديركل اطلاعات استان سمنان با تشريح وضعيت بهائيت و انجمن حجتيه و عوامل فتنه، بر ضرورت روشنگري مبلغان در تبيين اهداف دشمن تاكيد كرد.
مسلمي با ذكر اهداف دشمن در مورد فتنه پس از انتخابات، مقابله با دولت جمهوري اسلامي،‌ رهبري معظم انقلاب اسلامي و تغيير ساختار نظام جمهوري اسلامي را از اصول فتنه‌گران شمرد.
وي ضمن تاكيد بر استمرار وحدت و همدلي روحانيت حول محور نماينده ولي‌فقيه در استان، نقش روحانيت در حفظ و حراست از ارزش‌هاي ديني مردم را حساس و تاثيرگذار و وحدت و يكپارچگي روحانيت را نعمتي بزرگ دانست.
در اين جلسه حجت‌الاسلام حسينعلي قدرتي دبير مجمع علماي سمنان نيز در مورد اعزام مبلغان در ماه رمضان گفت: بيش از 100 نفر از روحانيان در ماه مبارك رمضان به تبيين معارف ديني و قرآني و ترويج اسلام ناب محمدي خواهند پرداخت.
وي اضافه كرد: روحانيان از فرصت ماه رمضان استفاده كرده و در بهار قرآن با محوريت قرآن و تفسير، رسالت خود را انجام دهند.
دبير مجمع علماي سمنان خطاب به روحانيان و مبلغان خاطرنشان كرد: در ماه معنويت رمضان با پرهيز از طرح مسائل اختلاف‌ برانگيز توصيه و همدلي و وحدت مردم با مسئولان و با روشنگري و بصيرت‌بخشي به مردم به منويات رهبري تحقق عملي بخشند.

*****

+ نوشته شده توسط محمد در یکشنبه 24 مرداد1389 - ساعت 12:38 |
کد مطلب: 670 || نوع مطلب: اخبار مهم

بخشي از پروژه جنگ نرم

سوءاستفاده بهائيت از اقليت زرتشتي

پيروان اين فرقه براي اخذ پروانه کسب، خود را از پيروان زرتشت معرفي کرده و پس از دريافت پروانه کسب، از واحدهاي صنفي خود به عنوان محلي براي تبليغ و ترويج اين فرقه ضاله براي جذب جوانان مسلمان استفاده مي‌کنند.

به گزارش گروه پاتوق شيشه اي «شبكه خبر دانشجو»، بخشي از تهاجم فرهنگي غرب كه در قالب پروژه جنگ نرم پيگيري مي شود، اعتقادات مذهبي مردم جامعه ما خصوصاً جوانان را هدف قرار داده است.

گستاخي دشمنان قسم خورده اسلام و ايران تا آنجا ادامه يافته است كه در خيالات خود سوداي تغيير دين مردم ايران را از سال هاي بسيار دور، در سر مي پرورانند.

يكي از ابزار استعمارگران جهت فعاليت بر عليه عقايد ديني كشور ما، فرقه ضاله بهائيت است. مركزيت اين فرقه در فلسطين اشغالي و تحت حمايت صهيونيسم بين الملل قرار دارد. البته ارتباط اين فرقه با روسيه تزاري و انگلستان به عنوان دو استعمارگر ايران در دوره قاجاريه، بر اساس اسناد غيرقابل انكار تاريخي، كاملا محرز و نقش آنان در دولت و دربار پهلوي كاملاً آشكار است.

لازم به ذكر است، ازدواج با محارم، رباخواري و موارد گوناگوني از مصاديق فساد در ميان بهائيان رواج دارد كه برگرفته از تعاليم تشكيلاتي آنها صورت مي گيرد.

بر همين اساس سايت خبري تحليلي مشرق گزارش داد:

«پيروان فرقه ضاله بهائيت براي انجام برخي فعاليت ها، خود را زرتشتي معرفي کرده و با اين پوشش اقدام به ترويج عقايد انحرافي اين فرقه مي‌کنند.»

ظاهراً عدم آگاهي برخي جوانان از عمق عقايد دين زرتشت و نگاه ملي به اين مسئله، دستاويز مناسبي جهت سواستفاده تشكيلات مخوف بهائيت گرديده است.

مشرق نيوز در ادامه آورده است:

پيروان اين فرقه براي اخذ پروانه کسب، خود را از پيروان زرتشت معرفي کرده و پس از دريافت پروانه کسب، از واحدهاي صنفي خود به عنوان محلي براي تبليغ و ترويج اين فرقه ضاله براي جذب جوانان مسلمان استفاده مي‌کنند.

در سال‌هاي گذشته نيز برخي از پيروان اين فرقه با استفاده از همين روش، بسياري از فعاليت‌هاي تبليغي و ترويجي خود را پيگيري کرده‌اند.

همچنين گفته مي‌شود تعدادي از معتمدين، رؤساي انجمن‌ها و موبدان دين زرتشت از سوءاستفاده فرقه ضاله بهائيت، اظهار نارضايتي کرده و خواستار رسيدگي و برخورد مسئولان ذيربط نسبت به اين موضوع شدند.

وجود چنين عناصر مخوفي در کشور، علاوه بر اثبات نياز به كار فرهنگي عميق در كشور، به مثابه هشداري جهت مسئولان امر است كه براساس قوانين جمهوري اسلامي ايران با مبلغان فرق انحرافي برخورد نمايند.

*****

+ نوشته شده توسط محمد در یکشنبه 24 مرداد1389 - ساعت 11:49 |
کد مطلب: 669 || نوع مطلب: تحلیل-پژوهش-مصاحبه-گزارش
جواد تقوايي
رسانه ها براي تاثير گذاري بيشتر بر مخاطبان و القاي منويات خود از روش هاي گوناگوني بهره مي گيرند. روش هايي اغلب زيركانه و گاهي موذيانه كه شناخت آنها و نيفتادن در دامشان بصيرتي عميق مي طلبد. يكي از اين روش ها كه امروزه در صدر ليست شعبده بازي رسانه هاي استكباري قرار دارد، استفاده از «زبان ديگران» است. در اين روش رسانه مورد نظر مطالب و حرف هاي خود را مستقيماً بيان نمي كند، بلكه با ترتيب دادن قالب هاي گوناگون اين مطالب و حرف ها را از زبان ديگراني كه مي توانند كارشناسان و يا مردم عادي باشند به مخاطب منتقل مي كنند. استفاده از زبان مردم در اين شيوه بسيار موثر و كاراست چرا كه رسانه مورد نظر مدعي است اين حرف ها و نظرات و خواسته هاي مردم است و او تنها تريبوني براي انعكاس آنهاست. البته با كمي تامل مشخص است كه اين مردم حتي اگر مردم واقعي باشند نيز بايد از فيلتر رسانه مذكور رد شوند تا نظرشان منعكس شود. نكته بعدي اينكه اين رسانه ها در هر قالبي نظرات تعداد بسيار معدودي را منعكس مي كنند. آيا نظر 10 يا 20 يا 100 و يا حتي 1000 نفر را مي توان نظر مردم خواند؟ نمونه بارز اين انحراف در اينترنت قابل پيگيري است. در اينترنت معمولاً يك فرد
مي تواند با هويت جعلي به جاي
ده ها نفر اظهار نظر كند. موضوع بعدي ميزان دسترسي و استفاده از اينترنت است. دامي كه در دوره اي خاص برخي از ته مانده هاي فتنه سبز را نيز گرفتار خود كرد و آنها دچار بيماري «خود بي شمار بيني» شدند.
يكي از پيشرو و پرسابقه ترين رسانه ها در استفاده از روش «زبان ديگران» بنگاه خبرپراكني بريتانيا يا همان «بي بي سي» است. سابقه سياه بي بي سي در ايران چنان است -مخصوصاً پخش دستور اجراي كودتاي 28 مرداد- كه نياز به توضيح فراواني احساس نمي شود. يكي از برنامه هاي ثابت بي بي سي فارسي «نوبت شما» است. در اين برنامه موضوعي از سوي اين رسانه مشخص مي شود و از مردم
مي خواهند از طرق مختلف نظرات خود (واقعاً نظرات مردم؟!) را پيرامون آن اعلام كنند. موضوع اخيري كه توسط بي بي سي فارسي انتخاب شده، بهائيت و بهائيان در ايران است. بهانه انتخاب اين موضوع نيز اعلام حكم هفت تن از سران اين فرقه از سوي مراجع قضايي است. بي بي سي طبق روال هميشگي و براي زمينه سازي و آشنايي و البته القاي نظرات خاص خود كار را با يك گزارش شروع مي كند. گزارش به نحوي زيركانه سعي مي كند خود را بي طرف و صرفاً در مقام ارائه دهنده خبر نشان دهد. اما آنچه بايد گفته شود از زبان ديگري گفته
مي شود و طبق معمول آن ديگري كسي نيست جز شيرين عبادي كه رد پايش در پرونده منافقين، همجنس بازان، بهائيان و... ديده مي شود.
نقش شيرين عبادي در گزارش بي بي سي اينگونه است: « شيرين عبادي، يكي از وكلاي اين هفت نفر، به بي بي سي فارسي گفت قاضي مقيسه، رئيس شعبه 28 دادگاه انقلاب تهران، هر كدام از آنها را به 20 سال زندان محكوم كرده است.
خانم عبادي حكم صادر شده را سياسي دانست و گفت براي لغو اين حكم درخواست تجديدنظر خواهد كرد و تقاضاي صدور حكم تبرئه براي موكلانش خواهد داشت.»
چنين اظهاراتي از سوي عبادي كاملاً قابل درك است، چرا كه بنا بر گزارش رسمي كميته صلح نوبل، اساساً يكي از اصلي ترين دلايل انتخاب وي براي دريافت اين جايزه حمايت بي دريغ وي از بهائيان ذكر شده است.
بي بي سي پس از ارائه اين گزارش از مخاطبان خواسته است، نظر خود را در اين مورد بيان كنند. اين نظرات كه تعداد آنها چند ده نظر است، در سايت بي بي سي منتشر شده است. مرور و تحليل اين نظرات از جهات گوناگون جالب و قابل توجه است. مخاطبين عادي در اولين برخورد و مرور ممكن است دچار اين چند ذهنيت عمده شوند؛ بهايي ها خيلي زياد هستند،
بهايي ها صلح طلب و بسيار شريف هستند، بهايي ها در ايران بسيار مظلوم و تحت سنگين ترين فشارها قرار دارند.
براي نمونه چند مورد از اين نظرات را مرور مي كنيم. ارسلان از برلين به خاطره اي از دوران
كودكي اش اشاره مي كند و مي گويد دوست بهايي اش كه خيلي هم آرام بوده، هميشه نمره انظباطش 15 مي شده است. چون بهايي بوده است!
نظر اميد از ارمنستان نيز خواندني است. او كه از قضا بهايي هم نيست و با اين حساب ظاهراً مسلمان است، بهائيت را ديني كامل و جامع معرفي و البته در پايان به نكته اي مهم نيز اشاره مي كند. خصوصيتي كه بهائيت را اينچنين مورد پسند غرب و رژيم صهيونيستي ساخته است. او مي گويد؛ « من بهايي نيستم. اما در مورد اين دين تحقيقات زيادي كردم و دوستان بهايي زيادي هم دارم كه از درستكارترين و مهربان ترين انسانهايي هستند كه مي شناسم.
مباني آئين بهايي آنچنان دقيق، منظم و فكر شده است كه در هيچ دين ديگري مشابه ندارد. بهائيت ديني است كاملا منطبق بر اصول حقوق بشر، حق آزادي بيان و آزادي انديشه را گرامي مي دارد، براي زنان و مردان حق برابر قايل است و جنگ و جهاد را نفي مي كند.»
نظر امير حسين از لس آنجلس هم خواندني است. او بهائيان را اصلاح طلبان 150 سال قبل
مي داند و مي گويد؛ « بهترين دوستان من بهائي هستند. من از دين و خدا و پيغمبر و اينها زياد خوشم نمي آيد ولي بهائيها حرفهاي خوبي مي زنند و مذهبشان زياد آخوندي نيست. در جلساتشان گرمي خاصي وجود دارد. فكر مي كنم دليل زنداني شدنشان عقايد ضد آخونديشان باشد. بهائيان را بايد اصلاح طلبان 150 سال قبل دانست.»
نظر احمد ضيأ يوسفزي از سانفرانسيسكو اينگونه است: «از قديم بزرگان گفته اند عيسي به دين خود موسي به دين خود چه كار دارين به دين وباور هاي مردم؟ بخاطر همين ميگم كه شاه بهترين آدم در ايران بود كه حد اقل به دين و مذهب ريش و سبيل و لباس و باور هاي مردم كاري نداشت فقط با طبقه اوباش كار داشت كه ايران را خراب نكنند كه بالاخره كردند.»
اما در اين ميان شايد بتوان بهترين نمره را به شاپور از لندن داد. او در چند خط تمام آنچه را بايد بگويد مي گويد و البته مگر شاپور از لندن جز اين هم مي تواند بگويد؛
« بي بي سي عزيز!
از اينكه شجاعت كرده به اين بحث پرداخته اي سپاسگزارم.كاش سر سوزني از اين شهامت در ميان روشنفكران و مصلحان اجتماعي تاريخ مدرن ايران بود تا از آنچه بر سر اين هموطنان مظلوم و بيدفاع مي رود اندكي خجالت زده مي شديم.
به جز شيرين عبادي و معدودي از فعالان حقوقي و سياسي اخير كسي به حمايت از آنها برنخاسته است و از اميركبير گرفته تا زمامداران كنوني دولتمردي در حقّ آنها نيكي نكرده است.حبس ناعادلانه هفت تن اخير خود برگ تيره ديگري از رفتار حكومت با اين شهروندان صلح طلب و خردمند خود است.»
البته بي بي سي آنقدرها هم ساده نيست. يكي از مضحك ترين شعارهاي اين رسانه بي طرفي بوده است. براي اثبات اين ادعا كه مرغ پخته را هم به خنده وا مي دارد، بايد چند نظر مخالف هم منتشر شود تا ژست احمقانه دموكراسي بهم نخورد. اينجاست كه روزبه و بهمن از تهران فرصت اظهار نظر مي يابند.
روزبه مي گويد: « آيا بهاييان و شبكه بي بي سي، به جهت محدوديت هاي متعددي كه براي تحصيل مسلمانان در كشورهاي غربي وجود دارد، تا كنون ابراز نگراني كرده اند يا تنها نگران تحصيلات عاليه ي بهاييان در ايران هستند؟ راستي آيا مي دانيم كه براي دختران مسلمان محجبه در كشورهاي مدّعي حقوق بشر، چه تضييقاتي براي ادامه تحصيل در مدارس و دانشگاه ها وجود دارد؟ آيا جلوگيري از ادامه تحصيل به دليل داشتن ديني مخالف دين رسمي و رايج در كشور، تنها در ايران مخالف حقوق بشر است؟»
نظري كاملاً درست و منطقي! اما بياييد كمي عميق تر نگاه كنيم. انتشار چنين نظراتي چند ويژگي مهم دارد. اول آنكه تعدادشان كاملاً كنترل شده و فوق العاده محدود است. دوم آنكه اعتماد مخاطب را جلب مي كند. اعتماد در ذهن مخاطب مي ماند اما اين نظر ميان ده ها نظر ديگر گم مي شود. پس نه تنها ضربه اي به هدف بي بي سي
نمي زند، بلكه در افقي وسيع تر به تحقق آن كمك هم مي كند.
در همين راستا نظر بهمن هم خواندني است: « من يك بهايي بوده و مشكلي اصلي ما بهاييان را در دو چيز مي بينم. اول اينكه ما بايد هر چه سزيعتر همون مركزي خود را از حيفاي اسراييلي متجاوز و دشمني مسلمانان به جاهي ديگري و يا كشوري دوستي مسلمانان انتقال بديم. چون اين نزديكي بيش از حدي مون با اسراييل باعث شده كه متأسفانه بيعضي مون بيشتر به اسراييل وفاه داري نشون بديمتا ايران عزيز و دوماً و يا بهمين خاطر براي بعضي نوعهي انگيز ه جاسوسي نيز ايجاد مي كند. و ارقام متأسفانه اينران را نيز در مقايسه با ديگر فرقه هاي مذهبي صابت مي كند.اي كاش بهايي نبودم.»
از غلط هاي بچگانه املايي اين نظر اگر بگذريم خواننده دچار نوعي حس مثبت و ترحم برانگيز نسبت به بهائيان مي شود. يك بهايي از خودشان انتقاد مي كند، وطن پرست است و آرزو مي كند بهايي نباشد! البته علتش را واضح نمي گويد اما به هرحال مشكلي ندارد. اين علت يا ظلم هايي است كه در ايران به او مي شود (مظلوم نمايي) و يا ناراحتي از جاسوسي هم مسلكان خود (وطن پرستي)!
حال با چند پرسش اساسي روبرو هستيم. آيا حمايت بي دريغ بي بي سي از بهائيان در طول ده ها سال تصادفي و صرفاً ناشي از حس انسان دوستي انگليسي هاست؟ چرا بهائيان براي انگليسي ها مهم هستند؟ تاريخ درباره ارتباط بهائيت و انگليسي ها چه مي گويد؟
در مورد ارتباط بهائيت و انگليس مقالات و منابع متعددي وجود دارد كه به تفصيل در اين باره سخن گفته اند. البته بدون شك هر چه زمان بگذرد ابعاد بيشتري از اين ارتباط عميق روشن خواهد شد. در اين نوشتار سعي مي شود بصورت مجمل به اين چند پرسش اساسي پاسخ داده شود. دانستن اين نكات ريز اما بسيار مهم كه لابلاي صفحات قطور تاريخ ايران آرميده اند، باعث مي شود مخاطب در برخورد با چنين شگردهاي عوام فريبانه اي منفعل نبوده و خواسته و ناخواسته گرفتار عمليات رواني بي بي سي، اين شيپور روباه پير نشود.
از دامن روس به آغوش انگليس
فرقه بهائيت ريشه در فرقه ضاله ديگري به نام باب دارد. مدتي پس از اعدام محمد علي باب به دستور امير كبير، بابي ها دچار اختلاف و انشعاب شدند. حاصل اين اختلاف دو فرقه به نام هاي ازلي -به رياست صبح ازل- و بهائيت -به رياست حسينعلي بها- بود. بهايي ها مانند بابي ها هنوز تحت حمايت روس بودند و ازلي ها حمايت انگليس را داشتند. صبح ازل در قبرس رسماً از دولت انگليس حقوق دريافت مي كرد و جالب آن است كه در متون بهايي به اين دليل مورد هجمه و سوال بود. عباس افندي كه يدطولايي در نوكري انگليس دارد، پيش از انگليسي شدن و آن هنگامي كه هنوز نوكر روس بود صبح ازل را عامل انگليس و حقوق بگير لندن خطاب مي كرد!
اين دو فرقه در واقع بازوهاي اجرايي و داخلي دو استعمار روس و انگليس بودند. در قضيه مشروطه ازلي ها به دليل وابستگي به انگليس، مدافع آن و بهايي ها به دليل وابستگي به روس مخالف مشروطه بودند.
بهايي ها تا زماني كه روسيه تزاري پابرجا بود، زير چتر اين استعمارگر بودند و با فروپاشي آن در چرخشي 180 درجه اي به آغوش انگليس درافتادند كه البته با استقبال گرم و بي نظير لندن نيز همراه بود.
در اين ايام اولين سركرده بهايي مرده و رياست فرقه به پسرش عباس افندي معروف به عبد البهاء رسيده بود. عباس افندي كه به حالت تبعيد در منطقه فلسطين ساكن بود، پس از بركناري سلطان عبدالحميد توسط يهوديان عثماني، آزادي يافت و سفرهايش را آغاز كرد. مقصد اين سفرها اروپا و بخصوص انگليس بود. در انگليس بلندپايه ترين مقامات لندن از وي استقبال كردند.
گورستان بهايي و سياست انگليسي
تاريخ در دل خود ماجراهاي عبرت انگيز و قابل توجهي دارد. يكي از اين ماجراها مربوط به بهائيان هند در دوراني است كه هنوز بهائيت زير سايه روس ها بود. بهتر است ماجرا را از زبان خودشان بخوانيم.
اسدالله مازندراني مبلغ مشهور بهايي، در كتاب ظهورالحق بخش مربوط به بهائيان هندوستان مي نويسد: بهائيان در بمبئي، به علت اندك بودنشان گورستان مخصوص نداشتند و مسلمانان نيز مانع دفن مردگان آنها در قبرستان خود مي شدند، لذا ناچار مي شدند جنازه امواتشان را به محل دفن اموات بي وارث و احياناً به خارج از هند منتقل سازند. روي همين حساب «آحاد اهل بهاء كوشيدند كه قطعه زميني از دولت ]انگليسي هند[ به دست آرند ولي حكومت ]انگليس آنها را[ به رسميت نشناخته زمين نداد...» و اين در حالي بود كه بهائيان حاضر بودند بهاي زمين و عوارض مربوط به آن را كاملاً به دولت بپردازند، اما شهرداري از قبول خواسته آنها خودداري مي كرد و درخواست مكررشان در اين زمينه را بي پاسخ مي گذاشت. در همين حال ناگهان به شكلي غيرمنتظره برخورد دولت انگليسي هند با اين موضوع عوض شد و انگليسي ها حتي زمين مجاني براي گورستان در اختيار بهائيان بمبئي گذاشتند. مازندراني در اين مورد مي نويسد:
« ...از جمله واقعات حسنه كه موجب شگفت مومنين ]بهائيان[ گرديد آنكه پس از چند سال سختي و تعب از حيث نداشتند قبرستان خصوصي با وجود تاديه قيمت و اباء بلديه و با وعده گذراندن در باب زمين، براي مدفن اهل بهاء، ناگهان روزي از جانب بلديه خبر رسيد كه بهائيان بيايند و از مابين چند قطعه زمين، يكي را بپسندند، لاجرم...]تعدادي از بهائيان[ رفتند زمين را پسنديده برگشتند و بلديه ذكري از مطالبه قيمت زمين نكرد و طولي نكشيد كه خبر رسيد قطعه زمين مذكور را حصار كشيده، دروازه گذاشته، مهيا كردند كه بهائيان بروند و امضا داده تصرف نمايند و اهل بها چنين نمودند...»
آري سياست انگليس چنين است. دولتي كه بدليل منافع استعماري اش روزي حاضر نبود گوري به بهائيان مرده بدهد، امروز همان منافع ايجاب مي كند سينه چاك آنان باشد!
ادامه دارد

*****

+ نوشته شده توسط محمد در یکشنبه 24 مرداد1389 - ساعت 2:23 |
کد مطلب: 668 || نوع مطلب: اخبار مهم
پيروان فرقه ضاله بهائيت براي انجام برخي فعاليتها، خود را زرتشتي معرفي کرده و با اين پوشش اقدام به ترويج عقايد انحرافي اين فرقه مي‌کنند.
به گزارش خبرنگار فرهنگي مشرق، پيروان فرقه ضاله بهائيت براي انجام برخي فعاليتهاي فرهنگي و حقوقي، خود را زرتشتي معرفي کرده و با اين پوشش اقدام به ترويج عقايد انحرافي اين فرقه مي‌کنند.
پيروان اين فرقه براي اخذ پروانه کسب، خود را از پيروان زرتشت معرفي کرده و پس از دريافت پروانه کسب، از واحدهاي صنفي خود به عنوان محلي براي تبليغ و ترويج اين فرقه ضاله براي جذب جوانان مسلمان استفاده مي‌کنند.
در سال‌هاي گذشته نيز برخي از پيروان اين فرقه با استفاده از همين روش، بسياري از فعاليت‌هاي تبليغي و ترويجي خود را پيگيري کرده‌اند.
همچنين گفته مي‌شود تعدادي از معتمدين، رؤساي انجمن‌ها و موبدان دين زرتشت از سوءاستفاده فرقه ضاله بهائيت، اظهار نارضايتي کرده و خواستار رسيدگي و برخورد مسئولان ذيربط نسبت به اين موضوع شدند.

*****

+ نوشته شده توسط محمد در شنبه 23 مرداد1389 - ساعت 15:44 |
کد مطلب: 671 || نوع مطلب: اخبار مهم

گروه سياسی و اجتماعی: نشست علمی گروه معارف اسلامی واحدهای منطقه ۵ دانشگاه آزاد اسلامی با موضوع «شناخت فرقه بهائيت» در دانشگاه آزاد اسلامی واحد آشتيان برگزار شد.


به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا) شعبه مركزی، دفتر فرهنگ اسلامی دانشگاه آزاد آشتيان با همكاری گروه معارف اسلامی واحدهای منطقه ۵ دانشگاه آزاد اسلامی، نشست علمی با موضوع «شناخت فرقه ضاله بهائيت» را در اين دانشگاه برگزار كرد.

در اين نشست كه با حضور رئيس واحد، رئيس دفتر فرهنگ اسلامی و مدير گروه معارف اسلامی واحد آشتيان و جمعی از مديران برگزار شد، «سيد صالحی» استاد حوزه و دانشگاه پيرامون شناخت فرقه ضاله بهائيت، اهميت اثبات انحراف اين فرقه برای جوانان به‌ويژه جامعه دانشگاهی و جلوگيری از تهاجم فرهنگی به حريم شيعه توسط اين فرقه به ايراد سخنرانی پرداخت.

«حجت‌ مداحی»، رئيس دفتر فرهنگ اسلامی دانشگاه آشتيان نيز در حاشيه اين نشست به خبرنگار ايكنا گفت: در نيمه اول آبان‌ماه نيز نشست علمی ديگری با موضوع «وهابيت» در اين دانشگاه برگزار می‌شود.

وی در پايان خاطرنشان كرد: اين نشست با همكاری دفتر فرهنگ اسلامی و گروه معارف اسلامی دانشگاه آزاد اسلامی واحد آشتيان برای مديران گروه معارف اسلامی منطقه ۵ دانشگاه آزاد اسلامی در اين واحد دانشگاهی برگزار می‌شود.

*****

+ نوشته شده توسط محمد در شنبه 23 مرداد1389 - ساعت 8:24 |
کد مطلب: 693 || نوع مطلب: مطالب با درجه ربط کم

خبرگزاري فارس: نمايشگاه «اشك و آتش» با حضور جمعي از مسئولان شهرستاني در ابهر افتتاح شد.

به گزارش خبرگزاري فارس از ابهر، نمايشگاه «اشك و آتش» با هدف معرفي دستاوردهاي دفاع مقدس، ظهر امروز با حضور جمعي از مسئولان اين شهرستان افتتاح شد.
فرماندار ابهر در اين مراسم ضمن قدرداني از برپاكنندگان اين نمايشگاه اظهار داشت: بر پايي نمايشگاه‌هاي اين چنيني تاثير بسزايي در آشنايي نوجوانان و جوانان با اهداف شوم دشمنان دارد.
علي يوسفي با اشاره به توطئه‌هاي شوم دشمنان در راستاي براندازي نظام جمهوري اسلامي ايران ابراز داشت: دشمن از هر فرصتي براي رسيدن به اهداف شوم خود بهره مي‌گيرد كه بايد با بصيرت كافي و هوشياري لازم اين توطئه‌ها را شناخته و براي دفع اين توطئه‌ها تلاش كرد.
وي تصريح كرد: اميدواريم كه در آينده نزديك شاهد برپايي نمايشگاه ديگري با موضوع جنگ نرم و دشمن‌شناسي در سطح شهرستان ابهر باشيم كه در اين زمينه مسئولان نيز پشتيبان برگزار كنندگان اين نمايشگاه‌ها هستند.
امام جمعه ابهر نيز در اين مراسم ضمن تاكيد بر لزوم آگاه‌سازي نوجوانان و جوانان نسبت به توطئه‌ها و اهداف شوم دشمنان بيان داشت: برپايي چنين نمايشگاه‌هايي يكي از بسترهاي آشناسازي ايشان نسبت به اهداف دشمنان است.
لازم به ذكر است كه نمايشگاه «اشك و آتش» با هداف معرفي دستاوردهاي دفاع مقدس و همچنين غرفه‌هاي دشمن‌شناسي به مدت 15 روز پذيراي بازديدكنندگان است.
اين نمايشگاه علاوه بر برخورداري از غرفه‌هاي شيطان‌پرستي، بهائيت، شناخت دسيسه‌هاي اسرائيل و ارتباط آن با شيطان‌پرستي، از بخش‌هاي ديگري همچون فراماسونري، مهدويت و فروشگاه محصولات فرهنگي برخوردار است.

*****

+ نوشته شده توسط محمد در جمعه 22 مرداد1389 - ساعت 17:5 |
کد مطلب: 676 || نوع مطلب: مطالب با درجه ربط کم


هجدهمین نمایشگاه بین المللی قرآن کرم به عنوان رویداد بزرگ قرآنی کشور که هنوز روزهای ابتدایی برپایی خود را می گذراند با مسلمان شدن یک هموطن کلیمی کارنامه درخشانی از خود به جای گذاشت.

به گزارش ایرنا، تشرف این کلیمی به دین اسلام آن هم در فضای معنوی نمایشگاه قرآن نوید تاثیرگذار بودن این رویداد مهم کشور را به همراه دارد، رویدادی که می تواند در بخش های مختلف نیز تاثیری عمیق بر مخاطبان داشته باشد.

این هموطن کلیمی که بنا به گفته کارشناسان بخش پژوهش و گفت و گوهای قرآنی نمایشگاه، حدود 60 سال سن داشته و عضو یکی از تیم های کوهنوردی تهران است علاقه بسیاری به اهل بیت علیهم السلام به ویژه حضرت ابوالفضل (ع) و حضرت زهرا (س) دارد.

او که به قصد بازدید و خرید به نمایشگاه قرآن آمده بود با دیدن فضای معنوی نمایشگاه تحت تاثیر قرار گرفته و پس از مشاوره با کارشناسان مذهبی حاضر در بخش پژوهش و گفت و گوهای قرآنی در مدت سه جلسه سرانجام تصمیم نهایی خود را گرفته و به دین اسلام مشرف شد.

کارشناس مذهبی بخش پژوهش و گفت و گوهای قرآنی نمایشگاه که با این هموطن کلیمی به مشاوره و گفت و گو پرداخته به خبرنگار ایرنا گفت: این هموطن کلیمی در بازار تهران مشغول به کار است و برخی از روحانیون، زیارتگاه ها و اماکن مذهبی ما را به خوبی می شناسد.

این کارشناس مذهبی که خواست نامش فاش نشود، افزود: کلیمی تازه مسلمان با برخی آداب و رسوم مسلمانان در ماه مبارک رمضان و مناسبت های مختلف مذهبی آشنایی دارد.

وی تصریح کرد: هموطن مذکور پس از ذکر شهادتین و مسلمان شدن تقاضای یادگیری نماز را داشته و به دنبال مکانی است تا قرآن کریم را فراگیرد.

این کارشناس مذهبی یادآورشد: یکی از ویژگی های بارز برخی اعضای اقلیت های دینی مختلف این است که ارادت خاصی به اهل بیت (ع) دارند که ما باید به این ظرفیت توجه کرده و زمینه مسلمان شدن این افراد را فراهم سازیم.

وی ادامه داد: این فرد تازه مسلمان قرار است بار دیگر در نمایشگاه قرآن حضور یافته و بسته فرهنگی شامل سی دی آموزش قرآن، عقاید و اخلاق و کتاب های دینی و آموزش احکام به زبان ساده را که توسط کارشناسان و استادان دینی تهیه شده را دریافت کند.

این کارشناس مذهبی که سال گذشته در هفدهمین نمایشگاه بین المللی قرآن کریم 16 نفر از ادیان و فرقه های مختلف از جمله مسیحی، اهل سنت و بهائیت را به دین مبین اسلام و تشیع هدایت کرده بود، از افشای نام هموطن کلیمی که در نمایشگاه امسال به اسلام مشرف شد، به دلایل امنیتی و جلوگیری از فشارهای هم کیشان قبلی اش به وی خودداری کرد.

این کارشناس مسایل دینی گفت: مسلمان شدن یک فرد از اقلیت های دینی همواره با واکنش تند همکیشان او مواجه می شود و فرد هیچ گونه امنیتی ندارد و متاسفانه در کشور ما هم ساز و کار و مسایل حقوقی برای این امر در نظر گرفته نشده است.

وی تصریح کرد: شدت این مساله تا آنجا است که ما در برخی موارد برای فردی که تمایل به شیعه شدن دارد تقیه می کنیم به این معنا که او در دل مسلمانی را بپذیرد اما به زبان نیاورد.

این کارشناس مذهبی اظهار داشت: اگر می خواهیم افراد بیشتری به دین مبین اسلام مشرف شوند لازمه آن حمایت همه جانبه مردم مومن و مسئولان نظام است تا فرد تازه مسلمان با اطمینان و آرامش خاطر بتواند فرامین الهی که در این دین آمده است را پذیرفته و عملی کند.

هجدهمین نمایشگاه بین المللی قرآن کریم که از 17 مردادماه در مصلای بزرگ امام خمینی (ره) آغاز به کار کرده، همه روزه از ساعت 17 تا 24 و روزهای تعطیل از ساعت 14 تا 24 پذیرای بازدیدکنندگان است.

*****

+ نوشته شده توسط محمد در جمعه 22 مرداد1389 - ساعت 14:8 |
کد مطلب: 664 || نوع مطلب: تحلیل-پژوهش-مصاحبه-گزارش
هر چند "میم.الف" حالا که به آن سال‌ها نگاه می‌کند، جز صدای شکستن قلب خود در زیر دیوارهای تشکیلات بهائیت چیزی نمی‌شنود؛ اما می‌داند که باید بگوید، باید بگوید تا آن تلخی‌ها را دیگران نیز بدانند.
گرداب- این فرقه روح و جان فرد را به اسارت می‌کشد، آنگاه که با روابط مخوف و تشکیلاتی خود، سرکرده را - نعوذبا‌لله - در حد خدا بالا می‌برد و در مقابل، فرد را کوچک و خوار می‌کند و با ترفندهای بسیار، شخص را مجاب می‌کند که تنها راه حقیقت و سعادت بشر در گرو جذب او به فرقه است.

"میم. الف" فردی که تنها مسلمان شناسنامه‌ای نبود؛ بلکه قلبش مالامال از عشق به اسلام، موعود و امام زمانش بود و با قلب پاک و ضمیر ساده‌اش به دنبال حقیقت می‌گشت و چه ناجوانمردانه افراد تشکیلات بهائیت او را با این عنوان که "موعود، ظهور کرده "، به دام خود انداختند و 13 سال از تمام توانمندی و احساساتش در جهت پیشبرد اهداف شوم خود سوء استفاده کردند.

او آن‌قدر در گرداب تشکیلات غرق شده بود که تمام لحظات زندگی خویش را فدای تشکیلات کرد تا آنجا که زندگی زناشویی‌اش که در تمام این سال‌‌ها به تلخی گذشت در حال فروپاشی بود. اما خداوند، مهربان است و بزرگ. زندگی‌اش به تار مویی رسید اما پاره نشد و او دوباره با توفیق الهی و کمک دوستانش به دامان پرمهر اسلام بازگشت.

هر چند "میم.الف" حالا که به آن سال‌ها نگاه می‌کند، جز صدای شکستن قلب خود در زیر دیوارهای تشکیلات بهائیت چیزی نمی‌شنود اما می‌داند که باید بگوید، باید بگوید تا آن تلخی‌ها را دیگران نیز بدانند. بی‌شک گفته‌های او می‌تواند چراغی باشد در راه کسانی که در دام فرقه‌ها اسیرند.

«میم.الف»‌ ها زیادند و بازگو کردن حرف آنها تنها راه مبارزه با فرقه‌ها و تشکیلاتشان نیست. به خصوص بهائیت که به صورت علنی و در هر فرصتی دشمنی خود را با اسلام نشان می‌دهد. قطعاً راه حل اساسی برخوردی قاطع و محکم با سرکردگان این فرقه ضاله است. بی‌شک در نظر گرفتن اشد مجازات برای سرکردگان تشکیلات بهائیت در ایران، مرهم کوچکی است بر زخم‌های بزرگ قربانیان این فرقه.

آنچه در زیر آورده شده گفت‌وگویی است با "میم‌. الف" که از روی درد و بغض تنها گوشه کوچکی را از آنچه در تشکیلات بهائیت می‌گذرد بازگو کرده است.

چطور با بهائیت آشنا شدید؟- من در سال 76 در کارخانه‌ای در شهر کرمان کار می‌کردم که متوجه شدم سرپرست کارگاه بهائی است و بسیار راغب شدم که درباره بهائیت بیشتر بدانم که چرا می‌گویند بهائیت یک فرقه ضاله است. از همین جا گفت‌وگوهای ما شروع شد و در زمان استراحت بین کار، با هم صحبت می‌کردیم که گاهی تا یک ساعت هم طول می‌کشید. بعد از مدتی من و او در کارگاه تنها کسی بودم که ناهار را دو نفره در دفتر او می‌خوردیم. این قضیه همین طور ادامه پیدا کرد تا اینکه مرا به خانه‌شان دعوت کردند که در آنجا مراسم دعا داشتند. در این جلسه دعا سوالاتی رد و بدل شد و من کم‌کم وارد محیط بهائی‌ها شدم. محیط آنها را در ظاهر بسیار پاک و به دور از ریا و دروغ دیدم.

برنامه آنها برای جذب شما چگونه بود؟
- بعد از مدتی که در جلسه‌ها، مهمانی و دوره‌هایشان شرکت کردم، به من کتاب‌هایی می‌دادند که آنها را مطالعه کنم. این کتاب‌‌ها شامل جامعه بین‌المللی و طرح روحی بود. حدود پنج سال به همین منوال گذشت تا اینکه من جذب بهائیت شدم و طبق گفته‌های آنها به این نتیجه رسیدم که بهاءالله حق است و بهائیت آئین متعالی است.

بهائیت را چطور به شما نشان دادند که حاضر شدید آن را بپذیرید؟
- از اعتقاد من به امام زمان (عج) و اطلاعات کم من نسبت به قرآن سوء استفاده کردند. در ابتدا با آوردن یک سری آیه‌های قرآنی در ذهن من شبهه ایجاد کردند و سپس از کتاب ایقان استدلال آوردند که حضرت محمد، آخرین پیامبر نیست و هر هزار سال یک بار، موعود جدیدی ظهور می‌کند و بهاءالله همان موعود است.

مگر درآموزه‌های آنها به این نکته نرسیده بودید که بهائیان بهاءالله را خدا می‌دانند. پس چطور شد که توانستید قادر مطلق را رها کنید و بپذیرید که بها قادر مطلق است؟
- من در این حد نپذیرفتم که بهاءالله در قالب خدا حلول کرده است اما تصورم این بود که بهاءالله از طرف خدا آمده و خدا این قدرت را به او داده است و مسائل را به او می‌سپردم و فکر می‌کردم خواست خدا، خواست بهاءالله است.

بهائی‌ها حسینعلی نوری را خدایی مجسم در جسم زمینی می‌دانند اما تشکیلات بهائیت از سال 2000، برای حفظ ظاهر و متهم نشدن بهائیان به کفر، کتاب اقدس را تحریف کرد و نام بهاءالله را که به عنوان خدا در کتاب اقدس آمده بود، حذف کرد. آیا تا به حال کتاب اقدس واقعی را دیده‌اید؟- کتاب اقدسی که به من نشان دادند، کتابی عربی بود، حدوداً 80 صفحه. از آنجا که من عربی بلد نبودم نتوانستم آن را بخوانم.

تحریف آنها در باب کتاب، تنها به کتاب‌های عقیدتی خلاصه نمی‌شود، آنها در کتاب‌های تاریخی هم دست به تحریف جریان‌های تاریخی زده‌اند، کدام یک از کتاب‌‌های تاریخی‌شان را خوانده‌اید؟
- برای من درباره وقایع زنجان و قلعه طبرسی صحبت کردند و من فقط چند جلد ازکتاب‌‌های تاریخی را خواندم از جمله نبیل زرندی، البته در بعضی از مطالب، به نفع خودشان صحبت کرده‌اند.

راجع به اصول دوازده‌گانه بهائیت هم مطالعه داشته‌اید، به ویژه مبحث ترک انواع تعصبات، چون تشکیلات بهائیت معتقد است که تعصبات مانع بزرگی برای ایجاد وحدت و سعادت حقیقی بشر است. این در حالی است که بهائیان درباره اعتقادات خودشان تعصب دارند و هیچ استدلالی را نمی‌پذیرند. شما این تعصب را در بهائیت چطور دیدید؟آنها معتقد بودند دفاع از دین و حقیقت تعصب نیست و این باور را در ما ایجاد کرده بودند که هر دینی برای پیشرفت، احتیاج به دفاع مریدان خود دارد. حتی در مورد تعصب نسبت به همسر، ایرانی بودن ما را دلیل بر این تعصب می‌دانستند. فکر می‌کردیم زمانی می‌رسد که این تعصبات کمرنگ می‌شود و در نسل‌های آینده فرهنگ تغییر می‌کند و این تعصبات برداشته می‌شود.

این بازی با واژه است. تشکیلات بهائیت، نسبت به یهود و اسرائیل تعصب خاصی دارد و این تعصب را نمی‌توان از تشکیلات جدا کرد. این تعصب با رکن ترک انواع تعصبات و جهان‌وطنی متناقض نیست؟
- بهائیت معتقد است که چون اماکن مقدس بهائی در اسرائیل قرار دارد، آنجا مهم‌ترین و مقدس‌ترین نقطه عالم است و از طرفی فلسطین قبل از تشکیل دولت اسرائیل سرزمین بهائیان بوده است.

پس چطور است که افراد بهائی حق زندگی کردن در اسرائیل را ندارند و تنها برای زیارت این اماکن هر 11 سال یک بار آن هم به مدت چند روز، می‌توانند در آنجا بمانند؟- بله، هر فرد بهائی فقط 6 تا 10 روز می‌تواند در اسرائیل اقامت داشته باشد.

اما تشکیلات بهائیت برای قوم یهود و خاصه اسرائیل ارزش زیادی قائل است، حتی تا الان در دفاع از مردم فلسطین هیچ اقداماتی انجام نداده است.
- درست است، بهائیت برای یهود ارزش زیادی قائل است و در کتاب "گلگشتی در قرآن مجید" به صراحت ادعا کرده‌اند که ما یهود را بزرگ کردیم و به آن عزت دادیم. ما به یهود پناه دادیم و باعث شدیم که قوم یهود از سرگردانی خارج شود. در مورد فلسطین هم معتقد هستند که این دو دولت باید خودشان مشکل را بین خود حل کنند و این وظیفه ما نیست که بخواهیم با جنگ و حمایت کردن از کشورها، اسرائیل را محکوم کنیم.

اگر آنها معتقدند هر دولتی باید خود، مشکلات جامعه را حل کند، پس چرا در سیاست داخلی ایران دخالت می‌کنند و درباره نظام جمهوری اسلامی تا این حد سیاه‌نمایی می‌کنند؟- در جلساتی که شرکت می‌کردیم مشکلات جامعه را بسیار بزرگ جلوه می‌دادند و می گفتند فقر در جامعه بیداد می‌کند، با این همه ثروتی که در جامعه وجود دارد نباید هیچ فقیری در کشور باشد و همه باید از امکانات رفاهی از جمله آب و برق برخوردار باشند. اگر تعالیم بهاء‌الله در کشور اجرا شود ما یک کشور بزرگ و ایده‌آل داریم و این مشکلات اصلاً در جامعه بهائی وجود ندارد و این مسائل همه در جامعه اسلامی است.

با این سیاهنمایی‌ها چه هدفی را دنبال می‌کردند؟ پیاده کردن تعالیم بهاء‌الله؟
- نه، این حربه‌ای بود برای جذب افراد غیربهائی، ابتدا افراد را شناسایی می‌کردند و با صحبت کردن درباره مشکلات جامعه اسلامی، در مورد تعالیم بهائیت صحبت می‌کردند و به تدریج افراد را به خود همراه می‌کردند و می‌گفتند اگر تعالیم بهائی در جامعه شکوفا شود، ایران مهد تمدن جهان می‌شود. این امر به زودی محقق می‌شود و تمام کشورهای عالم برای ساختن ایران کمک می‌کنند. زیرا ایران سرزمین بهاء‌الله است.

بنابراین برای جذب مسلمانان برنامه ویژه‌ای در تشکیلات وجود دارد؟
- بله، افراد بهائی با افراد مسلمان دوست می‌شوند و با تبلیغ رفتاری و به صورت مستقیم آن افراد را جذب می‌کنند و در این مرحله مخالفت خود را با اسلام نشان نمی‌دهند. در مرحله دوم با طرح سؤالاتی که پاسخ‌های آن از قبل تعیین شده، در باورهای فرد شک و تردید ایجاد می‌کنند و انجام فرائض دینی را برای فرد کمرنگ جلوه می دهند. کم‌کم فرد به جایی می‌رسد که به آئین بهائیت فکر می‌کند و آنقدر بهائیت را زیبا نشان می‌دهند که او باورش می‌شود بهائیت حق است.

بدون شک یکی از اهداف آنها برای جذب افراد مسلمان، پیاده کردن اهداف سیاسی است و اینجا شعار عدم دخالت در سیاست، شعار بی‌معنایی است. به‌ویژه در انتخابات سال گذشته ریاست جمهوری، تشکیلات بهائیت دخالت در امور سیاسی ایران را به اوج رساند. نقش شما به عنوان یکی از اعضای تشکیلات چه بود؟
- اول، این طور نبود. فقط به ما گفته بودند در انتخابات شرکت کنید و به فرد مصلحی که می‌شناسید، رأی دهید. اما پس از انتخابات پیام‌های مستقیمی از طرف بیت‌العدل صادر می‌شد به‌خصوص در روزهای 11 و 13 دی که به طور علنی دستور به اغتشاش داده شد.
جامعه بهائی برای هر کسی برنامه خاصی دارد. ترفندهای سیاسی در من اثرگذار نبود. ممکن بود برای افراد دیگری از این طریق وارد شوند اما برنامه آنها برای من مسائل دینی و آیات قرآن بود. چون حوزه اعتقادی برایم اهمیت بیشتری داشت. من اسلام را رها نکرده بودم حتی امسال در عزاداری عاشورا در هیأت مشغول عزاداری بودم و در جشن‌های شب اول و دوم محرم جامعه بهائی نیز شرکت نکردم.

آنها تنها باورهای سیاسی را متزلزل نمی‌کنند بلکه باورهای اعتقادی فرد را هم زیر سؤال می‌برند و به‌راحتی به مقدسات ادیان دیگر به‌ویژه اسلام توهین می‌کنند؛ چرا؟- شنیده بودم که در گذشته چنین توهین‌هایی شده بود، دلیل آن هم این بود که می‌خواستند اسلام را کوچک کنند و بهائیت را بزرگ جلوه دهند. اخیراً برنامه جدیدشان این است که با همه ادیان و فرقه‌ها همراه شوند تا آنها هم به بهائیت اعتماد کنند و در مقابل آن جبهه نگیرند، افراد بهائی باید با آنها همسو شوند و به تدریج مسیر آنان را تغییر داده و به سمت بهائیت جذب کنند.

زمان این توهین‌ها هم خیلی دور نیست. 18 فروردین 1388، 27 خرداد 1389 و... ضدیت با اسلام فقط در همین توهین‌ها خلاصه نمی‌شود تا آنجا که به دستور علی محمد باب، بهاء، عبدالبهاء و تشکیلات ریختن خون شیعه حلال است، می‌دانستید؟- نه، نمی‌دانستم!

به صورت دقیق در کتاب‌هایشان آمده است. شما کتاب بیان فارسی علی محمد باب را مطالعه نکرده‌اید؟
- اتفاقاً چند بار خواستم که این کتاب را برای مطالعه در اختیار من بگذارند اما در پاسخ به من گفتند کتاب بیان مربوط به بابی‌هاست و ما بهائی هستیم. دوره باب تمام شده است و اکنون دوره بهاء است. اما این مطلبی که بهائیت معتقد است ریختن خون شیعه حلال است با ادعایی که بهائی‌ها مبنی بر عدم حمل سلاح دارند، متضاد است و واقعاً بهائیت را زیر‌سؤال می‌برد.

چرا احکام باب اکنون کاربرد ندارد، مگر به ادعای خودشان، باب موعود نیست؟
- به گفته خودشان، احکام به مقتضای زمان و موقعیت تغییر می‌کند و تنها یگانگی خداوند در همه احکام ثابت است. درباره اسلام هم می‌گویند که دستورات آن مربوط به 1400 سال پیش است. به عنوان مثال، احکام مربوط به حقوق زنان به زمانی اختصاص داشت که دختران را زنده به گور می‌کردند ولی امروز‌، تساوی حقوق زن و مرد مطرح است. بنابراین دوره اسلام تمام شده است و حالا بهاءالله مظهر ظهور جدید است و تنها او است که می‌تواند با احکام نوین دنیا را به سمت خوبی تغییر دهد.

تشکیلات با هدف تغییر جهان برای هر عضوی وظیفه‌ای تعیین کرده، وظیفه شما به عنوان یک عضو چه بوده است؟
- من ابتدا باید افراد مورد اعتماد از همکاران، دوستان، اقوام و آشنایان را انتخاب و شروع به ارتباط‌گیری با آنها می‌کردم. سپس در مورد آموزه‌های بهائیت با آنها صحبت می‌کردم. آنگاه باید از بین آنها افراد مستعد را انتخاب و آموزه‌های بهائیت را با آنان کار می‌کردم که اولین مرحله پروسه کتابخوانی بود.
از من می‌خواستند با این افراد هفت کتاب را در مدت 9 ماه کار کنم هر چند که نشدنی بود. چون این پروسه برای خود من سه سال طول کشید.

پس از جذب افراد مسلمان و اتمام پروسه کتابخوانی چه برنامه‌ای در دستور کار بود؟
- هر بهائی را به عنوان یک سلول زنده می‌دانستند و می‌گفتند هر فردی بعد از اینکه با تعالیم بهائی آشنا شد باید سلول سازی کند و به همراه افراد دیگری که بهائی شده‌اند، حلقه مطالعاتی را تا حدی تقویت کنند که به یک ضیافت برسند. به این ترتیب ما با تشکیل ضیافت، خودمان یک جامعه بهائی جدید را پایه‌گذاری می‌کردیم.

ارتباط شما به عنوان گروه مسلمانی که بهائیت را پذیرفته بودید با افراد بهائی دیگر به چه ترتیب بود؟- ارتباط من با جامعه بهائی بسیار کم بود و من تنها با چهار خانواده بهائی در ارتباط بودم. به ما اجازه آشنا شدن با خانواده‌های دیگر را نمی‌دادند، به این دلیل که ممکن بود جامعه بهائی در خطر قرار گیرد چون جامعه بهائی به جمهوری اسلامی تعهد داده بود که هیچگونه فعالیت تشکیلاتی نداشته باشد و اینطور وانمود می‌کردیم که خودجوش عمل می‌کنیم. بیت‌العدل معتقد بود که نباید به جامعه بهائی آسیب برسد و اگر آسیبی هم وجود دارد به فرد برسد، نه به جامعه.

یعنی تنها این چهار خانواده واسطه شما و جامعه بهائی بودند و شما تمام مسائل خود را با این افراد در میان می‌گذاشتید؟
- بله، بیشتر از همه با یکی از خانواده‌های بهائی در ارتباط بودم. در اوایل به بسیاری از سؤالاتم جواب می‌دادند به تدریج در جواب سؤالاتم، می‌گفتند عجله نکن، در پروسه کتابخوانی به جواب می‌رسی و من همچنان به خواندن کتاب‌ها ادامه می‌دادم. تا اینکه در این اواخر کار به جایی رسید که هر چیزی تشکیلات از من می‌خواست، چشم و گوش بسته انجام می‌دادم.

از آنجا که یکی از برنامه‌های تشکیلات بهائیت، برگزاری ضیافت‌های 19 روزه است،‌ آیا در آن برنامه‌ها نیز با افراد بهائی ارتباط برقرار نمی‌کردید؟- ما طبق برنامه در ضیافت شرکت می‌کردیم و گزارش مربوط به ارتباط با افراد دیگر بهائی را ارائه می‌دادیم، بدون آنکه یکدیگر را بشناسیم.

آیا این موضوع که باید با افراد محدودی در ارتباط باشید، برای شما ایجاد سؤال نمی‌کرد؟ دلخور نمی‌شدید؟
- چرا دلخوری برایم پیش می‌آمد و اینکه چرا من نباید جامعه بهائی را بشناسم و در دل جامعه بهائی باشم؟ آنها به من جواب می‌دادند به دلیل این که وجود شما برای ما ارزشمند است و برای حفظ امنیت خودتان، بهتر است که ارتباطتان محدود باشد تا سریع شناسایی نشوید.

توجه کردید که این کار دقیقاً یک کار سیستماتیک و اطلاعاتی است؟
- بله، آن موقع که به بهائیت تعصب زیادی داشتم به این مسائل توجه نمی‌کردم و فکر نمی‌کردم که یک طعمه هستم. در این مدت با مشکلات زیادی روبه‌رو شدم و همه ابعاد زندگی من دچار تنزل و تزلزل شد. حتی همسرم قصد جدایی از من را داشت. فکر می‌کردم تمام این مشکلات به این دلیل است که من سرباز امام زمان(عج) هستم و این لطفی است که شامل حال من شده است و باید زندگی و فرزندانم را فدای این مسأله کنم.

شما فقط چند سال جذب تشکیلات بودید و اینطور زندگی خود را فدای تشکیلات کردید، حال وضعیت افرادی که از بدو تولد در این فرقه بوده‌اند، به چه شکل است؟
- شاید بتوان جواب این سؤال را در اصل تجری حقیقت پیدا کرد. کودکان معصومی که از سه سالگی تحت تعالیم اجباری قرار می‌گیرند تا با آموزه‌های بهائی آشنا شوند. این کودکان تا سن 15 سالگی فرصت دارند تا موضع خود را در مقابل بهائیت اعلام کنند. هر چند تحت این آموزش های سفت و سخت 12 ساله نوجوان بهائی چاره‌ای جز بله گفتن به بهائیت را ندارد. من خود شنیدم و می‌دانم که در غیر این صورت نه تنها از جامعه بهائی بلکه از خانواده خود نیز طرد می‌شود. بنابراین واضح است که زندگی خود را فدای تشکیلات کند. من خدا را شکر می‌کنم که توانستم از دام تشکیلات رها شوم و ان‌شاءالله هیچ کسی گرفتار فرقه و فرقه بازی نشود.

منبع: جوان

*****

+ نوشته شده توسط محمد در پنجشنبه 21 مرداد1389 - ساعت 17:19 |
کد مطلب: 662 || نوع مطلب: تحلیل-پژوهش-مصاحبه-گزارش

جام جم آنلاين: خطر حجتيه بسيار جدي است، انجمن حجتيه در حال حاضر فعال است و من نسبت به اين مساله بسيار بدبينم.

حجت الاسلام محسن دعاگو در گفت و گو با همشهري ماه ، اين هشدارها را داد و افزود:طرفداران انجمن حجتيه بيشترين انحرافات را در مورد مهدويت اشاعه دادند.


به گزارش جام جم آنلاين امام جمعه شميران با اشاره به اين كه معتقدم دو تشکيلات را به طور غيرمستقيم آمريکايي ها و بيشتر انگليسي ها در ايران طراحي کردند،اين دو تشكيلات را يکي انجمن بهاييت و ديگري انجمن حجتيه براي مبارزه با بهاييت نام برد.

وي خطر حجتيه را بسيار جدي دانست و گفت: انجمن حجتيه درحال حاضر فعال است و من نسبت به اين مساله بسيار بدبينم چرا که معتقدم بسياري از مشکلاتي که در داخل کشور به لحاظ سياسي پيدا کرده‌ايم ، مربوط به کساني است که داراي تفکر مربوط به انجمن حجتيه هستند .

محسن دعاگو افزود:در حال حاضر يک جريان به شدت افراطي و تندرو شکل گرفته است و بسياري از درگيري هاي سياسي موجود مربوط به اين جريان است و تفکر مربوط به حجتيه ، بسترساز تنشهاي سياسي و حتي اجتماعي و خشونت ها شده است.

وي با بيان اين كه متاسفانه حتي برخي از عزيزان معمم ما نيز عملا دارند تفکر حجتيه را گسترش مي دهند،گفت:شما هرکجا ترويج خشونت،توهين ، شعارهاي متضمن اهانت به شخصيتهاي کشور ديديد ، بدانيد که در زيرساختش،انجمن حجتيه قرار دارد.

امام جمعه شميران در ادامه گفت:جريان حجتيه قطعاً طرفدار ولايت نيست بلکه عده اي طرفدار ولايت را متاسفانه فريب داده و با خود همراه کرده است.

حجت الاسلام دعاگو با تاكيد بر اين كه اين باور که امام زمان وقتي ظهور مي کنند که زمين پر از فساد شده باشد ، کاملا اشتباه است،افزود:آنچه در روايات وجود دارد بحث افزايش ظلم وجور است و نه فساد.اينکه گفته مي شود دنيا پر از ظلم و جور شود ، معنايش اين نيست که مردم گناه کنند.

وي شرايط نزديکي ظهور را به‌ هيچ‌وجه با شرايط کنوني مشابه ندانست.

*****

+ نوشته شده توسط محمد در پنجشنبه 21 مرداد1389 - ساعت 16:12 |
کد مطلب: 660 || نوع مطلب: تحلیل-پژوهش-مصاحبه-گزارش
با بسط و گسترش رادیو بی‌بی‌سی، سران وزارت امور خارجه انگلیس تصمیم گرفتند با بودجه دولتی این کشور، وبگاه جهانی این رسانه را افتتاح کنند که این سایت با سردبیری فردی بهایی، کار خود را آغاز کرد.
گرداب- بهائیت، فرقه‌ای ساخته دست انگلیس که عمر آن به بیش از یک‌صد سال هم نمی‌رسد. یعنی زمانی که انگلیسی‌ها چهره‌ی ضد اسلامی خود را نمایان کردند و با وهم ایجاد تفرقه و نفاق و ضربه زدن به اسلام، این فرقه را بنیان نهادند؛ البته رویایی که هیچ‌گاه به حقیقت نپیوست.
 
ولی اکنون آنان سعی می‌کنند تا افکار منحرف خود را از طریق خروجی تلویزیون دولتی انگلیس «بی‌بی‌سی» مطرح کنند.

• بهائیت، آیینی است که توسط بخش‌های سکولار جامعه اسرائیل …
• کسری ناجی از شمال اسرائیل گزارش می‌دهد …
• یکی از دوستان خوب من بهایی بود …
این‌ها رپرتاژ آگهی‌های خوش خدمتانه‌ای است که انگلیسی‌ها، حداقل یک روز در میان در حمایت از دوستان بهائی و در اصل پشتیبانی از پیاده نظام‌های صهیونیست‌ها از طریق شبکه "‌بی‌بی‌سی" بر روی آنتن می‌برند.

خشت اول، با حمایت از بهائیانسابقه‌ی حمایت بی‌بی‌سی از فرقه ضاله بهائیت از خشت اول بی‌بی‌سی بنا گذاشته می‌شود، یعنی ۸ دی‌ماه ۱۳۱9

«در این هنگام که خبر فرستی بوسیله رادیو به زبان فارسی از بریتانیای کبیر آغاز می‌شود، بنگاه رادیوی انگلستان به تمام گوش دهندگان ایرانی و فارسی زبانان درهر جای جهان که باشند درود می‌گوید.»


جمله ی بالا، صدای "موقر بال یوزی" در لحظه افتتاح رادیو بی‌بی‌سی فارسی است. مدیر وقت این رادیو و از سران فرقه ضاله بهائیت.


بال یوزی که دستی هم در تحریف تاریخ و نگارش کتاب های تبلیغی فرقه انحرافی بهائیت دارد سال‌ها سرکرده این فرقه در انگلستان به شمار می آمد و از صحنه گردانان کنفرانس معروف بهائیان در سال ۱۳۴۲ در لندن بود.
کنفرانسی که اعترض شدید امام خمینی "رحمت الله علیه" در آن زمان را برانگیخت.

 
کادر‌سازی‌های این فرد از هم‌کیشان خود، روز به روز بر نفوذ فرقه بهائیت در بی‌بی‌سی فارسی افزود تا آن‌جا که از سی عامل اجرایی اصلی بنگاه شایعه پراکنی بی‌بی‌سی فارسی، بیش از نیمی از آنان از اعضای این فرقه انحرافی هستند و این رسانه را به تریبون تبلیغاتی این فرقه گمراه، مبدل کرده است.

بی‌بی‌سی؛ ارگان بهائیت    
باقر معین، شاداب وجدی، لطفعلی خنجی و عنایت فانی از جمله کسانی هستند که از سه دهه گذشته تا کنون به عنوان مجری و تهیه کننده، نقش مهمی را در حمایت از بهائیان در بی‌بی‌سی ایفا کرده‌اند.

                                                                                                                     
بهائیانی که فریبکارانه بارها و بارها اعلام کرده اند که بر اساس آنچه که مسلک خود می‌نامند به دنبال قدرت و تشکیل دولت نیستند و این در حالی است که تأملی در لابه‌لای رپرتاژهای آگهی بی‌بی‌سی درمورد بهائیت، دروغ بودن این ادعا را ثابت می‌کنند.

"مجری: الان نظریه بهائیان چیست؟ اگر امکان حکومت کردن برای بهائیان باشد، بعنوان اینکه دولت بهائی تشکیل شود؟ یعنی این در مرام بهائی هست؟
فرهاد ثابتان؛ سخنگوی جامعه بهائیت : "بدون شک"

بیت العدل؛ حیفا، سرزمین‌های اشغالی؛ مرکز جهانی بهائیان
 
باقر معین و مریم روشن هم اکنون مسئولیت آموزش نیروهای بی‌بی‌سی در سراسر جهان را نیز برعهده دارند. بهائیانی که حالا به مرحمت دوستان صهیونیست خود در سرزمین‌های اشغالی، صاحب قبله کذایی شده‌اند و این باغ‌های غصبی را به تصرف خود درآورده‌اند و با تصویب رژیم جعلی صهیونیستی، حتی از پرداخت مالیات هم معاف هستند.

آلبرت لینکلن؛ دبیرکل جامعه بهائیت: "رابطه ما با اسرائیل بر اساس خصوصیات و احترام متقابل است."


تعجب برانگیز نخواهد بود اگر بدانیم که غالب گزارشگران اعزامی تهیه کنندگان این آگهی‌های گزارش‌گونه در عکا و دیگر شهرک‌های سرزمین‌های اشغالی، تنها یک رمز موفقیت دارند و آن خوش خدمتی به فرقه ضاله عبدالبهاست.

مهدی پرپنچی سردبیر فعلی بی‌بی‌سی فارسی، در وبلاگ شخصی‌اش، خاطرات سفر به فلسطین اشغالی و دیدار از مراکز بهائیت و حتی خواندن ورد‌های این فرقه گمراه را منعکس کرده است.


با بسط و گسترش رادیو بی بی‌سی، سران وزارت امور خارجه انگلیس تصمیم گرفتند با بودجه دولتی این کشور وبگاه جهانی این رسانه را در سال ۱۳۷۹ افتتاح کنند که این سایت با سردبیری "بهروز آفاق" فعالیت خود را آغاز کرد. فردی بهائی، که بعدها مدیر شبکه تلویزیونی بی‌بی‌سی فارسی هم شد.

این روزها بی‌بی‌سی فارسی با اعزام خبرنگاران خود به سرزمین‌های اشغالی، سعی می کند تا با توسل به ترفندهای مختلف، چهره این فرقه ضاله را تطهیر کنند.

ناگفته نماند نقش استعمار پیر در تشکیل این فرقه در تاریخ، بسیار مشهود است و از این رو دور از ذهن نیست که آرشیو‌های بی‌بی‌سی، مملو از تصاویر لحظه به لحظه تشکیل این فرقه منحرف است.

 
اما دیگر با عیان شدن چهره بهائیان که از دست اندرکاران بی‌بی‌سی فارسی هستند و خروجی‌های این شبکه نیز بر اساس امیال آن‌ها تنظیم می‌شود، چهره شنیع و کریه بهائیان در تشکیل بی‌بی‌سی فارسی پنهان نخواهد بود.
 

*****

+ نوشته شده توسط محمد در پنجشنبه 21 مرداد1389 - ساعت 11:3 |
کد مطلب: 656 || نوع مطلب: تحلیل-پژوهش-مصاحبه-گزارش
در دستورات تشکيلات بهائيت، ازدواج واجب بوده و هدف عمده آن بقاي نسل است که ميرزا حسينعلي (موسس فرقه بهائيت) در کتاب اقدس به آن اشاره دارد ، و يا در يکي از دستورات تشکيلاتي که از سوي اسرائيل بر بهائيان وارد شده است چنين آمده است :« امر بهائي به اهميت روابط جنسي واقف است و ازدواج هاي بي بند و بار بدون اولاد و نتيجه را محکوم مي کند .» ( آهنگ بديع مهر و آبان 1352ص 7)

سید کاظم موسوی پژوهشگر فرق مذهبی با اشاره به شکایت اخیر یک دختر از پدر بهاییش پرده از حکم ازدواج با محارم در آیین بهاییت برداشته و می نویسد: در آموزه هاي بهائيت روحي متضاد و ناسازگار با تعاليم انساني وجود دارد و سران تشکيلات علي رغم اينکه سعي دارند خلاف آن را ثابت کنند ديده مي شود که احکامي از سوي تشکيلات به افراد القاء کرده و مي کنند که ضديت با روح انسانيت دارد.

به گزارش بولتن وی می نویسد: چندي پيش خبري در رسانه ها منعکس شد مبني بر اينکه فردي بهائي با يکي از محارم خويش زنا نموده، براي اينکه مشخص شود شخص خاطي با چه انگيزه و زمينه هايي اقدام به چنين عمل شنيع نموده است لازم است که با مباني آموزه هاي بهائيت در امر ازدواج آشنا گرديم .

در دستورات تشکيلات بهائيت، ازدواج واجب بوده و هدف عمده آن بقاي نسل است که ميرزا حسينعلي (موسس فرقه بهائيت) در کتاب اقدس به آن اشاره دارد ، و يا در يکي از دستورات تشکيلاتي که از سوي اسرائيل بر بهائيان وارد شده است چنين آمده است :« امر بهائي به اهميت روابط جنسي واقف است و ازدواج هاي بي بند و بار بدون اولاد و نتيجه را محکوم مي کند .» ( آهنگ بديع مهر و آبان 1352ص 7)

از آنجايي که در اين آموزه ها هدف اصلي ازدواج ازدياد نفوس و گسترش جمعيت به هر شکل ممکن مي باشد اين گونه اقدامات در جامعه بهائي محال نمي باشد . از آنجايي که اين فرقه يک فرقه تشکيلاتي است و در درون خود داراي محاکم حقوقي مي باشد احتمال درز خبر آن در رسانه ها کمتر اتفاق مي افتد. طبق دستور بيت العدل در مورخ 3 آپريل 2007 ارجاع اختلافات احباء به مراجع دولتي (قضائي) نهي و مخالف مصالح تشکيلات قلم داد شده است و حل اختلافات را بعهده تشکيلات گذارده است و آنها نيز اظهار اميدواري کرده اند که رسيدگي به اختلافات به گونه اي باشد که نيازي به مراجعه به محاکم دولتي پيش نيايد به هرحال اين باعث نمي شود که اجراي قوانيني که حتي انسان هاي نخستين از آن روي گردان بوده اند و از سوي برخي ازبهائيان به مورد اجرا گزارده مي شود هر از چند گاه به گوش جامعه نرسد .
در پيام 15 ژانويه 1981 بيت العدل چنين آمده است :" شما راجع به محدوديت هاي حاکم بر ازدواج با اقارب ، سواي موردي که ازدواج با زن پدر را ممنوع مي سازد ، سوال کرده ايد بيت العدل همچنين خواسته اند به اطلاع شما برسانيم که آن معهد اعلي، هنوز موقعيت را براي صدور قوانين تکميلي راجع به ازدواج با اقارب ، مقتضي نمي داند بنابر اين در حال حاضر تصميم گيري در اين مورد بعهده خود نفوس مومنه محول شده"

براي نمونه مي توان به دستور ازدواج با اقارب را که در کتاب حدود و احکام به صراحت آمده اشاره نمود ؛ در آنجا است که اين امر را تا رسيدن به نتيجه که همانا قوت گرفتن از نظر تعداد جمعيت بلا مانع دانسته است .
در آموزه هاي بهائيت تنها زن پدر است که محرم شناخته شده و بهائيان حق ازدواج با او را ندارند و مابقي مانند دختران، خواهران، خاله ها، عمه ها و ........ براي ازدواج و رابطه جنسي حلالند!

در رساله سوال و جواب ، سوال 50 در مورد حرمت ازدواج با اقارب سوال شده که ميرزا حسينعلي در جوابش چنين گفته :" اين امور به امناي بيت العدل راجع است ".

که در پي آن ، در پيام 15 ژانويه 1981 بيت العدل چنين آمده است :" شما راجع به محدوديت هاي حاکم بر ازدواج با اقارب ، سواي موردي که ازدواج با زن پدر را ممنوع مي سازد ، سوال کرده ايد بيت العدل همچنين خواسته اند به اطلاع شما برسانيم که آن معهد اعلي، هنوز موقعيت را براي صدور قوانين تکميلي راجع به ازدواج با اقارب ، مقتضي نمي داند بنابر اين در حال حاضر تصميم گيري در اين مورد بعهده خود نفوس مومنه محول شده" .

محول کردن اين حکم به جامعه بهائي در واقع تائيد ويک نوع مسکوت گذاشتن حکم است که نشان مي دهد مفهوم حکم قطعي در آموزه هاي بهائي با اصول انساني در تعارض است. در هيچ جامعه اي چنين مرسوم نبوده که امور به اين مهمي به مردم تفويض شود .

متاسفانه شاهديم که امروزه خانواده بهائي با چنين قوانيني در معرض آسيب ها و نا امني هاي بسيارجدي قرار دارد بطوري که اشخاص بهائي در کانون خانواده به جاي تجربه مفاهيم مثبتي چون محبت، همدلي، ايثار و... ، خشونت جنسي را توسط نزديکان واعضاي خانواده تجربه مي کنند . حال اين سوال در ذهن هر انسان آزاده اي متصور مي شود که در آموزه هاي بهائيت حق انساني زني که مورد تجاوزخويشان نزديک خود قرار گرفته و مي گيرد چه مي شود ؟ اگر هم به دستورات بيت العدل توجه نمايد و به سران تشکيلات مراجعه کند حيثيت بر باد رفته را چگونه مي تواند بدست آورد ؟ آيا به اين حساب مي توان به عدالت، حقيقت و يا انسانيت رسيد ؟ آيا سران تشکيلات با توجه به ورود به قرن بيست ويکم وگسترش دانش بشر در حوزه پزشکي باز هم نيازمند گذر زمان است تا بتواند به يک نتيجه معقول برسد ؟

اين ديگر بر مي گردد به نتايجي که افراد بهائي که بدون تعصب ، به قوانين ساختگي سران تشکيلات توجه نمايند و خود به پوچ بودن اين سازمان جهنمي و شيطاني برسند.

*****

+ نوشته شده توسط محمد در سه شنبه 19 مرداد1389 - ساعت 18:7 |
کد مطلب: 663 || نوع مطلب: اخبار مهم


هزینه 17 میلیارد دلاری برای فتنه سال 88
در سال گذشته نیز بیش از 17 میلیارد دلار برای مقابله با جمهوری اسلامی به ویژه در جریان فتنه پس از انتخابات هزینه شده است که البته این ارقام هزینه آشکار ...

به گزارش فارس، حجت‌الاسلام حیدر مصلحی عصر امروز در مراسم اختتامیه بیست ‌و هفتمین گردهمایی رؤسای مناطق و ادارات کل آموزش و پرورش سراسر کشور که در سالن اجلاس سران کشورهای اسلامی برگزار شد با اشاره به تهدیدات مختلف دشمن برای فروپاشی نظام اسلامی گفت: یکی از پروژه‌های دشمن در جنگ نرم، مسیحی‌سازی دانش‌آموزان است که طبق اطلاعات رسیده یک جریان پروتستانی با شعار "فقط عیسی " و با پشتیبانی صهیونیست‌ها در مدارس به راه افتاده‌ است.

وی افزود: انتهای این جریان همانند مسیحیت آمریکا، رژیم صهیونیستی قرار دارد که البته حساب آنها از اقلیت‌های دینی به رسمیت شناخته شده در نظام اسلامی جدا است.

حجت‌الاسلام مصلحی افزود: اینها موفق شده‌اند تعدادی از معلمان و دانش‌آموزان را با راه‌اندازی‌های NGO‌هایی از مجموعه آموزش و پرورش تحت تأثیر و هدایت خود قرار دهند که البته طرح این موضوع نه به عنوان بزرگی و شدت کار آنها بلکه به عنوان هشداری نسبت به شرایط موجود است.

وزیر اطلاعات با بیان اینکه در طول 30 سال پس از انقلاب اسلامی، دشمن از طریق جنگ نرم هوشمندانه به دنبال مقابله با اسلام ناب محمدی بوده است، تصریح کرد: یکی از صحنه‌های مهم این جنگ نرم عرصه آموزش و پرورش است و البته علی‌رغم تجربه‌های موفقی که دشمن در این رابطه با خود همراه داشته است، در نظام اسلامی ایران به دلیل ویژگی‌های خاص آن نتوانسته است به نتیجه برسد.

چاپ 10 میلیون عنوان کتاب برای فروپاشی شوروی توسط بلوک غرب
--------------------------------------------------------------------------------


حجت‌الاسلام مصلحی در ادامه با اشاره به تجربه موفق غرب در فروپاشی شوروی از طریق جنگ نرم گفت:‌ طبق بررسی‌های انجام شده در سال 1991 میلادی، طی 40 سال 10 میلیون عنوان کتاب به همراه فعالیت هزاران دانشمند و اندیشمند در سطح موسسات و دانشگاه‌های اروپا برای مقابله با شوروی چاپ و منتشر شده است.

وی با تأکید بر لزوم توجه به الگوهای فعالیت دشمن در جنگ نرم تصریح کرد: دشمن با الگوهای لذت‌گرایی، پوچ‌گرایی و از خودبیگانگی به دنبال فروپاشی نظام ارزشی و متعالی کشورهاست و در این میان کشورهایی که از زیرساخت‌های هویتی ارزشمندی برخوردار باشند از خطر انقلاب مخملی مصون می‌مانند.

فعالیت 80 مؤسسه در طی 25 سال برای فروپاشی نظام جمهوری اسلامی ایران
------------------------------------------------------------------------------------------------


وزیر اطلاعات در ادامه با اشاره به تهدیدات پیش‌روی نظام جمهوری اسلامی در طی سال‌های پس از پیروزی انقلاب، اظهار داشت: طی 25 سال گذشته تاکنون بیش از 80 مؤسسه، بنیاد و انجمن در موضوع جنگ نرم علیه کشورمان در غرب شکل گرفته است که بودجه تأمین شده برای این مؤسسات در هر سال حدود دو میلیارد دلار بوده است.

وی افزود: در سال گذشته نیز بیش از 17 میلیارد دلار برای مقابله با جمهوری اسلامی به ویژه در جریان فتنه پس از انتخابات هزینه شده است که البته این ارقام هزینه آشکار مقابله با جمهوری اسلامی است و هزینه‌هایی نیز به طور پنهان توسط سرویس‌های مخفی انجام می‌شود.

اسناد قابل توجه برای سرمایه‌گذاری توسط دشمن بر روی آموزش و پرورش
----------------------------------------------------------------------------------------


حجت‌الاسلام مصلحی تصریح کرد: یک تشکل ضدانقلابی با سوء استفاده از اسم معلمان، حرکت‌هایی را علیه نظام اسلامی انجام می‌دهد که تنها در یک مقطع بیش از 315 هزار دلار از سوی دشمنان به دست آورده است بنابراین مجموعه اسناد نشان می‌دهد که تمرکز استکبار در جنگ نرم بر روی آموزش و پرورش به ویژه دانش‌آموزان است.

راه‌اندازی مهدکودک و مدارس غیرانتفاعی توسط بهائیت
-----------------------------------------------------------------


وزیر اطلاعات با اشاره به فرقه‌های مختلفی که با پشتیبانی رژیم صهیونیستی علیه انقلاب و نظام اسلامی فعالیت می‌کنند هشدار داد: یکی از این فرقه‌ها، بهائیت است که با راه‌اندازی مدارس غیرانتفاعی و مهدکودک در برخی مناطق به دنبال تاثیرگذاری بر نسل آینده است.

حجت‌الاسلام مصلحی انجمن حجتیه را یکی دیگر از مجموعه‌های فعال در جریان فتنه عنوان کرد و افزود: طبق اسناد موجود این گروه در فتنه سال گذشته همراهی قابل ملاحظه‌ای با طراحی‌های پیچیده استکبار داشته‌اند و با گفتمان سکولاریستی خود و با اقداماتی نظیر مقایسه روایت امام صادق «علیه‌السلام» درباره شطرنج و مقایسه آن با فتوای امام راحل در این رابطه و عدم اشاره به موضوع اجتهاد و مقتضیات زمان، به دنبال تأثیرگذاری بر ذهن دانش‌آموزان بوده‌اند.

وی در ادامه به مهمترین محورهای برنامه‌های دشمن برای مقابله با نظام اسلامی از طریق آموزش و پرورش اشاره کرد و گفت: پخش برنامه‌های ماهواره‌ای در زمینه‌های سیاسی و فرهنگی به ویژه در رابطه با چالش‌های آموزش و پرورش، توزیع کتب انحرافی به صورت بسته‌بندی شده در مدارس، ارسال محموله‌های پستی حاوی سی‌دی‌های مبتذل برای معلمان، دامن زدن به مسائل قومی و قبیله‌ای به ویژه در مناطق مرزی ترویج بی‌حجابی و بدحجابی در میان دانش‌آموزان، سرمایه‌گذاری بر روی مدارس غیرانتفاعی و آموزشگاه‌های آزاد و توجه به معلمان اعزامی به خارج از کشور از جمله این اقدامات است.

جزوه‌های دستورالعمل مقابله با نظام در دفتر یکی از آقازاده‌ها
--------------------------------------------------------------------------


وزیر اطلاعات با اشاره به فتنه سال گذشته و تلاش فتنه‌گران برای سوء استفاده از نام و خط امام (ره) برای رسیدن به اهداف خود، اظهار داشت: طبق اسناد و اطلاعات به دست آمده این افراد به مقوله‌ای با عنوان راه امام (ره) یا ولایت فقیه هیچ‌گونه اعتقادی نداشته‌اند و حرکت‌های گذشته آنان در راستای حذف ولایت فقیه بوده است.

وی در همین رابطه تصریح کرد: در جریان بازداشت یکی از آقازاده‌های فعال در جریان فتنه، جزوه‌ای در دفتر وی به دست آمد که حاوی اقدامات مرحله به مرحله آنها برای مقابله با نظام بوده است و نکته جالب توجه اینکه در این جزوه از اسامی برخی مراجع و روحانیون به صورت ابزاری، بهره گرفته شده بود و نهایتا با یک راهنمایی حکیمانه به این نتیجه رسیدیم که ادبیات این جزوه‌ها همان ادبیات حزب توده است.

وزیر اطلاعات ادامه داد: علی‌رغم تلاش و تصور فتنه‌گران مبنی بر سکولار و غرب‌باور بودن دانشگاهیان زمانی که دستشان برای دانشجویان و اساتید رو شد این قشر فرهیخته به آنها پشت کردند و البته یکی از سران فتنه بر لزوم وارد کردن آموزش و پرورش، بانوان و کسبه به میدان فتنه تأکید کرده بود.

وی با یادآوری استفاده جریان استکبار از شبکه مجازی و اینترنت برای مقابله با نظام جمهوری اسلامی خاطرنشان کرد: در گزارشی که اوباما به کنگره آمریکا ارائه کرده است سه بار به این موضوع اشاره شده است که به دلیل هوشیاری سیستم اطلاعاتی ایران نتوانسته‌ایم با استفاده از شبکه مجازی به اهداف خود در ایران برسیم.

حجت‌السلام مصلحی با بیان اینکه فتنه پس از انتخابات یک طراحی پیچیده بوده است، اظهار داشت: اگر کسی فکر می‌کند که این فتنه یک دعوای انتخاباتی بوده است به شدت در اشتباه است به گونه‌ای که این حادثه حاصل چندین سال حرکت و برنامه‌ریزی بود.

وزیر اطلاعات با اشاره به حجم قابل ملاحظه دانشجویان بورسیه اعزامی به خارج از کشور در وزارت علوم آخرین دوره اصلاحات،‌ گفت: بخشی از آنها عامل سرویس‌های اطلاعاتی دشمن شده‌اند که با بررسی اسناد موجود احساس می‌شود این افراد برای همین منظور و به بهانه ادامه تحصیل به آن کشورها فرستاده شده‌ بوده‌اند.

رمزگشایی از ایمیل‌های دشمن توسط سربازان گمنام امام زمان «عج» در 48 ساعت
---------------------------------------------------------------------------------------------------


وی ادامه داد: در جریان رصد ایمیل‌های فتنه‌گران و سرگروه‌های آنان به محض اینکه احساس خطر کردند، در عرض 24 ساعت تمام میل‌هایشان توسط سازمان جاسوسی آمریکا (سیا) و موساد کد و رمزگزاری شد اما با تلاش مخلصانه سربازان گمنام امام زمان «عج» در عرض 48 ساعت تمامی آنها رمزگشایی شد که این حرکت ضربه سنگینی برای دشمنان بود.

وزیر اطلاعات با بیان اینکه سیستم آموزش و پرورش کشور آمریکا از روز اول در اختیار صهیونیست‌ها بوده و هیچ‌ مجموعه‌ای اجازه نفوذ در این سیستم را نداشته است، گفت: این موضوع برای ما هشدار دهنده است و باید توجه کرد که وزارت اطلاعات در راستای مقابله با جنگ نرم، نیازمند همراهی اهالی آموزش و پرورش است.

وی خاطرنشان کرد: وظیفه ما در این عرصه اطلاع‌رسانی به فرهنگیان و دانش‌آموزان نسبت به توطئه‌ها و تهدیدات است و وظیفه فرهنگیان نیز این است که حرکت‌های مشکوک در مجموعه آموزش و پرورش را سریع به سربازان گمنام امام زمان (عج) اطلاع دهند.

*****

+ نوشته شده توسط محمد در سه شنبه 19 مرداد1389 - ساعت 11:17 |
کد مطلب: 692 || نوع مطلب: تحلیل-پژوهش-مصاحبه-گزارش

خبرگزاري فارس:در عصر حاضر براي رسيدن به اهداف استراتژيك فرهنگي و تربيتي در عرصه كلان و مقابله با جنگ رواني صهيونيسم، بايد درك كامل از چگونگي شكل گرفتن و شكل دادن به محيط هاي رواني و تربيتي و سياست هاي مدرن و اصل و مكانيسم هاي موثر فرهنگي براي تلفيق محوري در سطح ملي و بين المللي و بين سازمان هاي ذيربط داشته باشيم.

و: آموزش و تعليم و تربيت
----------------------------
صهيونيسم در زمينه تعليم تربيت جهاني، جهنمي فراتر از يك تهاجم فرهنگي رقم زده است و در مسير تحولات آموزشي، اين گزاره را بر مي تاباند كه هرگاه ضرورت داشته باشد، مي توانند مباني كتاب مقدس، يعني تورات را به مقاصد خود تغيير دهند: يعني اين انعطاف را براي خود قائل هستند نه تفسير كتاب مقدس، بلكه به نوعي قائل به تحريف هستند. مركزيت فكري اين تفكر را مي توان در تلمود و پروتكل هاي يهود نظاره گر بود؛ آنچه آموزش داخلي ناميده مي شود، در صهيونيسم و كليت موضوع در يهود، نوعي شيوه آموزشي تبعيض و نژاد پرستي است كه در نتيجه اين اصل را در تيم آموزشي اسرائيل تابانده كه حتي يك كلمه درباره صلح ميان اسرائيل و همسايگانش به ميان نيامده است.

شاخصه آموزشي صهيونيسم اين گونه بوده كه تربيت را به عنوان يكي از پايه هاي اصلي ساخت نسل يهودي و وطن صهيونيستي به شمار مي آورد. ديويد بني گورين، اولين نخست وزير اسرائيل، در بيست و چهارمين كنگره صهيونيسم در سال 1956 ميلادي گفت: جنبش صهيونيسم بدون تربيت فرهنگ عبري براي تمام يهوديان، به عنوان يك تكليف ذاتي، آينده اي نخواهد داشت (نداء المقاومه، 1384، 18) و فرهنگ عبري اين واژه نامأنوس، در خود معاني عميقي نهفته است كه بنا به گفته دكتر وائل القاضي، برخي اهداف اعلان شده تربيت صهيونيستي بدين شرع است:

1. ايمان مطلق ملت اسرائيل به سرزمين اسرائيل و مالكيت و اسكان، با تاكيد بر حق تاريخي در سرزمين تاريخي اسرائيل .

2. نشان دادن برتري تمدن عبري به منظور ايجاد احساس برتري در نسل هاي جديد اسرائيل و بازگشت ملت برگزيده به سرزمين موعود.

3. مخدوش ساختن چهره اعراب و برتري و شكست ناپذيري اسرائيل.

4. تربيت و پرورش نسل هاي صهيونيستي بسيار متعصب نسبت به صهيونيسم و اسرائيل.

5. تحقق همبستگي يهوديان در داخل و خارج اسرائيل، از طريق تضمين استمرار مهاجرت يهوديان و حمايت مادي اسرائيل، به ويژه از يهوديان مهاجر.

6. ايجاد آمادگي نزد نسل هاي يهودي اسرائيل براي توسعه طلبي، اشغال، خشونت و نفرت از اعراب به بهانه نجات زمين...(ندا المقاومه ـ 1384 ـ 20).

نويسنده صهيونيسم در خصوص محتواي داستاني كه در يكي از كتابهايش به نمايش مي گذارد كه يك يهودي، پدر و مادرش جلوي چشمانش به دست يك عرب كشته شده است. هدف از تأليف اين گونه مطالب، القائات رواني و تربيت كاملا عبري صهيونيستي و ضد اسلامي است؛ به طوري كه خود اعتراف مي كند، مي خواهم تمامي كودكان بگويند: مي خواهم گلوي يك عرب را فشار دهم و او را خفه كنم (توفيق عطاري، 1384، 190). اين گونه تعليم و تربيت، نه تنها در سطح داخلي، بلكه متعاقبا تعليم و تربيت جهاني و نفوذ در جمع فرهنگ جهان و ايجاد جنگ رواني صهيونيسم را محرز مي كند. اينها عميقاً به دنبال كنترل تعليم و تربيت در جهان هستند تا مسئله تعليم و تربيت جهاني را ساماندهي كنند.

نظام دانشگاهي به وجود آمده در غرب كه قدمتي بيش از هزار سال داشت؛ يهوديان آن را جهت خاصي دادند؛ به گونه اي كه بتوانند، مقاصد خود را اعمال كنند. پايه اين مسئله نيز به قبل از پروتكل يهود باز مي گردد. پيش از انقلاب فرانسه اين مسائل مختص كليسا بود. با جهشي كه بعد از انقلاب صورت گرفت، تعليم و تربيت از اختيار كليسا خارج شد و يهوديان موفق شدند، بعد از پروتكل يهود، تقريبا در يك قرن گذشته، فرايندي ساز و كار تعليم و تربيت را كه ساز و كاري پوزيتيويستي و امپرياليسي است، در اختيار بگيرند. در پروتكل يكم، دهم و شانزدهم آمده است كه بايد تعليم و تربيت را كاملا در اختيار بگيريم. آموزش عالي را در اختيار بگيريم، مغزهاي آينده كه مي خواهند كشور را هدايت و اداره كنند، ما بايد بپرورانيم؛ به اين ترتيب در حوزه دكترين فرهنگ، افكار عمومي دنيا را با فرمولهاي عمليات رواني هدايت مي كنند.

پروتكل هاي صهيون نيز اشاراتي صريح به اين امر دارد. پروتكل شانزدهم اين گونه بيان مي كند: براي آنكه تمام نيروهايي را كه در راه به وجود آوردن هماهنگي فكري و همبستگي اجتماعي كار مي كنند ـ به جز نيروي خودي ـ از بين ببريم، بايد نخستين حلقه هاي اين زنجير، يعني دانشگاه ها را از هم بگسليم و براي اين كار بايد روش هاي آموزشي را از اساس خراب كنيم و آن را در قالب روشهاي نو با سمت و سويي تربيت شده هدايت كنيم. (عجاج نويهض، 1381، 337) يا پروتكل اول اين گونه بيان مي كند كه مردم در غير يهود، از همان آغاز جواني، به وسيله عوامل بي بند و بار و بدون اخلاق بار مي آيند. عوامل عبارت است: معلمان سرخانه، خدمت كاران، منشي ها و زناني كه در خانه هاي ثروتمند بچه داري مي كنند... مردان غير يهود را در عشرتكده ها و محل هاي عياشي به فساد اخلاقي مي كشانيم و آنها را از جاده عفت و پاكدامني منحرف مي سازيم " (رحماني، 1369، 109). اين همان چيزي است كه امروز مي بينيم! چشمگيرترين چيزي كه از مظاهر تمدن جديد محسوب مي شود، كازينوها، كاباره ها، دانسينگ ها، شبكه هاي جهاني پورنو و اينكه نيمي از تجارت اينترنتي تجارت وب سايت ها و وب لاگ هايي است كه عمدتا در حال عرضه مسائل غير اخلاقي هستند؛ زير ساخت چنين حوزه عملي را پروتكل يهودي بسط مي دهد، چون در درون هم انسانها كشمكش به اين قضايا وجود دارد كه از اين فرمول استفاده كردند و زمينه بسطش را فراهم آوردند؛ الگو سازي كردند، همچون سوپر استارهاي سينمايي، و سوپر استارهاي تلويزيون، فوتباليست و ورزشكاران كه در واقع بخشي از دكترين اجتماعي و رواني صهيونيسم هستند. در خصوص خانواده واقع امر اين است كه به صراحت اعلام كرده اند كه خانواده در تمام جهان بايد از هم بپاشد.

پروتكل دهم بر اين قضيه تأكيد دارد كه "اهميت خانواده و نقش تربيتي آن را از بين مي بريم و اجازه اظهار وجود به كسي نمي دهيم، زيرا توده مردم بايد صرفا به وسيله ما اداره شوند. آنها بايد به شنيدن حرف هاي ما و اطاعت از ما عادت كنند ". (همان 1369، 109) ليكن متأسفانه پس از گذشت علني شدن اين پروتكل ها، ما امروز شاهد فرو پاشي كانون خانواده به خصوص در جوامع پيشرفته، اعم از اروپا، آمريكا و حتي ژاپن هستيم كه معروف بود، خانواده موج دوم مدرن و خانواده هسته اي، امروز هم كه خانواده تك و الديني، به عنوان خانواده پست مدرن موضوعيت يافته است و اين كانون توليد سرمايه اجتماعي و عقبه فرهنگي را با ناهنجاري هاي فراواني روبرو كرده است. گاه آنچه ما را به سوي خود جلب مي كند، برنامه تربيتي است كه صهيونيسم براي ما فراهم كرده و در اين مسير، ذائقه سازي انجام داده است كه مشاهده مي شود در پيكره اجتماعي رخنه كرده است. ترويج عروسك ها، موسيقي ها، فيلم ها، سرگرمي ها در ذائقه سازي تربيتي و متقاعد كردن رواني بسيار موثر بوده كه اثرات بلند مدت تربيتي و آموزش و حتي تغذيه اي در متن اجتماعي دارد. "آمريكايي ها براي اينكه ژاپن را به زانو در بياورند، از طريق ترويج عروسك باربي و امثال آن، در تربيت دخترهايشان فعاليت كردند. آنقدر عروسك باربي را تبليغ كردند كه امروز وقتي وارد سايت هاي اينترنتي مي شويد، مي بينيد كه سايت هاي ضد باربي هم به راه افتاده و خانواده ها در غرب، از دست اين عروسك شاكي هستند. آثار سوء تغذيه و سوء هاضمه در دخترهاي غربي وقتي به سنين 24 ـ 25 سالگي مي رسند، ظاهر مي شود. اين عروسك مدل و الگوي دخترهاست، چون خيلي لاغر و باريك است " (عباسي، 1382، 29).

حتي رسوخ آن در كشور ما نيز كم نبوده و مشاهده مي شود كه هيچ چيزي وجود ندارد كه يك دختر بچه بخواهد؛ مگر آنكه در مورد باربي وجود دارد. براي مواجهه با اين عروسك، طبيعتا لازم بود عروسك ملي وارد صحنه شود: "اولين عروسك دارا، با ظاهر بسيجي، يعني چفيه و پيشاني بند "يا زهرا " ساخته شد كه الان موجود است. دقيقا زماني كه تلويزيون به صورت رسمي اعلام كرد كه عروسك دارا و سارا متولد شدند، 5 روز بعد بي، بي، سي گزارش داد: اسرائيل اعلام كرده، ما در مقابل عروسك مذهبي دارا و سارا، عروسك "شي مي " را ساخته ايم " (همان، 1382، 16). شايد به نظر اين مسئله خيلي مهم نباشد تا زماني كه ما نفهميده ايم، عروسك باربي تربيت دختران را به عهده گرفته است، غرب و به خصوص صهيونيسم سكوت مي كند؛ ولي ما موضع گرفتيم و آنها واكنش شديد نشان مي دهند و هيمنه و برتري پوشالي را به رخ ما مي كشند.

قطعاً سيطره جنگ رواني بسيار وسيع است. شبكه جهاني صهيونيسم، اهميت فرهنگ از حيث كارهاي عملي و علمي از نظر دور نداشته، حتي براي كودكان كتاب هايي با بهترين كاغذ و هنرمندانه ترين نقاشي ها به دنيا عرضه كرده اند. صهيونيسم در سيطره و نفوذ تربيتي ـ فرهنگي در جوامع از رگه فراماسونري و سينمايي و... استفاده كرده است.

يكي از ابزارهاي علمي در تربيت جهاني اسلام شناسان يا مستشرقان هستند. گواويچ، ماسينيون و گولدزهير و صدها اسلام شناس و مستشرق، هر يك به نحوي در شكل دشمني و عداوت و زماني در لباس دوستي و دلسوزي، تعبيرات و تفسيرات ناروايي پيرامون اسلام ارائه داده و در سطح دانشگاهها منتشر كرده اند.

اينجا مستشرقين و اسلام شناسان تشكيلات خود را در كلاس هاي درسي، منو تحقيق هاي به اصلاح علمي و كاوش هاي تاريخي به دانشجويان خود تلقين مي كنند و اين روشنفكران و متفكران در جوامع خود مشغول بازدهي تعليماتي مي شوند. در موسسات فرهنگي و تربيتي بين المللي و سازمان ملل داراي نفوذ هستند؛ مثلاً در مركز اطلاعات سازمان ملل كه مهم ترين اطلاعات در خصوص كشورها در آن جمع آوري شده؛ صهيونيسم در سازمان يونسكو، وابسته به سازمان ملل متحد، صاحب نفوذ است. اين سازمان فرهنگي بين المللي عظيم، در زير سايه نام ملل، در حقيقت طريق بين الملل بسيار نيرومندي است كه مأمور غربي كردن هرگونه تمدن و فرهنگي و از جمله در رأس همه فرهنگها فرهنگ اسلامي است. موسسات وابسته به اين سازمان فرهنگي و تربيتي، همه چيز را از ديد غرب بررسي كرده و از منظور غرب بيان مي كند!. همچون عرفان اسلامي، فلسفه اسلامي و تاريخ تمدن اسلامي بررسي مي شود و نمونه آن اگر در خصوص روزه و تعليم آن در بحث روز حقيقت سنوات روزه را بررسي مي كند. "در آغاز تأسيس اين موسسه فرهنگي ـ تربيتي بين المللي (يونسكو) صهيونيسم اعمال نفوذ كرد در اين موسسه جهاني رئيس انجمن تبادل خارجي، رئيس بخش استخبارات، رئيس بخش فرهنگ جهاني از صهيونيست هاي نامدار بوده اند، سازمان ها مركز ژنوا دكتر شيبردد و رئيس بخش استخبارات مركز ورشو (دكتر جولين سه تاويسكي).

طرايق كثيري در راهبرد جنگ رواني وجود دارد و سياست هاي مختلف تربيتي همچون تشكيل احزاب كه ايده صهيونيستي را به طور غير مستقيم ترويج كنند. فرهنگ و تربيت در عمليات رواني بسيار گسترده است كه تربيت دانشمندان، متفكران، نفوذ در قانون آموزشي، توان آموزشي، القائات، يعني از راه فيلم، تلويزيون، نقاشي، عروسك و... را مي توان نام برد كه رسالت تخريب فرهنگ ها بالاخص اسلام را از زواياي مختلف تاريخي، اجتماعي و فلسفي بر عهده دارند و اين رخنه از هر منبع فيزيكي يا فرهنگي باشد، مشهود و قابل بررسي است.

س. تبليغات، تخريب، تحريف، شريان هاي جنگ رواني صهيونيسم
-------------------------------------------------------------------------
در مبحث تشكيل صهيونيسم و رشد و نمو يهود و توسعه و گسترش صهيونيسم، يك موضوع با استعمار همراه بوده كه از آن به تبليغات كه يكي از عناصر جنگ رواني است، ياد مي شود. در تبليغات به بهره گيري روشمند طرح شده از سمبل ها كه عمدتا توسط تكنيك هاي رواني مناسب انجام مي شود و با هدف تغيير كنترل افكار، عقايد و ارزش و در نهايت تغيير رفتار آشكار مخاطبان به سوي مسير تعيين شده همراه است. تبليغات فقط خدعه و "تبليغات سياه نيست، بلكه تبليغات جهت ايجاد اتحاد و اطمينان در مخاطب " تبليغات سفيد كه اين كار نوعي سمبله گذاري بر اين و مقام آتي مبلغان و دستگاه تبليغي است.

در مورد دوم مي توان به هلو كاست و آنتي سيميتيسم و... اشاره كرد كه در ذهن مخاطب لايه اي پاك را متبلور مي كنند و در خصوص تبليغات منفي (سياه) تخريب، فرقه سازي، توهين، استهزاء و... را نام برد. در متن دين اسلام نيز مطالب فراواني در خصوص خصلت نفوذ افكني، تخريب و تحريف و كينه توزي بعضي يهوديان ترسيم شده است كه مي توان در قرآن و متن روايات مشاهده كرد، در قرآن اظهار مودت و خير خواهي بعضي يهوديان را از روي دلسوزي نداشته، بلكه آن را راه فريب مومنان مي دانند و ثمره دوستي با يهود را تحريف بيان مي كند. در آيه اي از قرآن اين گونه آمده است: "من الذين هادوا يحرفون الكلم عن مواضعه... في الدين " (نساء 46) كه نشان تحريف يهوديان است و خداي تعالي اين طايفه از يهود را اين گونه توصيف كرده است: كلمات خداي را تحريف مي كنند، يا آن را تغيير مي دهند و پيش و پس مي كنند يا اينكه بعضي از كلمات را به كلي مي اندازند يا كلماتي از خود اضافه مي كنند " (طباطبائي، 1364 ـ ج 4 ـ 578) .

در آيه فوق و بسياري ديگر از آيات قرآن، بر اصل تحريف، فتنه انگيزي و... به عنوان حربه يهوديان تاكيد شده است: "قل يا اهل الكتاب لم تصدون عن سبيل الله من آمن تبغونها عوجا...بغافل عما تعملون "؛ بگوي اي اهل كتاب چرا كسي را كه ايمان آورده است، از راه خلاف جلوگيري مي كنيد و آن را كج و معوج مي خواهيد... خداوند هرگز به آنچه مي كنيد، غافل نيست " (آل عمران، آيه 99). در اينجا كلمه (صد) به معناي برگرداندن... و كلمه (عوج) به معناي متمايل و نيز به معناي تحريف شده است (طباطبايي، 1364 ـ ج 3، 564). شان نزول اين آيه در خصوص يهودياني تفرقه افكن، همچون شاس بي قيس است. همچنين از ديگر آيات كه بر استحاله فكري و انحراف به وسيله يهوديان اشاره دارد: "ود كثير من اهل الكتاب... من بعد ايمانكم كفارا... " (بقره آيه 109)؛ بسياري اهل كتاب دوست دارند شما را كه ايمان آورده ايد، از دينتان برگردانند و مثل خودشان كافر سازند.

حضرت علي (ع) در خطبه اي در نهج البلاغه، در خصوص پيمان شكني و كينه توزي يهودي زادگان مي فرمايند: مرا به بيعت با او نيازي نيست! دست او دست يهودي است؛ اگر با دست خود بيعت كند، در نهان بيعت را مي شكند. (نهج البلاغه، خطبه 73) در خصوص مصداق آنها در عصر حاضر، در ادامه به آن اشاره خواهد شد.

اين در زمينه فرقه سازي، بهائيت و وهابيت نمونه هاي بارزي از اين دست هستند تا با صبغه اسلامي و انساني موجب پيدايش تفرقه در مردم بشوند. وهابيت با تحدد و تجدد منحرف موجب تخريب چهره اسلامي شد و بهائيان نيز از هر طريق به فرهنگ اسلامي و كشورهاي اسلامي ضربه زدند. مثلاً بسياري كتب قديمي تاريخي در زمان اينها به طور قاچاق از ايران خارج شد و روانه موزه هاي لندن، پاريس، واشنگتن، و نيويورك شد.

ايجاد تاسيسات و كارخانه ها از جمله كارخانه شراب سازي و مراكز پرورش سگ و خوك نيز نمونه اي از اقدامات بهائيت است. تخريب از طريق نويسندگان بين المللي و مطرح نمونه ديگر از فعاليت هاي رواني صهيونيست است. تئودور نولد آلماني مبلغ فرهنگ لائيك و متخصص زبان عربي، در تحقيقات خود كه مرجع بسياري خاورشناسان ديگر شده است، به هجوم و تخطئه قرآن و اسلام پرداخته است و اظهار مي دارد كه از لحاظ زبان شناسي، كلمات نبود بالاتر و بدتر از مفاهيم قرآني است.

(جوزف ليل) يهودي، صهيونيسم ديگر، اسلام را يك حمله به دين مسيح و يهود شمرده كه خود بعدها به يك دين تبديل شده است و در اين بين، صدها اسلام شناس و مستشرق ديگر، در لباس دوستي و دلسوزي تعبيرات و تغييرات ناروايي پيرامون اسلام ابداع كرده و آن را در سطوح دانشگاهها انتشار داده اند (تئودورسن، بيگر، شائدر يهودي صهيونيست هستند كه از زاويه تاريخي، اجتماعي، فلسفي اسلام را مورد حمله قرار داده اند. نتيجه اين عملكردها تقي زاده ها؛ هويداها و بني صدرها در جامعه بوده كه در عرصه حاضر نيز قابل مشاهده است.

جاذبه جنسي نيز در مسير نفوذ رواني، جاذبه اي است كه عقل، منطق، دليل و برهان را در هم مي نوردد و بر همه چيز فائق مي آيد. پروتكل بيستم " به كمك زنان صهيونيست، مردان غير يهودي را در عشرتكده ها و محل هاي عياشي، به فساد اخلاقي مي كشانيم و آنها را از جاده عفت و پاكدامني منحرف مي سازيم " (رحماني، 1369، 109).

يكي از خطرناك ترين جمعيت هاي مروج اباحه گري، انجمن سازمان يهود است كه توسط (شلومر شتاين) از اعضاي حزب (المابام) تاسيس شده است. اين انجمن، فقط در سال 1960 تعداد 3000 دختر جوان را به جهت اشتغال در شغل فاحشه گري استخدام كرد! وزارت امور خارجه اسرائيل نيز دختران تربيت شده اي در اختيار دارد كه متخصص بهره برداري از جاذبه جنسي هستند كه براي پذيرايي از مهمانان هيئت هاي خارجي استفاده مي شوند و به موازات آن مجله (هوليم هازير) در يك تحقيق آماري، نتيجه گيري مي كند كه به ندرت يك مقام ارتش و پليس عربي را مي توان يافت كه معشوقه اسرائيلي نداشته باشد. همچنين (زنام هند هنرود) فاش مي كند كه چنين روندي در وزارت امور خارجه آمريكا نيز وجود دارد.

توهين حربه اي است كه مي تواند عزت نفس هر شخصي را زير پا گذاشته، او را تحقير مي كند. صهيونيسم تنها مكتبي كه توهين و استهزاء جزء اساسي ترين نيازهاي فكري آنها است. توهين و استهزاء از هر روزنه اي نفوذ مي كند. نويسندگاني هم به فرهنگ اسلامي و مقدمات اسلامي توهين كرده و توجيهات زشتي عليه آن ارائه كردند، چون بيشتر جنبه تخريبي دارد، در اين زمينه محرز مي شود. صهيونيسم در اين مسير از استهزاء گرفتن احكام و سمبل هاي اسلامي كوتاهي نكرد و حتي به شعائر اسلامي چون (لا اله الا الله) نيز توهين كرده كه زبان از گفتن آن شرم دارد. چاپ اين جمله مباركه در جلوي شرتهاي مردانه و...، نمونه اي كوچك اين اهانت است. "استفاده از كلمه هايي كه شامل آيات قرآني و اسامي جلاله است، در مصارف دستشويي ها و بسته بندي ها، از ديگر خباثت هاي صهيونيست ها است ". و نيز تنشها و نزاعها و توهين هاي علني و تجاوزاتي كه زبان قاصر از گفتن آنها؛ مانند كشتن مسلمانان با گلوله هايي آغشته به خون خوك .

توهين مضاعف به مكان هاي مقدس، همچون بي احترامي به مسجد يوبا در ايالت كاليفرنيا و بي احترامي به كليساي اسقف ارتودوكس آمريكايي. جلوگيري از تعمير مسجد كوچك عجمي در يافا كه تنها مسجد مسلمانان در اين شهر است. بيت المقدس و مسجد واليته در نتيجه حفاري هاي مقامات اسرائيل، املاك وقف متصل به ديوار، شكافهايي برداشته (غازي خورشيد 1363، 109) است.

نكته قابل توجه اينكه حتي به اعتراف سازمان امنيتي رژيم صهيونيستي، به بويژه "شاباك "، تهديدات لفظي براي تخريب مسجد الاقصي پايان يافته و اين تهديدات مي رود كه جنبه عملي پيدا كند. اعترافات علني ديگر كه شكستن عزت نفس و حقارت و ذلت را موجب مي شود. اذعان كردن به واجب بودن تخريب مسجد الاقصي و قبه السخره است. "نوعم لينفات "، شخصيت تندرويي كه روياي تخريب بيت المقدس را در سر مي پروراند، تخريب مسجد مقدس و ساخت معبد موهوم را واجب مي داند و اذعان مي دارد كه بي شك قبه السخره و مسجد الاقصي نابود شدني است و نبايد در آن مكان قرار بگيرد. مسلم است روزي فرا مي رسد كه ملت يهود از خواب خود بيدار شده و خواهند گفت: چرا مسجد الاقصي در اين مكان ساخته شده است (موعود، 35، 1384).

وي همچنين اذعان مي كند به پويايي مسجد سليمان و تخريب با بولدوزرها و در صورت امكان تجهيزات پيشرفته جنگي كه مي توان مقصود اين شخصيت صهيونيستي از تجهيزات پيشرفته جنگي را همان حمله هوايي، موشكي، يا تخريب مكان هاي مقدس به وسيله بمبها را داشت. بايد يادآوري شود كه مسجد الاقصي اولين قبله مسلمين و مسجدي است كه تنها براي عبادت و پرستش خدا بنا شده است و همان است كه خداوند در اولين آيات سوره مباركه بني اسرائيل (اسراء) به آن اشاره كرده، فرمود: "اما پيرامون آن را مقدس گردانديم ". مسجد الاقصي محل معراج خاتم الانبياء به افق اعلي محل نزول كتابهاي تورات، انجيل، زبور و ديگر صحف آسماني پيش از قرآن است كه تاكيدات و مقدسات اين آيه در نظر صهيونيست كوچك و فقير است.

صهيونيست حتي پا را فراتر گذاشته، به اصول و مقدسات و حتي خداي تبارك و تعالي و نبي اكرم نيز توهين كرده اند كه نمونه آن كتاب (پيامبر نيستي) نوشته گريگ وين است كه با انجام يك تحقيق ميداني و ارتباط گيري با گروه هاي مختلف، همچون حزب الله لبنان و... و نيز استفاده از كتابهاي مسلمانان، همچون قرآن مجيد، سيره رسول الله و تاريخ طبري، مدعي شده است كه مسلمانان و پيامبر آنها تروريست و ويرانگر بوده اند. نكته قابل تامل اينكه اين نويسنده صهيونيزم اين كتاب را به جرج دبليو بوش تقديم كرده است. مشاهدات و مقدسات فراواني وجود دارد كه صهيونيسم در راستاي جنگ رواني در اين زمينه به طور فراوان سرمايه گذاري كرده است و انديشه هاي فراواني را اعمال كرده يا مي كند كه با قياس و طالب فوق مي توان به شناخت اين انديشه ها نائل شد.

ش. جنگ رواني صهيونيسم، در بعد نظامي
-----------------------------------------------
در ايالات متحده صهيونيسم و به خصوص مسيحيت صهيونيسم و بنياد گرايان، همان گونه كه در سياست داخلي نفوذ بالايي دارند كه موجب اعتراض جناح هاي ليبرال و لائيك و بشر دوستانه شده اند، در سياست خارجي نيز بسيار اثر گذار بوده اند. اين امر از زمان ريگان مشهور بوده است. ريگان پس از به قدرت رسيدن، برخي شخصيتهاي مسيحي را در پست هاي مهم سياسي منصوب كرد. به گفته رجريس هاسل: "راست مسيحي آماده است، بلكه با تمام نيرو و توان تمايل دارد، آتش جنگ هسته اي را براي اسرائيل روشن كند " (هلال، 1384، 143). لذا "آرماگدون هسته اي به خاطر اسرائيل "، طناب مقدسي بود كه جناح راست مسيحي صهيونيستي را با ريگان مرتبط مي ساخت (هلال، 1384، 146). بدين ترتيب بايد گفت "او انجليسم پروتستانيزم، مسيحيت صهيونيستي به قدرت برتر در تأثير گذاري در سياست خارجي آمريكا تبديل شده است و مي توان گفت كه پشت پرده حمله به كشورهاي اسلامي، از جمله عراق و افغانستان و سياستمداران چون "ريچارد پرل "، "جان بولتون ". "مايكل لدين "، "پولفوتيز " و كشيشاني چون "جري فالويل "، "پت رابسون "، "جيمي سوگارت "، "رابرت شيلر "، "آوال رابرتسن " هستند كه همه در پي اهداف صهيونيسم و مسيحيت صهيونيسم هستند و اهداف صهيونيستي را جهت مي دهند. لذا در اين بين، از ديد سران رژيم صهيونيستي، حمله به كشورهاي اسلامي از جمله عراق و تشكيل دولتي مطابق با منافع رژيم صهيونيستي و آمريكا به حدي اهميت دارد كه حاضرند، بي توجه به واكنش جامعه جهاني و به خصوص كشورهاي اسلام، نيروهاي نظامي خود را به اين كشورها تحميل دارند. بي شك اين امر را مي توان در ايمان مسيحيت صهيونيست رقم زد كه اشغال به منظور نائل شدن به هدف، امر مطبوع و اجتناب ناپذير است. نمونه آن اشغال عراق "مسيحيان صهيونيست " است. براي اين اشغال، تفسيري مذهبي و ديني قائل بوده اند؛ به عبارت ديگر، آنها اعتقاد دارند كه اشغال عراق تاكيدي است، بر پيشگويي هاي ذكر شده در كتاب مقدس و اين يكي از سلسله حوادثي است كه پيش از بازگشت دوم مسيح موعود به وقوع مي پيوندد.

مسيحيان صهيونيست اعتقاد دارند كه پيشگويي ها، به اشغال عراق به عنوان زمينه ظهور مجدد مسيح اشاره دارند و در اين زمينه، به پيشگويي هاي وارده در سفر "روياي يوحنا " در عصر جديد استفاده مي جويند؛ از اين رو ناگفته پيداست كه "مسيحيان صهيونيست اعتقاد دارند كه اشغال عراق توسط آمريكا، به دومين ظهور مسيح مرتبط است و چه بسا در خواست اين افراد، جهت تقسيم عراق به سه بخش، در واقع تحقق آيه فوق بود كه مي گفت "شهر بزرگ به سه بخش تقسيم شود ". (زعفراني 13،1384).

مي توان چنين نتيجه گرفت كه هجوم به خاور ميانه و حمله به عراق و افغانستان را بايد به ميزان تاثير گذاري صهيونيستي بر سياست خارجي آمريكا نشان داد. شخصيت ها و كارشناساني در هيأت حاكم آمريكا، دوستان رژيم صهيونيستي هستند و به يكسان بودن منافع دولت يهود و ايالات متحده معتقدند و گردهم مي آيند و به سياست خارجي، تنها از روي يك عدسي مي نگرند كه آيا اين اقدامات براي اسرائيل خوب است يا بد؟ "لذا توجه به منافع رژيم اشغالگر قدس و صهيونيسم، در حمله آمريكا به كشورهاي اسلامي، به حدي واضح است كه حتي بسياري رسانه هاي غربي مخالف حمله به عراق نيز عنوان كردند كه جنگ عليه عراق، به خاطر اسرائيل است ".

براي فهم جنگ رواني سياست گذاري ايالات متحده در تاثير گذاري بر صحنه نبرد نظامي بر ملت مخاطب، مانند عراق و معضلاتي كه پس از فرو پاشي نظام مخالف به وجود آمده، توضيح يك نكته ضروري است: ابتدايي ترين اصل در تدوين مراحل جنگ رواني بر يك جامعه، توجه به اين مسائل است كه آيا هدف مورد نظر يك پروژه با طرح كوتاه مدت، با دوره زماني مشخص است يا فرايندي طولاني مدت، با شرايط و گزاره ويژه خود .

يكي از مهم ترين اقدامات آمريكا پس از استيلا بر عراق، اعطاي تسهيلات فراوان به رژيم صهيونيست، متحد استراتژيك خود در عراق بود. لذا مسلما روند طولاني مدت و كوتاه مدت عمليات رواني در طول جنگ، مسلما انعكاس يافته از سياست جنگ رواني صهيونيست است كه در سياست پنتاگون و وزارت جنگ ادغام شده است. يكي از فعاليت هاي آمريكا در جنگ عراق كه از كارشناسان صهيونيست پنتاگون و وزارت جنگ نشأت مي گيرد، پخش كردن اعلاميه است كه بر پايه تخريب و استحاله فكري روحيه نظاميان و مردم عراق استوار بوده است. از اكتبر سال 2002 فعاليت هاي جدي خود را براي اثر گذاري رواني بر مردم عراق آغاز كرد؛ "از اكتبر تا اندكي قبل از حمله نظامي به عراق هواپيماهاي آمريكايي و انگليسي، بيش از 36 ميليون اعلاميه در نقاط مختلف عراق فرو ريختند ".

محتواي بعضي اعلاميه ها را مورد بررسي قرار مي دهيم. اعلاميه شماره Kd-1000يك خانواده عراقي را نشان مي دهد كه در حال غذا دادن به يك خلبان هواپيماي ساقط شده نيروهاي ائتلاف است و زير آن نوشته شده است: به خلبان هاي هواپيماي ساقط شده ائتلاف كمك كنيد... پاداش خواهيد گرفت، اعلاميه شماره izd-038كه ماهواره اي را در حال گردش برفراز عراق نشان مي دهد و... بر روي اين تصاوير نوشته شده است، ما همه چيز را مي بينيم. از به كار بردن سلاح هاي... خودداري كنيد، دولت هاي ائتلاف از فناوري بالاي ماهواره برخوردارند يا اعلاميه izd-017كه چند سرباز عراقي را كه تسليم شده اند، نشان مي دهد و در سمت راست تصوير چند راكت انداز و توپخانه منهدم شده عراقي كه كنار آن نوشته شده است: واحدهاي توپخانه مورد هدف قرار گرفته اند... در پشت اعلاميه نوشته شده: براي امنيت خود تجهيزات را رها كنيد در اعلاميه هاي زيادي نيز نظير izd-024 نوشته شده است: (نيروهاي ائتلاف مي خواهند به ظلم و ستم صدام و رژيمش خاتمه دهند.) همچنين "izd-002a ,izd-021c ,izd-036a ,izd-0330 ,izd-027a ,izd-033p ,izd-033 ,izd-owe ,izd-003 ,izd-060a ,izd-022 و... " پخش شده است كه هر يك در قالب فضا سازي رواني داراي محتواي خاص خود هستند كه محدوديت مجال بررسي آن در اينجا ناگزير بحث جداگانه اي را مي طلبد.

اينترنت نيز يكي از بارزترين نمونه هاي جنگ رواني صهيونيسم است. "در دي ماه سال 1381 يك مقام آمريكايي به خبر گزاري آسوشتيد پرس گفت كه وزارت دفاع اين كشور از نام هاي الكترونيك، براي تشويق فرماندهان عراقي به تمرد و ترك پست و نيز هشدار به آنها نسبت به اجراي دستورات صدام، مبني بر استفاده از سلاح هاي شيميايي و ميكروبي بر ضد نيروهاي آمريكايي بهره جسته است " (همشهري 24/10/81). در عرصه جنگاوران اينترنت، علاوه بر جنبه تخريبي، در بعد ايجايي و تقويتي نيز نقش آفريني كرد. نمونه آن را مي توان استفاده ارتش از اينترنت، براي تقويت روحيه نظاميان آمريكا و خانواده هايشان ذكر كرد.

سايت فارسي www.bbc.persian.com گزارش داد كه روزهاي نخست جنگ، حملات هوايي و توپخانه ارتش به مواضع عراقي ها چنان شديد بود كه "نه تنها سربازان و افسران نظامي عراق نتوانستند به مدت چند شبانه روز به خواب روند، بلكه حتي شهروندان غير نظامي شهرهاي متعدد عراق نيز بر اثر صداهاي مهيب و وحشتناك ناشي از انفجارهاي متعدد، دچار سر سام شده بودند (الياسي، 1382، 42). ايجاد بي اعتمادي نسبت به نظام مخالف در جريان نبرد نظامي نيز نمونه اي از جنگ رواني است كه به وسيله رسانه ها نيز انجام پذير است. آمريكا در يكي از پيام هاي راديويي خود براي سربازان عراقي كه بارها و بارها از راديو المعلومات پخش شد، خطاب به آنان مي گويد: "سربازان عراق، صدام دلش به حال ارتش عراق نمي سوزد، صدام از سربازان، نه به خاطر عزت و افتخار عراق، بلكه به خاطر خود خواهي ها و افتخارات شخصي خودش استفاده مي كند " (الياسي، 1382، 25) علاوه بر ابزارهاي فوق، از روش هاي ديگري نيز در جنگ رواني استفاده مي كند، شايع كردن و استفاده از نيروهاي ويژه جنگ رواني، فريب دادن، توسل به شعائر اسلامي و عرف پسند، ايجاد ترس وحشت و... كه در صحنه نبرد نظامي مورد استفاده قرار گرفته است. لذا در جنگ عراق آمريكايي ها كه سياست رواني آنها تاثير پذيرفته و در اصل منطبق بر سياست رواني صهيونيست ها است، تلاش وسيعي را مبذول داشتند كه اقتدار صدام را فرو بشكنند و القا كردند كه اسطوره صدام فرو ريخته است كه اين رهيافتها از يافته هاي علوم اعصاب، روانشناسي و فيزيولوژي منتج شده بود. البته صهيونيسم در صحنه نبرد نظامي مجزا از صحنه غير نظامي عمل مي كرد و تقريبا رويكردي تفاوت از اين امر دارد. مي توان اذعان كرد كه صهيونيسم در پوشش نظامي خود در عرصه جنگ رواني، نفوذ و سيطره اي را اعمال كرده چنان كه بر دشمن اثر گذار بود كه نتيجه آن دشمني با ارتش تهي از روحيه باشد كه حتي با وجود بر خورداري از نظرات و امكانات متنوع و مدرن قادر به مقاومت نباشد. مصداق هاي مختلف جنگ رواني شامل گفته ها و ناگفته ها و نوشته هاي فراواني مي شود كه مي توان از ممانعت تبليغاتي تخريب از طريق روحاني نماها و... نام برد كه در بدنه جامعه رخنه كرده اند؛ ليك محدوديت مجال ما را بر آن مي دارد كه به همين مقدار بسنده كنيم و با قياس استدلالات ديگر، تحليل و بررسي كنيم، زيرا كه غالب اين موضوعات چهره خود را در پس نقاب فرهنگ و هژموني پنهان كرده است.

نتيجه گيري:
--------------
در بررسي نتايج برآمده از تجزيه و تحليل داده هاي گرد آمده پژوهشي مستند اين نوشته هاي دست يافته هاي ذيل ارائه مي گردد و در خصوص برنامه ريزي و چشم انداز صهيونيسم، جهت سيطره جنگ رواني بر جهان، امري مسلم بر آورد مي شود. به رغم انكار زباني سران صهيونيسم در مجامع فرهنگي، تربيتي، هنري سياسي و.... پژوهش ها و تحقيقات وسيع نشان دهنده طرح اساسي صهيونيسم در راستاي جنگ رواني است و داراي عقبه استواري در راه استيلاي اين اصل است كه اهميت روز افزون آن در سياست و بالاخص سياست فرهنگ و تربيت بين المللي تبلور يافته كه موجب احراز جنبه مشروعيت شگرف و بي سابقه اي در سطح مجامع بين المللي شده است، بر همين مبنا، واضح و مسلم است كه در عصر حاضر براي رسيدن به اهداف استراتژيك فرهنگي و تربيتي... در عرصه كلان و مقابله با جنگ رواني صهيونيسم، بايد درك كامل از چگونگي شكل گرفته و شكل دادن به محيط هاي رواني و تربيتي و سياست هاي مدرن و اصل و مكانيسم هاي موثر فرهنگي براي تلفيق محوري در سطح ملي و بين المللي و بين سازمان هاي ذيربط داشته باشيم!. در اين فضا مي توان نبض مقابله فرهنگي و تربيتي و... را در يك نظام هدايتي مناسب به استخدام كشيد.

تاكيد بر اين است كه از دل مفاهيم و ابزارهاي يك فلسفه جامع الاطراف، با رويكرد علمي و عملي بيرون آورده شود كه براي دوام اين مسئله رويكرد فوق بايد حوزه خاص خود داشته باشد و بايد هر ابزار و رسانه دخيل در اين امر داراي اتاقي فكر (معناي اصطلاحي) در جهت فعليت بخشيدن به اين رويكرد در مقام رسيدن به اهداف به خدمت گرفته شود. بر مبناي همين بنيان، اگر بخواهيم از اين ديد شاكله و شالوده موضوعات را بنگريم، بايد از دل رويكرد بالفعل مفاهيمي را استخراج كنيم كه از سوي مبناي حركت شريان اصلي از سوي جوانان و... و از سوي ديگر برنامه حكومت باشد.

از اين رو ناگفته پيداست كه اگر ما تجلي بسياري مفاهيم را محدود جامعه صنفي يا غير صنفي تشبيه كنيم، اگر كمونيسم و جامعه بي طبقه و امثالهم، در طول تاريخ عامل براي تحريك جامعه ماركسيستي ـ كمونيستي بوده، مدينه المهدي عامل محرك جامعه اسلامي خواهد بود. در طول تاريخ همين اصل در انقلاب و فرهنگي و... در راستاي احقاق جامعه با عقبه فرهنگي قوي استوار بوده است. اين غايت با تحول و تكامل جامعه بشري متناسب بوده است، به عبارتي ديگر، همواره مقياس و ميزاني است در افق كه مي توانيم خود را با آن مقايسه كنيم. گفتمان حاكم در اين امر و به مرحله عمل كشاندن آن يك دوره چالش فكري و فرهنگي را فرا مي خواند. با همين پندارها و انگارها مقابله تئوريزه كردن مفاهيم صهيونيستي در متن آموزش و... مسئله مهم و كليدي است كه بنيان آينده جامعه را رقم مي زند. قبول اصول دين در معناي اجتماعي، منطق ديگري را مي طلبد كه از اسلام ناب و عمق فقه شيعه كسب مي شود. بنيان اين مسئله را بايد از جهت ديگر نيز به جامعه احراز كرد؛ مثلاً در خصوص اصل ولايت فقيه، جوانان بدانند كه موفاز اعلام مي كند يك چيزي مثل ولايت فقيه در دكترين صهيونيسم كه داريم به جوانان بقبولانيم كه اين امر دستور نيست، ايدئولوگ است مطابق با جامعه اي كه موفاز آرزوي آن را دارد. در جامعه ما گاه شاهد بي اعتمادي و بي اعتنايي به اصول هستيم؛ وجود اين بي اعتمادي و سرانجام دوگانگي، تاويل پذيري آنهاست كه از يك جانب با وحشت و حيرت و راز باوري همراه است؛ لذا سرانجام بر اساس آنچه نگاشته شد، مي توان ادعاي اذعان شده در سر آغاز نوشتار را ادعايي درست ارزيابي كرد و كاملا بديهي است كه بگوييم، جنگ رواني براساس امري برنامه ريزي شده، با خواستگاه بالا در سياست صهيونيسم است و گزافه گويي نكرده ايم اگر بگوييم كه جنگ رواني در حكمي است كه در مقام دفاع از صهيونيسم است و مخاطرات سلطه رواني صهيونيسم زاييده توهمات خيال پردازي هاي بعضي محققان و سياستمداران غرب نيست، بلكه نشانه مهم هويت صهيونيست است و مهم ترين دغدغه سردمداران صهيونيسم، ادغام بلكه فراتر از ادغام و سيطره بر جامعه جهاني است. نگارنده بر اين باور است كه جنگ رواني صهيونيسم جزو علايق نيست، بلكه هويت صهيونيست است. در نهايت براي تحليل جنگ رواني نيز موارد زير پيشنهاد مي شود:

1. بررسي اقدامات علمي، سياسي، فرهنگي، تربيتي و حتي نظامي.

2. بررسي پيامدهاي بلند مدت، نامرئي، و غير مستقيم علمي .

3. بررسي خلاءها و نواقص كشور هدف در جنگ رواني صهيونيسم.

4. بررسي اقدامات قابل بهره برداري جوامع هدف در منصه جنگ رواني .

5. بررسي شاكله و شالوده و عناصر جنگ رواني و تبليغي انعكاس يافته.

6. رابطه بين جنگ رواني از مبداء صهيونيسم و خلاء و نواقص كشورهاي مقصود.

7. ايجاد دستگاه هماهنگ كننده بين تمام اركان يك كشور يا جناح براي ايجاد يا مقابله با جنگ رواني و صهيونيسم.

8. در نظر گرفتن نيروهاي متخصص اين امر در مقابله به مثل و اجراي جنگ رواني متقابل در مقام دفاع از فرهنگ و تربيت و سياست و نبرد نظامي در سطح مجامع داخلي و بين المللي.

غالب اين موضوعات نتايج بسيار زيادي را بر مي تاباند كه شرايط و محدوديت مجال ناگزير ما را بر آن مي دارد كه به همين مقدار بسنده كنيم؛ ليكن سيطره اين موضوع، موضوعات بسيار وسيعي را شكل مي دهد كه وابسته به شرايط نوشتاري وسعت آن نيز قابل گسترش است.
-------------------------------------------------------------------------------------------------
پي نوشت ها:

1ـ دكترين نظريه، اصول يا قواعد بنيادين معتبري كه هدايت كننده اقدام در پشتيباني از سياستها و برنامه ها در جهت تأمين اهداف بوده و بكار بردن آن مستلزم درك متقضيات و تصميم گيري صحيحي و منطقي مي باشد؛ فرق دكترين بانديشه يا نظريه در اين است كه دكترين بر مبناي معلومات ولي انديشه بر مبناي مجهولات وضع مي شود. اين نخستين بار در زمان رياست جمهوري جميز مونروثه رئيس جمهور اسبق آمريكا بكار رفت.

2ـ گوبلذ از سال 1993 م. تا پايان جنگ جهاني دوم وزير تبليغات و اطلاعات آلمان بود.

3ـ گفتني است كه بخشي از كاركرد نمازهاي يوميه نيز تلقين پيوسته عبارات وي بهاي زياني است كه در قالب نجواي زبان در فكر و روح مسلمان مضاميني را خاطرشان مي سازد و مورد تاكيد قرار مي دهد.

4ـ نظم نوين جهاني: اصطلاح نظم نوين جهاني نخستين بار جورج بوش رئيس جمهور سابق آمريكا پس از پيروزي در جنگ جهاني دوم خليج فارس در آستانه فروپاشي شوروي عنوان شد كه هدف نهايي آن تثبيت قدرت و سلطه آمريكا در دنياي تك ابرقدرتي و اعمال سياست هاي آمريكا در پوشش سازمان ملل متحد بود.

5ـ شبكه سي ان ان كه اواخر دهه 80 ميلادي پا به عرصه وجود گذاشت در خليج نقش مؤثر خود را نشان داد، بطوري كه با قلب واقعيت، اين جنگ خونين و ويرانگر را بصورت يك "جنگ پاكيزه و بهداشتي " به نمايش گذاشت.

6ـ جنگ سايبر: اين نوع جنگ، گونه اي از جنگ هاي اطلاعاتي است كه در فضاي سايبر در مي گيرد فضاي سايبر اصطلاحي نمايانگر همجوشي شبكه هاي ارتباطي، پايگاهها و منابع اطلاعاتي است كه همراه پوشش متنوع مختلف و گستره مبادلات الكتروني صورت مي گيرد به تعبير ديويد راند فلت در هر جايي كه سيم تلفن، كابل، كواكسيال، خط فيبر نوري يا امواج الكترونيكي وجود دارد، فضاي سايبر وجود خواهد داشت.

7ـ صلاح زواوي؛ سفير وقت فلسطين در تهران ـ در مجمع بررسي صهيونيسم ـ نقل از اطلاعات سياسي شماره 12.

8ـ آرماگدون: از ديد صهيونيسم و مسيحيت صهيونيستي جنگ مقدسي است كه قبل از اين جنگ رعب و وحشت در جامعه آمريكا و اروپا بر پا مي شود، روزي كه يهوديان، مسجد الاقصي و مسجد قبه السخره در بيت المقدس را منهدم كنند جنگ نهايي مقدس (آرماگدون) به رهبري آمريكا و انگليس آغاز شده در اين جنگ جهاني تمام جهان نابود مي شود، در جنگ آرماگدون زماني كه ضد مسيح در حال دستيابي به پيروزي است مسيح همراه "مسيحيان دوباره تولد يافته " در جهان ظهور خواهد كرد و حكومت مركزي خود را به مركزيت بيت المقدس بر پا خواهد كرد و دولت صهيونيستي اسرائيل به كمك آمريكا و انگليس مسجد الاقصي و مسجد قبه السخره را در بيت المقدس نابود خواهند كرد و اين رسالت مقدس به عهده آنها است و به جاي آن معبدي ساخته خواهد شد كه محل حكومت مسيح خواهد شد.

9ـ تبليغات سفيد: اطلاعات، عقايد، دكترين ها يا درخواستهايي كه منبع انتشار كه توسط مجري تاييد و معرفي مي شود، هدف از اين نوع تبليغات ايجاد اعتماد و اطمينان در مخاطب است و اين كار نوعي سرمايه گذاري براي نيات و مقاصد و اهداف آتي مبلغ و دستگاه تبليغات است.

10ـ تبليغات سياه: اطلاعات، عقايد، دكترين ها و يا درخواست هاي ويژه اي كه منبع انتشار آنها عمرا توسط مجري غلط اعلام مي شود. تبليغات سياه همان دروغ بزرگ است كه همه نوع خدعه و نيرنگ را به خدمت مي گيرد.

نويسنده: ابراهيم رجبلو

منبع: سايت شارح

*****

+ نوشته شده توسط محمد در سه شنبه 19 مرداد1389 - ساعت 10:34 |
کد مطلب: 691 || نوع مطلب: اخبار مهم
وزير اطلاعات در گردهمايي رؤساي آموزش و پرورش كشور خبر داد
تبليغ مسيحيت در ميان دانش‌آموزان كشور؛ پروژه‌ جديد دشمن در جنگ نرم

خبرگزاري فارس: وزير اطلاعات با اشاره به بررسي‌هاي اطلاعاتي انجام شده، گفت: يكي از پروژه‌هاي مدنظر دشمن در جنگ نرم، مسيحي‌سازي دانش‌آموزان كشورمان است كه با شعار "فقط عيسي " فعاليت مي‌كنند.

به گزارش خبرنگار اجتماعي باشگاه خبري فارس «توانا»، حجت‌الاسلام حيدر مصلحي عصر امروز (دوشنبه) در مراسم اختتاميه بيست ‌و هفتمين گردهمايي رؤساي مناطق و ادارات كل آموزش و پرورش سراسر كشور كه در سالن اجلاس سران كشورهاي اسلامي برگزار شد با اشاره به تهديدات مختلف دشمن براي فروپاشي نظام اسلامي گفت: يكي از پروژه‌هاي دشمن در جنگ نرم، مسيحي‌سازي دانش‌آموزان است كه طبق اطلاعات رسيده يك جريان پروتستاني با شعار "فقط عيسي " و با پشتيباني صهيونيست‌ها در مدارس به راه افتاده‌ است.

وي افزود: انتهاي اين جريان همانند مسيحيت آمريكا، رژيم صهيونيستي قرار دارد كه البته حساب آنها از اقليت‌هاي ديني به رسميت شناخته شده در نظام اسلامي جدا است.

حجت‌الاسلام مصلحي افزود: اينها موفق شده‌اند تعدادي از معلمان و دانش‌آموزان را با راه‌اندازي‌هاي NGO‌هايي از مجموعه آموزش و پرورش تحت تأثير و هدايت خود قرار دهند كه البته طرح اين موضوع نه به عنوان بزرگي و شدت كار آنها بلكه به عنوان هشداري نسبت به شرايط موجود است.

وزير اطلاعات با بيان اينكه در طول 30 سال پس از انقلاب اسلامي، دشمن از طريق جنگ نرم هوشمندانه به دنبال مقابله با اسلام ناب محمدي بوده است، تصريح كرد: يكي از صحنه‌هاي مهم اين جنگ نرم عرصه آموزش و پرورش است و البته علي‌رغم تجربه‌هاي موفقي كه دشمن در اين رابطه با خود همراه داشته است، در نظام اسلامي ايران به دليل ويژگي‌هاي خاص آن نتوانسته است به نتيجه برسد.

چاپ 10 ميليون عنوان كتاب براي فروپاشي شوروي توسط بلوك غرب
--------------------------------------------------------------------------------

حجت‌الاسلام مصلحي در ادامه با اشاره به تجربه موفق غرب در فروپاشي شوروي از طريق جنگ نرم گفت:‌ طبق بررسي‌هاي انجام شده در سال 1991 ميلادي، طي 40 سال 10 ميليون عنوان كتاب به همراه فعاليت هزاران دانشمند و انديشمند در سطح موسسات و دانشگاه‌هاي اروپا براي مقابله با شوروي چاپ و منتشر شده است.

وي با تأكيد بر لزوم توجه به الگوهاي فعاليت دشمن در جنگ نرم تصريح كرد: دشمن با الگوهاي لذت‌گرايي، پوچ‌گرايي و از خودبيگانگي به دنبال فروپاشي نظام ارزشي و متعالي كشورهاست و در اين ميان كشورهايي كه از زيرساخت‌هاي هويتي ارزشمندي برخوردار باشند از خطر انقلاب مخملي مصون مي‌مانند.

فعاليت 80 مؤسسه در طي 25 سال براي فروپاشي نظام جمهوري اسلامي ايران
------------------------------------------------------------------------------------------------

وزير اطلاعات در ادامه با اشاره به تهديدات پيش‌روي نظام جمهوري اسلامي در طي سال‌هاي پس از پيروزي انقلاب، اظهار داشت: طي 25 سال گذشته تاكنون بيش از 80 مؤسسه، بنياد و انجمن در موضوع جنگ نرم عليه كشورمان در غرب شكل گرفته است كه بودجه تأمين شده براي اين مؤسسات در هر سال حدود دو ميليارد دلار بوده است.

وي افزود: در سال گذشته نيز بيش از 17 ميليارد دلار براي مقابله با جمهوري اسلامي به ويژه در جريان فتنه پس از انتخابات هزينه شده است كه البته اين ارقام هزينه آشكار مقابله با جمهوري اسلامي است و هزينه‌هايي نيز به طور پنهان توسط سرويس‌هاي مخفي انجام مي‌شود.

اسناد قابل توجه براي سرمايه‌گذاري توسط دشمن بر روي آموزش و پرورش
----------------------------------------------------------------------------------------

حجت‌الاسلام مصلحي تصريح كرد: يك تشكل ضدانقلابي با سوء استفاده از اسم معلمان، حركت‌هايي را عليه نظام اسلامي انجام مي‌دهد كه تنها در يك مقطع بيش از 315 هزار دلار از سوي دشمنان به دست آورده است بنابراين مجموعه اسناد نشان مي‌دهد كه تمركز استكبار در جنگ نرم بر روي آموزش و پرورش به ويژه دانش‌آموزان است.

راه‌اندازي مهدكودك و مدارس غيرانتفاعي توسط بهائيت
-----------------------------------------------------------------

وزير اطلاعات با اشاره به فرقه‌هاي مختلفي كه با پشتيباني رژيم صهيونيستي عليه انقلاب و نظام اسلامي فعاليت مي‌كنند هشدار داد: يكي از اين فرقه‌ها، بهائيت است كه با راه‌اندازي مدارس غيرانتفاعي و مهدكودك در برخي مناطق به دنبال تاثيرگذاري بر نسل آينده است.

حجت‌الاسلام مصلحي انجمن حجتيه را يكي ديگر از مجموعه‌هاي فعال در جريان فتنه عنوان كرد و افزود: طبق اسناد موجود اين گروه در فتنه سال گذشته همراهي قابل ملاحظه‌اي با طراحي‌هاي پيچيده استكبار داشته‌اند و با گفتمان سكولاريستي خود و با اقداماتي نظير مقايسه روايت امام صادق «عليه‌السلام» درباره شطرنج و مقايسه آن با فتواي امام راحل در اين رابطه و عدم اشاره به موضوع اجتهاد و مقتضيات زمان، به دنبال تأثيرگذاري بر ذهن دانش‌آموزان بوده‌اند.

وي در ادامه به مهمترين محورهاي برنامه‌هاي دشمن براي مقابله با نظام اسلامي از طريق آموزش و پرورش اشاره كرد و گفت: پخش برنامه‌هاي ماهواره‌اي در زمينه‌هاي سياسي و فرهنگي به ويژه در رابطه با چالش‌هاي آموزش و پرورش، توزيع كتب انحرافي به صورت بسته‌بندي شده در مدارس، ارسال محموله‌هاي پستي حاوي سي‏دي‌هاي مبتذل براي معلمان، دامن زدن به مسائل قومي و قبيله‌اي به ويژه در مناطق مرزي، ترويج بي‌حجابي و بدحجابي در ميان دانش‌آموزان، سرمايه‌گذاري روي مدارس غيرانتفاعي و آموزشگاه‌هاي آزاد و توجه به معلمان اعزامي به خارج از كشور از جمله اين اقدامات است.

جزوه‌هاي دستورالعمل مقابله با نظام در دفتر يكي از آقازاده‌ها
--------------------------------------------------------------------------

وزير اطلاعات با اشاره به فتنه سال گذشته و تلاش فتنه‌گران براي سوء استفاده از نام و خط امام (ره) براي رسيدن به اهداف خود، اظهار داشت: طبق اسناد و اطلاعات به دست آمده اين افراد به مقوله‌اي با عنوان راه امام (ره) يا ولايت فقيه هيچ‌گونه اعتقادي نداشته‌اند و حركت‌هاي گذشته آنان در راستاي حذف ولايت فقيه بوده است.

وي در همين رابطه تصريح كرد: در جريان بازداشت يكي از آقازاده‌هاي فعال در جريان فتنه، جزوه‌اي در دفتر وي به دست آمد كه حاوي اقدامات مرحله به مرحله آنها براي مقابله با نظام بوده است و نكته جالب توجه اينكه در اين جزوه از اسامي برخي مراجع و روحانيون به صورت ابزاري، بهره گرفته شده بود و نهايتا با يك راهنمايي حكيمانه به اين نتيجه رسيديم كه ادبيات اين جزوه‌ها همان ادبيات حزب توده است.

وزير اطلاعات ادامه داد: علي‌رغم تلاش و تصور فتنه‌گران مبني بر سكولار و غرب‌باور بودن دانشگاهيان زماني كه دستشان براي دانشجويان و اساتيد رو شد اين قشر فرهيخته به آنها پشت كردند و البته يكي از سران فتنه بر لزوم وارد كردن آموزش و پرورش، بانوان و كسبه به ميدان فتنه تأكيد كرده بود.

وي با يادآوري استفاده جريان استكبار از شبكه مجازي و اينترنت براي مقابله با نظام جمهوري اسلامي خاطرنشان كرد: در گزارشي كه اوباما به كنگره آمريكا ارائه كرده است سه بار به اين موضوع اشاره شده است كه به دليل هوشياري سيستم اطلاعاتي ايران نتوانسته‌ايم با استفاده از شبكه مجازي به اهداف خود در ايران برسيم.

حجت‌الاسلام مصلحي با بيان اينكه فتنه پس از انتخابات يك طراحي پيچيده بوده است، اظهار داشت: اگر كسي فكر مي‌كند كه اين فتنه يك دعواي انتخاباتي بوده است به شدت در اشتباه است به گونه‌اي كه اين حادثه حاصل چندين سال حركت و برنامه‌ريزي بود.

وزير اطلاعات با اشاره به حجم قابل ملاحظه دانشجويان بورسيه اعزامي به خارج از كشور در وزارت علوم آخرين دوره اصلاحات،‌ گفت: بخشي از آنها عامل سرويس‌هاي اطلاعاتي دشمن شده‌اند كه با بررسي اسناد موجود احساس مي‌شود اين افراد براي همين منظور و به بهانه ادامه تحصيل به آن كشورها فرستاده شده‌ بوده‌اند.

رمزگشايي از اي‏ميل‌هاي دشمن توسط سربازان گمنام امام زمان «عج» در 48 ساعت
---------------------------------------------------------------------------------------------------

وي ادامه داد: در جريان رصد اي‏ميل‌هاي فتنه‌گران و سرگروه‌هاي آنان به محض اينكه احساس خطر كردند، در عرض 24 ساعت تمام ميل‌هايشان توسط سازمان جاسوسي آمريكا (سيا) و موساد كد و رمزگزاري شد اما با تلاش مخلصانه سربازان گمنام امام زمان «عج» در عرض 48 ساعت تمامي آنها رمزگشايي شد كه اين حركت ضربه سنگيني براي دشمنان بود.

وزير اطلاعات با بيان اينكه سيستم آموزش و پرورش كشور آمريكا از روز اول در اختيار صهيونيست‌ها بوده و هيچ‌ مجموعه‌اي اجازه نفوذ در اين سيستم را نداشته است، گفت: اين موضوع براي ما هشدار دهنده است و بايد توجه كرد كه وزارت اطلاعات در راستاي مقابله با جنگ نرم، نيازمند همراهي اهالي آموزش و پرورش است.

وي خاطرنشان كرد: وظيفه ما در اين عرصه اطلاع‌رساني به فرهنگيان و دانش‌آموزان نسبت به توطئه‌ها و تهديدات است و وظيفه فرهنگيان نيز اين است كه حركت‌هاي مشكوك در مجموعه آموزش و پرورش را سريع به سربازان گمنام امام زمان (عج) اطلاع دهند.

*****

+ نوشته شده توسط محمد در دوشنبه 18 مرداد1389 - ساعت 18:13 |
کد مطلب: 661 || نوع مطلب: اخبار مهم

تبليغ مسيحيت در ميان دانش‌آموزان كشور؛ پروژه‌ جديد دشمن در جنگ نرم
وزير اطلاعات با اشاره به بررسي‌هاي اطلاعاتي انجام شده، گفت: يكي از پروژه‌هاي مدنظر دشمن در جنگ نرم، مسيحي‌سازي دانش‌آموزان كشورمان است كه با شعار "فقط عيسي " فعاليت مي‌كنند.

حجت‌الاسلام حيدر مصلحي در مراسم اختتاميه بيست ‌و هفتمين گردهمايي رؤساي مناطق و ادارات كل آموزش و پرورش سراسر كشور كه در سالن اجلاس سران كشورهاي اسلامي برگزار شد با اشاره به تهديدات مختلف دشمن براي فروپاشي نظام اسلامي گفت: يكي از پروژه‌هاي دشمن در جنگ نرم، مسيحي‌سازي دانش‌آموزان است كه طبق اطلاعات رسيده يك جريان پروتستاني با شعار "فقط عيسي " و با پشتيباني صهيونيست‌ها در مدارس به راه افتاده‌ است.
وي افزود: انتهاي اين جريان همانند مسيحيت آمريكا، رژيم صهيونيستي قرار دارد كه البته حساب آنها از اقليت‌هاي ديني به رسميت شناخته شده در نظام اسلامي جدا است.
حجت‌الاسلام مصلحي افزود: اينها موفق شده‌اند تعدادي از معلمان و دانش‌آموزان را با راه‌اندازي‌هاي NGO‌هايي از مجموعه آموزش و پرورش تحت تأثير و هدايت خود قرار دهند كه البته طرح اين موضوع نه به عنوان بزرگي و شدت كار آنها بلكه به عنوان هشداري نسبت به شرايط موجود است.
وزير اطلاعات با بيان اينكه در طول 30 سال پس از انقلاب اسلامي، دشمن از طريق جنگ نرم هوشمندانه به دنبال مقابله با اسلام ناب محمدي بوده است، تصريح كرد: يكي از صحنه‌هاي مهم اين جنگ نرم عرصه آموزش و پرورش است و البته علي‌رغم تجربه‌هاي موفقي كه دشمن در اين رابطه با خود همراه داشته است، در نظام اسلامي ايران به دليل ويژگي‌هاي خاص آن نتوانسته است به نتيجه برسد.
چاپ 10 ميليون عنوان كتاب براي فروپاشي شوروي توسط بلوك غرب
حجت‌الاسلام مصلحي در ادامه با اشاره به تجربه موفق غرب در فروپاشي شوروي از طريق جنگ نرم گفت:‌ طبق بررسي‌هاي انجام شده در سال 1991 ميلادي، طي 40 سال 10 ميليون عنوان كتاب به همراه فعاليت هزاران دانشمند و انديشمند در سطح موسسات و دانشگاه‌هاي اروپا براي مقابله با شوروي چاپ و منتشر شده است.
وي با تأكيد بر لزوم توجه به الگوهاي فعاليت دشمن در جنگ نرم تصريح كرد: دشمن با الگوهاي لذت‌گرايي، پوچ‌گرايي و از خودبيگانگي به دنبال فروپاشي نظام ارزشي و متعالي كشورهاست و در اين ميان كشورهايي كه از زيرساخت‌هاي هويتي ارزشمندي برخوردار باشند از خطر انقلاب مخملي مصون مي‌مانند.
فعاليت 80 مؤسسه در طي 25 سال براي فروپاشي نظام جمهوري اسلامي ايران
وزير اطلاعات در ادامه با اشاره به تهديدات پيش‌روي نظام جمهوري اسلامي در طي سال‌هاي پس از پيروزي انقلاب، اظهار داشت: طي 25 سال گذشته تاكنون بيش از 80 مؤسسه، بنياد و انجمن در موضوع جنگ نرم عليه كشورمان در غرب شكل گرفته است كه بودجه تأمين شده براي اين مؤسسات در هر سال حدود دو ميليارد دلار بوده است.
وي افزود: در سال گذشته نيز بيش از 17 ميليارد دلار براي مقابله با جمهوري اسلامي به ويژه در جريان فتنه پس از انتخابات هزينه شده است كه البته اين ارقام هزينه آشكار مقابله با جمهوري اسلامي است و هزينه‌هايي نيز به طور پنهان توسط سرويس‌هاي مخفي انجام مي‌شود.
اسناد قابل توجه براي سرمايه‌گذاري توسط دشمن بر روي آموزش و پرورش
حجت‌الاسلام مصلحي تصريح كرد: يك تشكل ضدانقلابي با سوء استفاده از اسم معلمان، حركت‌هايي را عليه نظام اسلامي انجام مي‌دهد كه تنها در يك مقطع بيش از 315 هزار دلار از سوي دشمنان به دست آورده است بنابراين مجموعه اسناد نشان مي‌دهد كه تمركز استكبار در جنگ نرم بر روي آموزش و پرورش به ويژه دانش‌آموزان است.
راه‌اندازي مهدكودك و مدارس غيرانتفاعي توسط بهائيت
وزير اطلاعات با اشاره به فرقه‌هاي مختلفي كه با پشتيباني رژيم صهيونيستي عليه انقلاب و نظام اسلامي فعاليت مي‌كنند هشدار داد: يكي از اين فرقه‌ها، بهائيت است كه با راه‌اندازي مدارس غيرانتفاعي و مهدكودك در برخي مناطق به دنبال تاثيرگذاري بر نسل آينده است.
حجت‌الاسلام مصلحي انجمن حجتيه را يكي ديگر از مجموعه‌هاي فعال در جريان فتنه عنوان كرد و افزود: طبق اسناد موجود اين گروه در فتنه سال گذشته همراهي قابل ملاحظه‌اي با طراحي‌هاي پيچيده استكبار داشته‌اند و با گفتمان سكولاريستي خود و با اقداماتي نظير مقايسه روايت امام صادق «عليه‌السلام» درباره شطرنج و مقايسه آن با فتواي امام راحل در اين رابطه و عدم اشاره به موضوع اجتهاد و مقتضيات زمان، به دنبال تأثيرگذاري بر ذهن دانش‌آموزان بوده‌اند.
وي در ادامه به مهمترين محورهاي برنامه‌هاي دشمن براي مقابله با نظام اسلامي از طريق آموزش و پرورش اشاره كرد و گفت: پخش برنامه‌هاي ماهواره‌اي در زمينه‌هاي سياسي و فرهنگي به ويژه در رابطه با چالش‌هاي آموزش و پرورش، توزيع كتب انحرافي به صورت بسته‌بندي شده در مدارس، ارسال محموله‌هاي پستي حاوي سي‌دي‌هاي مبتذل براي معلمان، دامن زدن به مسائل قومي و قبيله‌اي به ويژه در مناطق مرزي ترويج بي‌حجابي و بدحجابي در ميان دانش‌آموزان، سرمايه‌گذاري بر روي مدارس غيرانتفاعي و آموزشگاه‌هاي آزاد و توجه به معلمان اعزامي به خارج از كشور از جمله اين اقدامات است.
جزوه‌هاي دستورالعمل مقابله با نظام در دفتر يكي از آقازاده‌ها
وزير اطلاعات با اشاره به فتنه سال گذشته و تلاش فتنه‌گران براي سوء استفاده از نام و خط امام (ره) براي رسيدن به اهداف خود، اظهار داشت: طبق اسناد و اطلاعات به دست آمده اين افراد به مقوله‌اي با عنوان راه امام (ره) يا ولايت فقيه هيچ‌گونه اعتقادي نداشته‌اند و حركت‌هاي گذشته آنان در راستاي حذف ولايت فقيه بوده است.
وي در همين رابطه تصريح كرد: در جريان بازداشت يكي از آقازاده‌هاي فعال در جريان فتنه، جزوه‌اي در دفتر وي به دست آمد كه حاوي اقدامات مرحله به مرحله آنها براي مقابله با نظام بوده است و نكته جالب توجه اينكه در اين جزوه از اسامي برخي مراجع و روحانيون به صورت ابزاري، بهره گرفته شده بود و نهايتا با يك راهنمايي حكيمانه به اين نتيجه رسيديم كه ادبيات اين جزوه‌ها همان ادبيات حزب توده است.
وزير اطلاعات ادامه داد: علي‌رغم تلاش و تصور فتنه‌گران مبني بر سكولار و غرب‌باور بودن دانشگاهيان زماني كه دستشان براي دانشجويان و اساتيد رو شد اين قشر فرهيخته به آنها پشت كردند و البته يكي از سران فتنه بر لزوم وارد كردن آموزش و پرورش، بانوان و كسبه به ميدان فتنه تأكيد كرده بود.
وي با يادآوري استفاده جريان استكبار از شبكه مجازي و اينترنت براي مقابله با نظام جمهوري اسلامي خاطرنشان كرد: در گزارشي كه اوباما به كنگره آمريكا ارائه كرده است سه بار به اين موضوع اشاره شده است كه به دليل هوشياري سيستم اطلاعاتي ايران نتوانسته‌ايم با استفاده از شبكه مجازي به اهداف خود در ايران برسيم.
حجت‌السلام مصلحي با بيان اينكه فتنه پس از انتخابات يك طراحي پيچيده بوده است، اظهار داشت: اگر كسي فكر مي‌كند كه اين فتنه يك دعواي انتخاباتي بوده است به شدت در اشتباه است به گونه‌اي كه اين حادثه حاصل چندين سال حركت و برنامه‌ريزي بود.
وزير اطلاعات با اشاره به حجم قابل ملاحظه دانشجويان بورسيه اعزامي به خارج از كشور در وزارت علوم آخرين دوره اصلاحات،‌ گفت: بخشي از آنها عامل سرويس‌هاي اطلاعاتي دشمن شده‌اند كه با بررسي اسناد موجود احساس مي‌شود اين افراد براي همين منظور و به بهانه ادامه تحصيل به آن كشورها فرستاده شده‌ بوده‌اند.
رمزگشايي از ايميل‌هاي دشمن توسط سربازان گمنام امام زمان «عج» در 48 ساعت
وي ادامه داد: در جريان رصد ايميل‌هاي فتنه‌گران و سرگروه‌هاي آنان به محض اينكه احساس خطر كردند، در عرض 24 ساعت تمام ميل‌هايشان توسط سازمان جاسوسي آمريكا (سيا) و موساد كد و رمزگزاري شد اما با تلاش مخلصانه سربازان گمنام امام زمان «عج» در عرض 48 ساعت تمامي آنها رمزگشايي شد كه اين حركت ضربه سنگيني براي دشمنان بود.
وزير اطلاعات با بيان اينكه سيستم آموزش و پرورش كشور آمريكا از روز اول در اختيار صهيونيست‌ها بوده و هيچ‌ مجموعه‌اي اجازه نفوذ در اين سيستم را نداشته است، گفت: اين موضوع براي ما هشدار دهنده است و بايد توجه كرد كه وزارت اطلاعات در راستاي مقابله با جنگ نرم، نيازمند همراهي اهالي آموزش و پرورش است.
وي خاطرنشان كرد: وظيفه ما در اين عرصه اطلاع‌رساني به فرهنگيان و دانش‌آموزان نسبت به توطئه‌ها و تهديدات است و وظيفه فرهنگيان نيز اين است كه حركت‌هاي مشكوك در مجموعه آموزش و پرورش را سريع به سربازان گمنام امام زمان (عج) اطلاع دهند.

*****

+ نوشته شده توسط محمد در دوشنبه 18 مرداد1389 - ساعت 16:6 |
کد مطلب: 659 || نوع مطلب: تحلیل-پژوهش-مصاحبه-گزارش


نقش راهبری فرقه بهائیت در حوادث عاشورای 88
یکی از اساسی ترین اقدامات تشکیلات بهائیت در حوادث پس از انتخابات مدیریت و حضور فعال در حوادث عاشورای حسینی 88 بود .

اشاره :
فرقه و فرقه گرایی یکی از معظلات است که طی سال های اخیر در کشور ما در حال رشد و گسترش است. فرقه ها گروه هایی هستند که با فاصله گرفتن از اعتقادات رایج و مرسوم در یک جامعه به تدریج به انزوا کشیده می شوند و ماهیت خویش را در جدایی از جامعه تعریف می کنند. با این حال باید دانست فرقه بهائیت یکی از فرقه های سابقه دار در ایران است که هم اکنون نیز فعالیت های تبلیغیاتی گسترده ای در سطح ایران دارد. بعد از ظهر یک روز نسبتا گرم تابستانی به دفتر سید کاظم موسوی محقق و پژوهشگر در خصوص فرقه بهائیت و مدیر موسسه مطالعاتی روشنگر و مدیر مسئول اولین نشریه تخصصی حامی قربانیان این فرقه در ایران ( ماهنامه شفافیت ) رفتیم و گفتگوی مفصلی پیرامون ماهیت ، سابقه تاریخی و فعالیت های فعلی فرقه بهائیت در کشور انجام دادیم.
شرح این گفتگو در ذیل از مد نظرتان خواهد گذشت.
جناب موسوی برای ورود به بحث فکر می کنم که می بایست در ابتدا تعریفی از فرقه ارائه دهیم. اساسا تعریف فرقه چیست؟!
فرقه اساسا محصول کثرت گرایی است. درک متفاوت از باورها، افراد را به سمت فرقه ها سوق می دهد.فرقه واژه ای از ماده فرق به معنای جداشدن و گسستن است . به عبارت بهتر فرقه در اصطلاح امروزی به معنای فاصله گرفتن توده ای از مردم با عقاید مشترک، از باورهای اساسی جامعه است. در جهان مسیحیت فرقه به گروه های ضد کلیسا اطلاق می گردد .‏‏ امروز ه در فرهنگ سیاسی غرب برای فرقه واژه ‏Sect‏ را به کار می برند و برای مسلک از عبارت ‏Cult‏ استفاده می کنند. در فرهنگ لغت آکسفورد برای واژه ‏Cult ‎‏ تعبیری از شیفتگی و وفاداری نسبت به یک فرد آمده است. این واژه از دهه 60میلادی وارد ادبیات غرب می شود . به هر حال امروز ما نیز با پدید ‏Cult ‎‏ در کشور خویش مواجهیم.‏
آیا در تاریخ اسلام نمونه ای از فعالیت های فرقه ای داریم؟!‏
‏ بله! ما در جهان اسلام نیز فرقه های متعددی را داشته و داریم. فرقه های کلامی مانند معتزله ، اشاعره و فرقه های فقهی مانند شافعی ، حنبلی و... تاریخ طویلی در جهان اسلام دارند.با این حال یک نکته است که موجب تمایز بین فرق اسلامی و غیر اسلامی می شود و آن اعتقاد به توحید و سنت رسول اکرم ( ص) است. غلو کنندگان، یا قائلان به تناسخ به آن دلیل جزو فرق غیر اسلامی محسوب می گردند که اعتقادی راسخی به این دو رکن اساسی ندارند. لازم به ذکر است که فرقه بهائیت نیز یکی از فرق غیر اسلامی است چرا که اساسا اعتقادی به اسلام ندارد و صراحتا به دشمنی با اسلام پرداخته است و همچنان عداوت خویش را با اسلام ادامه می دهد. به عنوان مثال در طول سال 1388 تشکیلات بهائیت بارها و بارها در سایت های رسمی خود به قرآن مجید و ساحت پیامبر اعظم اسلام جسارت کردند.
به فرقه بهائیت اشاره کردید. بحث اصلی این گفتگو نیز شناخت ماهیت این فرقه است. اساسا چه دلیلی موجب پدید آمدن فرقه بهائیت در ایران شد؟!
یکی از اصلی ترین دلایل تشکیل فرقه بابیت یا همان بهائیت در ایران عامل خارجی است. استکبار در طی دو سه قرن اخیر هموار در صدد بوده است تا به نحوی حاکمیت ایران را در دست داشته باشد. یکی ازاساسی ترین راهکار های استعمار در این راستا جنگ نرم است. اساسا در این جنگ دشمن با کمترین هزینه سعی می کند تا به منافع خویش دست پیدا کند. در واقع دشمن با ضربه زدن به باورها و ارزش های جامعه هدف ، سعی در ضربه زدن به امنیت ملی یک کشور دارد.‏‏ در دوره قاجار روحانیت و مراجع طی جنگ ایران و روس به دفاع از کیان ملی ایران پرداختند و این موضع منجر به آن شد که ایران بتواند در سلسله جنگ هایی متصرفات روس ها را از چنگ آنان آزاد کند . زمانی که استعمار به قدرت واقعی روحایت آگاه پی برد در صدد بر آمد د تا با جنگ نرم در برابر روحانیت قد علم کنند. از همین رو ست که می بینیم در این دوره گروه هایی مانند قادیانی گری و بابی گری که بعدها به بهائیت تغییر نام می دهد پدید آمدند تا در مقابل قدرت روحانیت بایستند.‏
به نظرشما چرا استکبار بابیت را تحت حمایت و قیمومیت خویش گرفت؟!‏
باید گفت بابی گری با شبه افکنی در خصوص وجود مبارک حضرت قائم (عج) هم می توانست به ارزش های فرهنگی صدمه بزند و هم از سوی دیگر به نحوی مبارزه با روحانیت محسوب می گشت.
این فرقه چگونه در ایران شکل گرفت ؟ مراحل رشد و نمو آن چگونه بود؟!‏
فرقه بابیه از آنجا کلید خورد که علی محمد شیرازی معروف به باب با حمایت سفارت روسیه تزاری مدعی بابیت امام زمان (عج) شد. البته بابیت تنها ابتدای کار بود و وی بعد ها خود را امام زمان معرفی کرد و در نهایت نیز کوس انا الحق سر داد.‏جریان بابی گری تقریبا در اوایل دوره قاجار شکل می گیرد. دردوره محمد شاه یعنی دقیقا در سال 1844 میلادی مطابق با 1260 قمری جوانی کم و سن سال که اهلیت شیرازی دارد مدعی بابیت می شود . به استناد اسناد و مدارک متعدد خود تشکیلات بهائیت علی محمد باب یک هادی و حامی اصلی دارد. این شحص کسی نیست جز ملاحسین بشرویه . آرتور کونولی افسر اطلاعاتی انگلستان به صراحتا به جاسوس بودن وی اشاره می کند .البته لازم به ذکر است که اضافه نمایم کتابی در همین زمینه هم اکنون در موسسه دردست ترجمه بوده و به زودی نیز منتشر خواهد شد! ‏‏ ازسویی دیگر به استناد اعتراف کنیاز دالگورکی افسر اطلاعاتی روسیه تزاری که بعد ها سفیر روسیه در ایران شد، بشرویه، محمد علی شیرازی را انتخاب می کند و راه و روش بابیت را به وی می آموزد. بشرویه همچنین در ادامه اقدامات حمایتی از باب 18 تن را به عنوان حواریون علی محمددست و پا می کند. با این حال با مقاومت علمای آگاه شیعه محمد علی باب توان اجرای کامل نقشه و دسیسه های دول استکباری را بدست نمی آورد و در نهایت با حکم مراجع وی به جزای خود رسیده ؛ اعدام می گردد.پس از این قضیه فرقه بابیه کم فروغ می گردد اما پس از ترور ناموفق ناصر الدین شاه جریان بابیگری در ایران دوباره جان تازه ای می گیرد و بعد از مدت زمان کوتاهی به بهائیت تغییر نام میدهد. از همین تاریخ است که ما شاهد حضور جدی تر دستگاه اطلاعاتی انگلیس در قضیه بهائیت هستیم . ‏در واقع پس از اعدام علی محمد باب انگلیسی ها شخصی به نام میرزا حسین علی نوری معروف به بهاء الله را در راس این فرقه قرار می دهند. از این پس دیگر تشکیلات بهائیت در ایران رسما از سوی انگلیس هدایت و رهبری می شود.در این موقع قضیه ترور ناصرالدین شاه پیش می آید و به خاطر همین میرزا حسین علی به عراق تبعید می گردد و در آنجا نیز به دلایلی پس از مدتی اخراج می شود و سرانجام به سرزمن عکاء در فلسطین تبعید می گردد. پس از استقرار تقریبی بهائیت در عکاء و با مرگ بهاءالله ، عباس افندی معروف به عبدالبهاء چانشین پدر می گردد. وی روابط نزدیکتری با انگلیس برقرارمی نماید و رسما مسئول آماده سازی سرزمین فلسطین برای حضور یهودیان می شود. به خاطر همین اقدامات نیز سرانجام افندی از ملکه انگلستان درجه" سر " می گیرد. افندی تا سال 1921 زنده بود . جالب آنجاست وقتی که وی فوت می کند دولت انگلستان اعلام یک روز عزای عمومی می کند !پس از مرگ افندی ،شوقی نوه دختری عبد البهاء زمام این فرقه را در دست
می گیرد.‏
‏ باید اشاره کنم تا قبل از شوقی بهائیت به عنوان یک ‏Sect‏ مطرح است اما در دوره شوقی می بینیم که به تدریج بهائیت به ‏Cult‏ تبدیل می شود. در این زمان بهائیت به صورت جدی وارد حوزه های تشکیلاتی می شود و سازمانی مخرب را تشکیل می دهد . ضمن آنکه این تشکیلات در حقیقت پایگاهی برای تشکیل دولت صهیونیستی در فلسطین است. با این حال پس از استقرار بهائیت در فلسطین آنان به تدریج درصدد نفوذ در مراکز قدرت در ایران بر می آیند . به عنوان مثال در زمان پهلوی بهایی‌هابه دستور اربابان خوددر هیئت حاکمه حکومت رضا خان حضور می یابند . مثالی عینی در این زمینه حضور سرگرد سمیعی در دستگاه رضاخان است. سرگرد سمیعی یک بهایی بود که به عنوان سرپرست و آجودان محمدرضا انتخاب شد. وی بعد از مرگ رضا خان با توجه به وقایع دهه بیست شروع به بسط و گسترش بهائیت در هیئت حاکمه محمدرضا پهلوی کرد.‏
از این رو دوران محمدرضا به دوران طلایی بهائیت تبدیل می شود . من شخصاً سندی در این زمینه دارم که در آن خود بهایی‌ها عنوان می‌کنند که محمدرضا شاه و اشرف پهلوی دوران دبستان خود را در مدرسه بهایی‌ها گذرانده اند با این حال متاسفانه در تاریخ‌نویسی‌های دوره پهلوی مورخان وابسته به حکومت نقش بهائیت را از چشم‌ها پنهان کرده‌اند. اما باید دانست رضا خان هرگاه با بحرانی مواجه می‌شد بهائیت به نوعی وارد صحنه می‌شد و نقش ایفا می‌کرد .به عنوان مثال در جریان جنگل و قیام میرزاکوچک خان عناصری مثل احسان‌اله خان که فردی بهایی بود نقش فعالی را در ناکامی میرزاکوچک خان ایفا کرد. احسان‌اله خان همان فردی است که در کمیته مجازات مشروطه ترور‌های زیادی را انجام داد و بعد از آنهم باعث انحراف نهضت میرزاکوچک خان و شکست آن شد.
فکر می کنم برای آشنایی با سابقه تاریخی بهائیت همین مقدار کافی باشد. فعالیت بهائیت پس از انقلاب اسلامی چگونه بوده؟!‏
بهائیت دقیقا 12 روز پس از پیروزی انقلاب اسلامی یعنی در 4 اسفند ماه 1357 فعالیت های خویش را علیه انقلاب اسلامی آغاز می کند. به استناد جلد 37 اسناد لانه جاسوسی در همان اوان بهائیت پرونده حقوق بشری برای ایران باز می کند. از سوی دیگر بهائیت در تما م جریان ها ، اغتشاشات و تشکیلاتی که به نحوی علیه انقلاب اسلامی فعالیت می کردند حضور جدی داشته است. حتی بهائت با منافقین نیز همراهی داشته است . از همین رو نیز در سال 1362پس از آشکار شدن نقش این تشکیلات در این گونه جریانات و همچنین به دلیل حمایت های مستقیم رئیس جمهور وقت آمریکا از این تشکیلات ، فعالیت بهائیت برای همیشه توسط دادستان وقت در ایران ممنوع اعلام می گردد. از آن تاریخ به بعد تا روی کار آمدن دولت سازندگی فعالیت های بهائیت در ایران کاهش پیدا می کند. اما با روی کار آمدن دولت سازندگی بهائیت رونق تازه ای می گیرد و با استفاده از فضای باز اقتصادی در دولت وقت به تقویت بنیه های اقتصادی خویش می پردازد.به عنوان مثال بهائیان در این دوره در بسیاری از صنایع مهم کشور رخنه می کنند و با دریافت وام های کلان به توسعه منابع مالی تشکیلات می پردازند.‏در دولت اصلاحات نیز تشکیلات بهائیت پا را فرا تر می گذارد و با سوء استفاده از فضای باز سیاسی در برخی از جریان های سیاسی کشور نفوذ می کند.‏
نماد این موضع را می توان در حوادث پس از انتخابات به وضوح مشاهده کرد. به عنوان مثال برخی از کاندیدا ها دفاع از بهائیت را یکی از اولویت‌های برنامه خود اعلام می کنند. البته همانگونه که ابتدا گفتم دلیل چنین اقدامات حمایتی از دوران اصلاحات آب
می خورد که بهائیت توانست در برخی از جریان های سیاسی در کشور نفوذ کند. به عنوان مثال در زمان ریاست جمهوری محمد خاتمی بهائیان با ارسال نامه ای به وی اعلام وجود و رسمیت دوباره می کند . ‏در بحث فتنه سبز 1388 نیز حضور تشکیلات بهائی به شدت مشهود و ملموس است. ما گفتگویی در ماهنامه شفافیت با یکی از بهائیان که از این فرقه جدا شده بود انجام دادیم . وی در این گفتگو اعتراف کرد که جریان بهائیت ارادت خاصی به جریان سبز دارد.
از سوی دیگر یکی از اساسی ترین اقدامات تشکیلات بهائیت در حوادث پس از انتخابات مدیریت و حضور فعال در حوادث عاشورای حسینی 88 بود . در واقع می توان گفت بسیاری از هتک حرمت ها به ساحت مقدس امام حسین (ع) در این روز از سوی بهائیت هدایت می شد . همچنین در تاریخ 11 و 13 دی ماه شاهد بودیم که از سوی بیت العدل، سران بهائیت دستور اکید و شدیدی برای ایجاد اغتشاش و نا امنی در ایران صادر نمودند ‏.
آیا فرقه بهائیت در مسایل فرهنگی و اجتماعی نیز رسوخ کرده است؟!
بله ! من در اینجا به صورت موردی به بخشی از اقدامات اجتماعی و فرهنگی بهائیت در ایران طی چندین ساله اخیر اشاره می کنم.
1- فعال شدن در عرصه های مجازی و اینترنتی برای ترویج شبهات علیه دین اسلام و فروپاشی نظام خانواده 2تخریب وجهه نظام جمهوری اسلامی ایران
3- ترویج فمنیسم با استفاده از ابزار نشر مانند کتب و برخی جراید
4- فعالیت در عرصه های هنری مانند هنر های تجسمی و گرافیک شهری
5- فعالیت علیه جمهوری اسلامی ایران در عرصه های بین المللی با حربه حقوق بشر
6- تشکیل شرکت های هرمی که ضمن در برداشتن منافع اقتصادی سرشار برای بهائیان موجب ترویج بهائیت در سطح کشور می شود
با تشکر از شما که وقتتان را در اخیتار ما و مخاطبان رسالت قرار دادیدبنده هم از شما ممنونم

گفتگو از محمد اسکندری - روزنامه رسالت

*****

+ نوشته شده توسط محمد در یکشنبه 17 مرداد1389 - ساعت 12:6 |
کد مطلب: 690 || نوع مطلب: مطالب با درجه ربط کم

خبرگزاري فارس: معاون هماهنگي سپاه فجر استان فارس گفت: در كنار فرصت‌ها و سرمايه‌هاي موجود در استان فارس و شهر شيراز، تهديد‌هاي قوي‌تري وجود دارد.

به گزارش خبرگزاري فارس از شيراز، سعيد كوشكي بعد از ظهر شنبه در همايش طرح بصيرت اعضاي هيئت علمي بسيج دانشگاه‌هاي جنوب كشور اظهار داشت: نخستين آسيب فرهنگي رايج در شيراز گرايش به فرق ضاله بهائيت، وهابيت و شيطان‌پرستي است.
وي ادامه داد: بيكاري، قاچاق مواد مخدر، اعتياد و قاچاق اسلحه از ديگر آسيب‌هاي اجتماعي و فرهنگي موجود در سطح شهر شيراز و استان فارس است.
كوشكي گفت: ناهنجاري فرهنگي، گرايش به سمت محصولات فرهنگي غرب و شيوه زندگي مغاير با فرهنگ بومي نيز بيش از پيش چهره شهر را ناخوشايند مي‌كند.
وي تصريح كرد: عدم مديريت صحيح فرهنگي در شيراز، بي‌بند و باري افسار گسيختگي‌هايي را در برخي حوزه‌هاي شهر به‌وجود آورده است.
كوشكي خاطرنشان كرد: در مديريت فرهنگي شهر انسجام وجود ندارد و هركس از هر كجا وارد شيراز شد نهاد فرهنگي خود را وارد كرده است.
معاون هماهنگي سپاه فجر فارس بيان داشت: در حال حاضر مراكز حوزوي داريم كه با صراحت در مقابل ولايت فقيه ايستاده‌اند.
وي بر تراكم اراده‌ها و نيروي بسيج تأكيد كرد و افزود: بسيج دانشگاهي مي‌تواند دانشجويان و دانشگاهيان را پيرامون خود جمع كند و اگر اين جمعيت بتواند ظهور كند، كارگشاي بسياري از مسائل است.
بختياري ادامه داد: اراده‌ها بايد متراكم شود و در كنار آن برنامه‌ريزي و انسجام مناسبي به‌وجود بيايد.
معاون هماهنگي سپاه فجر فارس خاطرنشان كرد: براي حفظ كيان نظام بايد به مؤلفه‌هاي سرمايه انساني و اجتماعي توجه كرد.
وي اضافه كرد: مهم‌ترين ركن ثبات‌دهنده نظام جمهوري اسلامي سرمايه انساني است.
كوشكي بيان داشت: در ادبيات سياسي اقتدار بر سه مؤلفه اساسي سرمايه اجتماعي، سرمايه انساني و سرمايه مادي استوار است.
وي گفت: مؤلفه قدرت نظامي و ثروت ملي به‌عنوان سرمايه‌هاي مادي محسوب مي‌شوند.

*****

+ نوشته شده توسط محمد در یکشنبه 17 مرداد1389 - ساعت 9:13 |
کد مطلب: 689 || نوع مطلب: مطالب با درجه ربط کم

خبرگزاري فارس: گروهك‌هاي ضد انقلاب مقيم خارج با همراهي برخي بازيگران داخلي فتنه و با سازماندهي آمريكا و انگليس و برخي دولت‌هاي اروپايي، دو شبكه تلويزيوني راه مي‌اندازند.

به گزارش گروه "فضاي مجازي " خبرگزاري فارس، روزنامه كيهان ستون اخبار ويژه امروز يكشنبه 17 مرداد خود را به شرح ذيل منتشر كرد:

* باز هم نشد! حالا ديگرعلني بخوريد!

تحريك برخي عناصر ميداني و دستگير شده آشوب به اعتصاب غذا راه به جايي نبرد و تحريك كنندگان مجبور شدند از اين عناصر بخواهند اين سناريو را دنبال نكنند!
طي هفته گذشته رسانه هاي وابسته به شبكه عنكبوت مدعي اعتصاب غذاي چند تن از افراد بازداشتي آشوب ها شده بودند اما به دنبال ناكامي در اين موج سازي، عبدالله نوري و ميرحسين موسوي و كروبي از آنها خواستند با اين بهانه كه پيام شما شنيده شد، به اعتصاب غذا پايان دهند حال آن كه شماري از اينها اساسا رنج گرسنگي را به خود نداده بودند. عبدالله نوري در ديدار خانواده يكي از عناصر بازداشتي گفته كه "ما به شما احتياج داريم، سلامت خودتان را بيش از اين به خطر نيندازيد ". در اين ميان بيانيه مجعولي به امضاي حزب مشاركت از سبزها خواست كه در حمايت از دستگير شده ها روزه سياسي بگيرند و دويچه وله آلمان هم از قول بستگان يكي از اين افراد مدعي شد "ما اعتصاب را مي شكنيم و روزه مي گيريم. "
ادعاي روزه گرفتن از سوي جريان فتنه و آشوب در حالي است كه عناصر وابسته به اين جريان سال گذشته در حاشيه راهپيمايي روز قدس - آخرين جمعه ماه مبارك رمضان - اقدام به روزه خواري علني، نوشيدن آب و كشيدن سيگار كرده بودند و البته اين اقدام هماهنگي كاملي با خط كشيدن روي عبارت اسلام در شعار "جمهوري اسلامي " داشت.
احتمالا شرح حال منافقين سبز همين كلام طنز معروف در مطايبات اجتماعي باشد كه "نماز خواندن فلاني را نديده ايم اما روزه خوردنش را ديده ايم "! سايت صهيونيستي بالاترين كه از حاميان رسانه اي اصلي فتنه سبز محسوب مي شود، اخيرا به استقبال ماه مبارك رمضان رفته و اعلام كرد كه روزه زيانبار است و بنابراين مخاطبان در اين ماه نبايد روزه بگيرند!

* 32 سال حاكميت ديني خارچشم ديكتاتور ناكام

سايت وابسته به ميرحسين موسوي، حضور دين در حوزه سياست و حاكميت طي 32 سال اخير و از جمله روزگار رهبري حضرت امام را "انحصار طلبانه " خواند و تاكيد كرد جنبش سبز ترجيح مي دهد "سياست پلورال " داشته باشد.
كلمه در اين نوشته دوره 32 ساله پس از انقلاب را حضور انحصار طلبانه توصيف مي كند و مي نويسد "گزينه سياست پلورال، مناسب ترين گزينه براي دفاع از حضور دين در ايران پسا انقلابي است ". كلمه مدعي شد اين ديدگاه با ديدگاه سكولاريستي كه از خصوصي شدن دين دفاع مي كند متفاوت است، حال آن كه جريان سكولار-قائل به جدايي دين از سياست- نيز پلوراليزم را يكي از بنيان هاي فكري و سياسي خود قرار داده است. آنچه انحطاط فكري موسوي را در اين مقاله منتشره در سايت متبوع خود بيشتر نمايان مي كند، انحصارطلبانه معرفي كردن روزگار مديريت حضرت امام(ره) است و در واقع وي نشان مي دهد كه منظورش از انتشار اين مقاله -به روال عملكرد يك سال گذشته- صرفاً تخطئه روزگار پس از رحلت امام نيست بلكه وي اساساً با اصل حضور دين در عرصه سياست و نظام بخشيدن به آن مشكل پيدا كرده است. رويكرد ضدديني و ضد انقلابي موسوي باعث شده تا بارها جريان هاي لائيك و ضددين نظير سلطنت طلبان، چپ هاي الحادي، جبهه ملي و بهائيت از وي حمايت كنند.
تلاش جهت رسميت بخشيدن و حاشيه امنيت ساختن براي جريان هاي ضد دين و ضد انقلاب در پوشش پلوراليسم در حالي است كه قانون اساسي جمهوري اسلامي، سياست و حاكميت در جمهوري اسلامي را طي فصول و اصول مختلف خود، ذاتاً و مبنائاً "ديني " و "اسلامي " تعريف كرده است اما ظاهراً ادعاي اجراي بدون تنازل قانون اساسي از سوي فتنه گراني چون موسوي همان گونه كه قبلاً هم پيش بيني شده، صرفاً براي تداوم نفاق و امكان حركت دوزيستي صورت گرفته است.
سايت كلمه پيش از اين هم به هنگام مرگ حامد نصرابوزيد روشنفكر ملحد مصري كه قائل به تجربي و آميخته به خطا بودن قرآن بود و از عناصر مورد توجه روشنفكري التقاطي ضد دين به شمار مي رود، مطلبي پر از ستايش و تمجيد و همدردي منتشر كرد و اين در حالي بود كه ابوزيد از سوي مسلمانان مصر مرتد اعلام شده و به اروپا گريخته بود.
ذكر اين نكته هم خالي از لطف نيست كه اتهام انحصارطلبي بيش از هر كس و جرياني، به عملكردهاي موسوي و طيفي از جريان متبوع وي - چه در دهه اول انقلاب و چه در 15 سال بعدي- مي چسبد و البته عملكرد اين جريان و شخص موسوي طي يك سال اخير بيش از هر كس به تعابيري نظير ديكتاتوري، انحصار طلبي و تن ندادن به تكثر و رأي اكثريت نزديك است.

* برنامه غني سازي ايران به جاي توقف بهبود يافته است

دو سازمان تحقيقاتي غربي اعلام كردند جمهوري اسلامي به رغم تحريم ها روند غني سازي اورانيوم را بهبود بخشيده است. اين گزارش عملا ادعاي وقفه در برنامه اتمي ايران را كه پيش از اين از سوي برخي محافل غربي مطرح مي شد رد مي كند.
"موسسه علوم و امنيت بين الملل " و "مركز پژوهش هاي غرب در وين " اعلام كردند جمهوري اسلامي ايران به رغم مجازات ها و تحريم ها، با استفاده از تجهيزات جديد موفق شده روند غني سازي در نطنز را بهبود بخشد و آن را با كارايي بيشتري به انجام رساند. براساس اين گزارش ها برنامه هسته اي ايران شاهد پيشرفت بوده و ايران طرح خود را در اين زمينه گسترش داده است به نحوي كه با استفاده از تجهيزات اضافي بتواند اورانيوم را با غلظت بالاتري غني سازي كند.
گزارش اين موسسات تاكيد مي كند: ايران اكنون از يك مجموعه تازه از ماشين هاي سانتريفيوژ در تاسيسات نطنز بهره مي گيرد و به همين دليل توانسته روند غني سازي را بهبود بخشد و اين در حالي است كه چند ماه پيش اعلام كرده كه غني سازي را به سطح 20درصد- سوخت مورد نياز رآكتور تحقيقاتي تهران- مي رساند.
موسسه علوم و امنيت بين الملل بر روي وب سايتش گزارش كرد كه ايران اكنون از دومين "آبشار " سانتريفيوژها در تاسيسات پايلوت نطنز استفاده مي كند. استفاده از آبشار دوم اجازه مي دهد مواد بر جاي مانده، بسيار ساده تر به دستگاهها تزريق شود و به پتانسيل كاملشان دست يابند و به موثرتر شدن كار كمك كنند.
موسسه علوم و امنيت بين الملل افزود ايران اكنون از آبشار دوم در كارخانه پايلوت غني سازي سوخت در نطنز استفاده مي كند تا دورريزهاي آبشار اول را دوباره وارد چرخه كند.

* تقسيم كار لائيك‌ها و نفاق جديد براي راه اندازي دو شبكه ماهواره‌اي ضد انقلاب

گروهك‌هاي ضد انقلاب مقيم خارج با همراهي برخي بازيگران داخلي فتنه و با سازماندهي آمريكا و انگليس و برخي دولت هاي اروپايي، دو شبكه تلويزيوني راه مي اندازند. هر دو شبكه در خارج از كشور به ثبت رسيده اند اما در بين آنها نوعي تقسيم كار صورت گرفته تا يكي علناً اسلام و انقلاب را بكوبد و ديگري با تظاهر به اسلام و انقلاب، پروژه مشترك را تكميل كند.
يكي از اين شبكه ها قرار است توسط گروه تازه تأسيسي موسوم به بنياد ايران ندا راه اندازي شود و در كاليفرنياي آمريكا به ثبت رسيده است. 15 نفر موسسان اين بنياد شامل رضا علامه زاده، مهرانگيزكار (سلطنت طلب و همسر سيامك پورزند) كاظم علمداري، داريوش آشوري، مهران براتي، مهدي جامي (سردبير اخراجي راديو زمانه و همكار سابق بي بي سي)، رامين جهانبگلو، شهرنوش پارسي پور، محمدرضا نيكفر، آرش سبحاني، محبوبه عباسقلي زاده، محسن نامجو و چند روزنامه نگار و عكاس فراري هستند. برخي اعضاي اين باند سابقه مطلقاً ضدديني و لائيك دارند و با بدنام ترين محافل صهيونيستي و نومحافظه كار در آمريكا و انگليس همكاري داشته اند.
از سوي ديگر دور تكميل همين چرخه، سايت هاي "كلمه، سحام نيوز، جرس و امروز " اعلام كرده اند شبكه موسوم به "رسا "- كه سرقت نام يك خبرگزاري و رسانه داخلي است- ضمن ثبت در خارج راه اندازي مي شود. اين طيف برخلاف طيف قبلي ترجيح داده اند اسامي گردانندگان خود را كه در خارج اقامت دارند منتشر نكنند. اما از قرائن پيدا است كه موسوي و خاتمي و كروبي و برخي ديگر از بازيگران داخلي فتنه مايلند همان سناريوي شكست خورده شبكه صبا را با استفاده از حلقه لندن (جرس) و افزايش يادگيري ها اجرا كنند و در اين امر از برخي همكاران بي بي سي، صداي آمريكا، راديو فردا، راديو زمانه، روزنت و گويانيوز استفاده نمايند.
شايان ذكر است در بيانيه منتشره از سوي هر دو طيف ادعا شده كه رسانه هاي مذكور مستقل از سياستگذاري و كمك مالي خارجي خواهد بود و تنها از سوي كمك هاي مردمي تأمين هزينه خواهند شد. اين در حالي است كه به عنوان مثال هنوز معلوم نيست 400 هزار دلاري كه دولت اصلاحات براي شبكه صبا پرداخت كجا رفته است.
مهدي جامي درباره تأمين مالي رسانه مورد نظرشان به دويچه وله گفت: واقعاً در بين اپوزيسيون خارج كشور، مسئله مالي وجود ندارد و پول بسيار است. ما بنياد خود را در كاليفرنيا به ثبت رسانديم و 2 تا 3 هفته ديگر نشستي را در لندن برگزار خواهيم كرد.
رضا علامه زاده فيلمساز ضد انقلاب هم كه در جريان سناريونويسي شكنجه و تجاوز، در خدمت بي بي سي انگليس قرار داشت، درباره استقلال شبكه مورد نظر به راديو فرانسه گفت: ما دنبال عدم وابستگي هستيم و حركات خود را ادامه جنبش مشروطيت مي دانيم!
بي بي سي هم از قول كاظم علمداري سخنگوي بنياد ايران ندا گفت: رسانه مورد نظر رسانه اي مردم نهاد است. ما فراتر از جنبش سبز- كه آن را يكي از اركان اصلي جنبش مدني و دموكراسي خواهي مي دانيم- حول و حوش نيازمندي هاي دموكراتيك جامعه ايران عمل خواهيم كرد. ما يك نهاد غيرانتفاعي هستيم(!).
در همين حال گفته مي شود شبكه رسا در ديلي نيوز آمريكا به ثبت رسيده و از حمايت هاي مالي، اطلاعاتي و فناوري وزارت خارجه آن كشور بهره مي برد. اين شبكه به همراه شبكه وابسته به ايران ندا قرار است مديريت پشت پرده آمريكايي و ظاهري ايراني داشته باشند كاري كه پيش از اين راديو زمانه، بي بي سي و راديو فردا و سرانجام جرس در پيش گرفتند اما به سرعت لو رفتند و ماهيت آمريكايي و انگليسي خود را لو دادند.
نكته جالب درباره شبكه رسا صدور منشوري است كه در بند 7 آن ادعا شده "رسا اجراي قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران برپايه قرائت دموكراتيك و حقوق بشري در جهت احياي آرمان هاي اصول انقلاب را مبناي فعاليت خود مي شمارد " و اين در حالي است كه اصل تشكيل چنين شبكه اي آن هم با ثبت در آمريكا و مديريت غربي نقض صريح قانون اساسي است. فتنه گران تحت الحمايه آمريكا و انگليس و اسرائيل، براي رد گم كني، آيه 29 سوره احزاب (الذين يبلغون رسالات الله...) را بر صدر منشور منتشره نشانده اند. صادركنندگان اين منشور مدعي اسلام رحماني، پذيرش تكثر و مخالفت با انحصارطلبي شده اند.

* هافينگتون پست: مقاومت ايران دولت اوباما را دچار چند دستگي كرده است

نشريات آمريكايي با سردرگمي و نااميدي به سياست مهار ايران از طريق تحريم هاي اقتصادي مي نگرند.
روزنامه وال استريت ژورنال در ارزيايي تحريم ها نوشت: ايران تحت فشار است اما مسئله اينجاست كه بعيد به نظر مي رسد اين فشارها سران ايران را مجبور به رها سازي برنامه هسته اي كند. اگر برخي شركت ها در غرب وادار به محدود كردن تجارت خود با ايران شده اند ولي حالا بقيه شركت ها در تلاشند تا جاي آنها را پر كنند.
اين روزنامه همچنين با اشاره به ارتباط تحريم ها و حمايت از جريان اپوزيسيون نوشت: آمريكا احتمالا بايد كار بيشتري وراي اين تحريم ها براي حمايت از اپوزيسيون شجاع سبز انجام دهند. اين جريان از لحاظ فناوري ارتباطات مثل تلفن هاي ماهواره اي، خدمات آبونمان ماهواره و كارت هاي "ال ان "- كارت هاي تغييردهنده سيگنال هاي اينترنت كابلي به اينترنت بي سيم- در شرايط بدي قرار دارد. اگر اوباما زماني را هم به ملاقات اپوزيسيون جمهوري اسلامي در مقر رياست جمهوري اش اختصاص دهد، اين امر هم به ادعاهاي اخلاقي كمك مي كند و هم پيغام مخالفتي به حاكمان ايران است.
روزنامه هافينگتون پست از زاويه ديگري به موضوع تحريم ها پرداخت و نوشت: اوباما سال گذشته دو نامه محرمانه به آيت الله خامنه اي رهبر ايران نوشت كه تكرار سياست دولت ريگان بود يعني به جاي ارتباط مستقيم با جمهوري اسلامي به عنوان يك سيستم، سعي داشت به طور منفرد با مقامات ايران وارد مذاكره شود. اين كار اوباما با استقبال رهبري و رئيس جمهور ايران مواجه نشد. اين اقدام تلاشي براي دور زدن دولت ايران بود.
به نوشته اين روزنامه "اوباما اين بار از طريق رسانه ها به ايران علامت مي دهد. او اين هفته از طريق خبرنگاران خواستار مذاكره شد اما آيا از اين طريق مي توان به ايران پيام مذاكره داد؟ حتي برداشت خبرنگاران واشنگتن پست، آتلانتيك و اكونوميست هم از اظهارات اوباما متفاوت بود. آنها هم مي گويند اين پيام بايد مستقيم به ايران ارسال شود ".
هافينگتون پست مي نويسد: استنباط ايگناتيوس تحليلگر واشنگتن پست و تعداد ديگري از روزنامه نگاران از حرف هاي اوباما اين بود كه تحريم ها تاثيراتي در مقامات ايراني گذاشته و كاخ سفيد لرزش هايي را حس كرده است. به عنوان مثال يكي از مقامات رسمي عالي رتبه آمريكايي، اعتصاب برخي بازاريان در ماه گذشته را نشانه اي از تاثير اين تحريم ها دانسته است. اما به اعتقاد نويسندگان، اين موضوع نشانه ديگري از بدفهمي مقامات آمريكايي از مسائل داخلي ايران است، چرا كه ماجراي بازار، مقاومت گروهي از تاجران در برابر قانون افزايش ماليات بردرآمد بود و بنابراين نمي توان گفت كه آن ها در نتيجه تحريم به اپوزيسيون پيوسته اند.
هافينگتون پست با دعوت اوباما به كنار آمدن با ايران هسته اي و جست وجوي راه هاي تضمين عدم انحراف اين برنامه نوشت: ايران پيشنهاد آژانس و آمريكا براي مبادله سوخت هسته اي را پذيرفت، اما دولت آمريكا تحت فشار اسرائيل و فشارهاي داخلي، پيشنهاد محمد البرادعي به ايران درباره مبادله سوخت را به پيشنهاد "ادامه بده يا تسليم شو " تبديل كرد كه مورد اعتراض خود آقاي البرادعي قرار گرفت. آمريكا با خودداري از مذاكره و مبادله سوخت، اين بهانه را به تهران داد كه برنامه غني سازي اورانيوم با غلظت بالا را كه دقيقاً از فوريه 2010 شروع كرده، از سر گيرد. اين دولت اوباما بود كه در مورد بيانيه تهران خلف وعده كرد و با اين كار به تحريم هاي جديدي كه سرانجام در ماه ژوئن تصويب شد، شتاب بخشيد. بنابراين ايران حق خود مي داند كه به غني سازي 20 درصدي ادامه دهد. مقامات ايراني دايم بر اين نكته تاكيد مي كنند كه پذيرش غني سازي مراقبت شده در ايران، امكانات تازه اي براي حل مناقشات هسته اي ايران باز مي كند. اما دولت اوباما بر سر مسئله هسته اي از درون تقسيم شده است. اگر آقاي اوباما در نهايت آمادگي اين را داشته باشد كه رهبري واقعي خود بر سر اين موضوع را نشان دهد و غني سازي نظارت شده ايران را بپذيرد، او مي تواند با قبول يك معامله هسته اي كه منع گسترش سلاح هاي هسته اي را مدنظر داشته باشد، روابط با جمهوري اسلامي را در مسير مثبت تري قرار دهد.

*****

+ نوشته شده توسط محمد در یکشنبه 17 مرداد1389 - ساعت 8:28 |
کد مطلب: 688 || نوع مطلب: مطالب با درجه ربط کم

خبرگزاري فارس: معاون ستاد امر به معروف و نهي از منكر كشور گفت: گسترش روحيه‌ امر به معروف و نهي از منكر در جامعه موجب رفع معضلات فرهنگي و اجتماعي خواهد شد.

به گزارش خبرگزاري فارس از اراك، حجت‌الاسلام جواد صادق‌زاده صبح امروز در مراسم ابلاغ حكم سردار غلامعلي ابوحمزه فرمانده سپاه روح الله استان به عنوان دبير ستاد امر به معروف و نهي از منكر استان مركزي اظهار داشت: تذكر لساني مردم به عنوان شاخص تبلور اجراي امر به معروف و نهي از منكر در جامعه است.
وي افزود: معرفي فريضه عظيم و مهم امر به معروف و نهي از منكر به طور جامع و كاربردي به مردم و خواص به عنوان مهم‌ترين رسالت اين ستاد بوده كه همه ابعاد وجودي اين وظيفه الهي تاكنون توسط عوام و خواص جامعه شناخته نشده است.
معاون ستاد امر به معروف و نهي از منكر كشور با اشاره به مستندات قرآن كريم مبني بر لزوم احيا و توسعه روحيه امر به معروف و نهي از منكر خاطرنشان كرد: پيامبر اكرم(ص) مردم امي جزيره عربستان را با همه ابعاد جهل و ناداني كه در عصر خود داشتند با تذكر و روحيه امر به معروف و نهي از منكر راهنمايي كردند.
صادق‌زاده ضمن تاكيد بر اجراي كامل امر به معروف و نهي از منكر، وجود اين ويژگي را در جامعه اسلامي به عنوان وجه تميز با ساير اديان و جوامع الهي برشمرد.
معاون ستاد امر به معروف و نهي از منكر با بيان حديثي از امام علي(ع) امر به معروف و نهي از منكر را در برابر ساير اعمال خير حتي برتر از جهاد در راه خدا برشمرد و افزود: فلسفه وجودي امر به معروف و نهي از منكر وجود روحيه محبت و مودت در بين مسلمانان براي هدايت جامعه به سوي اهداف والاي توحيدي است.
وي برخورد با عاملان ترويج منكر را تنها محدود به قوه قضائيه و ضابطان منسوب شده از سوي اين سازمان اعلام كرد و گفت: در كنار رشد و توسعه امر به معروف و نهي از منكر در جامعه و تشويق مردم در راستاي اجراي آن، بايد به اين نكته توجه داشت كه در صورت عدم اجراي صحيح و قانونمند اين وظيفه شرعي از سوي عاملان،‌ تاثيرات به مراتب بدتري در طبقات مختلف جامعه پديدار مي‌شود، از اين رو بايد به موازات نهادينه كردن فرهنگ امر به معروف و نهي از منكر آموزش‌هاي لازم در خصوص چگونگي انجام آن نيز در جامعه صورت گيرد.
نماينده ولي فقيه در استان مركزي نيز به نقش ستاد امر به معروف و نهي از منكر در شناسايي عوامل منكر و گسترش معارف اسلامي تاكيد كرد‌ و اظهار داشت: تشكيل اتاق فكر در اين ستاد براي شناسايي شيوه و نحوه اعمال توطئه از سوي دشمنان كه مصاديق آن امروز در قالب شيطنت، فتنه و تهاجم فرهنگي بروز مي‌كند، نقش موثري دارد.
آيت‌الله دري‌نجف‌آبادي حيات و رشد فرقه‌هاي منحرف را محصول ضعف در حوزه امر به معروف و نهي از منكر در دوران گذشته برشمرد و افزود: رشد توطئه‌هاي ديني همانند جريان وهابيت و بهائيت به دليل عدم وجود نظام هدفمند اسلامي براي شناسايي توطئه‌ سودجويان و هدايت جوانان به اسلام اصيل محمدي در دوران گذشته است كه بايد امروز با قاطعيت كامل براي شناسايي و مبارزه با جريان‌هاي فاسد و مفسده‌هاي اجتماعي در جامعه گام برداشت.
وي با اشاره به ترويج فرهنگ اصيل خانواده به عنوان مهم‌ترين معروف در مبارزه با ناهنجاري‌هاي اجتماعي خاطرنشان كرد: حفظ هويت ايراني و اسلامي و تقويت روابط عاطفي در محيط خانواده تنها در سايه شناسايي و معرفي آن به عنوان مهم‌ترين معروف اجتماعي قابل دستيابي است كه به واسطه آن حرمت و قداست خانواده حفظ خواهد شد.
دري‌نجف‌آبادي اظهار اميدواري كرد با شناخت وظايف فردي در حوزه امر به معروف و نهي از منكر همه افراد جامعه از مردم گرفته تا مسئولان در راستاي ابلاغ و ترويج معارف اسلامي در جامعه بكوشند.

*****

+ نوشته شده توسط محمد در شنبه 16 مرداد1389 - ساعت 18:12 |
کد مطلب: 687 || نوع مطلب: مطالب با درجه ربط کم

خبرگزاري فارس: آيت‌الله شيخ محمدتقي اصفهاني مشهور به «آقا نجفي» در يك‌صد سال پيش با تتبع در روايات و احاديث اهل‌بيت (ع)، پنجاه‌وچهار وظيفه مؤمنان در زمان غيبت امام زمان (عج) را در دو مجلد 25 و 29 موردي بيان مي‌كند.

به گزارش خبرنگار آئين و انديشه فارس، آيت‌الله شيخ محمدتقي اصفهاني مشهور به «آقا نجفي» در شب هفدهم ربيع‌الثاني سال 1225 شمسي پا به عرصه گيتي نهاد و در روز يكشنبه 11 شعبان‌المعظم سال 1295 شمسي دعوت حق را لبيك گفت.
وي در طول بيش از هفت‌دهه‌ عمر با بركت خويش،‌ كتاب‌هاي بسياري را به دو زبان فارسي و عربي تأليف كرد كه از جمله آن‌ها مي‌توان به دلايل الاحكام، حقايق الاسرار، اسرار الزيارة، عنايات الرضوية، جامع الاسرار، اشارة ايمانية، دلايل الاصول، كتاب المتاجر، كاشف الاسرار، اسرار الشريعة، فضايل الائمة، مفتاح السعادة، جامع السعادة، حسام الشيعة، اخلاق المؤمنين، ردّيه آقانجفي بر يهود، رساله توضيح المسائل فارسي، رساله در جبر و تفويض، رساله در ديات و قصاص اشاره كرد.
وي كه داماد مرحوم شيخ جعفر كاشف‌الغطاء نيز به شمار مي‌رفت، شاگردان بسياري را به جامعه اسلامي تقديم كرد كه از جمله آن‌ها مي‌توان به «سيدحسن حسيني قوچاني» (آقانجفي) و آيت‌الله العظمي سيد حسين بروجردي اشاره كرد.
آقا نجفي در عمر شريف خويش از عنايات خاصه اهل‌بيت (ع) بهره‌مند شد و عنايات رباني و شهودي ملكوتي را تجربه كرد كه از جمله آن‌ها مي‌توان به زيارت حضرت زهرا (س) در عالم رؤيا اشاره كرد.
وي در مسائل سياسي نيز با اتخاذ موضعي غيرمنفعلانه، عليه بابيت و بهائيت به افشاگري پرداخت كه همين موضوع موجب تبعيد وي از اصفهان شد. پيش از اين نيز، آيت‌الله شيخ محمدتقي اصفهاني در رأس جنبش تحريم تنباكو در اصفهان قرار داشت. مرحوم سيدجمال‌الدين اسد آبادي پس از ملاقات با آقا نجفي مي‌گويد: حرارتي به كله‌اش ديدم كه در «بيسمارك» (نخستين صدراعظم آلمان) نبود و به‌راستي اگر وزارت اعظم ايران را بر عهده داشت، مانند اميركبير حفظ حدود مملكت را مي‌كرد كه بيگانه از آن يك وجب نبرد!
آقا نجفي، رساله‌اي دو جلدي‌ با عنوان «وظيفة‌الأنام في زمن غيبة‌الإمام» (وظايف مردم در زمان غيبت امام‌زمان) دارد كه در جلد اول آن 25 وظيفه و در جلد دوم 29 وظيفه‌اي (در مجموع 54 وظيفه‌) كه منتظران واقعي بايد در غياب امام انجام دهند، مي‌پردازد.
وي در ابتداي اين رساله مي‌نويسد: «به عرض برادران ايماني مي‌رساند كه حقير جمع نمودم در اين مختصر جمله‌اي از اعمالي را كه وظيفه مؤمنين است در زمان غائب بودن امام زمان صلوات‌الله عليه يعني حضرت حجة بن الحسن بن علي بن محمد بن علي بن موسي بن جعفر بن محمد بن علي بن الحسين بن علي بن ابي‌طالب عليهم‌السلام كه مؤمنين را سزاوار است مواظبت و عمل به آنها».
اكنون 25 وظيفه اول با اندكي تصرف و تلخيص در پي مي‌آيد:

* اول؛
غمگين بودن به‌جهت مفارقت آن‌جناب و مظلوميت آن‌حضرت.
در كافي از حضرت صادق (ع) منقول است كه فرمود: «كسي‌كه مهموم باشد براي ما و غمناك باشد به‌جهت مظلوميت ما ،نفس كشيدن او ثواب تسبيح دارد».

* دوم؛
منتظر فرج و ظهور آن‌حضرت بودن.
در جلد دوم «كمال‌الدين وتمام‌النعمة» از امام محمد تقي (ع) منقول كه فرمود: «قائم ما آن مهدي‌ است كه واجب است در زمان غائب بودن او انتظار او را داشتن، و او سومي از اولاد من است...»
و از حضرت امير‌المؤمنين (ع) مروي است كه: «افضل عبادتها انتظار فرج است.» (تحف العقول، ص 201)
و در حديث ديگر از حضرت صادق (ع) منقول است كه: «هر مؤمني كه بميرد در حالي‌كه منتظر ظهور آن‌جناب باشد، مثل آن است كه در خيمه حضرت قائم (ع) بوده باشد». (بحارالانوار، ج 52، ص 125)

* سوم؛
گريه كردن در دوري آن‌حضرت و به‌جهت مصيبت آن‌جناب.
در كمال‌الدين از حضرت صادق (ع) مروي است كه فرمودند: «به‌خدا قسم غائب مي‌شود امام شما زماني از روزگار و آزموده مي‌شوند تا آنكه گفته مي‌شود؛ مرد يا هلاك شد و به‌كدام وادي رفت و هر آينه ‌چشم‌هاي مؤمنان بر او گريان مي‌شود. (كمال‌الدين وتمام‌النعمة، ج 2، ص 347)
و از حضرت رضا (ع) مروي است كه: «هر مؤمني ياد كند مصيبت ما را ـ يعني مصيبت هر يك از پيغمبر و ائمه را ـ پس گريه كند يا كسي را به‌جهت ظلمي كه بر ما شده بگرياند، روز قيامت با ما و در درجه ما است.

* چهارم؛
بر امر امام، تسليم و انقياد داشته باشد و عجله نكند.
يعني چون و چرا در امر ظهور آن‌جناب نكند و آنچه از جانب آن‌حضرت مي‌رسد، صحيح و مطابقت حكمت بداند كه در كمال‌الدين از حضرت امام محمد تقي (ع) مروي است كه فرمود: «امام بعد از من، پسر من علي است. امر او امر من است و قول او قول من، و طاعت او طاعت من و امام بعد از او پسر او حسن است امر او امر پدر اوست و پول او قول پدرش و طاعت او طاعت پدرش آنگاه ساكت شدند. راوي گويد گفتم: يابن رسول‌الله! پس امام بعد از حسن كيست؟ حضرت گريه شديدي كردند، آنگاه فرمودند: امام بعد از امام حسن عسكري، پسر او قائم منتظر است. گفتم: يا بن رسول‌الله! چرا او را قائم گويند؟ فرمود: براي آنكه قائم مي‌شود بعد از آنكه ذكر او مرده باشد و بيشتر قائلين با ماتش مرتد شوند. گفتم: چرا او را منتظر ناميدند؟ فرمود: به‌جهت آنكه براي او غائب شد نيست كه روزهاي آن بسيار باشد و زمان غائب بودنش دراز مي‌شود. پس، مخلصان انتظار خروج او كشند، و شك‌كنندگان او را انكار كنند و منكران به‌ذكر او استهزاء كنند و كساني‌كه وقت براي ظهورش معين كنند، دروغ‌گو باشند و عجله‌كنندگان هلاك شوند و تسليم‌كنندگان نجات يابند. (كمال‌الدين وتمام‌النعمة، ج 2، ص 378)

* پنجم؛
به مال خود، آن حضرت را صله كنند.
در كافي از حضرت صادق (ع) مروي است كه فرمودند: «هيچ چيز نزد خدا محبوب‌تر از صرف نمودن مال براي امام نيست، و به‌درستي كه خداوند در عوض يك‌درهم كه مومن از مال خود به صرف امام برساند، به اندازه كوه احد در بهشت به‌او عطا مي‌فرمايد، آنگاه فرمود: كه حق‌تعالي در قرآن (بقره/ 245) فرموده: «مَّن ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللّهَ قَرْضًا حَسَنًا فَيُضَاعِفَهُ لَهُ أَضْعَافًا كَثِيرَةً وَاللّهُ يَقْبِضُ وَيَبْسُطُ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ»، سپس فرمود: به‌خدا قسم اين آيه به‌خصوص در صله كردن امام به‌مال نازل شد. (اصول كافي، ج 1، ص 537)
در بحارالانوار از كامل‌الزياراة (صفحه 319) منقول است كه حضرت امام موسي (ع) فرمودند: «هر كس نتواند به‌زيارت ما بيايد؛ بايد صالحين از دوستان ما را زيارت كند تا ثواب زيارت ما برايش نوشته شود، و هر كس نتواند ما را صله كند، بايد نيكان از دوستان ما را صله كند تا ثواب صله كردن ما برايش نوشته شود.

* ششم؛
صدقه دادن به‌قصد سلامت آن‌جناب چنانچه در نجم الثاقب (صفحه 442) ذكر فرموده‌اند.

* هفتم؛
شناختن صفات آن حضرت و در هر حال عزم بر ياري آن‌جناب داشتن و در فراق‌اش ندبه و زاري كردن. (نجم‌الثاقب، ص 424)

* هشتم؛
طلب كردن معرفت آن‌حضرت از جناب اقدس الهي.
و اين دعا كه در كتاب كافي و كمال‌الدين از حضرت صادق (ع) روايت شده است را بخواند: اللهم عرّفني نفسك، فانك إنْ لم تُعرّفني نفسك لم اعرف نبيّك، اللهم عرّفني رسولك فانّك إن لم تعرّفني رسولك لم اعرفْ حجّتك، اللهم عرّفني حجتك فانّك انْ لم تعرّفني حجتك ضللتُ عن ديني. (كمال‌الدين وتمام‌النعمة، ج 2، ص 342)

* نهم؛
مداومت با اين دعا نمودن كه در كمال‌الدين (ج 2، ص 352) از حضرت صادق (ع) روايت شده است: يا الله يا رحمن يا رحيم يا مقلب القلوب ثبت قلبي علي دينك.

* دهم؛
اگر بتواند به نيابت آن حضرت قرباني كند، چنانچه در نجم‌الثاقب آمده است.

* يازدهم؛
اسم اصلي آن‌حضرت كه اسم حضرت رسول‌الله است را نگويند، بلكه آن‌حضرت را به لقب ياد كنند مثل: قائم،منتظر، حجت،مهدي و امام غائب، و در اخبار متعدده فرموده‌اند كه بردن نام آن‌حضرت در زمان غيبت جايز نيست. (اصول كافي، ج 1، ص 332)

* دوازدهم؛
برخاستن به‌جهت احترام نام آن بزرگوار به‌خصوص اسم «قائم»، چنانچه در نجم‌الثاقب (صفحه 444) فرموده‌اند.

* سيزدهم؛
به هر ميزان كه مي‌تواند براي جهاد با دشمنان در ركاب آن‌جناب، اسلحه مهيا كند.
در بحارالانوار از كتاب الغيبة نعماني منقول است كه حضرت صادق (ع) فرمود: «بايد مهيا نمايد هر يك از شما براي ظهور حضرت قائم، آلت حربي اگر چه يك تير باشد، اميد است همين كه اين نيت را داشته باشد، حق تعالي او را از اصحاب و ياران او قرار دهد.»

* چهاردهم؛
در مهمات به‌آن حضرت متوسل شود و عريضه توسل بيندازد. چنانچه در مجلد بيست و دوم بحار منقول است.

* پانزدهم؛
در دعا كردن خدا را به‌حق آن‌حضرت قسم دهد و آن جناب را شفيع قرار دهد. چنانچه در كمال‌الدين منقول است.

* شانزدهم
بر دين قويم ثابت باشند و دنبال صداها و مزخرفاتي كه از هر گوشه‌اي مي‌خيزد، نروند. زيرا كه تا خروج سفياني و صيحه آسماني بلند نشود، ظهور امام (ع) واقع نمي‌شود.
در جلد 52 بحارالانوار به نقل از «غيبت» شيخ طوسي از حضرت امام رضا (ع) مروي است: «سه ندا از آسمان بلند مي‌شود كه همه كس مي‌شنود و اين نداها در ماه رجب ظاهر مي‌شود. اول؛ الا لعنة الله علي الظالمين. دوم؛ ازفة ‌الازفة يا معشر المؤمنين. سوم؛ مي‌بينيد بدني محاذي خورشيد و ندا مي‌شود: اين است امير‌المومنين كه به تحقيق براي هلاك كردن ظالمان برگشته است.»
و در جلد دوم كمال‌الدين منقول است: «اول كسي كه با امام زمان (عج) بيعت مي‌كند؛ جبرئيل است. آنگاه يك پاي بر بيت‌الله مي‌گذارد و يك پاي بر بيت‌المقدس و ندا مي‌كند به ندايي كه همه خلائق مي‌شوند: أَتَى أَمْرُ اللّهِ فَلاَ تَسْتَعْجِلُوهُ».

* هفدهم؛
معاشرت و رفت و آمد بسيار با مردمان روزگار او را از ياد امام زمان (عج) باز ندارد.
در جلد اول كمال‌الدين از حضرت امام محمد باقر (ع) مروي است كه فرمودند: «مردم! زماني مي‌آيد كه امام غائب مي‌شود. خوشا به‌حال آنها كه بر امر ما ثابت باشند. در آن زمان كمترين ثوابي كه براي آن‌ها در نظر مي‌گيرند؛ اين است كه خداوند آنها را ندا مي‌فرمايد كه اي بندگان من! به سرّ من ايمان آورديد و حجت غائب مرا تصديق كرديد. بشارت باد شما را به نيكوئي ثواب، از شما قبول مي‌كنم، اعمال خوب را و عفو مي‌كنم از اعمال بد شما، و مي‌آمرزم گناهان شما را، و به بركات شما باران مي‌بارم بر بندگانم و دفع بلاء از آنها مي‌كنم، اگر شما نبوديد بر آنها عذاب مي‌فرستادم.»
در ادامه، راوي پرسيد كدام عمل، افضل اعمال مؤمن در آن زمان است و پاسخ شنيد: «نگاه داشتن زبان، و ماندن در خانه خود»
يعني بدون ضرورت با مردم دنيا معاشرت و رفت آمد نكند كه او را از ياد امامش باز دارد.

* هجدهم؛
ذكر صلوات خاصه آن حضرت آن‌چنان كه در كتاب‌هاي «بحارالانوار»، «مكارم‌الاخلاق» و «جما‌ل‌الاسبوع» آمده است.
صلواتي كه در صفحه 284 مكارم‌الاخلاق از شيخ طبرسي نقل شده، ‌بدين شرح است: اَللّهُمَّ صَلِّ عَلي مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ اَللّهُمَّ اِنَّ رَسُولَكَ الصّادِقَ الْمُصَدَّقَ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَآلِهِ قالَ اِنَّكَ قُلْتَ ما تَرَدَّدْتُ في شَيءٍ اَ نَا فاعِلُهُ كَتَرَدُّدي في قَبْضِ رُوحِ عَبْدِي الْمُؤْمِنِ يَكْرَهُ الْمَوْتَ وَاَكْرَهُ مَسآئَتَهُ اَللّهُمَّ فَصَلِّ عَلي مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَعَجَّلْ لِوَلِيِّكَ الْفَرَجَ وَالْعافِيَةَ وَالنَّصْرَ وَلا تَسُؤْني في نَفْسي وَلا في اَحَدٍ مِنْ اَحِبَّتي.

* نوزدهم؛
فضائل و كمالات آن حضرت را ذكر كردن.
زيرا كه آن جناب ولي‌نعمت و واسطه در جميع نعمت‌هاي خداوند است كه به ما مي‌رسد و طبق فرموده امام سجاد (ع) كه در صفحه 422 «مكارم‌الاخلاق» ذكر شده، يكي از راه‌هاي شكر ولي‌نعمت، گفتن فضائل و كمالات اوست.

* بيستم؛
اظهار كردن اشتياق واقعي به زيارت جمال مبارك امام زمان (عج).
چنانچه در جلد اول «كمال‌الدين وتمام‌النعمة» آمده اس: حضرت امير‌المومنين (ع) به سينه خود اشاره مي‌كردند و آه مي‌كشيدند و اظهار شوق به لقاي امام دوازدهم را داشتند.

* بيست و يكم؛
مردم را به‌سوي معرفت آن جناب و خدمت به آن بزرگوار دعوت كردن.
در «كافي» از سليمان‌بن‌خالد مروي است كه به حضرت صادق (ع) عرضه كردم: مرا اهل بيتي است و آنها سخن مرا مي‌شنوند. آيا آنها را به‌سوي اين امر دعوت كنم؟ امام در پاسخ فرموردند: بلي! خدا در كتاب خويش مي‌فرمايد: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قُوا أَنفُسَكُمْ وَأَهْلِيكُمْ نَارًا وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ. اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد خودتان و كسانتان را از آتشى كه سوخت آن مردم و سنگ‌هاست؛‏حفظ كنيد» (سوره تحريم، آيه 6)

* بيست و دوم؛
صبر داشتن در مقابل سختي‌ها و آزار دشمنان دين و سرزنش آن‌ها در زمان غيبت امام زمان (عج).
در جلد اول «كمال‌الدين» از حضرت سيد‌الشهداء (ع) مروي است كه فرمود: «هر مؤمني كه در زمان غايب بودن امام دوازدهم، بر اذيت و تكذيب دشمنان صبر كند؛ به منزله كسي است كه با كفار در خدمت رسول‌الله (ص) جهاد كرده باشد.»

* بيست و سوم؛
هديه كردن ثواب اعمال صالحه خود مانند قرائت قرآن و غيره را به امام زمان (عج).

* بيست و چهارم؛
طلب زيارت كردن آن حضرت.

* بيست و پنجم؛
دعا كردن به‌وجود مبارك آن بزرگوار و طلب كردن فتح، نصرت و ظهور آن جناب از خداوند.
در توقيع شريف مروي در احتجاج (جلد دوم، صفحه 284) از آن حضرت روايت شده است كه فرمودند: «براي تعجيل در فرج من بسيار دعا كنيد، چرا كه گشايش و شادماني شما در آن است».
و از حضرت امام حسن عسگري (ع) مروي است كه فرمود: «اين دعا باعث ثبوت بر ايمان است». (كمال‌الدين وتمام‌النعمة، ج 2، ص 384)

*****

+ نوشته شده توسط محمد در جمعه 15 مرداد1389 - ساعت 12:54 |
کد مطلب: 674 || نوع مطلب: مطالب با درجه ربط کم

خبرگزاري فارس: مدير سازمان جوانان استان مركزي از خرافه‌گرايي و انديشه‌هاي خرافي به عنوان يكي از آفت‌هاي دنياي امروز ياد كرد و گفت: اين پديده منحصر به كشور ما و دنياي اسلام نيست، بلكه جهان امروز درگير اين معضل است.

به گزارش خبرگزاري فارس از اراك به نقل از روابط عمومي سازمان جوانان استان مركزي، پيمان عين‌القضاتي در هفتمين نشست از سلسله نشست‌هاي فرق ضاله كه با هدف بررسي خرافه‌گرايي در اراك برگزار شد، افزود: مباحثي نظير پيشگويي‌هاي عجيب و غريب در جام جهاني اخير و داغ شدن بازار رمالان و فالگيران در ايام برگزاري اين مسابقات از مصداق‌هاي دست و پنجه نرم كردن جهانيان با پديده خرافه‌گرايي است.
مديرسازمان جوانان استان مركزي در ادامه به بحث فرق‌ ضاله و گروه‌هاي الهادي اشاره كرد و گفت: اين انديشه‌ها در جهان دامن‌زننده به پديده خرافه‌گرايي هستند و با ارائه ايدئولوژي‌هاي ناقص كه ناشي از عقل و تجربه‌ بشري است، سعي در سو استفاده از بحران معنويت در جهان دارند.
عين‌القضاتي در ادامه به ارائه اهداف سازمان جوانان استان مركزي از برگزاري سلسله نشست‌هاي بررسي فرق ضاله پرداخت و گفت: آشنايي جوانان با انديشه‌ها و علل شكل‌گيري اين فرقه و همچنين تبين راهكارهاي مناسب براي مقابله و پاسخگويي به آنها از اهداف اصلي برگزاي اين نشست‌هاست.
وي خاطرنشان كرد: تاكنون در اين زمينه مباحثي نظير بررسي وهابيت و بهائيت به انجام رسيده است و در تلاش هستيم دوره‌اي با همين اهداف تشكيل و مخاطبان پس از پايان اين دوره توانايي نقد و پاسخگويي به شبهات در اين زمينه را داشته باشند.
معاون پرورشي سازمان آموزش و پرورش استان مركزي ايجاد انديشه‌هاي معنوي بدون پشتوانه الهي را از پيامدهاي قرن 21 دانست و گفت: معلمان به عنوان پرچمداران روشنگري جامعه بايد خود با انديشه‌هاي منحط فرق آشنا باشند.
در اين نشست حجت‌الاسلام محمد ساجديان عضو هيئت علمي موسسه امام خميني (ره) نيز خرافه‌گرائي را در دنياي غرب شايع‌تر از كشور ما و دنياي اسلام دانست و گفت: خرافه‌گرايي به شكل امروزي از قرار گرفتن غرب در چند دوره گذار مهم ناشي مي‌شود.
وي گذار انسان غربي از دوران سنتي و كليسا‌محوري به دوران عقل‌گرايي و سپس مدرنيسم را از عوامل اصل رواج انديشه‌هاي معنوي بدون پشتوانه الهي دانست و گفت: غرب امروز درگير معنويتي است كه به جاي اتصال به سرچشمه‌هاي الهي منتشا از عقل معاش بشري است.
انتهاي پيام/ل20/ج

اخبارمرتبط :

*****

+ نوشته شده توسط محمد در جمعه 15 مرداد1389 - ساعت 11:18 |
کد مطلب: 673 || نوع مطلب: مطالب با درجه ربط کم

خبرگزاري فارس: همسر رئيس جمهور گفت: فراهم كردن شرايط حضور و اتصال حوزه‌هاي علميه براي ابلاغ آموزه‌هاي خود به جامعه از برنامه‌هاي رياست جمهوري است.

به گزارش خبرگزاري فارس از همدان، اعظم‌السادات فراحي ظهر امروز در نشست نمايندگان امور بانوان رياست جمهوري با طلاب منتخب حوزه‌هاي علميه خواهران استان همدان اظهار داشت: با توجه به شرايط و وضعيتي كه بر جامعه اسلامي ايران حاكم است اين مسئله مايه خرسندي دولت است كه جواناني با شور و علاقه در مراكز حوزه‌هاي علميه مشغول به تحصيل هستند.
وي با بيان اينكه طلاب حوزه‌هاي علميه در جامعه منشأ خير هستند، گفت: با توجه به تلاش‌ها و برنامه‌هاي رياست جمهوري، شرايط حضور و اتصال حوزه‌هاي علميه براي ابلاغ آموزه‌هاي خود به جامعه فراهم مي‌شود.
همسر رئيس جمهور تصريح كرد: طلاب حوزه‌هاي علميه علاوه بر امور تبليغي تاكنون حساسيت خود را نسبت به مسائلي كه در كشور و جامعه اسلامي خود اتفاق مي‌افتد، نشان داده‌اند و در اين راه قدم‌هاي درستي برداشته‌اند چراكه آنها متكي به راه خدا و قرآن هستند.
وي از حمايت 100 درصدي دولت از حوزه‌هاي علميه خبر داد و گفت: حوزه‌هاي علميه به وظايف خود آگاه هستند و در اين راستا دولت حمايت لازم از اين قشر را در دستور كار خود دارد.
مدير حوزه علميه فاطمه‌الزهرا (س) نيز گفت: در استان همدان هشت مدرسه علميه خواهران وجود دارد كه در شهرستان‌هاي بهار، تويسركان، قروه‌درجزين، اسدآباد، نهاوند، ملاير، فامنين و همدان مستقر هستند كه با مشكلات و محدوديت‌هايي مواجه هستند.
ماهرخ صادقيان افزود: در حال حاضر 235 طلبه سطح 2 (كارشناسي) در حوزه علميه‌الزهرا همدان و 87 طلبه در سطح 3 (كارشناسي ارشد) مشغول به تحصيل هستند.
وي با تأكيد بر لزوم ساخت ساختمان جديد حوزه علميه همدان خاطرنشان كرد: با توجه به اينكه حوزه علميه همدان منطقه غرب كشور را پوشش مي‌دهد تاكنون طلبه‌هايي نيز از غرب كشور پذيرش و ثبت‌نام داشته است كه متأسفانه با مشكل خوابگاه مواجه هستند كه اميدواريم به منظور توسعه اين بخش‌ها تسهيلات ويژه‌اي به اين مجموعه اختصاص يابد.
مسئول واحد تبليغ حوزه علميه‌ الزهرا (س) نيز گفت: مجموعاً در حوزه‌هاي علميه خواهران همدان 670 نفر در مقطع كارشناسي و 40 در مقطع كارشناسي ارشد تحصيل مي‌كنند و پذيرش امسال نيز به 87 نفر مي‌رسد.
وجيهه اسماعيلي با بيان اينكه تاكنون يك‌هزار و 365 نفر از حوزه‌ علميه خواهران همدان فارغ‌التحصيل شدند، اظهار داشت: متأسفانه تاكنون به علت عدم پشتوانه مالي موفق به ايجاد حوزه علميه خواهران در شهرستان‌هاي كبودرآهنگ و رزن نشده‌ايم كه اميدواريم در سفر سوم هيئت دولت با تخصيص اعتبارات لازم اين امكان فراهم شود.
وي افزود: با توجه به رسالت حوزه‌هاي علميه در نشر فرهنگ ناب محمدي و مهدويت در بحث نرم‌افزاري و كارهاي پژوهشي در مضيغه هستيم و نمي‌توانيم فعاليت خود را در اين عرصه گسترش دهيم و در اين خصوص حوزه علميه نيازمند حمايت‌هاي رياست جمهوري است.
مسئول واحد تبليغ حوزه علميه‌ الزهرا (س) با توجه به گسترش فرقه‌گرايي و بهائيت در جامعه خواستار ساماندهي و انسجام مبلغان شد و گفت: طلبه‌هاي حوزه علميه خواهران همدان در بحث تحصيل از امكانات ورزشي و تفريحي برخوردار نيستند و اميدواريم در اين راستا اقدامي صورت گيرد.

*****

+ نوشته شده توسط محمد در پنجشنبه 14 مرداد1389 - ساعت 18:47 |
کد مطلب: 672 || نوع مطلب: مطالب با درجه ربط کم

خبرگزاري فارس:ترويج شبه‌مذاهب و عرفان‌واره‌‌هاي طبيعت‌گرايانه و تصوف‌هاي بدون شريعت و در قالب شعر، داستان، رمان و نمايش‌نامه‌ فارغ از برنامه‌ريزي‌هاي استكبار نيست. وقتي شيمون پرز از پائولو كوئيلو تجليل و او را به همكاري دعوت كند، معلوم مي‌شود كه سياست‌بازان جهاني چگونه به دنبال شكار نويسندگان ادبيات صوفي‌منشانه و ترويج ادبياتي شبه‌عرفاني‌اي هستند.

http://www.farsnews.net/newstext.php?nn=8905130822

*****

+ نوشته شده توسط محمد در چهارشنبه 13 مرداد1389 - ساعت 12:30 |
کد مطلب: 658 || نوع مطلب: اخبار مهم


اختصاصی/تشدید فعالیت فرقه بهائیت در برخی استان ها
فرقه بهائیت فعالیت های خود را در چند استان مرکزی کشور افزایش داده است.

فرقه بهائیت فعالیت های خود را در چند استان مرکزی کشور افزایش داده است.
به گزارش«جوان آنلاین»،این فرقه اخیرا در برخی استان ها برخی از مبلغین خود را ساکن کرده و به برگزاری کلاس هایی تحت عنوان فعالیت فرهنگی مبادرت کرده اند.
کتابخوانی جمعی،کوهنوردی،اردوهای جمعی و...بخشی ازفعالیت های این فرقه دراین استان ها می باشد.

*****

+ نوشته شده توسط محمد در چهارشنبه 13 مرداد1389 - ساعت 10:45 |
کد مطلب: 667 || نوع مطلب: اخبار مهم

خبرگزاري فارس: بودائي ها هم مانند سيك‌ها، فضاي مجازي را بهترين عرصه براي فعاليت تبليغاتي خود يافته‌اند از همين رو ملاحظه مي‌شود كه تعدادي وبلاگ شخصي و گروهي به زبان فارسي توسط پيروان آئين "بودا " راه‌اندازي شده است.

به گزارش گروه "فضاي مجازي " خبرگزاري فارس، شيعه آنلاين نوشت: در سال‌هاي اخير پيروان اديان و فرقه‌هاي مختلف ضاله و منحرف از جمله مسيحيت، بهائيت، وهابيت، زرتشت، شيطان پرستي و غيره و نيز برخي فرقه‌هاي عرفاني‌هاي كاذب، براي جذب هر چه بيشتر اعضاي جديد و منحرف كردن افكار شيعيان به ويژه جوانان، بر فعاليت‌هاي تبليغاتي خود در كشورمان افزوده‌اند.

هر گروه از پيروان اين اديان و فرقه‌هاي انحرافي، از سبك خاصي براي فريب جوانان استفاده مي‌ كنند. براي نمونه مسيحيان همزمان با توزيع رايگان كتاب انجيل و تكيه بر مسأله صلح دوستي و مهر و محبت، بر تبليغات خود افزوده‌اند.
پيروان فرقه بهائيت نيز از روش‌هاي گوناگون به ويژه تكيه بر روش‌ها و جذابيت‌هاي جنسي استفاده مي‌كنند. اما وهابيت كه حامي اصلي آن دولت سعودي است، با تكيه بر پول نفت شاهزادگان وهابي آل سعود، تلاش مي‌كنند با پرداخت كمك‌هاي نقدي و غيرنقدي به خانواده‌هاي فقير شهرها و روستاهاي مرزي و جنوبي كشور، آنان را فريب داده و با انديشه‌هاي انحرافي خود همسو كنند. پيروان فرقه‌هاي عرفاني كاذب نيز با برگزاري جلسات خانگي، تلاش مي‌كنند بر جوانان تأثير بگذارند. اما شيطان پرست ‌ها بيشتر از طريق نمادهاي خود كه به نظر مي‌رسد براي برخي جوانان جذابيت خاصي دارد، تلاش كرده‌اند براي خود جاي پايي باز كنند.

پيروان آئين "سيك " هم در ايران كه تعداد آنان بسيار اندك است، چند ماهي است كه تحركات و فعاليت‌هاي تبليغاتي براي جذب هر چه بيشتر نيرو و ترويج افكار و انديشه‌هاي منحرف خود افزوده‌اند. پيروان اين آئين، فضاي مجازي را بهترين عرصه براي فعاليت تبليغاتي خود يافته‌اند از همين رو ملاحظه مي‌شود كه تعدادي وبلاگ شخصي و گروهي به زبان فارسي توسط پيروان آئين "سيك " راه‌اندازي شده است.

اما پيروان فرقه بودا هم در كشورمان وضعيتي شبيه به سيك ها دارند. از تعداد بسيار كمي برخوردارند و مدتي است كه تحركات و فعاليت‌هاي تبليغاتي براي جذب هر چه بيشتر نيرو و ترويج افكار و انديشه‌هاي منحرف خود افزوده‌اند. بودائي ها هم مانند سيك ها، فضاي مجازي را بهترين عرصه براي فعاليت تبليغاتي خود يافته‌اند از همين رو ملاحظه مي‌شود كه تعدادي وبلاگ شخصي و گروهي به زبان فارسي توسط پيروان آئين

*****

+ نوشته شده توسط محمد در سه شنبه 12 مرداد1389 - ساعت 10:24 |
کد مطلب: 666 || نوع مطلب: تحلیل-پژوهش-مصاحبه-گزارش

خبرگزاري فارس:ضرورت ارتقاى شاخص‏هاى امنيت نرم در پنج حوزه سياسى، اقتصادى، فرهنگى، اجتماعى و قضايى ريشه دوانده و نبود بستر مناسب براى توسعه مطلوب هر كدام از آنها مى‏تواند زيربناى ثبات و بهداشت امنيت كلان جامعه را متزلزل كند.

مقدمه
در ساختار مديريت استراتژيك امنيت ملى، آسيب‏ها به سه بخش تهديدهاى بالفعل، تهديدهاى بالقوه و تهديدهاى راهبردى تقسيم مى‏شوند. به عنوان مثال، افزايش گستره تهديدات امنيت اجتماعى در فضاى سايبر در رديف آفندهاى بالفعل، مبهم بودن عمق، دامنه و جهت‏گيرى تحريم‏ها در رديف تهديدهاى بالقوه و فرهنگ‏سازى غرب در قالب حوزه تمدنى ليبرال دموكراسى در رديف تهديدهاى راهبردى ارزيابى مى‏شوند، كه در مهندسى امنيت ملى براى مهار هر كدام از آنها بايستى از بسته‏هاى سياستى متناسب استفاده شود.
تهديدهاى امنيت ملى از لحاظ نوع، جنس، شدت، شيوه و ابزار تهاجم، در سه گروه تهديدهاى نرم، نيمه سخت و سخت طبقه‏بندى مى‏شوند، كه ميان آنها يك ارتباط شبكه‏اى وجود دارد، به طورى‏كه ضعف پدافند استراتژيك ملى براى مهار هر كدام از آنها مى‏تواند ضريب احتمال وقوع ساير تهديدها را هموارتر كند.
حال با توجه به اينكه جهت‏گيرى برنامه‏هاى كلان و راهبردى نظام بايستى بر مبناى سند چشم انداز و همسويى‏حداكثرى با اسناد بالادستى سازماندهى شوند، بايسته است كه متوليان امر با تبيين نقشه ريسك تهديدهاى‏نرم، از اتخاذ سياست‏هاى جزيره‏اى، گزينشى و پراكنده اجتناب كنند.
بنابراين، مهم‏ترين تدابير و اقدام‏هايى كه ظرفيت بازدارندگى استراتژيك نظام براى مديريت پيش‏رويدادى تهديدات نرم را ارتقا مى‏دهد، عبارتند از:


--------------------------------------------------------------
اصطلاح امنيت اجتماعى براى اولين بار توسط »بارى بوزان« در سال 1991 به كار رفت. قاعده‏مندسازى امنيت اجتماعى يكى از روش‏هاى نهادينه‏سازى امنيت عمومى است كه در بخش »ط« ماده 119 فصل دهم قانون برنامه چهارم توسعه نيز بر لزوم نهادينه‏سازى آن تأكيد شده است.
رصد برنامه‏ها و سياست‏هاى خصمانه مخالفان نظام بيانگر اين است كه بحران‏سازى اجتماعى در دو سطح متراكم و گسترده به يكى از اولويت‏هاى تقابل راهبردى آنان با جمهورى اسلامى ايران تبديل شده است.
تهديدات امنيت اجتماعى با تمركز بر شاخص‏هاى هويت ملى؛ مانند ارزش‏هاى قومى، فرقه‏اى، ارزش‏هاى سياسى، انگاره‏هاى ذهنى، زبان، خرده فرهنگ‏ها، رسوم و سنت‏هاى ملى متمركز مى‏شوند.
»بيجرن مولر« و »الى ويور« از تحليل گران امنيت اجتماعى نيز، تهديد اصلى آفندهاى امنيت اجتماعى را تمركز بر شاخص‏هاى هويتى مى‏دانسته و از اين نظر با »بارى بوزان« هم عقيده‏اند.
جمهورى اسلامى ايران، چه از لحاظ مؤلفه‏هاى جغرافيايى (قرار گرفتن در گسل زلزله، وقوع سيل و ...)، چه از منظر جامعه شناختى (وجود موزائيك‏هاى قومى فرقه‏اى) و چه از لحاظ برنامه‏اى (وجود سياست‏هاى جزيره‏اى به دليل ضعف انسجام فكرى رويه‏اى ميان متوليان امر) از كشورهايى است كه زمينه وقوع آشوب‏هاى اجتماعى در دو سطح متراكم يا گسترده را دارد. به همين دليل، وجود مؤلفه‏هاى بحران‏زاى اجتماعى يكى از حوزه‏هاى چالش محور امنيت ملى است كه رفع آن نيازمند وجود نقشه پدافند استراتژيك ملى ميان ساختارهاى حاكميتى است. از طرفى، مهار تهديدات امنيت اجتماعى يك مقوله فرابخشى است كه قوانين صرف امنيتى به تنهايى براى پيش‏گيرى از وقوع آن مؤثر نيست.
مديريت پيش‏گيرانه بحران‏هاى امنيت اجتماعى، مستلزم ريشه يابى مؤلفه‏هايى است كه مى‏توانند پتانسيل ايجاد و گسترش نافرمانى مدنى يا وقوع آشوب‏هاى اجتماعى در سطوح خرد و كلان را فراهم كنند و بالتبع در اين نوع بحران‏ها نقش و اثرگذارى نهادهاى سياسى، اطلاعاتى، امنيتى، نظامى و انتظامى برجسته‏تر از ساير ساختارهاى حاكميتى‏است. به عبارتى، قبل از وقوع بحران، پيش زمينه‏اى به نام »تهديد يا خطر بالقوه« وجود دارد، كه در صورت شناسايى، اولويت سنجى و تبيين راهبردى منسجم براى مهار موزائيكى هر كدام از آنها، بالتبع ضريب وقوع بحران‏هاى اجتماعى به طور محسوسى كاهش مى‏يابد؛ زيرا فقدان تهديد شناسى مطلوب مى‏تواند وزنه آسيب رسانى بحران‏ها را سنگين تر كند، به ويژه اينكه در اكثر مواقع ميان بحران‏ها يك رابطه زنجيره‏اى وجود دارد و گسترش و تداوم بحران‏هاى اجتماعى مى‏تواند بستر شكل‏گيرى بحران‏هاى اقتصادى يا سياسى را نيز به وجود آورد.


-----------------------------------------------------------------------------------------
اصطلاح سرمايه اجتماعى، كه تحت برخى شرايط قابل تبديل شدن به سرمايه اقتصادى است، براى اولين بار در اثر كلاسيك »جين جاكوب«، به نام »مرگ و زندگى در شهرهاى بزرگ آمريكايى 1961« بكار رفت.(2)
يكى از كاستى‏هاى مديريت استراتژيك امنيت نرم، نبود نگاهى جامع، فرابخشى و راهبردى براى صيانت از »سرمايه‏هاى اجتماعى« در ساختار امنيت ملى است، بويژه اينكه برخى مجريان و مديران استراتژيك كشور هنوز با اين مفهوم ناآشنا هستند، در حالى‏كه صيانت از سرمايه‏هاى اجتماعى از منظر امنيت ملى نقش مهمى را در اقتدار افزايى و مهار حداكثرى تهديدات نرم ايفا مى‏كند. به همين منظور در بند »ح« از فصل دهم قانون برنامه چهارم توسعه نيز بر لزوم حفظ و ارتقاى منزلت اجتماعى گروه‏هاى مختلف مردم و پيش‏گيرى از بحران‏هاى منزلتى تأكيد شده است.
بطور خلاصه، سرمايه اجتماعى، شبكه تعاملى در هم تنيده اى ميان مردم، ساختارهاى حاكميتى و نهادهاى مدنى‏است كه زيربناى آن را اعتماد متقابل شكل مى‏دهد و بالتبع به هر ميزان كه ريشه آن گسترده تر باشد به همان ميزان ضريب وقوع بحران‏هاى اجتماعى نيز كاهش مى‏يابد؛ زيرا وجود اعتماد متقابل ميان مسئولان و مردم، ضريب آستانه مقاومت ملى در برابر مؤلفه‏هاى بحران‏زا را افزايش مى‏دهد.
توجه متوليان امر به نهادينه سازى بند 13 سياست‏هاى كلى برنامه پنجم كه در آن بر رفع دغدغه‏هاى شغلى، ازدواج، مسكن و آسيب‏هاى اجتماعى آنان تأكيد شده، نقش مهمى را در ارتقاى سطح رضايت‏مندى عمومى و ضرايب امنيت اجتماعى ايفا مى‏كند.
سرمايه اجتماعى مانند ساير سرمايه‏ها قابل ذخيره سازى بوده و در شرايط وقوع بحران، اندوخته مناسبى براى پيش‏گيرى يا تضعيف آسيب‏هاى ناشى از بحران‏هاى اجتماعى است. از طرفى، رسانه‏هاى همگانى در روند اقناع سازى و همراه سازى جامعه با سياست‏هاى انتظام بخشى خرد و كلان كشور ارتباط مستقيم دارد و مى‏تواند بستر اعتماد متقابل ميان شبكه‏هاى اجتماعى با ساختارهاى حاكميتى را به وجود آورد.
ميزان قانون شكنى، نافرمانى مدنى، احترام به قوانين راهنمايى و رانندگى، ميزان پرخاش‏گرى و درگيرى‏هاى خيابانى، ميزان مصرف مواد مخدر، وضعيت طلاق، ميزان مهاجرت، ميزان فرار از ماليات و ميزان خودكشى‏برخى شاخص‏هاى كمى سنجش سرمايه اجتماعى است؛ زيرا هر كدام از مؤلفه‏هاى مذكور به صورت مستقيم بر ضرايب امنيت سنجى و انتظام سنجى خرد و كلان كشور مؤثر است.


--------------------------------------------
نبود طرحى منسجم براى مديريت امنيتى كلان‏شهرها ناشى از كم توجهى به اصول آمايش جمعيتى در ساختار امنيت ملى است، به طورى‏كه تمركز جمعيت در شهرهاى بزرگ و خلأ جمعيتى در برخى نواحى جغرافيايى به افزايش شهرك‏هاى اقمارى و حاشيه نشينى در حلقه‏هاى محاطى كلان‏شهرها منجر شده كه علاوه بر ايجاد »اپايدارى امنيتى«، فرايند پيش‏گيرى، كنترل و مديريت تنش‏هاى متراكم و گسترده را نيز با دشوارى‏هايى مواجه ساخته است.
روند شكل گيرى و ايجاد تهديدهاى امنيتى كلان‏شهرها از مشكلات آغاز و به آسيب پذيرى، تهديد و ناامنى‏اجتماعى منجر مى‏شود، به عبارتى، يك چالش امنيتى در كلان‏شهرها در صورت ضعف پدافند استراتژيك مى‏تواند زمينه وقوع بحران‏هاى امنيتى فراگير را به وجود آورد، به همين منظور بايستى متوليان امر در بازه زمانى اجراى برنامه پنجم توسعه با تدوين طرح جامع امنيت كلان‏شهرها، سازوكارهاى لازم براى مهار آسيب‏هاى احتمالى را مورد توجه قرار دهند. روند رشد تهران در چند دهه اخير به گونه اى بوده كه زمينه ناپايدارى امنيتى را در اين شهر استراتژيك فراهم كرده، كه عمده ترين دغدغه‏ها را مى‏توان در چهار بخش: كم توجهى به مديريت امنيتى آمايش جمعيتى، ضعف پياده سازى اصول پدافند غيرعامل، عدم رعايت آمايش سرزمينى و تعدد مراكز تصميم‏گيرى مديريت شهرى طبقه بندى كرد. به عنوان مثال، تراكم بالاى جمعيت تهران، فرصت‏هاى برابر اشتغال زايى، رفاه همگانى و بهره‏ورى از خدمات عمومى را كاهش داده و با ايجاد ناهنجارى‏هاى اجتماعى، پتانسيل وقوع ناامنى‏هاى‏مدنى را افزايش داده است.


-----------------------------------------------------------------
بكارگيرى نيروهاى غير متخصص نظام وظيفه براى مهار تنش‏هاى گسسته يا متراكم مى‏تواند به گسترش شورش و ناآرامى منجر شود، كه خود مستلزم بازبينى در مديريت منابع انسانى ساختارهاى انتظامى امنيتى كشور است. از طرفى، ايجاد و تقويت گشت‏هاى اينترنتى ناجا و توسعه پليس چابك بخشى از تدابير پيش رويدادى ناجا براى مقابله با ناامنى‏هاى اجتماعى است، به ويژه اينكه در بند سوم از فصل دهم قانون برنامه چهارم توسعه نيز بر لزوم بهينه سازى و بهبود ساختارهاى چابك و پاسخ‏گو در دفاع ملى تأكيد شده است.


--------------------------------------------------------
يكى از تدابير مؤثر براى پيش‏گيرى از وقوع تنش‏هاى اجتماعى، تعريف سازوكارهاى مناسب براى بهره‏گيرى بهينه از ظرفيت اطلاعات مردمى در روند مديريت اطلاعاتى است كه در اصول ابلاغى برنامه پنجم نيز مورد تأكيد رهبر انقلاب قرار گرفته است. به عبارتى، مقابله با پياده‏نظام‏هاى ناتوى فرهنگى (تهاجم نرم) با بهره‏گيرى صرف از ساختارهاى حاكميتى ميسر نيست، بلكه بايستى از ظرفيت‏هاى مدنى نيز بهره گرفته شود، كه تقويت اين روند نقش مؤثرى را نيز در مهار فتنه‏هاى امنيتى ايفا مى‏كند.


-----------------------------------------------------------------------------
رسانه‏هاى همگانى نقش مؤثرى را در همسوسازى جامعه با هنجارها و ارزش‏ها، مهندسى افكار عمومى، تقويت روحيه نظارت درونى و خودكنترلى، ارتقاى آستانه مقاومت ملى در شرايط بحران، ارتقاى ضريب اثربخشى و كارآمدى پدافند غيرعامل نرم افزارى ناجا و سپاه استان‏ها و در نهايت كاهش هزينه‏هاى انتظام بخشى خرد و كلان پليس كشور ايفا مى‏كند.
رسانه‏ها، همچنين به دليل اثرگذارى مستقيم در هنجارسازى و فرهنگ‏سازى از ظرفيت بالايى براى پيش‏گيرى از وقوع بحران‏هاى اجتماعى برخوردارند. رسانه‏ها، نقش مهمى را نيز در نهادينه‏سازى فرهنگ »خود كنترلى« در جامعه و كاهش هزينه‏هاى انتظام بخشى ناجا ايفا مى‏كنند؛ زيرا تقويت خود كنترلى منجر به ايجاد حالتى ثابت در درون فرد مى‏شود، كه طى آن بدون كاربست ابزار قهريه به انجام درست وظايف و مسئوليت‏ها رهنمون شده و براساس »نظريه كاشت«، با نفوذ نرم ميان خانواده‏ها، مبادرت به نهادينه سازى ارزش‏ها و هنجارهاى جامعه در ذهن مخاطبان مى‏كند.


---------------------------------------------------------------------------------
يكى از شاخص‏هاى سنجش امنيت عمومى، ميزان ثبات سياست‏هاى هويتى در ساختار امنيت ملى است، به ويژه اينكه رصد بافت جامعه شناختى خاورميانه بيانگر اين است كه سايش‏هاى هويتى از پتانسيل لازم براى تضعيف زيرساخت‏هاى امنيت پايدار و مختل‏سازى ثبات امنيت عمومى برخوردارند و نبود بسته سياستى منسجم در حوزه مسايل قومى فرقه‏اى مى‏تواند آسيب‏هايى را براى يكپارچگى سرزمينى و هويت ملى به وجود آورد.
مطالعات امنيت داخلى و منطقه‏اى بيانگر اين است كه فرقه سازى، ترويج فرقه‏هاى ضاله يا برنامه‏ريزى براى ايجاد سايش‏هاى فرقه‏اى، همواره به عنوان يكى از تهديدات نرم مطرح بوده است كه از مصاديق آن مى‏توان به ايجاد فرقه‏هاى بهائيت در ايران، وهابيت در عربستان، قادريه در هندوستان و در حوزه دغدغه‏هاى قومى به ايجاد و حمايت از شكل‏گيرى تمايلات افراط گرايانه پان ايرانيسم، پان تركيسم و پان عربيسم اشاره كرد.
چالش امنيت ملى هنگامى برجسته تر مى‏شود كه يك گروه معارض از هر دو تمايلات افراط گرايانه قومى فرقه‏اى برخوردار باشد، كه به وضوح مى‏توان آن را در ميان گروه‏هاى كومله كردستان عراق، يا پژاك مشاهده كرد و بالتبع متوليان امر بايستى در استان‏هايى كه به صورت توأم از موزائيك قومى فرقه‏اى برخوردارند، تدابير راهبردى منسجمى‏را در ساختار مهندسى امنيتى خرد و كلان برنامه پنجم لحاظ كنند. به عبارتى، يكى از ملزومات مديريت استراتژيك تهديدات نرم، تبيين منشور جامع مديريت پيش‏گيرى از تهديدات فرقه‏اى مبتنى بر نهادينه‏سازى پژوهش‏هاى قانونگذارى و آينده‏پژوهى عملياتى در ساختار انتظامى امنيتى براساس چهار پارامتر اولويت سنجى، زمان سنجى، امكان سنجى و تهديدسنجى است. در همين رابطه، برگزارى هدفمند همايش‏هاى منطقه‏اى با موضوع‏هاى فرقه‏اى، تقويت هم انديشى و تعامل مثلث: حوزه، دانشگاه و ساختارهاى حاكميتى و لحاظ كردن مطالعات قومى فرقه‏اى در نقشه جامع علمى كشور نقش مهمى را در مديريت پيش‏گيرانه تهديدات نرم افزارى ناشى از انديشه‏هاى افراط گرايانه فرقه‏اى ايفا مى‏كند. در همين رابطه، توجه مديران استراتژيك حوزه‏هاى علميه، به ويژه حوزه علميه قم به عنوان يكى از اركان معمارى مهندسى فرهنگى نسبت به آسيب‏سنجى انديشه‏هاى الحادى و اتخاذ تدابير بازدارنده مناسب در سند چشم‏انداز حوزه، نقش مهمى را در خنثى‏سازى تهديدهاى نرم‏افزارى عقيدتى، واگرايانه فرقه‏اى و بالتبع تقويت وحدت ملى ايفا مى‏كند.


-----------------------------------------------------------
يكى از ملزومات مديريت استراتژيك امنيت نرم؛ رفع خلأهاى تقنينى، نظارتى و اجرايى توسعه زيرساخت‏هاى صيانت از حقوق شهروندى در سه حوزه: اجتماعى، مدنى و سياسى است، به ويژه اينكه در بند 22 از سند چشم‏انداز نيز بر لزوم تعميم عدالت از طريق توسعه قضايى به منظور دستيابى آحاد جامعه به حقوق شهروندى تأكيد شده است.
توسعه حقوق اجتماعى به حق طبيعى هر فرد براى بهره مندى از حداقل استاندارد رفاه اقتصادى و امنيتى اطلاق مى‏شود.
حقوق مدنى، شامل حقوق طبيعى فرد؛ مانند آزادى بيان، برگزارى تجمعات قانونى، حق مالكيت و حق دادرسى يكسان در برابر قانون و حقوق سياسى مبتنى بر مشاركت فرد در روند سياسى است.
حقوق شهروندى با نهادينه سازى، گستره افزايى و توسعه زيرساختى امنيت عمومى، يكى از مهمترين روش‏هاى مديريت پيش‏گيرانه و نرم افزارى بحران‏هاى امنيت اجتماعى است و اهميت آن در حدى است كه در اسناد بالا دستى، مانند قانون اساسى و اصول كلى برنامه پنجم توسعه نيز مورد تأكيد قرار گرفته است.
تأكيد بند هفتم و هشتم اصل سوم قانون اساسى مبنى بر تأمين آزادى‏هاى سياسى و اجتماعى در حدود قانون و همچنين لزوم مشاركت مردم در تعيين سرنوشت خود، تأكيد بند چهاردهم اصل سوم بر لزوم صيانت از امنيت قضايى، تأكيد اصل نوزدهم بر حقوق مساوى تمام اقوام ايرانى، تأكيد اصل 23 مبنى بر ممنوعيت تفتيش عقايد به صرف داشتن عقيده‏اى خاص، تأكيد اصل 27 مبنى بر آزادى تشكيل اجتماعات و راهپيمايى‏هاى مسالمت آميز به شرط مغاير نبودن با مبانى اسلام، برخى از مصاديق توجه قانون اساسى به بنيان‏هاى حقوق شهروندى است، كه در صورت كاربست مؤثر و هدفمند باعث ارتقاى رضايت‏مندى عمومى و انسجام بخشى ميان جامعه، به ويژه نخبگان با ساختارهاى حاكميتى شده و با اقتدار افزايى ساختارهاى حاكميتى نقش مهمى را در مهار تهديدات نرم در برنامه پنجم و افق ايران 1404 ايفا مى‏كند.
نهادينه سازى نظام مردم سالارى دينى، بسترسازى براى مشاركت حداكثرى و هوشمند جامعه، سازمان‏هاى مردم نهاد (سمن) و احزاب در روند توسعه سياسى، اجتناب از نگاه تشريفاتى به مركز نظارت همگانى ناجا، آگاه سازى‏جامعه و ساختارهاى حاكميتى با آموزه‏هاى حقوق شهروندى، حمايت دولت و مجلس از آزادى‏هاى مشروع و صيانت از حقوق اساسى ملت (بند 36 و 38 سياست‏هاى كلى برنامه پنجم توسعه) از تدابيرى هستند كه اقتدار ملى در افق ايران 1404 را ارتقا مى‏دهند.
حمايت پارلمانى براى نهادينه‏سازى نظارت همگانى از طريق تقويت كميسيون اصل نود مجلس، يكى از تدابيرى است كه مى‏تواند نقش مجلس شوراى اسلامى در حوزه صيانت از حقوق شهروندى را مستحكم تر نمايد.
حمايت از تقويت كميسيون اصل نود مجلس، مبيّن بازتاب اعمال قدرت نظارت همگانى جامعه از طريق نهاد قانونگذارى كشور بر عملكرد مسئولان سه قوه، ساختارهاى حاكميتى و »ضابطين قضايى« است. از طرفى تقويت ديپلماسى عمومى مجلس شوراى اسلامى براى شناساندن چارچوب وظايف اين كميسيون به جامعه، نقش مهمى را در انتقال مسالمت‏آميز برخى نارضايتى‏ها و پيش‏گيرى از وقوع بحران‏هاى اجتماعى زيرپوستى ايفا مى‏كند.
حمايت تقنينى نظارتى مجلس شوراى اسلامى از شكل گيرى احزاب قدرتمند؛ مانند قانونمند شدن و تناسب داشتن كمك‏هاى مالى به احزاب، كاربست مناسب مكانيسم‏هاى كنترلى و تقويت كننده سلامت انتخابات؛ مانند رفع موانع فنى حقوقى برگزارى انتخابات رايانه‏اى و رفع خلأهاى قانونى و نظارتى نظام جامع انتخاباتى از رويكرد امنيت ملى، برخى از همان تدابيرى هستند كه نقش مجلس شوراى اسلامى در صيانت از حقوق شهروندى را پررنگ تر مى‏كنند.


------------------------------------------------------------------------------
قاچاق مواد مخدر يك جرم سازمان يافته فرا ملى است؛ زيرا آسيب‏هاى رفتار مجرمانه آن بر منافع بيش از يك كشور تأثيرگذار است. به همين منظور، مقابله مؤثر با مواد مخدر مستلزم ريشه كنى فراگير و قاطع عليه كليه فعاليت‏ها و اقدامات غير قانونى مرتبط با مواد مخدر، روان گردان‏ها و پيش سازهاى آنها؛ از قبيل كشت، توليد، ورود، نگهدارى و عرضه مواد مخدر است.
تدوين نظام جامع مبارزه با مواد مخدر با توجه به تغيير الگوى توليد و مصرف مواد مخدر از سنتى به سمت مواد مخدر صنعتى، روانگردان‏ها و هورمونى و تأثير آن بر شاخص‏هاى امنيت روانى و عمومى، به عنوان يكى از ملزومات امنيت ملى است، در حالى‏كه در جمهورى اسلامى ايران هنوز بسته سياستى جامع و منسجمى كه با رويكردى كلان نگر و فرابخشى ريشه‏هاى گسترش مصرف مواد مخدر و راهكارهاى خنثى‏كننده آن را مورد آسيب شناسى قرار داده باشد، تبيين نشده و سياست‏هاى جزيره‏اى تا حدود زيادى ضريب اثربخشى و كارآمدى مبارزه با مواد مخدر را تقليل داده است، كه بايستى متوليان امر با حداكثر انسجام فكرى (هدف محورى) و رويه‏اى (برنامه محورى) تدابير لازم را در قانون برنامه پنجم مورد لحاظ قرار دهند. اهميت توجه به اين مقوله هنگامى برجسته تر مى‏شود كه بنابر آمار و گزارش‏هاى رسمى سازمان ملل 34 درصد كشت غير قانونى خشخاش جهان تنها در دو كشور افغانستان و ميانمار (برمه) صورت مى‏گيرد و تقريباً 90 درصد ترياك مصرفى در سطح جهان در دو منطقه موسوم به هلال طلايى و مثلث طلايى‏توليد و استعمال مى‏گردد.
كشورهاى برمه، لائوس، تايلند و چين در منطقه مثلث طلايى و كشورهاى پاكستان، افغانستان، لبنان و تركيه در منطقه هلال طلايى قرار دارند.
با توجه به افزايش تنوع توليد، توزيع، تغيير الگوى مصرف مواد مخدر و آسيب‏هاى جدى آن بر ثبات امنيت اجتماعى؛ شايسته است كه مجلس شوراى اسلامى در تعامل و هم انديشى با »نمايندگان ستاد مبارزه با مواد مخدر« و از رويكرد امنيت ملى، مقدمه تصويب طرح قانون جامع مبارزه با مواد مخدر را در دستور كار قرار دهند، به ويژه اينكه در بند 1-20 سياست‏هاى كلى برنامه پنجم نيز بر اهتمام متوليان امر براى مبارزه همه جانبه با انواع مواد مخدر و روان گردان‏ها تأكيد شده است.

نتيجه‏گيرى
---------------
تهاجم نرم يك روند است كه از آفندهاى متكثرى تشكيل مى‏شود؛ بطورى‏كه هر چند تحقق اهداف آن در يك برنامه چندساله حاصل مى‏شود، ولى از اثربخشى حداكثرى برخوردار است؛ زيرا بنيان نگرش فرد به نظام، ارزش‏هاى ملى، مذهبى و هويتى را متحول مى‏كند.
در مديريت استراتژيك امنيت ملى، امنيت به مفهوم نبود تهديد در عمق راهبرد داخلى و خارجى است، به همين منظور متوليان امر بايستى با رويكرد معرفت شناسى و ماهيت شناسى نسبت به شاخص‏گذارى، توصيف و طبقه‏بندى تهديدهاى فراروى توسعه مطلوب امنيت ملى در افق ايران 1404 اقدام كنند، تا حداكثر بهره‏ورى از ظرفيت‏هاى بالفعل، بالقوه و استراتژيك منابع قدرت حاصل شود.
ضرورت ارتقاى شاخص‏هاى امنيت نرم در پنج حوزه سياسى، اقتصادى، فرهنگى، اجتماعى و قضايى ريشه دوانده و نبود بستر مناسب براى توسعه مطلوب هر كدام از آنها مى‏تواند زيربناى ثبات و بهداشت امنيت كلان جامعه را متزلزل كند؛ به همين منظور، رويكرد نهادهاى تقنينى، نظارتى و اجرايى نسبت به مقوله مديريت استراتژيك امنيت نرم بايستى از شش مشخصه همسويى با اسناد بالادستى، فرابخشى، كلان نگرى، راهبردى، هدف محورى (انسجام فكرى) و برنامه محورى (ثبات رويه‏اى) برخوردار باشد و هر گونه نگاه سطحى براى مهار »آفندهاى نرم‏افزارى چند بعدى« در محيط امنيت داخلى و خارجى مى‏تواند نطفه شكل گيرى تهديدهاى نوينى را به وجود آورد. به همين منظور بايستى با رويكرد ارتقاى بازدارندگى نرم، مهم‏ترين آفندها را رصد، اولويت بندى و تهديدسنجى كرده و در قالب پدافند ملى موزائيكى از تدابير بازدارنده مناسب استفاده كرد.
تنوع و تكثر ابزار و شيوه‏هاى مخالفان نظام براى سازماندهى تهديدات نرم، ضرورت كاربست روش علمى مؤثر و عملياتى را دو چندان مى‏كند كه بالتبع هر ميزان با واقعيت‏هاى مختصات نقشه جامع تهديدات امنيت ملى همسوتر و نزديكتر باشد بالتبع ضريب خطاى استراتژيك نيز به حداقل مى‏رسد.

نويسنده:مصطفي دلاور پوراقدم

منبع: سايت پگاه حوزه 1. تدوين نظام جامع مديريت بحران‏هاى امنيت اجتماعى 2. رفع خلأهاى تقنينى نظارتى تبيين طرح جامع صيانت از سرمايه‏هاى اجتماعى 3. تدوين نظام جامع امنيت كلان‏شهرها 4. بازبينى در مديريت منابع انسانى ساختار انتظامى كشور 5. بهره‏گيرى حداكثرى از ظرفيت اطلاعات مردمى 6. آسيب شناسى پدافندهاى روانى رسانه‏اى مهندسى امنيت ملى 7. تدوين بسته سياست‏هاى قومى فرقه‏اى منسجم از منظر امنيت ملى 8. رفع خلأهاى سياستى صيانت از حقوق شهروندى 9. رفع خلأهاى سياستى مبارزه مؤثر با انواع مواد مخدر و روان گردان‏ها

*****

+ نوشته شده توسط محمد در دوشنبه 11 مرداد1389 - ساعت 15:12 |
کد مطلب: 665 || نوع مطلب: مطالب با درجه ربط کم

خبرگزاري فارس: يكي از اساتيد حوزه و دانشگاه بر لزوم استفاده از كتاب مقتل معتبر در روضه‌خواني موثق تاكيد كرد و خواستار دقت در استفاده از منابع شد.

به گزارش خبرگزاري فارس از سنندج، حجت‌الاسلام بهرام‌علي بهشتي‌پور صبح امروز در آيين اختتاميه دومين دوره آموزشي مداحان استان كردستان در شهرستان قروه با بيان اين مطلب اظهار داشت: استفاده از كتاب‌هاي نامعتبر موجب اضرار دين است و نبايد از منابع اصلي دور شد.
وي افزود: مداحان بايد از بيان مطالب خرافه و بي‌سند در مداحي اهل بيت(ع) و سالار شهيدان پرهيز كنند و از منابع معتبر كه مورد تاييد مراجع، علما و فقهاي اسلام است، استفاده كنند.
وي خطاب به مداحان خاطرنشان كرد: يكي از مسائلي كه ما بايد براي اهل بيت در نظر بگيريم، زيارت نامه‌اي است كه از طريق اهل بيت(ع) به ما رسيده است و شما مداحان بايد آنها را براي مردم بازگو كنيد.
اين استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به بعضي از تحريفات و خرافات در مداحي‌ها گفت:‌ مشاهده مي‌شود كه برخي از مداحان، در اشعار و مداحي‌شان از برخي مسائل خرافي و انحرافي استفاده مي‌كنند كه اين نه تنها به نفع دين نيست، بلكه با اين حركات، لطمه‌هاي جبران ناپذيري به دين وارد مي‌شود.
حجت‌الاسلام بهشتي‌پور ادامه داد: مداحان بايد با شبهات وهابيت، بهائيت، صوفي‌ها و راه نفوذ در افراد آشنا شوند تا سطح مداحي بالا رود و از طرفي بايد منابع معتبر در اختيار مداحان قرار بگيرد تا اشعار، سخنان و وعظ خود را بر اساس آن منابع، بهتر بيان كنند.
وي تصريح كرد: در خصوص مداحي، بايد محتوا، شكل و نتيجه به مداحان آموزش داده شود و تجربيات لازم به مداحان جوان منتقل شود تا مداحان جوان نيز از مسير درست منحرف نشوند.
وي اضافه كرد: بايد در زمينه مداحي برنامه‌ريزي‌هاي اساسي صورت گيرد تا مداحي‌ها با ارزش شود و زمينه جذب جوانان فراهم شود.
جوانان علاقه‌مند نيز بايد به دور از احساسات و به صورت اصولي و با حضور در كلاس‌هاي آموزشي اين هنر را فرا گيرند و استادان مداحي نيز با زبان جوان‌ها صحبت كنند، به گونه‌اي كه آنان جذب هنر شوند.
سرپرست اداره تبليغات اسلامي شهرستان قروه نيز در سخناني از حضور مداحان در كلاس‌هاي آموزشي مداحي تقدير كرد و شركت آنها در اين كلاس‌ها را گام موثري براي حضور بهتر و موثرتر در برنامه‌هاي ملي و مذهبي دانست.
حجت‌الاسلام محمد صالحي با ابراز رضايت از اين دوره‌هاي آموزشي اظهار داشت: مداحي يكي از شيوه‌هاي جذب مردم به اهل بيت عليهم السلام است، مداح اهل بيت(ع) بايد هيچ‌‌ گونه دفعي در حب اهل بيت(ع) در دل مردم نداشته باشد.
وي بيان داشت: برگزاري دوره‌هاي آموزشي نه تنها براي مداحان بلكه براي تمام اقشار جامعه كه در جذب مردم به خاندان نبوت سهيمند، لازم و ضروري است.
دوره آموزشي مداحان استان كردستان در شهرستان قروه با حضور 120 مداح به مدت يك هفته برگزار شد.

*****

+ نوشته شده توسط محمد در دوشنبه 11 مرداد1389 - ساعت 10:0 |
کد مطلب: 655 || نوع مطلب: مطالب با درجه ربط کم

خبرگزاري فارس: مسئول اداره سياسي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي ايران گفت: جريان فتنه در سال 88 به دنبال حذف ولايت فقيه بود.

به گزارش خبرگزاري فارس از ساري، يدالله جواني ظهر امروز در مراسم پدافند غيرعامل آموزش و پرورش مازندران اظهار داشت: در جنگ نرم وظيفه آموزش و پرورش بسيار زياد است و دشمن براي منحرف كردن اين نسل نوپا برنامه‌هاي متعددي دارد كه وظيفه آموزش و پرورش در هدايت صحيح نسل نوجوان و جوان و كمك خانوادها به آموزش وپرورش بيشتر احساس مي‌شود.
وي تصريح كرد: آموزش و پرورش در جنگ نرم بايد آسيب‌شناسي درستي انجام دهد و با وجود پيشرفت تكنولوژي برنامه منسجم براي هدايت نسل آينده طرح‌ريزي كند.
مسئول اداره سياسي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي ايران گفت: بعد از جنگ هشت ساله دشمن به اين نتيجه رسيد تا مادامي كه ‌ارزش‌هاي ديني در ايران حاكم باشد راه نفوذ در ايران وجود ندارد.
جواني تاكيد كرد: رابطه بين مردم و ولايت فقيه نگاه ديني و اعتقادي است.
وي با بيان اينكه در جنگ نرم دشمن رويكرد تغيير ديني و آسماني را دنبال مي‌كند، افزود: هدف دشمن از ايجاد جنگ نرم سست كردن اراده‌ها است و ما بايد هوشيار باشيم.
جواني با اشاره به فتنه پيچيده سال 88 افزود: دشمن پس از به نتيجه نرسيدن در بحث تحريم و مبارزه سخت افزاري در تلاش براي به چالش كشيدن نظام اسلامي توسط چهره‌هاي فريب خورده نظام بود.
وي ادامه داد: دو گروه سياسي در كشور براي به چالش كشيدن نظام برنامه‌ريزي كرده بودند كه دسته اول بهائيان، سلطنت‌طلبان و دسته دوم فتنه‌گران سال 88 بودند كه همگام با نيروهاي خارجي به دنبال براندازي نظام بودند.
مسئول اداره سياسي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي ايران خاطرنشان كرد: فتنه‌گران سال 88 كساني بودند كه خودشان را از ياران نزديك امام(ره) مي‌دانستند و براي مردم دلسوزي مي‌كردند اما حمايت‌كننده‌اي مثل رژيم صهيونيستي و آمريكا داشتند.
وي با مقايسه فتنه سال 88 با جريان صدر اسلام بيان داشت: فتنه‌گران مرفه منافع خود را در خطر ديدند و با شعار دفاع از حق تيشه به ريشه اسلام و انقلاب اسلامي مي‌زدند.
جواني با اشاره به مصاحبه بعضي از سران فتنه با رسانه‌هاي بيگانه در زمان بعد از انتخابات بيان داشت: اگر فتنه‌گران ادعاي پيروي خط امام مي‌كنند، چرا رسانه‌هاي بيگانه برايشان كف و سوت مي‌زنند.
وي ادامه داد: در جريان انتخابات دهم رياست جمهوري تمام مخالفان دست به دست هم دادند كه قدرت را در دست بگيرند و به دنبال تغيير نظام و حذف ولايت فقيه بودند.
مسئول اداره سياسي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي ايران خاطرنشان كرد: تنها كساني كه در حال حاضر از تحريم ايران توسط كشورهاي غربي خوشحال مي‌شوند سران فتنه هستند.
وي در پايان با بيان اينكه عدالت‌خواهي و مبارزه با مفاسد بايد يكي از خواسته‌ و مطالبات مردم باشد، تصريح كرد: در ساختار سياسي انقلاب اسلامي ايران بايد كسي ورود پيدا كند كه تا بن دندان به نظام مقدس اسلام پايبند باشد.

*****

+ نوشته شده توسط محمد در یکشنبه 10 مرداد1389 - ساعت 16:1 |
کد مطلب: 654 || نوع مطلب: مطالب با درجه ربط کم

خبرگزاري فارس: روحانيت و رهبران دينى در نهضت مشروطه مانند يك پيكر واحددر ابتداى نهضت براى رسيدن به اهداف مقدّس وارد ميدان شدند، ولى پس از پيروى نهضت وقتى با تهاجم جريان بيمار منوّرالفكران دين گريز مواجه گرديدند،به مقابله با آن برخاستند.

پيش درآمد
انقلاب مشروطيت از مقاطع بسيار حسّاس و تأثيرگذار در تحوّلات سياسى ـ اجتماعى ايران به حساب مى آيد، به گونه اى كه بسيارى از نزاع ها و چالش ها و واكنش هاى ميان نيروهاى مذهبى و غيرمذهبى ايران در حقيقت از آن زمان آغاز گرديده اند; از جمله، براى نخستين بار تعامل بين جريان روحانيت و جريان روشن فكرى در مشروطه آغاز گرديد. در ابتداى نهضت، به ظاهر بين دو جريان مذكور همگرايى صورت گرفت، ولى به تدريج، به جدايى و سرانجام به مقابله كشيده شد. در اين ميان، شيوه برخورد روحانيت در برابر منوّرالفكران از مسائل قابل تأمّل مى باشد. از اين رو، در اين مقال كوتاه سعى شده است تا استراتژى روحانيت در برابر پديده انحراف در مشروطه مورد بررسى قرار گيرد اما پيش از پرداختن به اين مسئله و شيوه برخورد روحانيت و عالمان دينى با پديده انحراف در انقلاب مشروطه، تذكر چند نكته ضرورى مى نمايد:

نخست آنكه مقصود از «روحانيت» و «علماى دينى» در اين مبحث، همه علماى و روحانيان عصر مشروطه نيست; زيرا بررسى و تحقيق در مورد واكنش همه علما و رهبران دينى آن عصر در حد گنجايش يك مقاله كوتاه نيست، بلكه مقصود رهبران يا علمايى است كه در جنبش مشروطه حضور و تأثير چشمگيرتر و پردامنه ترى داشته اند. از اين رو، در اين بخش واكنش نهاد روحانيت در آيينه رفتار شخصيت هايى همچون آخوند خراسانى، شيخ فضل الله نورى، ملاّ عبدالله مازندرانى و سيد عبدالله بهبهانى ـ رضوان الله تعالى عليهم اجمعين ـ بررسى مى گردد; گرچه بزرگانى همچون آقانجفى اصفهانى، سيّد لارى و ملاّ قربانعلى زنجانى ـ قدّس الله أسراهم ـ در هدايت فكرى و عملى نهضت در اصفهان و لارستان و شيراز و زنجان سهم وافرى داشته اند، ولى چون دامنه و عمق تأثير آنان در روند كل نهضت كمتر از عالمان نجف و يا تهران بوده، از آن ها صرف نظر شده است. علاوه بر اين از مرحوم سيدعبدالله بهبهانى و سيّدمحمّد طباطبايى چندان سخن به ميان نيامده; چرا كه نقش آنان در مقابل جريان استحاله نهضت قابل توجه نبوده است. اهميت اين دو رهبر مشهور و معروف مشروطه بيشتر به خاطر بسيج نيروها عليه استبداد در آغاز نهضت تا روز پيروزى بوده است، نه در مواجهه با عناصر غربزده و دين ستيز.

دوم آنكه در آستانه انقلاب مشروطه روحانيت شيعه با چند واقعيت اجتماعى، كه به صورت همزمان ظهور يافته بودند، مواجه گرديد كه به برخى از آن ها اشاره مى شود:

1. استبداد قاجار فشار فراوانى بر مردم اعمال مى كرد و ظلم و ستم خوانين و حكّام محلّى مردم را به تنگ آورده بود، به گونه اى كه طاقت جامعه از كف رفت و آمادگى يك انقلاب و انفجار اجتماعى عليه ظلم و استبداد فراهم آمده بود.

2. وضع اقتصادى مردم به وخامت گراييد و فقر و تنگ دستى و اختلاف طبقاتى و بى عدالتى زمينه ساز يك واكنش تند اجتماعى و دگرگونى اوضاع گرديد.

3. جريان روشن فكرى از ساليان پيش از انقلاب مشروطه با شعارهاى «مساوات» و «آزادى» و «پيشرفت و ترقى» و با هدف پنهان حاكميت بخشيدن به ليبرال ـ دموكراسى غرب، در توده فرهنگى كشور، نفوذ و طبل اصلاحات را به صدا درآورده بود.

4. مذهب تشيّع، كه پيش از انقلاب مشروطه، يعنى از عصر حضور امامان شيعه در ايران رواج يافته بود، در معرض خطر جدّى قرار گرفت.

در چنين شرايطى، اگر روحانيت و عالمان دينى با يك موضع گيرى حساب شده مردم را از چنگ ظلم و ستم استبداد نمى رهانيدند و به فرياد عدالت خواهى آنان پاسخ مثبت نمى دادند، زمينه تبليغات و بهره بردارى منوّرالفكران عليه دين و رهبران دينى فراهم مى آمد و فكر ناكارآمدى مذهب و روحانيت براى اداره زندگى دنيوى، كه شعار افرادى همچون آخوندزاده و طالب اف بود، در جامعه نهادينه مى شد.

از ديگر سو در چنين شرايطى اگر روحانيت بدون در نظر گرفتن شرايط زمان و عواقب موضع گيرى هايش وارد عرصه سياست مى شد، بى درنگ با شكست مواجه مى گرديد. از اين رو، در ابتداى نهضت، كه هنوز منوّرالفكران و عناصر دين ستيز قدرت و نفوذى در جامعه نداشتند و در اركان انقلاب لانه نكرده بودند. رهبران دينى به طور يكپارچه براى مهار نيروى استبداد و نجات مسلمانان از ظلم و ستم دستگاه خودكامه قاجار وارد ميدان مبارزه شدند و مردم را عليه استبداد بسيج كردند و حتى پس از پيروزى نهضت، در مجلس اول حضور فعّال داشتند، به گونه اى كه سر اسرينگ رايس در گزارش خود به سر ادوارد گرى مى نويسد: «مجتهدين بزرگ هميشه در جلسات حاضر هستند; با اينكه جزو نمايندگان نمى باشند، اما نقش فعالى بر عهده داشته و در سمت مقابل نمايندگان مى نشينند.»1

ولى پس از گسترش نفوذ منوّرالفكران در اركان انقلاب و رشد روند استحاله نهضت، رهبران دينى مواضع متفاوتى در برابر موج اصلاحات غيردينى اتخاذ كردند كه در يك نگاه كلى مى توان موضع گيرى هاى مزبور را در قالب دو شيوه برخورد با موج غربى كردن نهضت عدالتخانه بيان نمود:

شيوه نخست شيوه مخالفت صريح و مبارزه رودررو بود كه سرانجام، به نفى كامل مشروطه غربى انجاميد. اين شيوه توسط شيخ شهيد فضل اللّه نورى و ياران مذهبى اش در تهران اتخاذ شد و ضربه سختى به مشروطه خواهان غربگرا وارد آورد، گرچه شيخ به شهادت رسيد و يارانش نتوانستند افسار قدرت را به دست بگيرند و مشروطه خواهان غربگرا از مصدر قدرت كنار بزنند، ولى با افشاگرى ها و مقابله رودرروى خويش، ماهيت آنان را فاش كردند، به گونه اى كه پس از اعدام شيخ، بسيارى از مردم مسلمان فهميدند بانيان آزادى غربى خود افرادى مستبد و دين ستيز و مرزنشناس و همگام با استعمار مى باشند. البته اين شيوه برخورد در موقعيتى كه هنوز ماهيت منوّرالفكران دين ستيز هويدا نشده بود، يك پيامد منفى داشت و آن اينكه برخى از نيروهاى مردمى به دليل عدم اطلاع از نيّات شوم آزادى خواهان دين ستيز، بين رفتار شيخ شهيد و خاندان قاجار يك همخوانى و تشابه تصور مى نمودند و روحانيت را به همدستى با استبداد متهم مى كردند.

از اين رو، برخى از عالمان دينى شيوه ديگرى اتخاذ كردند كه كاركرد خاص شيوه اول را نداشت; يعنى نتوانست در مدتى كوتاه، ضربه كارايى بر روند استحاله وارد سازد، ولى مانع نوميدى و انحراف بخشى از نيروهاى مردمى كم اطلاع گرديد و مشروطه غربى را در دراز مدت به چالش كشانيد. شيوه مزبور در حقيقت شيوه همكارى و مصادره تدريجى بود كه سرانجام، به تبيين مرزهاى مشروطه مطلوب و مرحوم آخوند خراسانى انجاميد. آن ها به دليل حضور در سطح مرجعيت شيعه، سيطره فكرى و شخصيتى و نفوذ اجتماعى بالايى داشتند، به طورى كه نفوذ و رشد فعاليت هاى منوّرالفكران در ايران نمى توانست كاركرد و نفوذ كلام آن ها را زايل كند. از اين رو، آن ها از آغاز تا دوران اوج قدرت مشروطه طلبان سكولار، همچنان در ميان طيف مذهبى و توده مسلمان نفوذ داشتند و به سبب همين نفوذ، پس از اعلام شيخ شهيد و وخامت اوضاع در مجلس دوم، مرحوم آخوند و برخى از فقهاى نجف عزم حركت به ايران و اصلاح وضع مشروطه را كردند كه در ميان راه، مرحوم آخوند به طرز مشكوكى رحلت نمود.

اين گروه از علما سعى مى كردند با تأييد اساس مشروطيت و نفى آموزه هاى الحادى بانيان مشروطه غربى، مؤلّفه هاى اساسى نهضت عدالتخانه را به نفع خود مصادره كرده، آن ها را از نيل به اهداف شومشان باز دارند. علاوه بر اين، مرز ميان عدالت و آزادى و مساوات اسلامى و غربى هويدا گردد و مشروطه چيان دين ستيز از چشم ملت مسلمان و توده مذهبى افتادند.

اكنون با توجه به اين توضيح اجمالى، ابعاد هر يك از دو شيوه مزبور با تفصيل بيشترى بيان مى گردد.

1. برخورد صريح و مخالفت رو در رو
اگر بخواهيم ريشه هاى اين برخورد را مورد بررسى قرار دهيم، بايد به مبانى فكرى و عملكرد شيخ شهيد فضل اللّه نورى، بانى و رهبر اين شيوه برخورد مراجعه كنيم. ايشان در ابتداى نهضت، با تأسيس عدالتخانه و محدود ساختن خودكامگى رژيم قاجار موافقت نمود و حتى همراه مهاجران به قم مهاجرت كرد. پس از پيروزى نهضت نيز بر مجلس و عملكرد آن نظارت داشت، ولى از همان آغاز، حتى پيش از شروع انقلاب، حسّاسيت خاصى نسبت به شعارها و اهداف انقلاب از خود بروز مى داد. وى با استفاده از واژه هايى مانند «مشروطه» و «آزادى» مخالفت مى كرد و دوستان و همكسوتان خود را از به كارگيرى اين واژه ها به عنوان يك هدف و آرمان برحذر مى داشت; چنان كه يك بار به ناظم الاسلام، كه در روزنامه خود سخن از «مشروطه» و «جمهورى» به ميان مى آورد، فرمود: «مشروطه و جمهورى را در روزنامه اسم بردن و منشأ فساد شدن مشروع نيست.»2

ايشان معتقد بود: استفاده از واژه هاى دو پهلو مسير نفوذ فرهنگ غرب را بر مسلمانان هموار مى كند و منشأ فساد و لامذهبى خواهد شد و سرانجامى جز رسوايى نيروهاى مذهبى ندارد. از اين رو، در مهاجرت كبرا در مجلسِ علما سخت از استعمال واژه «مشروطه» و «آزادى» به عنوان آرمان نهضت خوددارى كرد و فرمود: «سخنى نگوييد و حركتى نفرماييد كه رخنه در دين اسلام وارد آيد. آن وقت اجانب بر ما سخريه خواهند نمود... اگر از من مى شنويد، لفظ آزادى را برداريد كه عاقبت اين حرف ما را مفتضح خواهد كرد.»3

اما در عين حال، تا زمانى كه مشروطه خواهان به طور علنى به جنگ با برخى از آموزه هاى دينى برنخاستند، شيخ شهيد به مخالفت با مشروطه نپرداخت، حتى در اوايل نهضت، شخصاً در مجلس حاضر مى شد.4 ولى وقتى بوى انحراف و مبارزه با احكام اسلام را از مصوّبات مجلس و قانون اساسى استشمام كرد، بى درنگ موضع گيرى شديد خود را آغاز كرد.

محيط مافى در مورد موضع گيرى شيخ در قبال قانون اساسى، هنگامى كه پيش نويس آن براى امضا به محضر شيخ ارائه گرديد، مى نويسد: «ايشان از امضا تبرّا كردند، جواب دادند: من بايستى روزى چند در اين قوانين غور و دقت كنم. پس از آن اگر از وظيفه شرعى من خارج نباشد، مضايقه از امضا ندارم، والاّ بدون تأمّل امضا نخواهم كرد.»5

آن گاه پس از مطالعه و دقت، به اين نتيجه رسيد كه قانون مذكور در قريب به بيست مورد مخالف حكم صريح اسلام است و هيچ محمل صحّتى ندارد.6

از اين پس، مخالفت صريح شيخ با مشروطه خواهى غربگرا آغاز شد و با ابزارهاى گوناگونى همچون تحصّن در حرم حضرت عبدالعظيم حسنى(عليه السلام) و چاپ روزنامه و انتشار اعلاميه و رساله، به مخالفت با آن ها برخاست. البته ناگفته نماند مخالفت صريح شيخ شهيد با مشروطيت پس از نوميدى ايشان از اصلاح وضع موجود و تندروى و حمله هاى سخت عناصر سكولار به حريم دين و احكام اسلامى آغاز گرديد، و گرنه شيخ پيش از اين تاريخ، با مشروطه خواهان سر ستيز نداشت و همين امر شاهد گويايى است كه حمله هاى شيخ به مشروطه غربى باز مى گشت، نه به تشكيل عدالتخانه و محدود كردن قدرت پادشاه خودكامه قاجار.

شيخ شهيد در رساله تحريم مشروطه، كه اثرى عميق و عالمانه در ميان رسائل مشروطيت به شمار مى آيد، انقلاب مشروطيت را نه تنها يك انقلاب ناموفق و خنثا، بلكه فتنه اى بزرگ از فتنه هاى آخرالزمان قلمداد كرده است كه ملت را از چاله استبداد قاجار بركشيده،7 به چاه لامذهبى و بى هويّتى مى افكند. او مشروطه را فتنه اى مى خواند كه بانيان آن اديان ساخته شده بشرى و ماديگرايان مى باشند. بدين روى، به صراحت مشروطه را تحريم نمود.

طبق آنچه شيخ شهيد در رساله تحريم مشروطه، ذكر نموده بعضى از دلايل ايشان براى تحريم مشروطيت را مى توان امور ذيل دانست.

1. مساوات و برابرى، كه از اصول موضوعه به شمار مى آيد، يعنى اصلى كه مى گويد: افراد مملكت متساوى الحقوق هستند [اصل هشتم قانون اساسى]، با تفاوت هايى كه در اسلام ميان احكام زن و مرد، بالغ و غير بالغ، پدر و پسر، برادر و خواهر، كافر و مسلمان، ذمّى و غير ذمّى، مرتد و غير مرتد قرار داده شده، كاملا متضاد است.8

2. [طبق اصل هجدهم متمّم قانون اساسى] آزادى بيان و قلم تنها در مورد كتب ضلال و موادّ مضرّه به دين مبين، مقيّد گرديده، و حال آنكه افترا بستن به ديگران، تهمت به مسلمان، اذيت و دشنام دادن و اهانت و تحقير و تهديد نيز مسلّماً از مرزهاى محرّم و قلمروهاى ممنوعه اى است كه قلم ها نبايد بدان مرزها تجاوز كنند.9

3. تعيين مجازات مالى در مورد تخلّفات مطبوعاتى با شريعت اسلام سازگار نيست; چرا كه در شرع، درباره ارتكاب منهيّات مجازات مالى نداريم.10 [البته اين ايراد شيخ شهيد مربوط به زمانى است كه افراد بدون اذن فقه چنين مجازات هايى را جعل نمايند.]

شيخ نورى پس از مشاهده تلاش مشروطه گران غربى براى تصويب و اجراى قوانين مبتنى بر عقل خود بنياد و منقطع از شريعت، اساساً حق قانون گذارى مجلس را امرى خلاف شريعت شمرده و دو اشكال ذيل را مطرح نمود:

4. يكى از دو ايراد شيخ به اصل دوازدهم متمّم قانون اساسى باز مى گشت. طبق فقره مذكور، «حكم و اجراى هيچ مجازاتى نمى شود، مگر به موجب قانون.» شيخ در نقد اين اصل مى فرمايد: «اين حكم مخالف مذهب جعفرى(عليه السلام) است كه در زمان غيبت امام(عليه السلام) مرجع در حوادث فقهاى شيعه هستند و مجارى امور به يد ايشان است و بعد از تحقيق موازين، احقاق حقوق و اجراى حدود مى نمايند و ابداً منوط به تصويب احدى نخواهد بود.»11

5. ديگر آن كه تشكيل قوّه مقنّنه نيز نوعى بدعت به شمار مى آيد. از منظر شيخ، اگر قوّه مقننه بخواهد قوانين جديدى در جهت برقرارى نظم و حركت جامعه در عرض قوانين اسلام جعل نمايد، اين امر به معناى نقصان احكام اسلام براى اداره زندگى بشر است، و حال آنكه احكام اسلام كامل است و اگر بخواهد احكام موضوعات جديد و مسائل مستحدثه را معيّن كند و در حقيقت در طول احكام اسلام به قانون گذارى بپردازد، بايد گفت: اين امر تنها شأن نوّاب امام(عليه السلام) است كه توانايى استنباط از كتاب و سنّت را دارند، نه كسانى كه از بضاعت لازم براى تطبيق اصول احكام اسلام بر فروع آن عاجزند.12

آن گاه آن شهيد بزرگوار با تكيه بر دلايل مزبور، حرمت مشروطيت را چنين اعلام مى فرمايد: «شبهه و ريبى نماند كه قانون مشروطه با دين اسلام حضرت خيرالانام ـ عليه آلاف التحية و السلام ـ منافى است و ممكن نيست كه مملكت اسلامى در تحت قانون مشروطگى بيايد، مگر به رفع يد از اسلام. پس اگر كسى از مسلمين سعى در اين باب نمايد كه با مسلمانان مشروطه شويم، اين سعى و اقدام در اضمحلال دين است و چنين آدمى مرتد است و احكام اربعه مرتد بر او جارى است، هر كه باشد، از عارف يا عامى از اولى الشوكة يا ضعيف.»13

اما آنچه بيش از دلايل مزبور، شيخ فضل اللّه نورى را به جهاد و مبارزه تا پاى جان با مشروطه چيان غربزده و عناصر تندرو مجلس واداشت، اين بود كه ايشان به اين نتيجه رسيد: شعارهايى همچون «عدالت» و «آزادى» و «مساوات» و اساساً طرح مسئله مشروطه توطئه اى براى دين زدايى از عرصه سياسى ـ اجتماعى ايران است. يكى از عوامل مؤثر در مشكوك شدن ايشان نسبت به مشروطه، ورود چهره هاى بدنام و منحرف در جريان دفاع از نهضت مشروطه و ديگرى به كارگيرى شعارهاى لغزنده و موهوم بود.

شيخ در اين مورد مى فرمايد: «وقتى كه شروع به اجراى اين مقصد شد، ديدم دسته اى از مردم كه همه وقت مَرمى [متّهم] به برخى از انحراف بودند، وارد بر كار شدند، كم كم كلمات موهمه از ايشان شنيده شد.»14

از ديگر مواردى كه موجب مخالفت شيخ شهيد نسبت به مشروطه گرديد، مخالفت علنى برخى از مشروطه خواهان با احكام اسلام بود. براى نمونه، ايشان به كشتن يك مرد مسلمان به جرم قتل يك زردشتى اشاره مى فرمايد و معتقد است: اين عمل نشانگر آن است كه اصل مساوات و برابرى حقوق شهروندى، كه جزو اصلى تعاليم مشروطه بوده، در حقيقت در پى يكسان سازى حقوق مسلمان و غيرمسلمان مى باشد، و گرنه هرگز طبق تعاليم اسلام، نفس مسلمان با زردشتى همسان نيست. از اين رو، اگر مسلمانى يك كافر را بكشد، نبايد به قتل برسد.15

شيخ مى فرمود: «مگر نمى دانى كه لازمه مساوات در حقوق از جمله آن است كه فِرق ضالّه و مضلّه و طايفه اماميه نهج واحد محترم باشند... پس اگر مقصود، اجراى قانون الهى بود، مساوات بين كفّار و مسلمين نمى طلبيدند... اگر اين جماعت مقصود جز اجراى قانون الهى نداشتند، چرا قانون مجازاتشان تمام برخلاف قانون الهى بود؟»16

چنان كه گذشت، حمايت افراد ناباب از مشروطيت از امورى بود كه شيخ شهيد را به ماهيت پوشالى مشروطيت رهنمون ساخت. از اين رو، مى فرمود:

«اگر اين اساس به جهت تقويت اسلام بود، چرا تمام اشخاص لاابالى در دين و فرق ضالّه، از بهائى و ازلى و كليه اشخاص فاسدالعقيده و دنياخواهان و جاهل يهودى و نصارا و مجوسى و بت پرست هاى هند و تمام ممالك كفر و كليه فرق عالم، مگرخواص از مؤمنين، طالب قوّت آن بودند و تقويت آن مى نمودند.17

«ـ آخر مقبول كدام احمق است كه كفر حامى اسلام شود و ملكم نصارى18 حامى اسلام باشد.

ـ اى عزيز، اگر مقصود حفظ شرع بود نمى گفتند كه مشروطه محبوب ماست، نخواهيم راضى شد كه كلمه مشروعه نزد او نوشته شود.

ـ اگر بناى آن بر حفظ دولت اسلام بود، چرا يك عضو از روس پول مى گرفت و ديگر از انگليس؟»19

ـ آيا عاقلى هست كه نداند و نفهمد كه اين اساس را به اندك زمانى به جايى خواهند رساند كه به سبب قوانين آن اسمى و رسمى از اسلام باقى نماند؟20

شيخ شهيد معتقد بود: مفاسد سياسى، اجتماعى و فرهنگى پديد آمده پس از تشكيل مجلس، اولا و بالذات مربوط به هدف قرار گرفتن «مشروطيت» به عنوان آرمان نهضت مى باشد. از اين رو، راه چاره را نفى اساس مشروطيت ديد و از به كارگيرى اين عنوان به عنوان يك واژه خطرناك نهى مى فرمود. در رساله تذكرة الغافل، پس از برشمردن مفاسد اجتماعى پديد آمده بعد از مشروطه مى نويسد: «معلوم همه شد كه اين مفاسد يا از مقتضيات مجلس بوده و يا از لوازم وجودش. لذا، مى گفتند: منع آن ها مخالف با عنوان مشروطيت است.»21

شايد برخى گمان كنند كه شيخ شهيد نورى و اطرافيانش موضع تندى در مقابل مشروطه اتخاذ كردند و به جاى بحث و برخورد منطقى، مشروطه خواهان را به كفر و الحاد متهم نمودند، ولى حقيقت آن است كه در دو رساله نسبتاً مبسوط باقى مانده از شيخ شهيد، حجم زيادى از مطالب مربوط به افشاگرى و تحليل ماهيت نهضت مشروطه و بيان نشانه هاى انحراف در آن مى باشد; يعنى تكفير و تفسيق هاى آن مرحوم همواره همراه با دلايل فراوان و شواهد متعدد بوده است. به گونه اى كه در ميان علماى تهران، احدى به اندازه شيخ شهيد در مورد ماهيت مشروطه غربى و ترفندها و اهداف بانيان آن نوشته ندارد.

شيخ در بيانات خود، سعى مى كرد براى توده مسلمانان اين حقيقت را فاش كند كه مشروطيت غربى در پس آن است كه حاكميت الهى را محو نموده، عقل خود بنياد و به تعبير بهتر، انسان ناقص العقل را به جاى خدا بنشاند; مى فرمود: «برادر عزيزم، [بدان] كه حقيقت مشروطه عبارت از آن است كه منتخبين از بلدان به انتخاب خود رعايا در مركز مملكت جمع شوند و اين ها هيئت مقنّنه مملكت باشند و نظر به مقتضيات عصر بكنند و قانونى مستقلا مطابق با اكثر آراء بنويسند، موافق مقتضى عصر، به عقول ناقصه خودشان بدون ملاحظه موافقت و مخالفت آن با شرع اطهر، بلكه هرچه به نظر اكثر آن ها نيكو و مستحسن آمد، او را قانون مملكتى قرار بدهند.»22

اين جملات كاملا نشان مى دهند كه شيخ شهيد با اصل قانون گذارى و مجلس مخالفت نداشته، بلكه با قانون گذارى بى مبالات به موافقت يا مخالفت با شريعت سرستيز داشته است.

مخالفت شيخ با آزادى و مساوات نيز دقيقاً از همين منظر قابل تفسير مى باشد; يعنى آن شهيد بزرگوار با «آزادى» به معناى رهايى از عبوديّت خداوند و «برابرى» به معناى تساوى حقوق همه اقشار جامعه، اعم از زن و مرد و كافر و مسلمان و بالغ و نابالغ، مخالف بوده است.

شيخ شهيد براى مردم مسلمانى كه به عشق رهايى از استبداد و برپايى عدالت اجتماعى حول محور احكام دين و با نظارت عالمان دينى به عرصه مبارزه آمده بودند، علناً توطئه هاى پشت پرده مشروطه گران سكولار را فاش كرد; مى فرمود: «اگر در اساسيه، محض تدليس از باب لابدى نوشتند، بايد موادش مطابق شرع باشد، ولى باز در همان نوشتند كه تمام مواد قانونيه قابل تغيير است و از جمله مواد، ماده موافق شرع بودن اوست.»23

شهيد نورى براى فروپاشى ابّهت و نفوذ كلام مجلس شوراى ملى كه مشروطه گران سكولار به شدت در پى قداست بخشيدن به آن بودند، اساساً مشروعيت و اعتبار وكالت نمايندگان مجلس براى قانون گذارى در امور عامّه را زير سؤال مى برد و علتش هم اين بود كه شيخ مى دانست آن ها درصدد حذف رهبران دينى هستند. از اين رو، نمى توان آن ها را به عنوان نمايندگان و كارگزاران مأذون از سوى نهاد مرجعيت و اجتهاد مشروع دانست. بدين روى، مى فرمود: «مگر نمى دانيد كه در امور عامّه وكالت صحيح نيست و اين باب، باب ولايت شرعيه است; يعنى تكلّم در امور عامّه و مصالح عمومى ناس، مخصوص است به امام(عليه السلام) يا نوّاب عام او، و ربطى به ديگران ندارد و دخالت غير آن ها در امور حرام و غصب نمودن مسند پيغمبر(صلى الله عليه وآله) و امام(عليه السلام) است.»24

البته چنانكه پيشتر اشاره شد، شيخ با اصل قانون گذارى و انتخاب وكيل و تشكيل مجلس مخالفتى نداشت. شاهد گوياى اين مطلب آن است كه در آغاز تشكيل مجلس، نه تنها با انعقاد آن مخالفتى ننمود، بلكه شخصاً در مجلس حضور پيدا مى كرد. مخالفت شيخ از زمانى آغاز شد كه فهميد قاطبه نمايندگان مجلس درصدد هدم شريعت و ممانعت از حضور ديانت در عرصه سياست هستند. بنابراين، بايد گفت: چون مشروعيت قانون گذارى نمايندگان به تأييد صلاحيت آنان نزد فقها و مراجعه دينى به عنوان نوّاب عام امام عصر ـ عج اللّه تعالى فرجه ـ مى باشد و بسيارى از نمايندگان عصر مشروطه به علت مخالفت علنى با احكام شريعت، صلاحيت قانون گذارى و مأذون بودن از طرف نوّاب عام را از كف داده بودند، شيخ شهيد اساساً مشروعيت وكالت و قانون گذارى را از آنان ساقط شده اعلان فرمود، و گرنه شيخ در آغاز نهضت با تشكيل مجلس عدالتخانه براى محدود كردن خودكامگى دستگاه حاكم كاملا موافق بود و مخالفتش از زمانى آغاز گرديد كه فهميد بنا بر اين است كه به جاى دستگاه به ظاهر مسلمان ولى بى مبالات نسبت به دستورات شرعى، رژيمى روى كار بيايد كه اساساً اسلام را از ريشه قبول ندارد و درصدد حاكميت بخشيدن به مكاتب اومانيستى و ليبراليستى غرب است. از اين رو، مى فرمود: «تمام مفاسد ملكى و مخاطرات دينى از اينجا ظهور كرد كه قرار بود مجلس شورا فقط براى كارهاى دولتى و ديوانى و دربارى، كه به دلخواه اداره مى شد، قوانينى قرار بدهد كه پادشاه و هيأت سلطنت را محدود كند و راه ظلم و تعدّى و تطاول را مسدود نمايد. امروز مى بينيم در مجلس شورا كتب قانونى پارلمنت فرنگ را آورده و در دايره احتياج به قانون توسعه قائل شده اند. غافل از اينكه ملل اروپا شريعت مدوّنه نداشته اند لهذا براى هر عنوان نظامنامه نگاشته اند.»25

همان گونه كه اشاره شد، يكى از اقدام هاى شيخ شهيد براى مبارزه با مشروطه خواهان تندرو و فرنگى مآب انتشار روزنامه بود. آن مرحوم به همّت دوستان خود، در ايّام تحصّن در حرم حضرت عبدالعظيم(عليه السلام) روزنامه اى منتشر مى كرد كه همّ وغم آن نفى مجلس و خنثا كردن توطئه هاى مشروطه خواهان سكولار بود. اين اقدام شيخ در آن شرايط، كه بيشتر روزنامه ها به وسيله معارضان مذهب و روحانيت منتشر شد، كار مغتنم و مباركى بود كه به سبب چاپ پيگير و مرتّب و درج مطالب روشنگر و افشاگرانه و بيان ضعف ها و چالش هاى مشروطه غربى با اسلام، افكار بسيارى از نيروهاى مذهبى را به سوى مخالفت و يا دست كم ترديد و تجديدنظر در حمايت از مشروطيت سوق داد. براى اطلاع از محتواى مطالب اين روزنامه ها و اهميت مطالب مندرج در آن ها و ميزان روشنگرى آن ها براى جامعه، محتواى يكى از شماره هاى آن، كه سير انحراف نهضت مشروطيت را به تصوير كشيده و خواننده را در جريان روند استحاله قرار داده است، نقل مى شود:

نمونه اى از روزنامه شيخ فضل اللّه نورى:

مطبوع در آستانه مقدسه حضرت عبدالعظيم سلام اللّه عليه و على آبائه الكرام

براى انتباه و رفع اشتباه از برادران دينى

روز دوشنبه هيجدهم جمادى الثانيه (1325)

بسم الله الرحمن الرحيم

شرح مقاصد حضرت حجة الاسلام و المسلمين آقاى حاجى شيخ فضل الله ـ سلمه الله ـ و ساير مهاجران زاويه مقدّسه از علماء عظام و غيرهم آن است كه سال گذشته از سمت فرنگستان سخنى بمملكت ما سرايت كرد و آن سخن اين بود كه هر دولتى كه پادشاه و وزراء و حكّامش بدلخواه خود با رعيت رفتار مى كنند، آن دولت سرچشمه ظلم و تعدّى و تطاول است و ممكلتى كه ابواب ظلم و تعدّى و تطاول در آن مفتوح باشد، آبادانى برنمى دارد و لايزال بر پريشانى رعيت و بى سامانى اهالى مى افزايد، تا آنجا كه بالمرّه26 آن مملكت از استقلال مى افتد و در هاضمه جانورهاى جهانخور تحليل مى رود و گفتند: معالجه اين مرض مهلك مفنى، آن است كه مردم جمع بشوند و از پادشاه بخواهند كه سلطنت دلخواهانه را تغيير بدهد و در تكاليف دولتى و خدمات ديوانى و وظائف دربارى قرارى بگذارند كه من بعد رفتار و كردار پادشاه و طبقات خدم و حشم را هيچ وقت از آن قرار تخطّى نكند و اين قرارداد را هم مردمان عاقل و امين و صحيح از خود رعايا بتصويب يكديگر بنويسند و بصحّه پادشاه رسانيده، در مملكت منتشر نمايند و گفتند: نام آن حكمرانى قراردادى «سلطنت مشروطه است» و نام قرارداددهندگان «وكلاء» و يا «مبعوثين» است و نام مذكّر مذاكرات آن ها «مجلس شوراى ملّى» است و نام قراردادهاى آن ها «قانون» است و نام كتابچه اى كه آن قراردادها را در آن مى نويسند «نظامنامه» است.

سلسله علماء عظام و حجج اسلام چون از اين تقرير و اين ترتيب استحضار تام بهم رسانيدند، مكرّر با يكديگر ملاقات نمودند و مقالات سرودند و همه تصديق فرمودند كه اين خرابى در مملكت ايران از بى قانونى و ناحسابى دولت است و بايد از دولت تحصيل مجلس شوراى ملى كرد كه تكاليف دواير دولتى را معيّن و تصرفاتشان را محدود نمايد، تا آنكه ـ بحمدالله تعالى ـ پادشاه مرحوم موفق و مساعى علماء عظام مشكور و مجلس دارالشوراى كبراى اسلامى مفتوح شد. و اعلى حضرت اقدس شاهنشاه عصر ـ خلداللّه سلطانه ـ هم باين سعادت مساعدت كه مبذول مى فرمايند فائز گرديد. پس عنوان سخن و مبدأ مذاكرات بى قانونى دواير دولت بود و حاجت ما مردم ايران هم بوضع اصول و قوانين در وظايف دربارى و معاملات ديوانى انحصار داشت و بعد همين كه مذاكرات مجلس شروع شد و عناوين دائر باصل مشروطيت و حدود آن در ميان آمد، از اثناء نطق ها و لوائح و جرائد امورى به ظهور رسيد كه هيچ كس منتظر نبود و زائدالوصف مايه وحشت و حيرت رؤساء روحانى و ائمه جماعت و قاطبه مقدّسين و متديّنين شد.

از آن جمله در منشور سلطانى، كه نوشته بود مجلس شوراى ملّى اسلامى داديم، لفظ «اسلامى» گم شد و رفت كه رفت. اين فقره سند صحيح دارد، عندالحاجه مذكور و مشهود مى شود. و ديگر در موقع اصدار دست خط مشروطيت از اعلى حضرت اقدس شاهنشاه عصر ـ دام ظلّه المدود ـ در مجلس در حضور هزار نفس، بلكه بيشتر صريحاً گفتند كه ما مشروعه نمى خواهيم.

و ديگر برأى العين همه ديديم و مى بينيم كه از بدو افتتاح اين مجلس، جماعت لاقيد لاابالى لامذهب از كسانى كه سابقاً معروف به «بابى بودن» بوده اند و كسانى كه منكر شريعت و معتقد به طبيعت هستند، همه در حركت آمده و به چرخ افتاده اند. سنگ هاست كه به سينه مى زنند و جنگ هاست كه با خلق خدا مى كنند.

و ديگر روزنامه ها و شب نامه ها پيدا شد، اكثر مشتمل بر سب علماء اعلام و طعن در احكام اسلام و اينكه بايد در اين شريعت تصرفات كرد و فروعى را از آن تغيير داده، تبديل باحسن و انسب نمود و آن قوانينى كه به مقتضاى يكهزار و سيصد سال پيش قرار داده شده است، بايد همه را با اوضاع و احوال مقتضيات امروز مطابق ساخت، از قبيل اباحه مسكرات و اشاعه فاحشه خانه ها و افتتاح مدارس تربيت نسوان و دبستان دوشيزگان و صرف وجوه روضه خوانى و وجوه زيارات مشاهد مقدّسه در ايجاد كارخانجات و در تسويه طرق و شوارع و در احداث راه هاى آهن و در استجلاب صنايع فرنگ و از قبيل استهزاء مسلمان ها در حواله دادن شمشير حضرت ابوالفضل و يا بسر پل صراط و اينكه افكار و گفتار رسول مختار(صلى الله عليه وآله) ـ العياذ باللّه ـ از روى بخار خوراكى هاى اعراب بوده است; مثل شير شتر و گوشت سوسمار و اينكه امروز در فرنگستان فيلسوف هستند خيلى از انبياء و مرسلين آگاه تر و داناتر و بزرگ تر و ـ نستجير بالله ـ حضرت حجة بن الحسن ـ عجل الله تعالى فرجه ـ را امام موهوم خواندن و اوراق قرآن مجيد را در مقواهاى ادوات قمار به كار بردن و صفحات مشتمل بر اسم جلاله و آيات سماويه را در صحن مجلش شورا دريدن و پاشيدن. و انگارى اينكه مردم بى تربيت ايران سالى بيست كرور تومان مى برند و قدرى آب مى آورند كه زمزم است و قدرى خاك كه تربت است و اينكه اگر اين مردم وحشى و بربرى نبودند، اين همه گوسفند و گاو و شتر در عيد قربان نمى كشتند و قيمت آن را صرف پل سازى و راه پردازى مى كردند و اينكه تمام ملل روى زمين بايد در حقوق مساوى بوده، ذمى و مسلم خونشان متكافو باشد و با همديگر درآميزند و به يكديگر زن بدهند و زن بگيرند. (زنده باد مساوات!)

و ديگر ظهور هرج و مرج در اطراف ممالك محروسه و سلب امنيت و خلاف نظم و شيوع خون ريزى و تاخت و تاز و اثاره فتن و مفاسد در هر صقع [منطقه] و هر ناحيه و رواج رقابت و خصومت و معادات در ميان اهالى شهرهاى بزرگ، خصوصاً حوادث و سوانحى كه در صفحه آذربايجان و سرحدات آن اتفاق افتاده و كشتارها كه در كرمانشهان و فارس و حدود نهاوند و غيرها واقع شده است.

و ديگر تجرّى طبقات مردم در فسق و فجور و منكرات، مى فرمايند: چون ما و شماها همگى در طهران هستيم، فقط طهران را از شما مى پرسيم: آيا از وقتى كه اسم «آزادى» در اين شهر شايع شده است، سستى عقايد اهالى و درجه هرزگى ها و بى باكى ها از كجا به كجا رسيده است؟ هيچ وقت شنيده بوديد كه يهودى با بچه مسلمان لواط كرده باشد؟ از گذر لوطى صالح بپرسيد. و هيچ وقت ديده بوديد كه يهودى على الرأس دختر مسلمان را كشيده باشد؟ امسال همگى ديديد. يا مستحضر شديد ذاكرين و وعّاظ مى گويند كه امسال مجالس روضه خوانى و تكاياى عزادارى و اهتمام مردم در اين عبادت، كه از شعائر بزرگ شيعه خانه است، نزديك به نصف به تعطيل گذشت و متروك شد. آيا هيچ انتظار چنين نتيجه را داشتيد و هيچ شنيده بوديد تا اين تاريخ كه يك آدمى در دنيا گفته و يا نوشته و پراكنده كرده باشد كه الوهيت خدا مشروطه است؟ «و لقد قالوا كلمةَ الكفر.» و هيچ شنيده بوديد در اين يك هزار و سيصد و چند سالى كه از عمر اسلام ـ ايداللّه انصاره ـ گذشته است، صورت يكى از مجدّدين دين را كه در عداد كلينى و علم الهدى و محقق و شهيدين شمرده شود، به شكل حيوانى باركش كشيده و تشهير كرده باشند؟

و ديگر افتتاح رسوم و سير معموله بلاد كفر در قبة الاسلام، تاريخ هجرى هيچ خبر نمى دهد كه در ممالك اسلاميه مجلس ترحيم و ختم قرآن را به دستور فرنگستان تشكيل داده باشند. مسجد جامع پاى تخت اسلام فاتحه وزارى صديقه طاهره ـ سلام اللّه عليها ـ بسيره خاصه فرنگان گلريزى كردن و دستمال هاى مشكى بر بازوى دستجات اطفال مسلمين بستن و جماعات زردشتى ها را در خانه خدا وارد ساختن و در مجلس فاتحه مخصوصاً آلافرنگ ها و پاريس پرست ها را مستخدم قرار دادن و ارباب عمايم و بزرگان شريعت را طوع يا كرهاً به آن محضر مطّهر كشيدن. اى پيروان دين اسلام! هيچ ختمى به اين شكل ديده و يا شنيده بوديد و هيچ شنيده بوديد كه رؤساء روحانى شما را عنفاً در مجلس در قطار مادام هاى فرنگان كشيده و در ازدحامى كه سراپا على رغم اسلام و اسلاميان است، حاضر و مستبشر داشته باشند. آن بازار شام، آن شيپور سلام، آن آتش بازى ها، آن ورود سفرا، آن عاديات خارجه، آن هورا كشيدن ها و آن همه كتيبه هاى «زنده باد»، «زنده باد»، «زنده باد» و «زنده باد مساوات» و «برادرى ـ برابرى». مى خواستيد يكى را بنويسيد: «زنده باد شريعت»، «زنده باد قرآن»، «زنده باد اسلام». حقيقتاً چشم خاتم انبياء روشن و خاطر خاتم اوصياء خرسند، قرّة الاعين سرّة الانفس! شما را اى مسلمان ها! اى اهل طهران! به قرآن مجيد، به اميرالمؤمنين، به سيدالشهداء، به امام زمان ـ ارواحنا لهم الفداء ـ قسم مى دهيم كه اى پيغمبر شما حاضر بود و آن هنگامه جلو خان نگارستان را مى ديد، چه مى فرمود؟ آيا نفرين مى كرد يا تبريك مى گفت؟ و آيا مى فرمود: خوب جشنى براى مجلس گرفته ايد، يا مى فرمود: خوب ختمى براى اسلام گذاشته ايد؟ آيا مى فرمود: زنده باد مشروطه، يا مى فرمود: أهكذا تخلفون محمّداً فى امّته؟

الها كه نعمت مجلس شوراى ملّى اسلامى خصم لامذهبان باد. از طرف هيئت مهاجرين الى اللّه به جماعت آزادى خواه اعلان مى شود كه اگر هزار از اين حقّه ها بزنيد و ساعتى صد سحر بابلى بكنيد، به هيچ نتيجه نايل نخواهيد شد و سحر با معجزه پهلو نخواهد زد و ما تن به تضعيف اسلام و تحريف احكام نخواهيم داد، مادام منّا الروح فى الجثمان. و ديگرهاى ديگر هم هست، بلكه بسيار است; زيرا كه اين طفل يك ساله ره صد ساله پيموده است، ولى از تذكار و تعداد آن ها مى ترسم برخى از صناديد سلسله و عظماء علماء عصر ـ و فّقهم الله ما يحبّ و يرضى ـ آزرده شوند ورنه سخن بسيار است.

قومى هم قتلوا اميم اخى *** فاذا رميتُ يصيبنى سهمى

حالا از برادران پاكيزه نهاد و همكيشان ايرانى نژاد سؤال مى كنيم كه آيا اين فتنه هاى عجيب و اين مفسده هاى عظيم در اين مملكت واقع شده است يا نه؟ و آيا اين حوادث فوق العاده بعد از تأسيس اين وضع جديد توليد گرديده است يا نه؟ احترام مى كنيم و نمى گوييم: اين شرور و مفاسد از مجلس متولّد شده و اين ها اولاد اوست، مى گوييم اين ها همزاد اوست. آيا مجلس دارالشوراى كبراى اسلامى به چه جهت و به كدام دليل، بايد اين همه فتنه و فساد و آشفتگى بلاد و عباد همزادش بوده باشد؟ از آنجا كه همه كس از حقيقت حال مطلّع نيست و از اوضاع عصر و اخبار عالم استحضار ندارد. جهت و دليل را هم حسب التكليف، ما خود شرح مى دهيم; زيرا كه فرمودند: چون بدعت ها ظاهر بشود، بر عالم است كه اطلاع خود را اظهار كند. (برادران دينى ما) در اين عصر ما فرقه ها پيدا شده اند كه بالمرّه منكر اديان و حقوق و حدود هستند. اين فرقه مستحدثه را بر حسب تفاوت اغراض، اسم هاى مختلف است: «انارشيست»، «نيهليست»، «سوسياليست»، «ناطوراليست»، «بابيست» و اين ها يك نحو چالاكى و تردستى در اثاره فتنه و فساد دارند و به واسطه ورزشى كه در اين كارها كرده اند، هرجا كه هستند، آنجا را آشفته و پريشان مى كنند.

سال هاست كه دو دسته اخير از اين ها در ايران پيدا شده و مثل شيطان مشغول وسوسه و راهزنى و فريبندگى عوام اضل من الانعام هستند: يكى فرقه بابيه است و ديگرى فرقه طبيعيه. اين دو فرقه لفظاً مختلف ولبّاً متفق هستند و مقصد صميمى آن ها نسبت به مملكت ايران دو امر عظيم است: يكى تغيير مذهب و ديگرى تبديل سلطنت. اين اوقات اين دو فرقه از سوءالقضاء هر دو در جهات مجلس شوراى ملّى ما مسلمان ها وارد و متصرف شده اند و جدّاً جلوگيرى از اسلاميت دارالشوراى ايران مى كنند و مى خواهند مجلس شوراى ايران را پارلمنت پاريس بسازند. و اينكه حضرت حجة الاسلام والمسلمين آقاى حاجى شيخ فضل اللّه ـ ايده اللّه ـ طرف بى ارادتى اين جماعت واقع شده و مستوجب چندين ناسزا و سب و تهمت در روزنامه ها و شب نامه ها و لوايح و منابر گرديده اند، سگ هاى جهنم بر او بانگ مى زنند و بابى ها مسلم ازو سخت مى رمند، براى همين است كه ايشان كما هو حقّه بيدار اين دو دسته دزد شده اند و در تنزيه مجلس شوراى از اين دو فرقه پليد جدّاً ايستاده اند و به توفيق الهى تقصير نخواهند فرمود و از جان و مال دريغ نخواهند داشت تا به جميع علماء مذهب جعفرى، از عرب و عجم، جميع اين مطالب را محقق و مسلّم بكنند و تمام تكاليف حتميه الهيه اين مقام را بر وجه اكمل و اوفى بپردازند. تهديد آن حضرت به غوغاى سفله و اراذل از اين جهت است و ارجاف گرفتن مبلغ گزاف از سفارت يا دولت يا ديگرى از اين بابت است، و الاّ همه كس مى داند كه خراسان بزرگ تر از قاين است و وزارت جنگ مهم تر از حكومت سيستان است و وكلاء مجلس هم امناء ملت هستند و آن تلگرافى كه يك لخت كذب صريح و جعل قبيح است، از امناء ملت شايسته نبود و چنين خلاف با قسم و خيانت بر موكلّين موجب انعزال است از وكالت، مگر كسانى كه هيچ مستحضر نبوده اند و هم الاكثرون بالجمله.

تمام مفاسد ملكى و مخاطرات دينى از اينجا ظهور كرد كه قرار بود مجلس شورا فقط براى كارهاى دولتى و ديوانى و دربارى، كه به دلخواه اداره مى شد، قوانينى قرار بدهد كه پادشاه و هيئت سلطنت را محدود كند و راه ظلم و تعدّى و تطاول را مسدود نمايد. امروز مى بينم در مجلس شورى كتب قانونى پارلمنت فرنگ را آورده و در دائره احتياج با قانون توسعه قائل شده اند، غافل از اينكه ملل اروپا شريعت مدوّنه نداشته اند. لهذا، براى هر عنوان نظامنامه اى نگاشته اند و در موقع اجرا گذاشته اند. و ما اهل اسلام شريعتى داريم آسمانى و جاودانى كه از بس متين و صحيح و كامل و مستحكم است، نسخ برنمى دارد. صادع آن شريعت در هر موضع، حكمى و براى هر موقع، تكليفى مقرّر فرموده است. پس حاجت ما مردم ايران به وضع قانون منحصر است در كارهاى سلطنتى كه بر حسب اتفاقات عالم از رشته شريعتى موضوع شده و در اصطلاح فقهاء دولت جائره و در عرف سياسيين دولت مستبده گرديده است. بارى بعد از بيدار شدن حضرات مؤسّسين مجلس از حجج اسلام و ساير مسلمين به ظهور اين فتن و بروز اين مفاسد و اينكه تولّد اين نتايج سوء از دخالت دو دسته دشمنان دين و دولت، كه بابيه و طبيعيه هستند، شده است، قرار قاطع بر جلوگيرى ابدى از تصرفات لامذهبان در اين اساس متين داده شد و جلوگيرى از دخالت و تصرفات اين فرقه هاى فاسده مفسده به نگاشتن و ملحوظ داشتن چند فقره است در نظامنامه اساسى:

يكى آنكه در نظامنامه اساسى مجلس بعد از لفظ «مشروطه» لفظ «مشروعه» نوشته شود.

و ديگر آنكه فصل دائره به مراعات موافقت قوانين مجلس با شرع مقدّس و مراقبت هيئتى از عدول مجتهدين در هر عصر بر مجلس شورى به همان عبارت كه همگى نوشته ايم، بر فصول نظامنامه افزوده شود. و هم مجلس شورى را به هيچ وجه حق دخالت در تعيين آن هيئت از عدول مجتهدين نخواهد بود و اختيار انتخاب و تعيين و ساير جهات راجعه به آن هيئت كليةً با علماء مقلّدين هر عصر است، لاغير. و ديگر آنكه محض جلوگيرى از فرق لامذهب، خاصّه مرتدين از دين، كه فرقه بابيه و نحو آن است، حضرت حجة الاسلام و المسلمين آقاى آخوند ملاّ محمدكاظم ـ مدظلاله ـ افزودن فصلى را فرمايش فرموده اند. حكم ايشان هم معلوم است، بايد اطاعت شود و مخصوصاً فصلى راجع به اجراء احكام شرعيه درباره فرقه بابيه و ساير زنادقه و ملاحده در نظامنامه اساسيه منظور و مندرج گرديد.

و ديگر آنكه چون نظامنامه اساسى مجلس را از روى قانون هاى خارج مذهب ما نوشته ايد، محض ملاحظه مشروعيت و حفظ اسلاميت آن، پاره اى تصرفات در بعضى فصول با حضور همگى حجج اسلاميه شده است. بايد آن فصول نيز به همان اصلاحات و تصحيحاتى كه همگى فرموده اند، مندرج شود و هيچ تغيير و ترك به عمل نيايد. براى نمونه آن تصرفات و تصحيحات و اصلاحات، مثلى بياوريم تا همه برادرهاى دينى بدانند كه بدواً چه بوده است و بعد چه شده است; از جمله يك فصل از قانون هاى خارجه كه ترجمه كرده اند اين است كه مطبوعات مطلقاً آزاد است; يعنى هرچه را هركس چاپ كرد احدى را حق چون و چرا نيست. اين قانون با شريعت ما نمى سازد و لهذا، علماء عظام تغيير دادند و تصحيح فرمودند; زيرا كه نشر كتب ضلال و اشاعه فحشاء در دين اسلام ممنوع است. كسى را شرعاً نمى رسد كه كتاب هاى گم راه كننده مردم را منتشر كند و يا بدگويى و هرزگى را در حق مسلمانى بنويسد و به مردم برساند. پس چاپ كردن كتاب هاى ولتر فرانسوى، كه همه ناسزا به انبياء(عليهم السلام) و كتاب بيان سيد على محمدّ باب شيرازى و نوشتجات ميرزا حسينعلى تاكرى و برادر و پسرهايش كه خدا يا پيغمبر يا امام بابى ها هستند، در روزنامجات و لوايح مشتمل بر كفر و ردّه و سب علماء اسلام تماماً در قانون قرآنى ممنوع و حرام است، لامذهب ها مى خواهند اين در باز باشد تا اين كارها را بتوانند كرد.

بارى، مهاجرين زاويه مقدّسه را مقصودى جز تمشيت اين فقرات مسطوره، كه واللّه القاهر الغالب المدرك المهلك محض حراست اسلام و حفظ شريعت خيرالانام ـ عليه و آله الصلوة و السلام ـ است، نيست. هر وقت وكلاء محترم، كه همه دم از مسلمانى و دين دارى و خداشناسى مى زنند، مضايقه و ممانعت و مزاحمت خودشان را نسبت به اين چهار فقره ترك گفتند و اين ها را پذيرفتند، احدى از علماء اسلام و

طبقات مسلمين را با ايشان سخنى نخواهد بود و مجلس دارالشوراى كبراى ملّى اسلامى هم حقيقةً به لقب «مقدّس» و دعاى «شيّداللّه اركانه» شايسته و سزاوار خواهد گرديد. «اِنَّ فى ذلكَ لذكرى لِمَن كانَ له قلبٌ اَو القىَ السَّمعَ و هو شهيدٌ.»27

سرانجام، تلاش ها و مبارزات شيخ شهيد با جناح تندرو و مشروطيت، كه در مجلس اول تأثير چشم گيرى داشتند، آن ها را وادار به پذيرش اصلاحات شيخ در متمّم قانون اساسى نمود. اما اين مقدار مرحوم شيخ فضل اللّه نورى و يارانش را قانع نكرد; چرا كه آن ها در كنار گنجاندن مصوّبات موردنظر شيخ مانند اصل «نظارت فقها بر مصوّبات مجلس»، راهكارهايى براى فرار از قيود شريعت و نظارت علما در نظر گرفته بودند كه ضمانت اجرايى مواد تضمين كننده اسلاميت مصوّبات مجلس را از بين مى برد. از اين رو، مرحوم شيخ شهيد به طور كلى، مشروطيت را نفى كرد و آن را مخالف و منافى مبانى و احكام اسلام اعلام نمود.

تلاش هاى شيخ نورى موجب بدبينى عده زيادى از نيروهاى مذهبى نسبت به مشروطيت گرديد; ناامنى ها و تندروى ها و هرج و مرج ها به وجود آمد. پس از تشكيل مجلس اول نيز بر بى رغبتى مردم نسبت به مشروطيت افزود، به گونه اى كه زمينه سركوب مشروطه خواهان توسط محمّدعلى شاه فراهم آمد و او با استفاده از اين فرصت پديد آمده، مجلس را به توپ بست.

بدين روى، مشروطه خواهان تندرو پس از فتح تهران، به سراغ شيخ نورى آمده، عقده هاى خويش از دوران استبداد صغير به با دار كشيدن آن مرد بزرگ، خالى كردند. و اين بهترين گواه بر عمق تأثير مجاهدت هاى شيخ و كارگر بودن ضربه آن شهيد به مشروطه گران خودباخته و دين ستيز بود; چرا كه آن ها مى خواستند در يك فضاى آرام و با يك كودتاى بدون سر و صدا، حاكميت را به دست بگيرند و عنصر دين و روحانيت را از صحنه بيرون كنند، ولى شيخ شهيد با مقاومت خود، روند استحاله نهضت را به تأخير انداخت و طى اين دوران، زمينه آگاهى و بيدارى بخش وسيعى از نيروهاى مذهبى را فراهم نمود. ملتى را كه چشم بسته به حمايت از اصلاحات مشروطه خواهان سكولار برخاسته بودند، بيدار و به تأمّل و ترديد وادار كرد و مقبوليت و مشروعيت آنان را به شدت زير سؤال برد، به طورى كه پس از اعدام مرحوم نورى، چهره سفّاك و خونريز و بى رحم مناديان آزادى غربى روشن گرديد. البته اين بدين معنا نبود كه تمام افراد جامعه به اين حقيقت پى بردند; اما خيل كثيرى از مردم متديّن فهميدند: حكومت آرمانى و عادلانه اى كه آن ها به دنبالش بودند، مشروطه اى نيست كه امثال بايرم خان ارمنى و تقى زاده از آن دم مى زنند.

2. تأييد ضمنى و مصادره تدريجى
برخى از علما و روحانيان كه عمدتاً در حوزه نجف حضور داشتند، به رغم مخالفت باطنى با مشروطه سكولار، اساس مشروطيت را تأييد كرده، سعى نمودند در طول زمان، آن را به نفع جنبش عدالتخانه، كه بر پايه آموزه هاى دينى آغاز شده بود، مصادره كنند. تفاوت اصلى آن ها، كه در رأسشان آية اللّه العظمى آخوند خراسانى، مرجع اعلاى شيعه، قرار داشت، با شيخ فضل اللّه نورى در اين بود كه آن ها از سطح عالى مرجعيت شيعه و رهبرى دينى تشيّع نسبت به مشروطه موضع گرفته بودند. ولى شيخ شهيد به عنوان يك فقيه و مجتهد طراز اول تهران وارد عرصه مشروطه شده بود. به طور طبيعى، توان مرجعيت و نفوذ كلام آن ها در كشور بيش از يك فقيه و مجتهد پايتخت بود. مراجع نجف اشرف در خود توان اصلاح انحرافات را از طريق بى توجهى به عناصر سكولار مى ديدند و جريان مشروطه غربى را در دل جريان عظيم مشروطه خواهى، كه بخش بزرگى از آن حامى مشروطه مشروعه بودند، جريانى كوچك و ضعيف مى دانستند. از اين رو، با اساس مشروطيت مخالفت ننمودند، بلكه سعى كردند با تأييد مشروطيت، كه در حقيقت همان مشروطه مشروعه بود، مؤلّفه ها و نظام سياسى مشروطه را بر مبانى اسلام منطبق ساخته، با اسلامى كردن مشروطه آن را به نفع شريعت مصادره كنند.

اين همان برخوردى بود كه حضرت امام خمينى(قدس سره) در انقلاب اسلامى انجام داد. حضرت امام تز «حكومت جمهورى» را از غرب پذيرفت، ولى آن را با مبانى نظام سياسى اسلام منطبق نمود و نظام «جمهورى اسلامى» را ترتيب داد. به بيان ديگر، حضرت امام ساختار نظام جمهورى را از ميان نظام هاى سياسى روز برگزيد، ولى آن را با محتواى «اسلامى» پر كرد.

ولى مرحوم شيخ به دليل عدم برخوردارى از موقعيت علماى نجف، اگر مثل آنان عمل مى كرد، نمى توانست در دراز مدت انقلاب مشروطه را اصلاح كند. از سوى ديگر، سكوت و كناره گيرى از ميدان مبارزه او را به عنصرى خنثا مبدّل مى ساخت. از اين رو، وقتى ديد نمى تواند موجب هدايت كل جامعه و هدايت نهضت به سوى مسير صحيح آن شود، تمام همّت و نيروى خود را بر مبارزه با جريان مشروطه سكولار قرار داد. بنابراين، تحريم مشروطيت در مكتوبات و اعلاميه هاى شيخ شهيد در حقيقت، به تحريم مشروطه سكولار و دين ستيز بازمى گردد، نه مشروطه مشروعه كه خود شيخ منادى آن بود.

اكنون، با توجه به اين نكته، به چگونگى برخورد علماى مشروطه خواه نجف با جريان انحرافى مشروطيت مى پردازيم. ولى چون نماينده متنفذ و مؤثر اين دسته از علما در تهران مرحوم آية اللّه بهبهانى و آية اللّه طباطبائى، و در نجف اشرف آيات عظام آخوند خراسانى و ملاّ عبدالله مازندرانى ـ رضوان اللّه عليهم اجمعين ـ بودند، در اين مقام نيز بر اساس نامه ها و آثار باقى مانده از اين بزرگان بحث را هدايت مى كنيم:

البته چنان كه اشاره شد، در ميان اين گروه از عالمان، علماى نجف نسبت به علماى تهران از نفوذ علمى و معنوى افزون ترى برخوردار بودند و در حقيقت، رهبرى و قيادت علماى تهران در دست مرحوم آخوند خراسانى قرار داشت. اين گروه از علما تا پايان استبداد صغير و آغاز مجلس دوم با مشروطه خواهان همراهى داشته، اساس جريان مشروطه را تأييد مى كردند و مخالفت هايشان بامنوّرالفكران، مخالفت موردى بوده، نه اساسى و ريشه اى. براى نمونه، مرحوم بهبهانى با منوّرالفكران در مورد قانون «مساوات» و برخى ديگر از فرقه هاى قانون اساسى اختلاف نظر داشت، ولى صلاح نمى دانست به خاطر چند مورد اختلاف نظر، به رو در رويى و مقابله همه جانبه با آن ها بپردازد. از اين رو، هم ايشان و هم مرحوم طباطبائى و مرحوم آخوند و ساير عالمان نجف به رغم مخالفت و مبارزه همه جانبه شيخ شهيد و اطرافيانش با مجلس اول و اساس مشروطيت، با مجلس اول همكارى مسالمت جويانه اى داشتند، اما پس از فتح تهران و اعدام شيخ شهيد، يعنى زمانى كه منوّرالفكران پرده نفاق را كنار زده، به صورت صريح و همه جانبه كمر به قلع و قمع نيروهاى مذهبى بستند، علمايى كه به اميد مصادره مشروطه به نفع مشروطه مشروعه بودند; نوميد گرديدند. پس از فتح تهران، جريان هاى مشروطه خواه به دو جريان «اعتداليون» و «افراطيون» يا دموكرات جناح اعتدالى اكثريت مجلس و جامعه مشروطه خواه تبديل شدند. سرداران ملّى همچون ستارخان و باقرخان و برخى از شخصيت هاى سياسى ديگر از اين گروه بودند. اين دسته در پى استقلال و آبادانى و عزّت كشور بودند و رمز آن را كوتاه كردن دست استبداد از امور كشور مى ديدند. آن ها تنها با دين و دينداران سرستيز نداشتند، بلكه گاه خود را به رهبران مذهبى نزديك و با آنان پيوند برقرار مى نمودند. ولى افراطيون و يا سكولارها خواهان ايرانى سرتا پا غربى بودند. آن ها براى آبادانى و تمدن، تنها يك معنا قايل بودند و آن همان چيزى بود كه در انگليس و فرانسه و اساساً در اروپا در جريان بود. از اين رو، براى نيل به فرهنگ و تمدن لائيك غرب، پس از محدود كردن قدرت استبداد و در هم شكستن قدرت محمّدعلى شاه، در مرحله دوم مبارزه، به سراغ علمايى رفتند كه خواهان مشروطه مقيّد به شريعت بودند، و پس از فتح تهران و تشكيل مجلس دوم، جنگ تمام عيارى عليه جناح مذهبى آغاز كردند. رهبرى اين دسته از افراطيون به دست لژهاى فراماسونرى و وابستگان نزديك به انگليس بود; افرادى همچون اردشير جى، سرجاسوس انگلستان و عضو لژ بيدارى; حسينقلى خان نوّاب، فراماسونر و از عوامل دستگاه هاى اطلاعاتى انگلستان; سيد حسن تقى زاده، محمّدعلى فروغى، حيدر عمو اوغلى، على قلى خان سردار اسعد، جعفر قلى خان، سردار بهادر، بايرم خان ارمنى و برخى ديگر از وابستگان به استعمار كه پس از فتح تهران، اوضاع سياسى ـ اجتماعى را در دست گرفتند و در نخستين گام، اقدام به ترور شخص يا شخصيت علماء و روحانيان حامى مشروطه نمودند. در نخستين گام، از حضور فعّال مرحوم بهبهانى در امور سياسى ممانعت به عمل آوردند. در آستانه ورود آية اللّه بهبهانى به تهران جمعى از فرنگى مآبان گفتند: «اگر آقا بيايند، اصلا نبايد مداخله در امور داشته باشند چون اين ترتيباتى كه پيش آمد، همه به واسطه عدم رفتار به قانون بود. در افتتاح ثانوى مجلس، اصلا نخواهيم گذاشت كه آقاى بهبهانى مداخله در امور داشته باشند.»28 به علاوه، با ترتيب اثر ندادن به دستورها و رهنمودهاى علماى نجف و ارائه شعارها و سخنان و عملكرد تند عليه اسلام و رهبران اسلامى، نجف اشرف و تهران را وادار به واكنش نمودند.

يكى از خطوطى كه از اين پس علماى نجفى آن را تعقيب مى كردند، جدا كردن مرز مشروطه مورد نظرشان از مشروطه سكولار بود. آن ها سعى نمودند از اين طريق به مردم بفهمانند سكوت و همراهى اوليه آن ها دليل بر حمايت و همدلى آنان با مشروطه خواهان غربگرا نبوده، بلكه از روز نخست اين اختلاف وجود داشت است، ولى به خاطر مصالح مهم تر، تاكنون سكوت كرده اند تا شايد بتوان لجاجت آن ها را نسبت به مذهب و روحانيت از بين برد. ولى وقتى مدارا ثمر نبخشيد، نوبت به افشاگرى و مخالفت رو در رو رسيد.

مرحوم آية اللّه مازندرانى در نامه 29 جمادى الثانى 1328 ق در اين باب چنين مى نويسند:

«اول اينكه در قلع شجره خبيثه استبداد و استوار داشتن اساس قديم مشروطيت يك دسته مواد فاسده مملكت هم به اغراض ديگر داخل و با ما مساعده بودند. ماها به غرض حفظ بيضه اسلام و صيانت مذهب، سدّ ابواب تعدّى و فعّال مايشاء و حاكم ما يريد بودن ظالمين در نفوس و اعراض فاسده ديگر، و... بعض مقدّسين خالى الغرض از مشروطيت هم به واسطه دخول همين مواد فساد در مشروطه خواهان و از روى عدم تميز اين دو امر از همديگر، به وادى مخالفت افتادند.»

على كل حال، مادامى كه اداره استبداديه سابقه طرف بود، اين اختلاف مقصد بروزى نداشت. پس از انهدام آن اداره ملعونه، تباين مقصد علنى شد. ماها ايستاديم كه اساس را صحيح و شالوده را بر قوايم مذهبى، كه ابداله خلل ناپذير است، استوار داريم.

آن ها هم در مقام تحصيل مراودات خودشان، به تمام قوا برآمدند. هرچه التماس كرديم كه «اِن لم يكن [لكم] دينٌ و كنتم لا تخافونَ المعادَ»، براى حفظ دنياى خودتان هم اگر واقعاً مشروطه خواه و وطن خواه ايد، مشروطيت ايران جز بر اساس قديم مذهبى ممكن نيست استوار و پايدار بماند، به خرج نرفت. وجود قشون همسايه را هم در مملكت اسباب كار خود دانسته، اسباب بقا را فراهم و به كمال سرعت و فعاليت در مقام اجراى مقاصد خود برآمدند.

دوم اينكه چون مانع از پيشرفت مقاصدشان را، فى الحقيقه ـ ما دو نفر يعنى حضرت حجة الاسلام آقاى آية اللّه خراسانى ـ دام ظله ـ و حقير منحصر دانستند، از انجمن سرّى طهران بعض مطالب طبع و نشر شد و جلوگيرى كرديم. بهذا، انجمن سرّى مذكور، كه مركز و به همه بلاد شيعه دارد، و بهائيه ـ لعنهم اللّه ـ هم محققاً در آن انجمن عضويت دارند و هكذا ارامنه و يك دسته ديگر مسلمان صورتاً غير مقيّد به احكام اسلامى، كه از مسلك فاسده فرنگيان تقليد كرده اند، هم داخل هستند.

از انجمن سرّى مذكور به شيعه اى كه در نجف اشرف و غيره دارند، رأى در آمده كه نفوذ ما دو نفر تا حالا كه استبداد در مقابل بود، نافع و از اين به بعد مضر است; بايد در سلب اين نفوذ بكوشند و مجالس سريّه خبر داريم در نجف اشرف منعقد گرديده، اشخاص عوامى كه به صورت طلبه محسوب مى شوند در اين شعبه داخل و به همين اغراض در نجف اشرف اقامت دارند. اين گونه اشخاص طريق سلب نفوذ را به نشر اكاذيب دانسته; چه كاغذپرانى ها به اطراف كردند و در جرايد درجه كردند و ظاهراً اين شعبه در همه جا مشغول است!»29

همان گونه كه ملاحظه مى شود، آية اللّه مازندرانى شيوه برخورد خود و همفكرانش را به دو مرحله همگانى در عين آگاهى از مقصود رقيب و تلاش براى مصادره مشروطيت بر اساس مذهب تقسيم مى نمايد. ولى سرانجام، نتيجه مطلوب حاصل نشد و مشروطه گران سكولار به ترور شخصيت و حذف آن ها از عرصه سياسى اقدام كردند. از اين رو، علما نيز آرام ننشسته، به مقابله رو در رو پرداختند. به رغم برخى ديدگاه ها مبنى بر عدم آگاهى علماى مشروطه خواه از نيّات عناصر منحرف، صدور نامه مرحوم مازندرانى حكايت از علم و آگاهى آنان به فساد برخى از نيروهاى حامى مشروطه از روزهاى آغازين نهضت دارد. ولى ـ همان گونه كه گذشت ـ از منظر علماى مشروطه خواه متقاعد نمودن منوّرالفكران به پذيرش مشروطه مشروعه امرى ممكن بود، اما از منظر شيخ شهيد اين امر غيرقابل وقوع مى نمود.

به هر تقدير، با علنى شدن دشمنى مشروطه خواهان فرنگى با اسلام و روحانيت و اصرار بر محو ظاهر شريعت، علماى مشروطه خواه به همان نقطه اى رسيدند كه شيخ شهيد سه سال قبل بدان رسيده بود; يعنى كاملا از آن ها قطع اميد كردند و اعلاميه هايى عليه آن ها صادر نمودند. در يكى از اين نامه ها، كه از سوى آيات عظام مراجع نجف اشرف، مرحوم آخوند خراسانى و شيخ عبدالله مازندرانى، براى عضدالملك نايب السلطنه ارسال گرديده، آمده است:

«بحمداللّه تعالى، ايران مملكتى است اسلامى و قاطبه امر و سرداران عظام ملّى و مجاهدين غيور و فداييان اسلام و قاطبه ملت با اتحاد عنصر غالب بر ديانت حقّه اسلاميه ثابت و راسخ و امتياز مشروطيت و آزادى اين مملكت جز بر اساس قويم مذهبى، كه ابدالدهر خلل ناپذير است، غير ممكن و حفظ بيضه اسلام و صيانت وطن اسلامى همان تكليفى را كه در هرم اساس استبداد ملعون سابق مقتضى بود، در هرم مقتضى و عشّاق آزادى پاريس قبل از آنكه تكليف اللّه ـ عزّ اسمه ـ درباره آن ها طور ديگر اقتضا كند، به سمت معشوق خود رهسپار و خود و ملتى را آسوده و اين مملكت ويران را به غمخوارانش واگذارند، تا جبران شكستگى و تدارك خرابى و سد ثغورش [حفاظت از مرزهايش ]بپردازند.»30

سپس به نمايندگان ملت در مجلس توصيه مى فرمايند تا به غوغاسالارى منوّرالفكران سكولار و تهديدهاى آنان اعتنايى نكرده، مشكلات مردم را حل نموده، عناصر خراب كار و فساد برانگيز را از كشور خارج كنند و مصوّبات مجلس را با نظرات شوراى نگهبان و بر مبناى مذهب سامان دهند:

«نمايندگان ايران و مبعوثين دين پرست مرغوبيت از هياهوى اين دسته دشمنان دين و وطن را بكلى كنار گذارده، به اتفاق و اتحاد كلمه، عموم آقايان اعلام و امراء و سرداران عظام و مجاهد با همّت و غيرت وطن و قاطبه ملت ايران مستظهر و مجدّانه بدون هيچ پروا در مقام شست و شوى و اصلاح اين مفاسد برآمده، تمام اين ترتيبات مفسده و اداره سازى ها و معايب هاى دين پرور را الغا و تحميلات خارجه از تحمّل ملت را اسقاط و ايادى فساد اين دسته اعادى دين و وطن را از مداخله در امور مملكت بكلى مقطوع و هركس را از فسادش كاملا ايمنى حاصل نباشد، وجوباً به سمت معشوقش گسيل داشته، قوانين مملكتى را با حضور هيئت مجتهدين عظام نظّار، كه سابقاً به مجلس محترم معرفى شدند، مطابق قانون اساسى عاجلا مرتّب و از منكرات اسلاميه و منافات مذهب به كمال شدت و سختى جلوگيرى فرموده... .»31

آن گاه براى جلوگيرى از فتنه گرى ها و توطئه ها و اشاعه منكرات، به بهانه آزادى بيان، به نايب السلطنه راهكار كنترل مطبوعات را چنين پيشنهاد مى فرمايند: «هيئت نظّارى از عارفين به شرعيات و سياسيّات براى نظر در مطبوعات قبل از طبع هم ـ چنانچه فعلا در ممالك عثمانى مرسوم است ـ مقرّر، و اصل طبع را بدون امضاى هيئت مجتهدين عظام نظّار براى خود و اعيان ارسال فرمايند تا انظار خواهان را هم در اين باب، كه مفتاح سعادت دين و دنياى ملت آينده است، مدخليت دهيم.»32

اين نامه، كه به تاريخ 29 جمادى الثانى 1328 هـ.ق نگاشته شده، نشانگر آن است كه علماى نجف ديگر از عناصر تندرو نااميد شده، بناى قطع دست آنان در امور سياسى كشور را دارند.

نكته قابل توجه ديگر اينكه علماى نجف در اين نامه، عضدالملك را، كه از خاندان قاجار و نايب السلطنه به حساب مى آمده، مخاطب قرار داده اند و اين نشانگر آن است كه آنان مانند مرحوم شيخ شهيد به اين نتيجه رسيده بودند كه استبداد منوّرالفكران به دليل تضاد با معنويت و ديانت، افسار گسيخته تر و مرزنشناس تر از استبداد قاجار مى باشد. از اين رو، براى تحقق اصلاحات، ابتدا بايد ريشه آن ها را كند و در مرحله بعد، باقى ماندگان قاجاريه را كنار زد.

نكته ديگر در نامه مزبور، عزم جدّى علماى نجف براى شركت و دخالت فعّال در مسائل ريز و درشت حوادث انقلاب مى باشد، به گونه اى كه راهكارهايى براى نظارت بر روند چاپ مطبوعات ارائه كرده اند و يا وقتى تقى زاده، رهبر تندرو و دين ستيز و فرنگى مآب در مشروطه دوم با اعمال تند و با چهره بى نقاب به جنگ ديانت آمد، آن دو عالم بزرگوار نجف در تاريخ 12 ربيع الثانى 1328 به طور صريح، او را فردى فاسدالعقيده معرفى كرده، خواهان اخراجش از كشور شدند. متن حكم آيات عظام خراسانى و مازندرانى در مورد فساد مسلك سياسى تقى زاده به شرح ذيل مى باشد:

از قصر [شيرين] به طهران.
مقام منيع نيابت سلطنت عظمى، حضرات حجج اسلام ـ دامت بركاتهم ـ مجلس محترم ملّى، كابينه وزارت، سرداران اعظم! چون ضديّت مسلك سيدحسن تقى زاده، كه جدّاً تعقيب نموده است، با اسلاميت مملكت و قوانين شريعت مقدّسه بر خود داعيان ثابت و از مكنونات فاسده اش علناً پرده برداشته است، لذا از عضويت مجلس مقدّس ملّى و قابليت امانت نوعيه لازمه آن مقام منيع بالكليه خارج و قانوناً و شرعاً منعزل است.

منعش از دخول در مجلس ملّى و مداخله در امور مملكت و ملت بر عموم آقايان علماء اعلام و اولياء امور و امناء دارالشوراى كبرى و قاطبه امرا و سرداران عظام و آحاد عساكر معظّمه ملّيه و طبقات ملت ايران ـ ايدهم اللّه بنصرة العزيز واجب و تبعيدش از مملكت ايران فوراً لازم و اندك مسامحه و تهاون حرام و دشمنى با صاحب شريعت. بجاى او، امين دين پرست و وطن پرور ملت خواه صحيح المسلك انتخاب فرموده، او را مفسد و فاسد مملكت شناسند و به ملت غيور آذربايجان و ساير انجمن هاى ايالتى و ولايتى هم اين حكم الهى ـ عزّ اسمه ـ را اخطار فرمايند و هركس از او همراهى كند، در همين حكم است. ولا حول ولا قوّة الاّ باللّه العلى العظيم، و بجميع ما رقم.

قد صدر الحكم من الاحقر عبداللّه مازندرانى، قد صدرالحكم من الاحقر الجانى محمدكاظم الخراسانى بذلك.»33

گرچه حكم مزبور با اعمال نفوذ عليقلى خان سردار اسعد هم فكر و هم مرام ماسون تقى زاده افشا نشد، يعنى او از نايب السلطنه، عليرضا خان عضدالملك، خواست كه از ابلاغ حكم آيات عظام نجف اشرف خوددارى ورزد،34 اما نشان داد كه علما مشروطه را انقلابى برخاسته از ايمان مذهبى مردم در راه ظلم و ستم دانسته و خود را به عنوان ولى و حاكم الهى حاكم بر جامعه اسلامى مى بينند و از اين رو، حكم اخراج تقى زاده را از مجلس به عنوان يك حكم قانونى و شرعى صادر كرده اند. و از سوى ديگر، منعكس كننده جدّيت علماى نجف به درگيرى و مقاومت در مقابل كسانى است كه با غوغاسالارى و تهديد و تطميع مى خواهند مشروطيت را به نفع استعمار مصادره كنند.

در ابتداى نهضت، مانند ساير علما، شيخ شهيد دنبال عدالت خانه بود و همراهى اش با انقلابيان به انگيزه لگام زدن بر مركب چموش و خودمحور درباريان آغاز گرديد، ولى وقتى با اصرار منوّرالفكران و روحانى نمايان خودباخته براى برقرارى مشروطيت و مجلس شورا مواجه شد، آن را پذيرفت، طبق نقل ناظم الاسلام، آية اللّه بهبهانى در پاسخ سيد جمال واعظ، كه خواهان برقرارى مجلس شورا به جاى عدالت خانه بود، فرمود: «اين لفظ هنوز زود است و به زبان نياوريد. فقط به همان لفظ عدالتخانه اكتفا كنيد تا زمانش برسد.»35

مرحوم طباطبائى نيز در مراحل آغاز نهضت، از حكومت مشروطه دفاع مى كرد; نخستين بار در مهاجرت كبرا وى به طور رسمى در جمع علما در حمايت از مشروطيت سخن گفت كه با مخالفت شيخ شهيد مواجه گرديد. البته به نظر مى رسيد وجه حمايت مرحوم طباطبائى با مرحوم بهبهانى از حكومت مشروطه متفاوت بود، سخنان مرحوم طباطبائى نشانگر آن است كه او قدرى به حكومت مشروطه به عنوان يك حكومت نجات بخش ملت اعتقاد پيدا كرده بود، ولى مرحوم بهبهانى از روى ناچارى به حكومت مشروطه تن داد. ولى هر دو خواهان مشروطه بودند. اما مرحوم شيخ شهيد از همان آغاز با طرح شعار مشروطه مخالف بود.

به هر تقدير، هم بهبهانى و هم طباطبائى در مجلس اول حضور فعّال پيدا كردند و هر دو قانون اساسى را امضا نمودند. شايد آن ها مانند علماى نجف گمان مى كردند با مدارا و همراهى با مشروطه گران سكولار مى توان از عناد آنان با دين و روحانيت كاست و حكومتى با ساختار ظاهرى مشروطه، ولى با محتوا و پايه هاى دينى تشكيل داد، ولى به مرور زمان در مشروطه دوم، يعنى پس از استبداد صغير، هر دو مغضوب مشروطه خواهان سكولار واقع شدند. و به اين نتيجه رسيدند كه كينه منوّرالفكران با دين و روحانيت به سبب دل دادگى به تمدن الحادى غرب، ريشه دارتر از آن است كه با مدارا و همراهى درمان شود. از اين رو، مرحوم آية اللّه بهبهانى نيز در مشروطه دوم با تأسّى از علماى نجف اشرف، به مقابله با عناصر دموكرات مجلس و بيرون مجلس پرداخت و از نفوذ سياسى و دينى اجتماعى خود در ميان جناح اعتدالى براى مبارزه با سياست هاى عناصر سكولار بهره گرفت و به همين دليل، مغضوب آن ها واقع و ترور گرديد. ايشان در يكى از پيغام هاى خود، پس از بازگشت به تهران در مشروطه دوم به سردار اسعد بختيارى، كه از رهبران نظامى مشروطه غربى به حساب مى آيد و در فتح تهران و تحولات به وجود آمده در مشروطه دوم نقش شايانى ايفا نموده، مى فرمايد: «به سردار اسعد بگو: تو آن قدر كه به قول خودت شرافت تحصيل كردى، صد مقابل آن براى مملكت و مسلمانى خرابى بار آوردى! بگو: تو آخر كجا شعور وكالت را دارى؟ تو چه مى فهمى وكالت [چه] چيز است؟! تو بايد به قوّه سرنيزه كار بكنى. مى بينم عن قريب صاحب شريعت از تو انتقام ها بكشد. شماها نمى دانيد [نمى توانيد] مسلمانى را از بين ببريد.»36

آرى، علمايى كه با روش ملايم از طريق مدارا با مشروطه گران غربى معامله مى كردند، نتوانستند آن ها را به پذيرش مشروطه مشروعه وادار نمايند. از اين رو، به سياست مقابله صريح متوسّل شدند كه به قتل آية اللّه سيد عبدالله بهبهانى و مرگ مشكوك مرحوم آية الله العظمى آخوند خراسانى انجاميد.

درگيرى و مقابله اين گروه از علماى مشروطه خواه با جناح تندرو و سكولار مشروطه مشروعيت و مقبوليت آنان را از بين برد و جناح مذهبى و نيروهاى ديندار را به طور يكپارچه در مقابل آنان قرار داد. مرز ميان مشروطه مشروعه و مشروطه غربى روشن گرديد و بسيارى از چهره هايى كه پشت پرده هاى نفاق پنهان شده بودند، ماهيت خود را نشان دادند. در چنين فضايى، اگر نيروهاى مذهبى و روحانيت به طور فعّال در صحنه حضور داشتند و برخوردهاى تهاجمى و فعّال خود را استمرار مى بخشيدند زمينه پيروزى فراهم بود، ولى ظاهراً تاريخ نشانگر آن است كه برخورد نيروهاى مذهبى با موج مشروطه غربگرا پيش از آنكه يك برخورد فعّال باشد، يك برخورد انفعالى بود. از اين رو، رنگ مقاومت در برابر جريان سكولار بيشتر به صورت نفى و انكار زبانى و نوشتارى بود، و حال آنكه انقلاب در آن مقطع نيازمند حضور فعال رهبران دينى و نيروهاى مذهبى در صحنه بود. پس از فتح تهران و اعدام شيخ شهيد و سخنان كفرآميز امثال تقى زاده، مردم مسلمان مرز حق و باطل را تشخيص دادند. در چنين شرايطى، اگر علما و روحانيان به صورت فعّال در صحنه حضور پيدا مى كردند، به يقين اوضاع را به دست مى گرفتند و نيروهاى سكولار را سخت سركوب مى كردند، ولى متأسفانه بسيارى از نيروهاى مذهبى به دليل نوميدى از اصلاح امور، از ميدان مبارزه كنار كشيدند و همين امر زمينه را براى جولان دادن و ابستگاه استعمار انگليس و فراماسونرها و پيروان فرق ضالّه فراهم آورد.

آن گروه از علمايى كه از نجف اشرف به سوى تهران در حركت بودند نيز در ميان راه با مرگ مشكوك آية اللّه العظمى آخوند خراسانى از ادامه مسير منصرف شدند و بدين سان، كانون هاى رهبرى نهضت در نجف اشرف و تهران به شهادت و رحلت دو شخصيت بزرگ و دو رهبر خبير و بيدار نهضت، يعنى مرحوم آخوند خراسانى و شهيد شيخ فضل اللّه نورى بى فروغ گرديد و انقلاب به دست نااهلان افتاد.

جمع بندى
در يك نگاه كلى، مى توان گفت: روحانيت و رهبران دينى در نهضت مشروطه مانند يك پيكر واحد و يك لشكر به حساب مى آمدند كه به دنبال رفع ظلم و خودكامگى و برپايى عدالت و قسط در جامعه بودند. از اين رو، در ابتداى نهضت براى رسيدن به اين هدف مقدّس وارد ميدان شدند، ولى پس از پيروى نهضت وقتى با تهاجم جريان بيمار منوّرالفكران دين گريز مواجه گرديدند، ابتدا نيروهاى رده دوم روحانيت به مقابله با آن برخاستند و سپس نهاد فرماندهى كل نهضت، يعنى مرجعيت شيعه دست به كار شد. دليل درگيرى دو مرحله اى علما با موج استحاله نهضت هم نقابدار بودن رجال مشروطه غربى بوده، به طورى كه مقابله همگانى و همه جانبه با آن ها در مرحله نخست، براى افكار عمومى قابل توجيه نبود و سكومت محض و مداراى همگانى نيز موجب تسريع عمليات استحاله نهضت و از كف رفتن فرصت مقابله مى شد. از اين رو، مرحوم شيخ فضل الله نورى و اطرافيانش در مرحله نخست، در مقابل موج انحراف ايستادگى كرد و با مشروطه اى كه موجب زوال دين در جامعه مى شد، دست به گريبان شد و به رغم متهم شدن به استبداد و خودكامگى، دست به مقاومت زد و تا پاى دار ايستادگى كرد و سرانجام روند استحاله نهضت را به تأخير انداخت.

و در مرحله دوم، پس از فاش شدن نيّات شوم و ماهيت پوشالى رهبران مشروطه غربى، ساير رهبران دينى نهضت بپا خاسته، مشروعيت و مقبوليت مشروطه و فساد مسلك سياسى سردمدارانشان را اعلان كردند و بدين سان، عمليات سكولاريزه كردن نهضت را متوقف ساختند و منوّرالفكران خودباخته غرب را در غربى كردن ايران در فضايى آرام و در حال خفتگى ملت مسلمان ناكام گذاردند و اين سير به پيش مى رفت تا با حضور فيزيكى فعّال در صحنه سياسى ايران، ابتكار عمل را از دست دشمن مكار بگيرد. اما در ميان راه، با ترورها و توطئه هاى مشروطه چيان لامذهب رهبران مؤثر روحانيت به شهادت رسيدند و يا به طرز مشكوكى رحلت نمودند و انقلاب به دست نااهلان افتاد.

پى نوشت ها

1ـ تاريخ استقرار مشروطيت در ايران، اسناد محرمانه وزارت خارجه انگلستان، ترجمه حسن معاصر، ص 158.

2ـ ناظم الاسلام كرمانى، تاريخ بيدارى ايرانيان، تهران، آگاه، ج 1، ص 322.

3الى 5ـ محيط مافى هاشم، مقدّمات مشروطيت، تهران، فردوسى، ج 1، 1363 ش، ص 108 / ص 313 / ص 314.

6ـ ر.ك: محمد تركمان، رسائل، اعلاميه ها، مكتوبات... و روزنامه شيخ فضل الله نورى، مؤسسه خدمات فرهنگى رسا، 1362 ش، ج 1، ص 114.

7ـ ر.ك: غلامحسين زرگرى نژاد، رسائل مشروطيت، رساله حرمت مشروطه، ص 166.

8الى 15ـ ر.ك: همان، ص 160 / ص 162 / ص 162 / ص 166 / ص 166 / ص 167 / ص 153 / ص 158.

16و17ـ غلامحسين زرگرى نژاد، پيشين، رسالة تذكرة الغافل، ص 178 / ص 180.

18ـ مقصود ميرزاملكم خان ارمنى از مروّجان مشروطه غربى است.

19الى 24ـ غلامحسين زرگرى نژاد، پيشين، رساله تذكرة الغافل، ص 181 / ص 184 و 185 / همان، ص 182 / ص 183.

25ـ هما رضوانى، لوايح آقا شيخ فضل الله نورى، تهران، نشر تاريخ ايران، ج 1، 1361 ش، ص 31.

26ـ به طور كلى.

27ـ محمد تركمان، پيشين، ج 1، ص 260 تا 269.

28ـ محمدمهدى شريف كاشانى، واقعات اتفاقيه در روزگار، تهران، نشر تاريخ ايران، ج 1، 1362 ش، ص 418.

29ـ موسى حقّانى، مقاله «تهران و تبريز دو كانون پر التهاب مشروطيت»، فصلنامه تخصصى تاريخ معاصر ايران، موسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران، سال سوم، ش 10 (تابستان 1378)، ص 245ـ246.

30الى 32ـ همان، ص 242ـ243 / ص 243ـ244 / ص 244.

33ـ اوراق تازه ياب مشروطيت و نقش تقى زاده، به كوشش ايرج افشار، جاويدان، ج 1، 1359 ش، ص 207 و 208.

34ـ همان، ص 538، نقل از فصلنامه تخصصى تاريخ معاصر ايران، پيشين، ص 239.

35ـ ناظم الاسلام كرمانى، پيشين، ج 1، ص 373.

36ـ مركز اسناد مؤسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران، ش 32 ق، نقل از فصلنامه تاريخ معاصر ايران، سال سوم، ش 10، ص 228.

نويسنده:جواد سليمانى

منبع: ماهنامه معرفت شماره77

*****

+ نوشته شده توسط محمد در یکشنبه 10 مرداد1389 - ساعت 15:23 |
کد مطلب: 634 || نوع مطلب: اخبار مهم

خبرگزاري فارس: اعضاي گروهك تروريستي " ارتش جهاني رهايي " در جلسه تشكيلاتي خود بازداشت شدند.

به گزارش گروه "فضاي مجازي " خبرگزاري فارس ، جهان نوشت:‌اعضاي يك تيم تروريستي بهايي كه اقدام به جذب نيرو از ميان دانشجويان چپ كرده بودند، توسط ماموران امنيتي دستگير شدند.

اين گروه تروريستي كه با نام "ارتش جهاني رهايي " اعلام موجوديت كرده بود،براي برگزاري جلسه تشكيلاتي در پارك طالقاني تهران جمع شده بودند توسط نيروهاي امنيتي دستگير شدند.

به گفته يك منبع مطلع، دو تن از گردانندگان اين تيم به نام‌هاي "افشين ح " و "جمال ر " كه اقدام به تهيه سلاح كرده بودند، هدف از آن را ترور چند تن از مسئولان كشور عنوان كرده‌اند.

گفته مي شود سرتيم‌هاي اين گروه تروريستي كه جزو فرقه ضاله بهائيت هستند،چندين نوبت به شمال عراق سفر كرده بودند و در سفرهاي اخيرشان به كردستان عراق ديدارهايي با سران گروهك تروريستي كومله و پژاك داشته‌اند.

*****

+ نوشته شده توسط محمد در یکشنبه 10 مرداد1389 - ساعت 15:14 |
کد مطلب: 653 || نوع مطلب: مطالب با درجه ربط کم

خبرگزاري فارس: يك كارشناس ارتباطات گفت: نظارت جامعي بر اطلاعات ارائه شده توسط سايت‌هاي اينترنتي وجود ندارد.

احسان پوري در گفت‌و‌گو با خبرنگار اجتماعي باشگاه خبري فارس «توانا» گفت: براي مقابله با سايت‌هاي مختلف به لحاظ فرهنگي و از طريق توليد محتواي غني بايد تلاش كنيم.

وي افزود: توليد محتواي غني در اينترنت مخاطب را از مراجعه به اين سايت‌ها بي‌نياز مي‌كند همان‌گونه كه اگر صدا و سيما بتواند با توليد برنامه‌هاي مناسب زمان مخاطب را به درستي پر كند ديگر افراد به ماهواره روي نخواهند آورد.

اين كارشناس ارتباطات با بيان اينكه فيلترينگ راه اول مقابله با سايت‌ها نيست، عنوان‌ كرد: هم‌اكنون دو بحث محتوا و سرعت اطلاع‌رساني حرف اول را در فضاي مجازي مي‌زنند و بايد تلاش شود تا علاوه بر محتواي غني، ‌سرعت اطلاع رساني را بالا ببريم تا از سايت‌هاي خبري دنيا عقب نمانيم.

* اينترنت نمود آشكار تهاجم فرهنگي

پوري هم اكنون نماد آشكار تهاجم فرهنگي را از طريق اينترنت دانست و بيان‌كرد: هم‌اكنون سايت‌هاي بسياري در حوزه‌هاي مذهبي به‌خصوص بهائيت فعال هستند كه براي مقابله با اسلام تلاش مي‌كنند.

وي با اشاره به اينكه فيلترينگ سايت‌ها در كوتاه مدت مؤثر خواهد بود،‌ ادامه‌داد: بايد به‌ جاي فيلتر كردن سايت‌ها در زمينه ايجاد سايت‌هايي با محتواي غني فرهنگ سازي داشته باشيم تا بتوانيم پايگاه‌هاي نامناسب را تحت تأثير قرار داده و با آنها مقابله كنيم.

اين كارشناس ارتباطات، فرهنگ سازي براي توليد محتواي غني را موجب افزايش سواد رسانه‌اي مردم دانست و اظهار ‌داشت: اين كار احتياج به زمان داشته و در يك زمان كوتاه نمي‌توان آن را با موفقيت انجام داد و نياز به يك برنامه‌ريزي بلند‌مدت دارد.

* براي معرفي سايت‌هاي قدرتمند فرهنگي كشور كاري انجام نمي‌شود

پوري با اشاره به بحث جهاني شدن و دهكده جهاني اضافه ‌كرد: در دهكده جهاني كنوني، فرهنگي مي‌تواند ماندگار باشد كه پايه‌هاي محكمي داشته باشد و با توجه به اينكه فرهنگ ايراني و اسلامي ما پايه‌هاي محكمي دارد مي‌توانيم براي حفظ آن موفق باشيم.

وي ايران را جزء كشورهايي دانست كه به لحاظ انتشار اطلاعات با محتواي فارسي در اينترنت در رديف كشورهاي برتر جهان قرار دارد اما هنوز نتوانسته‌ايم به درجه‌اي برسيم كه بتوانيم مخاطب را تحت تأثير قرار دهيم.

اين كارشناس ارتباطات با اشاره به برخي از سايت‌هاي قدرتمند ايراني به لحاظ فرهنگي، ‌بيان‌كرد: سايت تبيان نمونه‌اي از آنهاست اما هيچ كاري براي معرفي و نهادينه كردن اين‌سايت‌ها در بين مخاطبان انجام نشده است.

*جنگ سايبر، جنگ جهاني سوم

پوري اكثريت كاربران اينترنت را جوانان دانست و افزود: اگر نتوانيم براي اين كاربران محتواي مناسب توليد و آن را مديريت كنيم در جنگ نرمي كه از سوي دشمن بر عليه كشور صورت گرفته است، شكست مي‌خوريم.

وي ادامه‌داد: هم اكنون جنگ سايبر به جنگ جهاني سوم تبديل شده است و اگر براي مقابله با آن تنها از فيلترينگ استفاده كنيم و اقدام فرهنگي مناسبي انجام ندهيم، دشمن جوانان كشور را از درون استحاله خواهد كرد و آنها را از اصالت فرهنگي خود دور مي‌كند.

پوري با اشاره به طرح شناسنامه‌دار كردن سايت‌هاي اينترنتي گفت: اين طرح در چند سال گذشته مطرح شد تا به تمام سايت‌ها مجوز فعاليت داده شود و شناسنامه‌دار شوند اما با استقبال مخاطبان و دولت مواجه نشد.

اين كارشناس ارتباطات با بيان اينكه بحث خبري در اينترنت با روزنامه‌هاي چاپي متفاوت است، بيان ‌كرد: مطبوعات با داشتن مجوز اقدام به فعاليت مي‌كنند اما در اينترنت هر شخصي مي‌تواند با كمترين هزينه سايتي را ايجاد كرده و اقدام به اطلاع رساني كند.

پوري افزود: در اينترنت نظارت جامعي بر اطلاعات ارائه شده توسط سايت‌هاي مختلف وجود ندارد و نياز به يك نظارت جامع همراه با مديريت در اين حوزه را داريم تا بتوانيم اطلاعات ورودي را مديريت كنيم.

*****

+ نوشته شده توسط محمد در یکشنبه 10 مرداد1389 - ساعت 0:12 |
کد مطلب: 652 || نوع مطلب: مطالب با درجه ربط کم
/ شيخ فضل الله نوري از بيان امام خميني /
شيخ فضل الله نوري (ره) شهيد راه مبارزه با شعار جدايي دين از سياست

خبرگزاري فارس: مرحوم شيخ فضل الله نوري ايستاد كه « مشروطه بايد مشروعه باشد بايد قوانين موافق اسلام باشد.در همان وقت كه ايشان اين امر را فرمود و متمم قانون اساسي هم از كوشش ايشان بود مخالفين خارجي ها كه يك همچو قدرتي را در روحانيت مي ديدند كاري كردند در ايران كه شيخ فضل الله مجاهد مجتهد را يك نفر منحرف روحاني نما محاكمه كرد .

نگاه امام خميني به چهره اي شاخص از روحانيت اصيل و مبارز و چهره اي آلوده و مرموز از روحانيت وابسته
در پيام تاريخي حضرت امام خميني به روحانيت در كنار خيل عظيم فقيهان و عالمان و روحانيون انديشمند و متعهد و انقلابي از اقليتي از روحاني نمايان نيز نام برده مي شود كه اگر چه در ظاهر چنين نمي نمايند كه وابسته به بيگانگان و متصل به قدرتهاي استعماري و استكباري باشند در فكر و عمل و براساس مستندات تاريخي به آن آبشخور آلوده اتصال داشته اند و همواره در نقطه مقابل و در معارضه با علماي آزاد انديش و دلسوخته و زجر كشيده قرار گرفته و مانع و مشكل ايجاد كرده اند.
امام خميني توصيف هاي زيبا و شگفتي زايي از جبهه بزرگ عالمان درد آشنا و مبارز و نستوه دارد كه نمونه ذيل يكي از آنهاست :
« در هر نهضت و انقلاب الهي و مردمي علماي اسلام اولين كساني بوده اند كه برتارك جبين شان خون و شهادت نقش بسته است . كدام انقلاب مردمي ـ اسلامي را سراغ كنيم كه در آن حوزه و روحانيت پيش كسوت شهادت نبوده اند و بربالاي دار نرفته اند و اجساد مطهرشان بر سنگفرش هاي حوادث خونين به شهادت نايستاده است » (1 )
امام خميني درباره روحانيون وابسته به استكبار نيز تعابيري آگاهي بخش دارند كه نمونه ذيل يكي از آنهاست :
« استكبار وقتي كه از نابودي مطلق روحانيت و حوزه ها مايوس شد دو راه براي ضربه زدن انتخاب نمود يكي راه ارعاب و زور و ديگري راه خدعه و نفوذ در قرن معاصر. وقتي حربه ارعاب و تهديد چندان كارگر نشد راه هاي نفوذ تقويت گرديد. اولين و مهم ترين حركت القاي شعار جدايي دين از سياست است ... روحانيون مجاهد از « نفوذ » بيشتر زخم برداشته اند ... ضربات روحانيت ناآگاه و آگاه وابسته به مراتب كاري تر از اغيار بوده و هست . » (2 )
در يك رويكرد تاريخي يك مصداق و نمونه از روحانيت متعهد و مبارز و در تقابل با استعمار خارجي و نيز مصداق و نمونه اي از روحانيت وابسته به بيگانه و آسيب رسان به اسلام را به تامل و مداقه مي گذاريم .
فقيه مجاهد و عالم نستوه آيت الله شهيد شيخ فضل الله نوري مصداق و نمونه بارز و روشني از روحانيت متعهد و دلسوخته و دردآشنا مي باشد و شيخ ابراهيم زنجاني مصداق و نمونه اي از اقليت روحانيون وابسته به استعمار و در تقابل بااسلام اصيل و روحانيت آگاه و متعهد به شمار مي رود.
هم شهيد بزرگوار آيت الله شيخ فضل الله نوري و هم روحاني نماي وابسته به اغيار شيخ ابراهيم زنجاني را در نهضت مشروطه و در مقابل هم و در تضاد و تعارض با يكديگر مشاهده مي كنيم .
حضرت امام خميني از عملكرد اين دو تن ـ روحاني و روحاني نما ـ اينگونه سخن مي گويد :
مرحوم شيخ فضل الله نوري ـ رحمه الله عليه » ايستاد كه « مشروطه بايد مشروعه باشد بايد قوانين موافق اسلام باشد » . در همان وقت كه ايشان اين امر را فرمود و متمم قانون اساسي هم از كوشش ايشان بود مخالفين خارجي ها كه يك همچو قدرتي را در روحانيت مي ديدند كاري كردند در ايران كه شيخ فضل الله مجاهد مجتهد داراي مقامات عاليه را يك دادگاه درست كردند و يك نفر منحرف روحاني نما او را محاكمه كرد و در ميدان توپخانه شيخ فضل الله را در حضور جمعيت به دار كشيدند . (3 )
شما مي دانيد كه مرحوم شيخ فضل الله نوري را كي محاكمه كرد. يك معمم زنجاني يك ملاي زنجاني محاكمه كرد و حكم قتل او را صادر كرد . (4 )

1 ـ در شناخت شخصيت شهيد شيخ فضل الله نوري كه نماينده روحانيت متعهد و مبارز و دلسوخته و زجر كشيده در راه اعتلاي دين و استقلال سرزمين مي باشد ـ بايد تعابير حضرت امام خميني در وصف او به تامل گذاشته شود.
امام خميني شيخ فضل الله را مبتكر و نظريه پرداز « مشروطه مشروعه » مي دانند او را عامل اصلي و تلاشگر نخستين براي تصويب متمم قانون اساسي معرفي مي كنند عنوان « مجتهد » را براي نماياندن انديشه هاي فقهي و اجتهادي او برمي گزينند لقب « مجاهد » را به منظور معرفي شاخصه جهاد در راه خدا با دشمنان خارجي و داخلي به كار مي برند و اين شهيد والامقام را « داراي مقامات عاليه » كه نشان از ويژگي ها و برجستگي هاي روحي و اخلاقي و علمي و عملي در ابعاد و جلوه هاي گوناگون دارد معرفي مي كنند و مجموعه اين مشخصه ها را كه موجب حركت الهي او براي جلوگيري از سيطره استعمار خارجي بر ايران مي شود عامل « قدرت روحانيت » و واكنش انگليس و ايادي داخلي آن در تلاش براي شهادت رساندن اين عنصر فداكار و مبارز مي دانند.
اگر چه فقها و علماي نجف با پيام ها و اعلاميه هاي خود و نيز علماي تهران با تلاش فكري و عملي در نهضت مشروطه حضور فعال داشتند لكن از آن ميان فقيه مجاهد شيخ فضل الله نوري نقشي محوري و تعيين كننده داشت . او به عنوان « مهم ترين شخصيت مذهبي ايران طراح مشروطه مشروعه نويسنده قانون اساسي اسلامي و متمم قانون اساسي مشروطه و ماده مذهب رسمي كشور و هيئت طراز اول مجتهدين ناظر بر مقررات و قوانين مجلس شوراي ملي در تهران به شكل دهي جنبش و مجلس و قانون اساسي مي پرداخت و او در ميان علما دقيق تر و شناخته شده تر حوادث و جريانات را در تهران مي ديد. از آنجا كه اطلاع از اوضاع سياسي جهان آن روز نفوذ استعمار فكري و گسترش انديشه هاي ضد ديني در قالب آزادي حقوق بشر مقررات ملي و مشروطيت و دخالت سياستهاي انگليس و روس در كشورهاي مختلف به ويژه در ايران و كشورهاي اسلامي باشناخت از انجمن هاي سري و تشكيلات فراماسونري و مطالعه مكاتب الحادي و مادي در قالب مكتب هاي فلسفي و عرفاني و آگاهي از انديشه مبارزه با دين در قالب پروتستانتيسم اسلامي و پيرايشگري آن با گسترش گروه هاي به ظاهر مذهبي بابيت و بهائيت و ازلي انگليسي و شناخت دقيق از تحصيل كردگان و به ظاهر روشنفكران ديگر انديش جامعه ايراني و هواداران انديشه هاي لائيك غربي و بيگانه و مطلع از وضعيت دقيق سياسي دربار و دولت وابسته ايران و اوضاع به هم ريخته اقتصادي و اجتماعي كه پس از مرگ ناصرالدين شاه و واقعه رژي و دخالت بيگانگان و جداسازي تيول سياسي سياستمداران و تلاش متجددين را براي مبارزه صد درصد با تفكر ديني و خداباوري و مبارزه افراطي اجتماعي و سياسي با روحانيت دين و ترور شخصيت آنها مشاهده مي كرد تصميم به مبارزه و اعلان طرح حكومتي « مشروطه مشروعه » و تحريم مشروطيت غربي گرفت » (5 ) و اين در حالي بود كه او خود به همراه چهره هاي شاخص روحانيت همچون آيت الله طباطبايي و آيت الله بهبهاني از بنيان گذاران نهضت مشروطه بود و به دليل انحراف مشروطيت توسط انگليس طرح « مشروطه مشروعه » را مطرح كرد كه مبناي آن تحقق قوانين شرع مقدس اسلام بود.
چهره فقيه آگاه و مبارز آيت الله شيخ فضل الله نوري در همه حركت ها شاخص و تاثيرگذار بود و از جمله در هجرت علماي تهران به قم كه جمعيتي قريب به هزار تن از فضلا و روحانيون را در برمي گرفت و در اعتراض به استبداد و ستم دربار عليه مردم مسلمان اين حركت را آغاز كردند به اعتراف مورخان نقشي برجسته داشت . (6 )
همچنين شيخ شهيد در حركت آگاهي بخش متحصنين در زاويه آستانه حضرت عبدالعظيم و انتشار لوايح براي اعلام مواضع و رفع شبهات و ترديدهايي كه عناصر غرب گرا عليه او در ميان مردم جامعه منتشر كرده بودند نقش محوري داشت و اين حركت در حالي صورت گرفت كه روزنامه هاي مشروطه غربي با ادعاي آزادي و دموكراسي و حقوق بشر از چاپ و نشر سخنان و دست نوشته هاي او امتناع مي كردند و او به ناچار به انتشار لوايح اهتمام ورزيد(7 )

2 ـ شيخ ابراهيم زنجاني كه امام خميني او را « منحرف روحاني نما » مي نامند عنصري غرب زده و وابسته به استعمار خارجي و همراه و هميار با ايادي و مهره هاي داخلي قدرتهاي استكباري در نقطه مقابل فقيه آزاد انديش و مرزبان دين اسلام آيت الله شهيد شيخ فضل الله نوري قرار داشت و طبيعي است كه او از مهره هايي بودكه توسط استعمار از ديرزمان و به مرور آماده بهره برداري عليه اسلام ناب محمدي (ص ) و نهضت هايي كه علماي اسلام در آن نقش محوري و بنيادي ايفا مي كردند شده بود. نهضت مشروطه ايران كه به رهبري روحانيت بنيان نهاده شد و با حضور مردم مسلمان مراحل پيشرفت را طي مي كرد با دخالت انگليس و با نقش آفريني جريان هاي فكري و سياسي وابسته به غرب به انحراف گرائيد و از همان زمان شهيد بزرگوار آيت الله شيخ فضل الله نوري كه ركن بزرگ نهضت مشروطه بود به مخالفت با مشروطه اي كه در دام انگليس گرفتار آمده بود پرداخت و طرح مشروطه مشروعه را مطرح و ترويج نمود.
شيخ ابراهيم زنجاني از جمله مهره هاي وابسته به استعمار انگليس بود كه براي نهادينه كردن « اسلام غربي » و وابسته به استكبار جهاني ذخيره سازي شده بود و همه مراحل سرسپردگي و ماموريت هاي مختلف را به خوبي طي نمود تا اين كه سرانجام به دادستاني دادگاهي انتخاب شد كه مامور بود با يك محاكمه ساختگي و فرمايشي چهره شاخص روحانيت اصيل و متعهد و انقلابي يعني آيت الله شيخ فضل الله نوري را محاكمه و حكم اعدام او را صادر نمايد!
شيخ ابراهيم زنجاني از اعضاي سازمان مخوف فراماسونري در ايران بود كه با فعاليت هاي مرموز شاخه هاي اين سازمان استعماري توانست در عرصه فعاليت هاي مخالف با اسلام و روحانيت و حوزه هاي علميه حضور يابد و زمينه ساز طرح استعماري جدايي دين از سياست و اسلام منهاي روحانيت شود.
شيخ ابراهيم زنجاني به مرور و در اثر تماس با فرهنگ غرب به تجددگرايي افراطي و غرب زدگي آلوده شد و مطالعه نشريات و كتبي در موضوعات مختلف مربوط به دنيا غرب او را به « خودباختگي » كشاند.
ارتباط اين عنصر با حكومت قاجار او را در نزديكي به عناصر دربار و كارگزاران اصلي اين سلسله مساعدت نمود و از جمله بايد حكومت ميرزا مهدي خان غفاري ملقب به « وزير همايون » بر خمسه زنجان را نقطه عطفي در زندگي شيخ ابراهيم زنجاني شمرد.
در سال هاي حكومت ميرزا مهدي خان غفاري رابطه اي نزديك و صميمي بين او و شيخ ابراهيم زنجاني به وجود آمد و اين رابطه و اقدامات ناشي از آن موجب شد كه در ميان مردم مسلمان و روحانيون منطقه شيخ ابراهيم زنجاني به « فرنگي مآبي » متهم شود.
ميرزا مهدي خان غفاري بلافاصله پس از استقرار در زنجان مبارزه شديد و سرسختانه اي را با فقيه پارسا آخوند ملاقربانعلي زنجاني ـ كه مجتهد بزرگ زنجان بود و پس از ارتحال مرحوم ميرزاي شيرازي مرجع تقليد مردم خمسه و منطقه به شمار مي رفت و در اين خطه از احترام و اقتدار فراوان برخوردار بود ـ آغاز كرد.
ميرزا مهدي خان غفاري در ديدارها و همراهي ها با شيخ ابراهيم زنجاني ضمن تشريح مسائل مملكتي از نفوذ و رقابت روسيه و انگليس در ايران سخن مي گفت و همواره خطر روسيه را مي نماياند و انگليس را هوادار و حامي حفظ استقلال و تماميت ارضي ايران معرفي مي كرد!
پس از عزيمت ميرزامهدي خان غفاري به كردستان و انتقال حكومت خمسه به جلال الدوله پسر ظل السطان شيخ ابراهيم زنجاني به او نيز نزديك شد و بسيار دوست و صميمي گرديد . (8 )
شيخ ابراهيم زنجاني در آثار خود فهرستي به دست مي دهد كه عموما از اعضاي افراطي لژ بيداري ايران ـ وابسته به سازمان فراماسونري ـ محسوب مي شدند و بازيگران اصلي صحنه پردازي هائي بودند كه سرانجام به استقرار ديكتاتوري رضاخان انجاميد. در قله اين فهرست سيدحسن تقي زاده و محمدعلي فروغي قرار دارند. شيخ ابراهيم زنجاني با اين عناصر در تعامل بود و به ويژه تا پايان عمر نسبت به سيد حسن تقي زاده كه معتقد بود ايران بايد از سر تا پا فرنگي و غربي شود وفادار ماند . (9 )
« اسلام انگليسي » جلوه اي از « اسلام غربي » به شمار مي رفت كه شيخ ابراهيم زنجاني سخت به آن پايبند و مامور ترويج آن بود جلوه ديگر اسلام غربي « اسلام آمريكايي » بود كه در آثار شيخ ابراهيم زنجاني زمزمه هاي آن را مي شنويم . از سال 1302 به بعد شيفتگي به آمريكا در نوشته هاي شيخ ابراهيم زنجاني خميرمايه هاي اوليه شكل گيري اسلام آمريكايي در ذهن و فكر او محسوب مي شد او به پسرانش مي نويسد : « ادني رعيت در آمريكا باشيد بهتر است از وزارت در ايران »
و نيز در آثار او آمده است : « آمريكا را تازه غنچه نيكبختي و بلندي و آسودگي و آزادگي و دارايي و فراخي شگفت آغاز كرده . پست ترين زارع و عمله آنجا نيك روزتر و خوشبخت تر از پادشاهان و بزرگان شرق است . » (10 )
طبيعي است كه اين چنين عنصر دين فروش و خودباخته و مسخ شده اي در دادگاه فرمايشي مشروطه غربي حكم اعدام چهره شاخص روحانيت اصيل فقيه و مجاهد نستوه آيت الله شيخ فضل الله نوري را صادر نمايد و سرسپردگي به بيگانگان را ثابت كند و پاسخ سرمايه گذاري ها و هزينه هايي كه براي او كرده اند را به موقع و در لحظات نفس گير تاريخ بدهد!
حضرت امام خميني علت اوليه و اساسي دين فروشي و سرسپردگي شيخ ابراهيم زنجاني را « نفسانيت » مي داند و معتقد است كه او به دليل نپيمودن راه تهذيب نفس و پرورش درون در دام حكمرانان داخلي قاجاريه و استعمارگران خارجي گرفتار آمد . (11 )
بر اساس اين ديدگاه ژرف امام خميني عناصري همچون شيخ ابراهيم زنجاني همانند روحانيون دربار بني اميه و بني عباس كه به نشر اسلام اموي و اسلام عباسي پرداختند و در مقابل اسلام اصيل و ناب كه ائمه اطهار (ع ) و فقيهان و عالمان آزادانديش ترويج كنندگان آن بودند ايستادند به دربار حكومت هاي وقت راه يافت و به تعامل با ايادي استعمار خارجي پرداخت و مروج اسلام شاهنشاهي و اسلام انگليسي و اسلام آمريكايي شد و همانگونه كه روحانيون درباري در طول تاريخ در دام نفسانيت گرفتار آمدند و تمايلات دروني شامل جاذبه هاي ثروت و شهرت و رياست خاستگاه اصلي دين فروشي آنان شد شيخ ابراهيم زنجاني نيز اينگونه و اين چنين خويشتن را باخت و دنيا و آخرت خود را تباه ساخت .
پيام و درس و عبرت امروز ما از اين رويكرد تاريخي فراوان است و از آن ميان اصل « حضور » و به « غفلت و تسامح » درنيامدن و « عبرت گيري » از وقايع مشروطه است و امام خميني اين پيام و درس بيداري را اينگونه به نسل امروز منتقل مي نمايند :
« اگر روحانيون ملت خطبا نويسندگان روشنفكران متعهد سستي بكنند و از قضاياي صدر مشروطه عبرت نگيرند به سر اين انقلاب آن خواهد آمد كه به سر انقلاب مشروطه آمد . » (12 )
اين رهنمود و هشدار امام خميني در دل خود همه چيز دارد و از آن جمله اين كه نبايد بگذاريم در جامعه امروز و فرداي ما « شيخ فضل الله » ها در « غربت » و « مظلوميت » فرو روند و فريادهاي « اسلام خواهي » و « بيگانه ستيزي » و « استقلال طلبي » آنان در خاك سرد گورستان تاريخ مدفون شود.
و نبايد بگذاريم حاميان اسلام شاهنشاهي و اسلام غربي و آمريكايي در هر موقعيت و در هر كسوت رشد كنند و به جايگاه هاي شهرت و قدرت برسند و به گونه اي به فريب افكار عمومي بپردازند كه « حق » ها « باطل » و « راه » ها « بيراهه » جلوه داده شود و به تدريج پوسته اي از « اسلام » باقي بماند و نامي و ظاهري از « انقلاب » و « نظام اسلامي » .
پاورقي :
1 ـ پيام امام خميني به روحانيت 67 12 3 صحيفه امام ج 21 ص 275
2 ـ همان مدرك ص 278
3 ـ تاريخ معاصر ايران از ديدگاه امام خميني تبيان (آثار موضوعي ) دفتر بيستم موسسه تنظيم و نشر آثار امام ص 70
4 ـ همان مدرك
5 ـ جريان هاي فكري مشروطيت موسسه مطالعات و پژوهش هاي سياسي ص 34
6 ـ روحانيت و مشروطه به كوشش جمعي از نويسندگان و پژوهشگران انتشارات دفتر تبليغات حوزه علميه قم ص 428
7 ـ همان مدرك ص 420 و 421
8 ـ جريان هاي فكري مشروطيت موسسه مطالعات و پژوهش هاي سياسي ص 250 و 251
9 ـ همان مدرك ص 262
10 ـ همان مدرك ص 268
11 ـ تاريخ معاصر از ديدگاه امام خميني ص 70 و 71
12 ـ روحانيت و حوزه هاي علميه از ديدگاه امام خميني تبيان (آثار موضوعي ) دفتر دهم موسسه تنظيم و نشر آثار امام ص 257
نبايد بگذاريم در جامعه امروز و فردا « شيخ فضل الله » ها در « غربت » و « مظلوميت » فرو روند و فريادهاي اسلام خواهي و بيگانه ستيزي و استقلال طلبي آنان در خاك سرد گورستان تاريخ مدفون شود
نبايد بگذاريم حاميان اسلام شاهنشاهي و اسلام غربي و آمريكايي در هر موقعيت و در هر كسوت رشد كنند و به جايگاه هاي شهرت و قدرت برسند و به گونه اي به فريب افكار عمومي بپردازند كه « حق » ها « باطل » و « راه » ها « بيراهه » جلوه داده شود و به تدريج پوسته اي از « اسلام » باقي بماند و نامي و ظاهري از « انقلاب » و « نظام اسلامي »
شيخ ابراهيم زنجاني از جمله مهره هاي وابسته به استعمار انگليس بود كه براي نهادينه كردن اسلام غربي و وابسته به استكبار جهاني ذخيره سازي شده بود. او از اعضاي سازمان مخوف فرماسونري در ايران بود و همه مراحل سرسپردگي و ماموريت هاي استعماري را طي نمود تا اين كه سرانجام به دادستاني دادگاهي انتخاب شد كه مامور بود با يك محاكمه ساختگي و فرمايشي چهره شاخص روحانيت اصيل و متعهد و انقلابي يعني آيت الله شيخ فضل الله نوري را محاكمه و حكم اعدام او را صادر نمايد!
پيام و درس ما از رويكرد تاريخي به نهضت مشروطه « حضور » و به « غفلت و تسامح » در نيامدن و « عبرت گيري » از وقايع تلخ مشروطيت است و حضرت امام خميني اين پيام و درس بيداري را اينگونه به نسل امروز منتقل مي نمايند : « اگر روحانيون ملت خطبا نويسندگان روشنفكران متعهد سستي بكنند و از قضاياي صدر مشروطه عبرت نگيرند به سراين انقلاب آن خواهد آمد كه به سر انقلاب مشروطه آمد. »

منبع: نور پورتال

*****

+ نوشته شده توسط محمد در شنبه 9 مرداد1389 - ساعت 12:54 |
کد مطلب: 651 || نوع مطلب: تحلیل-پژوهش-مصاحبه-گزارش

خبرگزاري فارس: امام جمعه همدان گفت: بخش وسيعي از شبهات دشمنان راجع به وجود مقدس امام زمان(عج) است و سعي دارند اعتقادات مردم را نسبت به بقية‌الله الاعظم شبهه‌دار كنند.

به گزارش خبرگزاري فارس از همدان، آيت‌الله غياث‌الدين طه‌محمدي ظهر امروز در آيين عبادي سياسي نماز جمعه همدان با بيان اينكه امروز دشمنان هجمه‌هاي وسيعي را عليه دين اسلام آغاز كرده‌اند، اظهار داشت: حجم بسيار زيادي از شبهاتي كه در دوران معاصر عليه اسلام و شيعه ايجاد مي‌شود، برابري مي‌كند با تمام شبهات طول عمر اسلام و بخش وسيعي از اين شبهات راجع به وجود مقدس امام زمان(عج) است و سعي دارند اعتقادات مردم را نسبت به بقية‌الله الاعظم شبهه‌دار كنند.
وي با تأكيد بر اينكه همه وظيفه داريم تا براي مقابله با شبهات خود را مجهز كنيم، تصريح كرد: برگزاري مراسم‌ و جشن‌هاي شعبانيه مقدمه‌اي براي تحكيم اعتقادات ماست و اگر كوتاهي كنيم، مسئوليم.
خطيب جمعه همدان با اشاره به اين كه ظهور فرقه‌هاي ضاله براي به انحراف كشيدن مؤمنان است، افزود: تاريخ بهائيت را بخوانيد، آنهايي كه بهايي شدند مسلمان بودند اما از نظر اعتقادي ضعيف و دشمن به جاي ايمان به امام زمان(عج) چيز ديگري به خوردشان داد.
وي با اشاره به حديثي از امام صادق(ع) گفت: آن حضرت فرمودند به فرزندانتان از سنين كودكي حديث ما را ياد دهيد قبل از ان كه حرف ديگري به آنها بياموزند.
محمدي خاطرنشان كرد: امروز دشمن با اين شبهات آمده و لازم است همه مجهز شويم و بتوانيم پاسخ مناسبي براي اين شبهات داشته باشيم.
وي در ادامه سخنان خود با اشاره به فرا رسيدن سالگرد شهادت شيخ فضل‌الله نوري در هفته آتي گفت: اگر شهادت اين حافظان سنگر مقدس اسلام نبود امروز اين انقلاب شكوهمند شكل نمي‌گرفت.
نماينده ولي فقيه در استان سپس با اشاره به پايان يافتن سفرهاي شهرستاني استاندار افزود: استاندار همدان در اين مدت دو هفته‌اي به شهرستان‌ها سفر كرده و مسائل را به دقت بررسي كردند تا در آستانه سفر رئيس‌جمهور كم و كسري‌ها را ارزيابي كنند.
وي با اشاره به برگزاري معارفه فرماندار جديد همدان اضافه كرد: فرماندار سابق همدان كه اكنون معاون سياسي امنيتي استانداري است در طول چهار سال مسئوليت خود موفق عمل كردند و اميدواريم فرماندار جديد هم به گونه‌اي كار كند تا همدان در كشور نمونه و الگو باشد.

*****

+ نوشته شده توسط محمد در جمعه 8 مرداد1389 - ساعت 16:16 |
کد مطلب: 657 || نوع مطلب: اخبار مهم


شناسایی عوامل فرقه بهائیت در کشور
وزیر اطلاعات با اشاره به گسترش فرقه ضاله بهائیت و ادعاهای دروغین مهدویت در مازندران و کشور افزود: همه عوامل این فرقه ها نیز شناسایی شده اند و تحت نظرند .

وزیر اطلاعات با اشاره به گسترش فرقه ضاله بهائیت و ادعاهای دروغین مهدویت در مازندران و کشور افزود: همه عوامل این فرقه ها نیز شناسایی شده اند و تحت نظرند .
به گزارش باشگاه خبرنگاران حجت الاسلام مصلحی در یادواره شهدا و یادمان آیت الله لائینی امام جمعه فقید نک اضمن بیان مطلب فوق به حادثه تروریستی زاهدان اشاره کرد و با اشاره به اینکه اقدام موساد / ناتو/ سیا و سرویسهای اطلاعاتی/ اقدامی کور محسوب می شود ، افزود: جمعی از عوامل این اقدام دستگیر شدند .
و گفت: برای دستگیری این افراد کارهای پیچیده اطلاعاتی انجام شد.
گفتنی است،" در 24 تیرماه در2 انفجار تروریستی مقابل مسجد جامع زاهدان ، 27 نفر شهید و 169 نفر مجروح شدند . "

*****

+ نوشته شده توسط محمد در جمعه 8 مرداد1389 - ساعت 10:18 |
کد مطلب: 650 || نوع مطلب: مطالب با درجه ربط کم

خبرگزاري فارس: نماينده مردم بهشهر، نكا و گلوگاه در مجلس شوراي اسلامي گفت: ترويج ولايت فقيه زمينه ساز ظهور امام زمان است.

احمدعلي مقيمي امروز در گفت‌وگو با خبرنگار فارس در نكا اظهار داشت: ولايت فقيه و ايده‌هاي امام راحل رمز بقاي انقلاب و اسلام است و در عمل ثابت شده كه ولايت فقيه شايستگي و جايگاه لازم را براي هدايت مردم دارد.
وي افزود: ولايت فقيه اصل مهم و اساسي در هموار سازي راه براي ظهور امام زمان و انقلاب مهدي موعود (عج) است و هر چه اين اصل اساسي بيشتر ترويج شود، راه براي رهبري امام عصر (عج) فراهم مي‌شود.
مقيمي با بيان اينكه عدالت و ظلم ستيزي از جمله نيازهاي جامعه امروزي براي رسيدن به سعادت و آسودگي است، خاطرنشان كرد: در اين ميان بايد شرايط ظهور فراهم شود كه مهمترين آن اطاعت پذيري از ولي فقيه است.
نماينده مردم بهشهر، نكا و گلوگاه در مجلس شوراي اسلامي با اشاره به فعاليت مراكز و فرقه‌هاي منحرف بهائيت و شيطان پرستي و ... خاطر نشان كرد: هدف اصلي آن ها مبارزه با فرهنگ مهدويت و فكر امام زماني است كه بايد جلوي اين افكار و تبليغات گرفته شود.
مقيمي با بيان اينكه خرافات آفت مهم اسلام و انتظار است، اضافه كرد: امام زمان (عج) امام خوبي‌ها و پاكي‌هاست و بايد شرايط جامعه را براي مديريت اين امام همام فراهم كنيم.
وي گفت: جامعه با ظلم و جور با عدالت منافات دارد و تا زماني كه ظلم و بي‌عدالتي در جوامع حاكم باشد ظهور امام زمان نيز به تعويق خواهد افتاد.
مقيمي خرافات در انتظار را در راستاي اهداف استكبار دانست و افزود: استكبار در همه شرايط در فكر بهره‌برداري به نفع خود است و بايد با هوشياري و اطاعت‌پذيري از ولي امر مسلمين از رواج خرافات در اسلام و جامعه جلوگيري كنيم.
وي با اشاره به جريانات فتنه انتخابات دهم رياست جمهوري اظهار داشت: جريانات فتنه و برخي از عملكردهاي آنان نيز در راستاي خرافه‌پراكني در جامعه بوده است.

* غائله فتنه خاموش‌بردار نيست
مقيمي با بيان اينكه غائله فتنه خاموش‌بردار نيست، ادامه داد: بايد در اين راستا با اطاعت‌پذيري از ولايت فقيه حركت كنيم و تابع اوامر ايشان باشيم تا در گرداب فتنه غرق نشويم.
وي هوشياري و افزايش بصيرت ديني و سياسي را مهمترين عامل در جلوگيري و افزايش فعاليت اين فتنه در جامعه دانست و يادآور شد: ولايت فقيه در امتداد ساير ولايت‌ها قرار دارد و اين ولايت در كنار ولايت خدا و پيامبر قرار دارد و ما بايد با تابعيت محض ايشان جامعه را از انحرافات نجات دهيم.

*****

+ نوشته شده توسط محمد در سه شنبه 5 مرداد1389 - ساعت 13:18 |
کد مطلب: 649 || نوع مطلب: اخبار مهم

خبرگزاري فارس: استاد حوزه علميه قم با تاكيد بر ابعاد و چگونگي توسعه وهابيت در كشورها گفت: وهابيت با در دست گرفتن اقتصاد كشورهاي مسلمان قصد استيلاي همه‌جانبه بر اين كشورها را دارد.

به گزارش خبرگزاري فارس از قم به نقل از ستاد خبري نمايشگاه طليعه ظهور، حجت‌الاسلام احمد حاج‌قلي در نشست تخصصي مهدويت با عنوان «بهائيت، گذشته، حال و آينده» كه در حاشيه نمايشگاه طليعه ظهور برگزار شد، تصريح كرد: اوج حملات دشمن در اسلام و به ويژه تشيع به دو چيز است، ابتدا امام حسين‌(ع) كه از آن به قيام سرخ تعبير مي‌شود و دوم مسئله ظهور و امام زمان‌(عج) كه با عنوان انقلاب سبز از آن ياد مي‌شود.
وي ادامه داد: در تحليل‌هايي كه دشمنان از نحوه و علت‌هاي پيروزي انقلاب ايران ارائه داده‌اند رسما اين دو عامل را به عنوان محرك اصلي و انگيزه بخش مردم ايران در انقلاب معرفي كرده‌اند.
اين استاد حوزه با اشاره به سابقه شكل‌گيري تفكر وهابيت در جهان و ايران خاطرنشان كرد: در زمان قاجار و به ويژه در دوران جنگ ايران با روس كه مردم دچار مشكلات فراوان بودند، بحث مهدويت به اوج خود رسيد.
وي افزود: البته در تاريخ تشيع هرگاه مشكلات اجتماعي سياسي فزوني يابد بحث ظهور مطرح مي‌شود همانگونه كه در حال حاضر عراق به اين وضعيت مبتلا شده است.
وي تصريح كرد: از آنجايي كه دست استعمار روس، انگليس و بعدها آمريكا و رژيم صهيونيستي از شكل‌گيري و گسترش وهابيت در جهان حمايت مي‌كرد، اين فرقه توانست به يك حزب بين‌المللي كه در حال حاضر در عرصه‌هاي مختلف فعاليت مي‌كند، رشد كند.
حاج‌قلي بيان داشت: در حال حاضر و بنا به اخبار منتشره توسط خود وهابيون آنها در بيش از 182 كشور محفل ملي و همچنين 12 هزار محفل محله‌اي دارند و آثار و فعاليت‌هاي خود را در قالب برنامه‌هاي راديويي و ماهواره‌اي به بسياري از زبان‌هاي زنده دنيا مخابره مي‌كنند.
وي با اشاره به گذشته پر از آشوب وهابي‌ها تصريح كرد: برخلاف شعارهاي اين فرقه گذشته آنها پر از آشوب است و قتل و غارت‌هاي فراواني را در تاريخ خود دارند.
وي گفت: وهابيون برخلاف شعارهايشان مبني بر صلح‌طلبي كه در سايه آن جهاد و امر به معروف و نهي از منكر را نهي كرده‌اند در بسياري موارد و از جمله در شهرهاي زنجان و مازندران ايران اتفاقات و فجايع ناگواري را رقم زده‌اند.
اين استاد حوزه با اشاره به اقدام وهابيون ايران در دوران قاجار براي ترور ناصرالدين شاه گفت: ميرزا حسين علي نوري كه در آن دوران رهبر بهائيت بود با حمايت روسيه زنده ماند و به روسيه تبعيد شد.
وي با تاكيد بر تعاليم وهابيت مبني بر عدم دخالت در سياست و امور مملكتي ادامه داد: وهابي‌ها با رخنه در همه امور ايرن از جمله اقتصاد، فرهنگ و سياست در زمان پهلوي قصد داشتند حكومتي ايجاد كنند و از ايران به دنيا گسترش دهند كه خوشبختانه با پيروزي انقلاب ايران اين بساط برچيده شد.
وي ادامه داد: در تفكر بهائيت معيار بهايي بودن يا نبودن سياست است و اگر كسي به اين عرصه وارد شود ديگر بهايي نيست كه البته با توجه به عملكرد آنها اين مسئله در حد يك شعار و براي فريب ملت‌ها و دولت‌هاست.
حاج‌قلي با تاكيد بر فريب خوردن برخي با شعار عدم دخالت متدينان در سياست تصريح كرد: اين تنها يك شعار است كه به قصد فريب ملت‌ها و دولت‌ها و همچنين خلع سلاح آنها بيان مي‌شود و نبايد فريب خورد.
وي خاطرنشان كرد: هدف نهايي بهايي‌ها برخلاف ادعاهايشان مبني بر اينكه به دنبال تشكيل حكومت نيستند، تشكيل حكومتي جهاني است.
وي با تاكيد بر تلاش وهابيون بر استيلا در اقتصاد كشورهاي مسلمان گفت: وقتي مردم كشوري در امور اقتصادي محتاج به ديگران باشند بايد از خواسته‌هاي آنها تبعيت كنند و وهابيت نيز به دنبال همين مسئله است.
اين استاد حوزه افزود: تقليد يكي از مسائل مورد تاكيد در تشيع است كه در وهابيت منع شده است كه البته اين هم برخلاف عملكرد آنهاست و پيروان اين آيين بايد از دستورات 9 نفري كه منتخب هستند، تبعيت كنند.
وي يادآور شد: تقليد يك امر عقلاني است و همه مردم در اموري كه تخصص ندارند از متخصصين امر مشورت مشورت مي‌گيرند كه البته مورد تاكيد در اسلام نيز هست.
وي در پايان با ارائه چشم اندازي از آينده وهابيت گفت: آينده وهابيت با چالش‌هاي جدي روبه‌رو است.

*****

+ نوشته شده توسط محمد در دوشنبه 4 مرداد1389 - ساعت 10:42 |
کد مطلب: 616 || نوع مطلب: مقالات

سرویس آئین و اندیشه:زمان حاکمیت صفویه که تفکر شیعه پس از قرن ها از حاشیه به هسته قدرت سیاسی راه یافته بود، چندین جریان شبه مذهبی از دل این تفکر سربرآورده و به نوعی مدعی حکومت و قدرت شدند. تأمل در این جریان ها به خوبی نشان می دهد که چگونه با یکدیگر در ارتباط بوده و یکی جای خود را به دیگری سپرده است.

 پیشینه تاریخی بهائیت


زمان حاکمیت صفویه که تفکر شیعه پس از قرن ها از حاشیه به هسته قدرت سیاسی راه یافته بود، چندین جریان شبه مذهبی از دل این تفکر سربرآورده و به نوعی مدعی حکومت و قدرت شدند. تأمل در این جریان ها به خوبی نشان می دهد که چگونه با یکدیگر در ارتباط بوده و یکی جای خود را به دیگری سپرده است. نخستین این جریان ها، جریان اخباری گری است. دغدغه مهم مکتب اخباری متوجه آن بود که وظیفه مجتهد را انکار و نقش علما را چه از لحاظ عقیدتی چه از جهت عملی محدود کند. آیت الله وحید بهبهانی با ترویج مکتب اصولی خود، مبارزه ای سنگین علیه اخبارییون شروع کرد. در آستانه ورود به عصر قاجار، از دل جریان اخباری یا حداقل در تناسب و ارتباط با آن جریانی دیگر توسط شخصی به نام شیخ احمد احسایی به راه افتاد که بعدها نام فرقه یا مکتب شیخیه به خود گرفت. احسایی کم کم عقایدی پیدا کرد که موجبات مخالفت علما و در نهایت، تکفیر وی از جانب برخی از آنان از جمله ملا محمدتقی برغانی ، ملا آقا دربندی و ابراهیم بن سید محمدباقر را برانگیخت. . اصول عقاید شیخیه به صورت خلاصه از قرار ذیل است:

1. ائمه اثناعشر یعنی علی با یازده فرزندانش مظاهر الهی و دارای نعوت و صفات الهی بوده اند.
2. از آن جا که امام دوازدهم در سنه 260 ه.ق. از انظار غائب گردید و فقط در آخرالزمان ظهور خواهد کرد برای این که زمین را پر کند از قسط و عدل بعد از آن که پر شده باشد از ظلم و جور و از آن جا که مؤمنین دائماً به هدایت و دلالت او محتاج می باشند و خداوند به مقتضای رحمت کامله خود باید رفع حوائج مردم را بنماید و امام غایب را در محل دسترس ایشان قرار دهد بناء براین مقدمات همیشه باید ما بین مؤمنین یک نفر باشد که بلاواسطه با امام غایب اتصال و رابطه داشته واسطه فیض بین امام و امت باشد. این چنین شخصی را به اصطلاح ایشان شیعه کامل گویند.

3. معاد جسمانی وجود ندارد و فقط چیزی که بعد از انحلال بدن عنصری از انسان باقی می ماند جسم لطیفی است که ایشان جسم هور قلیائی گویند. بنابر شیخیه به چهار رکن از اصول دین معتقدند از این قرار: 1. توحید.2. نبوت.3. امامت.4. اعتقاد به شیعه کامل......مطالعه بیشتر

پس از شیخ احمد احسایی، شاگرد جنجالی وی، سید کاظم رشتی راه و فکر وی را ادامه داد. در حقیقت او بود که رسماً فرقه شیخیه را بنیان نهاد که یکی از مبانی آن، اعتقاد به رکن رابع بود و این اعتقاد کم کم زمینه ساز فرقه بابیه شد که مورد تکفیر عالمان دینی قرار گرفت. در هنگام مرگ سید کاظم رشتی، علاوه بر باب، دو تن دیگر که از قضاء هر دوی آنها علیه باب بودند مدعی جانشینی وی بودند: اول، ملا محمد ممقانی از پیروان میرزا شفیع تبریزی، که در تبریز به قتل باب فتوی داده بود و حاجی محمدکریم خان که در کرمان به کشتن دو مبلغ بابی فتوی داده بود و به تقاضای ناصرالدین شاه رساله ای در ردّ دعاوی باب تألیف کرد. شروع فتنه باب در زمان محمدشاه است. قیام بابیه و خلف آن بهایی گری سریع و با خون ریزی بسیار و نیز با واکنش صریح و عمومی عالمان دینی همراه بوده است. بابی گری در تمام مراحل رشد عقیدتی خود ضرورتاً مخالف اسلام بوده و پذیرش آن مستلزم نفی و لغو خاتمیت اسلام می باشد. بابی گری راه تاریخی خود را در ازلی گری و بهایی گری ادامه داد. البته ازلی گری از لحاظ اهمیت پس از بهایی گری قرار دارد، در عین حال، هر سه این گروه ها، دشمنی با عالمان دینی را سرلوحه کارشان قرار داده بودند... مطالعه بیشتر

آنها با تفکراتی غالیانه و مغایر با تمام آموزه های ادیان الهی دینی بشر ساز را ارائه کردند .به عنوان نمونه باب و بهاء خود را بالاتر از تمامی انبیاء الهی دانسته و در جای جای آثار خویش خود را دارای مقام ربوبیت و الوهیت قلمداد کرده اند. دین اسلام را نسخ شده پنداشته و دوران آن را خاتمه یافته معرفی کردند. این فرقه ها همواره از سوی استعمار که در ستیزی دائمی با اسلام و تشیع قرار دارند حمایت و پشتیبانی می شدند اگر چه روش منطقی علما در رویارویی با گروه ها و فرقه ها و اندیشه های انحرافی و پاسخ گویی به شبهه ها سبب شد آن همه هیاهو و غبارانگیزی فرو بنشیند و دستهای خارجی فتنه انگیز و غائله آفرین رو شوند و از هدفهای شوم آنان پرده برداشته شود و مردم آگاهانه از دور فرقه سازان و شبهه افکنان پراکنده شوند و اسلام ناب تواناتر از همیشه به راه خود ادامه دهد و به دلهای مشتاق راه یابد و دگرگونی بیافریند. ....مطالعه بیشتر

چنانچه بیان شد زمینه اصلی پیدایش بابیت و درادامه آن بهائیت تفکرات شیخیه بود که شیخ احمد احسایی وشاگرادنش بنیان نهادند.این تفکرات راه را برای ادعاهای غالیانه و افراطی باب و بهاء آماده کرد.
از جمله انحرافاتی که این دوفرقه ایجاد کردند سوء استفاده از اندیشه مهدویت می باشد و بسیاری از افراد ساده اندیش و بی اطلاع را به گرد خویش جمع نمودند.

بابیه و بهائیت همواره از سوی استعمارو بیگانگان حمایت و پشتیبانی می شوند . در ادامه به مختصری از این فرقه ها اشاره می کنیم.

بابیه: بنیانگذار فرقه بابیه سیدعلی محمد شیرازی است. از آنجا که او در ابتدای دعوتش مدعی بابیت امام دوازدهم شیعه بود و خود را طریق ارتباط با امام زمان می دانست، ملقب به «باب » گردید و پیروانش «بابیه » نامیده شدند. سید علی محمد در سال 1235 ق. در شیراز به دنیا آمد. در کودکی به مکتب شیخ عابد رفت و خواندن و نوشتن آموخت. شیخ عابد از شاگردان شیخ احمد احسائی(بنیانگذار شیخیه) و شاگردش سیدکاظم رشتی بود و لذا سید علی محمد از همان دوران با شیخیه آشنا شد، به طوری که چون سید علی محمد در سن حدود نوزده سالگی به کربلا رفت در درس سید کاظم رشتی حاضر شد. در همین درس بود که با مسائل عرفانی و تفسیر و تاویل آیات و احادیث و مسائل فقهی به روش شیخیه آشنا گردید. قبل از رفتن به کربلا، مدتی در بوشهر اقامت کرد و در آنجا به «ریاضت کشی » پرداخت. پس از درگذشت سیدکاظم رشتی تا مریدان و شاگردان وی جانشینی برای او می جستند که مصداق «شیعه کامل » یا «رکن رابع » شیخیه باشد; میان چند تن از شاگردان رقابت افتاد و سید علی محمد نیز در این رقابت شرکت کرد، بلکه پای از جانشینی سید رشتی فراتر نهاد و خود را باب امام دوازدهم شیعیان یا «ذکر» او، یعنی واسطه میان امام و مردم شمرد. هجده تن از شاگردان سیدکاظم رشتی که همگی شیخی مذهب بودند (و بعدها سیدعلی محمد آنها را حروف حی: ح 8 ی 10 نامید) از او پیروی کردند.باب در طول عمر خود افکار آرایی متناقض داشت .یکبار خود را حتی باب و وکیل امام زمان هم نمی دانست و بار دیگر خود را نبی خطاب می کرد .چندین مرتبه هم از سوی عالمان به مناظره در آمد و پس از شکست ابراز ندامت و توبه نمود.

از کتاب «بیان » که آن را کتاب آسمانی خویش می دانست، برمی آید که خود را برتر از همه انبیای الهی و مظهر نفس پروردگار می دانسته و عقیده داشت که با ظهورش آیین اسلام منسوخ و قیامت موعود در قرآن، به پا شده است. علی محمد خود را مبشر ظهور بعدی شمرده و او را «من یظهره الله » (کسی که خدا او را آشکار می کند) خوانده است و در ایمان پیروانش بدو تاکید فراوان کرد. او نسبت به کسانی که آیین او را نپذیرفتند خشونت بسیاری را سفارش کرده است. وی از جمله وظایف فرمانروای بابی را این می داند که نباید جز بابیها کسی را بر روی زمین باقی بگذارد. باز دستور می دهد غیر از کتابهای بابیان همه کتابهای دیگر باید محو و نابود شوند و پیروانش نباید جز کتاب بیان و کتابهای دیگر بابیان، کتاب دیگری را بیاموزند.


بهائیت

فرقه بهائیه، فرقه ای منشعب از فرقه بابیه است. بنیانگذار آیین بهائیت، میرزا حسینعلی نوری معروف به بهاءالله است و این آیین نیز نام خود را از همین لقب برگرفته است. میرزا حسینعلی در 1233 در تهران به دنیا آمد و آموزشهای مقدماتی ادب فارسی و عربی را زیر نظر پدر و معلمان و مربیان گذراند. پس از ادعای بابیت توسط سید علی محمد شیرازی در شمار نخستین گروندگان به باب درآمد و از فعال ترین افراد بابی شد و به ترویج بابیگری، بویژه در نور و مازندران پرداخت. برخی از برادرانش از جمله برادرش میرزا یحیی معروف به «صبح ازل » نیز بر اثر تبلیغ او به این مرام پیوستند.پس از اعدام علی محمد باب به دستور امیرکبیر، میرزا یحیی ادعای جانشینی باب را کرد. ظاهرا یحیی نامه هایی برای علی محمد باب نوشت و فعالیتهای پیروان باب را توضیح داد. علی محمد باب در پاسخ به این نامه ها وصیت نامه ای برای یحیی فرستاد و او را وصی و جانشین خود اعلام کرد. پس از باب عموم بابیه به جانشینی میرزا یحیی معروف به صبح ازل معتقد شدند و چون در آن زمان یحیی بیش از نوزده سال نداشت، میرزا حسینعلی زمام کارها را در دست گرفت. امیرکبیر برای فرونشاندن فتنه بابیان از میرزا حسینعلی خواست تا ایران را به قصد کربلا ترک کند و او در شعبان 1267 به کربلا رفت، اما چند ماه بعد، پس از برکناری و قتل امیرکبیر در ربیع الاول 1268 و صدارت یافتن میرزا آقاخان نوری، به دعوت و توصیه شخص اخیر به تهران بازگشت. در همین سال تیراندازی بابیان به ناصرالدین شاه پیش آمد و بار دیگر به دستگیری و اعدام بابیها انجامید، و چون شواهدی برای نقش حسینعلی در طراحی این سوءقصد وجود داشت، او را دستگیر کردند. اما حسینعلی به سفارت روس پناه برد و شخص سفیر از او حمایت کرد. سرانجام با توافق دولت ایران و سفیر روس، میرزا حسینعلی به بغداد منتقل شد و بدین ترتیب بهاءالله با حمایت دولت روس از مرگ نجات یافت.در بغداد کنسول دولت انگلستان و نیز نماینده دولت فرانسه با بهاءالله ملاقات و حمایت دولتهای خویش را به او ابلاغ کردند .والی بغداد نیز با حسینعلی و بابیان با احترام رفتار کرد و حتی برای ایشان مقرری نیز تعیین شد. میرزا یحیی که عموم بابیان او را جانشین بلامنازع باب می دانستند، با لباس درویشی مخفیانه به بغداد رفت. در این هنگام بغداد و کربلا و نجف مرکز اصلی فعالیتهای بابیان شد و روز به روز بر جمعیت ایشان افزوده می شد. در این زمان برخی از بابیان ادعای مقام «من یظهره اللهی » را ساز کردند. می دانیم که علی محمد باب به ظهور فرد دیگری پس از خود بشارت داده بود و او را «من یظهره الله » نامیده بود و از بابیان خواسته بود به او ایمان بیاورند،گفته شده که فقط در بغداد بیست و پنج نفر این مقام را ادعا کردند که بیشتر این مدعیان با طراحی حسینعلی و همکاری یحیی یا کشته شدند یا از ادعای خود دست برداشتند. آدمکشی هایی که در میان بابیان رواج داشت و همچنین دزدیدن اموال زائران اماکن مقدسه در عراق و نیز منازعات میان بابیان و مسلمانان باعث شکایت مردم عراق و بویژه زائران ایرانی گردید و دولت ایران از دولت عثمانی خواست بابیها را از بغداد و عراق اخراج کند. بدین ترتیب در اوایل سال 1280 ق. فرقه بابیه از بغداد به استانبول و بعد از چهارماه به ادرنه منتقل شدند. در این زمان میرزا حسینعلی مقام «من یظهره اللهی » را برای خود ادعا کرد و از همین جا نزاع و جدایی و افتراق در میان بابیان آغاز شد. بابیهایی که ادعای او را نپذیرفتند و بر جانشینی میرزا یحیی (صبح ازل) باقی ماندند، «ازلی » نام گرفتند و پذیرندگان ادعای میرزا حسینعلی (بهاءالله) «بهائی » خوانده شدند. میرزا حسینعلی با ارسال نوشته های خود به اطراف و اکناف رسما بابیان را به پذیرش آیین جدید فرا خواند و دیری نگذشت که بیشتر آنان به آیین جدید ایمان آوردند. میرزا حسینعلی پس از اعلام «من یظهره اللهی » خویش، به فرستادن نامه (الواح) برای سلاطین و رهبران دینی و سیاسی جهان اقدام کرد و ادعاهای گوناگون خود را مطرح ساخت. بارزترین مقام ادعایی او ربوبیت و الوهیت بود. او خود را خدای خدایان، آفریدگار جهان، کسی که «لم یلد و لم یولد» است، خدای تنهای زندانی، معبود حقیقی، «رب ما یری و ما لایری » نامید. پیروانش نیز پس از مرگ او همین ادعاها را درباره اش ترویج کردند، و در نتیجه پیروانش نیز خدایی او را باور کردند و قبر او را قبله خویش گرفتند. گذشته از ادعای ربوبیت، او شریعت جدید آورد و کتاب «اقدس » را نگاشت که بهائیان آن را «ناسخ جمیع صحائف » و «مرجع تمام احکام و اوامر و نواهی » می شمارند.


بهائیه پس از بهاءالله

پس از مرگ میرزا حسینعلی، پسر ارشد او عباس افندی (1260 - 1340 ق.) ملقب به عبدالبهاء جانشین وی گردید. پس از عبدالبهاء، شوقی افندی ملقب به شوقی ربانی فرزند ارشد دختر عبدالبهاء، بنابه وصیت عبدالبهاء جانشین وی گردید. نقش اساسی او در تاریخ بهائیه، توسعه تشکیلات اداری و جهانی این آیین بود و این فرایند بویژه در دهه شصت میلادی در اروپا و امریکا سرعت بیشتری گرفت و ساختمان معبدهای قاره ای بهائی موسوم به «مشرق الاذکار» به اتمام رسید. تشکیلات بهائیان که شوقی افندی به آن «نظم اداری امرالله » نام داد، زیر نظر مرکز اداری و روحانی بهائیان واقع در شهر حیفا (در فلسطین اشغالی) که به «بیت العدل اعظم الهی » موسوم است اداره می گردد. در زمان حیات شوقی افندی رژیم صهیونیستی در فلسطین اشغالی تاسیس شد و شوقی از تاسیس این رژیم حمایت کرد و مراتب دوستی بهائیان را نسبت به این رژیم اعلام کرد......(مطالعه بیشتر) و پس از مرگ شوقی بهائیان به دودسته بهائیان ارتدکس(که بیشتر درهند و امریکا و استرالیا ساکن هستند)و بهائیان بیت العدلی (غالب بهائیان امروزی را تشکیل می دهند) تقسیم شدند وتاکنون در زیر لوای رژیم صهیونیستی و انگلیس و امریکا و سایر استعمار گران به حیات خود ادامه داده و با تبلیغات گسترده پیروان خویش را افزایش می دهند.....مطالعه بیشتر



(بیت العدل)


(دومین مکان مقدس بهائیان - مقام اعلی)


آیینها و باورهای بهائیان

نوشته های سید علی محمد باب، میرزا حسینعلی بهاء الله و عبد البهاء، تا حدی نیز شوقی افندی ربانی، از نظر بهائیان مقدس است و در مجالس ایشان قرائت می شود، اما کتب باب عموما در دسترس بهائیان قرار نمی گیرد، و دو کتاب اقدس و ایقان میرزا حسینعلی نوری است که نزد بهائیان از اهمیت خاصی برخوردار است. تقویم شمسی بهائی از نوروز آغاز گشته به نوزده ماه، در هر ماه به نوزده روز، تقسیم می شود و چهار روز (در سالهای کبیسه پنج روز) باقیمانده که موسوم به ایام «هاء» است به عنوان ایام شکرگزاری و جشن تعیین شده است بهائیان موظف به نماز روزانه، روزه به مدت نوزده روز از طلوع تا غروب آفتاب (آخرین ماه سال)، و زیارت یکی از اماکن مقدسه ایشان، شامل منزل سید علی محمد باب در شیراز و منزل میرزا حسینعلی نوری در بغدادند. بهائیان همچنین به حضور در «ضیافات» موظف اند که هر نوزده روز یک بار تشکیل می گردد. در آیین بهائی نوشیدن مشروبات الکلی و مواد مضر به سلامت منع شده، و رضایت والدین عروس و داماد در ازدواج ضروری شمرده شده است. منبع اصلی احکام در میان بهائیان کتاب اقدس است. این کتاب، متممی نیز دارد که به رساله سؤال و جواب معروف است.....مطالعه بیشتر

بابیان و بهائیان در اثبات نبوت سران و رهبران خود همانند باب و بهاء به دلایلی متمسک می شوند . آنان درصدد تفسیر و توجیه و تاویل «خاتمیت نبوت پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم)» پرداختند تا به زعم خودشان، ثابت کنند در اسلام، راه رسالت و ظهور نبی صاحب شریعت و دین جدید، باز است و آن چه که ختم شده، نبوت رؤیایی و تبعی است و لذا وحی و الهام رؤیایی، وجود ندارد! بعث رسول و نبی صاحب شریعت، ختم نشده، بل ظهور انبیای تابع و غیرمستقل که در خواب ملهم شوند، ختم گردیده است . . . بنابراین، جمله ی «خاتم النبیین » دلالت بر ختم و انقطاع بعث رسول ندارد; زیرا، هر رسولی، نبی نیست تا از ختم نبوت، ختم رسالت هم لازم آید .در کل ، آن ها بر این باور هستند که در آیات و روایات خاتم النبیین و لانبی بعدی آمده است نه خاتم المرسلین و لا رسول بعدی .اما در رد این نظر باید گفت آن ها در معنای نبوت و رسالت خلط کرده اند و ختم نبوت مستلزم ختم رسالت هم خواهد بود ومویداتی ازقرآن و روایات و دلایل عقلی هم در این باره وجود دارد.....مطالعه بیشتر


کتاب شناسی بهائیت

سه کتاب بهائیت در ایران، به قلم دکتر سید سعید زاهد زاهدانی و با همکاری محمدعلی اسلامی، چاپ سوم 1384 نشر مرکز اسناد انقلاب اسلامی و بابی گری و بهایی گری، نوشته محمدمحمدی اشتهاردی ناشر: کتاب آشنا، چاپ اول بهار1379 و نیمه پنهان یا سایه شوم. مهناز رئوفی، انتشارات کیهان، چاپ اول 1385 برای اطلاع درباره بهائیت مناسب هستند...مطالعه بیشتر

کتاب بهائیت در ایران که مرکز اسناد انقلاب اسلامی آن را چاپ نموده است به بررسی چند جانبه ای در بهائیت پرداخته است. در پیشگفتار کتاب، درباره هدف نگارش آن چنین آمده است:
هدف از این تحقیق بررسی چند و چون جنبش بهائیت به عنوان یک جنبش مذهبی از آغاز تا امروز است . سؤال اصلی ما این است: فرقه های شیخیه، بابیه، ازلیه و بهائیه - که همه را تحت عنوان بهائیگری در ایران خلاصه نموده ایم - کی، چرا، چگونه و توسط چه کسانی به وجود آمده اند؟ دیدگاهها و اعتقاداتشان چیست و در مقابل حوادث مختلف در ایران، از آغاز پیدایش تا کنون، چگونه موضع گیری نموده اند؟
در این تحقیق می خواهیم به جنبش بهائیت از زاویه جامعه شناسی سیاسی بنگریم و نحوه تعامل آن را با اقتدار ملی مورد توجه قرار دهیم . کیان و اقتدار ملی ایران بعد از دوران صفویه حول محور ایدئولوژی تشیع شکل گرفته است . به گمان ما قدرتهای استعماری از این فرقه ها برای شکستن کیان یا اقتدار ملی ایران استفاده نموده اند . به عبارت دیگر فرضیه ما در این تحقیق این است که از این جنبش یا سلسله جنبشها در ایران برای شکستن کیان یا اقتدار ملی، که از زمان صفویه حول محور تشیع سامان یافته است استفاده شده و همواره در این راستا ایفای نقش نموده اند . در بخش نظریات به تفصیل در مورد این فرضیه سخن خواهیم گفت ...مطالعه بیشتر

بهائیان / نویسنده: سید محمدباقر نجفی / ناشر: شعر مشعر (سازمان حج و زیارت) :

این اثر، در بر دارندة تاریخچة شکل گیری بهائیت و همچنین پژوهشی جامع دربارة قرقة شیخیه است. فصول کتاب، به هم پیوسته و مرتبط به یکدیگر است. این اثر، به طور کلّی به دو کتاب تقسیم می شود که هر یک از چند فصل تشکیل یافته است.کتاب اول، مشتمل بر این فصول است: 1. شیخیه، زمینه ساز بهائیت، 2. بابیه زمینه ساز مهدویه، 3. قائمیت زمینة من یظهره الّلهی، 4. من یظهره الله، 5. الوهیت، من یظهره اللهی بهاء، 6. جانشینی و انشعاب.به طور اجمالی، در این بخش از کتاب، تلاش شده است، ادعاهای مختلف شیخیه و بابیه طرح و نقد شود. عناوین و فصل های کتاب دوم نیز عبارتند از:1. خشونت و فتنه، 2. حمایت سیاست های خارجی، 3. پوششی بر بیگانه پرستی.
این کتاب از جمله نادرترین نوشته ها دربارة بهائیت و بهائیان است که مطالعة آن را به عموم علاقه مندان توصیه می کنیم.


سیاست وبهائیت

رهبران بهائیت همواره بر جدایی دین از سیاست تأکید داشته و به دنبال آن، بر عدم پیوند بهائیت و بهائیان با جهان سیاست اصرار می ورزند. عباس افندی بر آن بود که «بین قوای دینییه و سیاسیه تفکیک لازم است» و هم او گفته است که «بهائیان به امور سیاسی تعلقی ندارند» و مهم تر از آن، از منظر وی: «میزان بهائی بودن و نبودن این است که هر کس در امور سیاسیه مداخله کند و خارج از وظیفه خویش حرفی زند یا حرکتی نماید، همین برهان کافی است که بهائی نیست، دلیل دیگر نمی خواهد... ». بر همین مبنا، به پیروان خود حکم می کند و همچنین به آنان اطمینان می دهد که: «به نصوص قاطعه الهیه، در امور سیاسی ابداً مدخلی نداریم و رایی نزنیم» . به گواه تاریخ، رهبران بهائی، حکم جدایی دین از سیاست و عدم مداخله علمای روحانی در امور سیاسی را تنها برای علمای اسلام و ایران صادر کرده اند و خود را مشمول آن حکم ندانسته و با تمام وجود در صحنه سیاست فعال بوده و هستند.....مطالعه بیشتر



(مراسم اعطای لقب sir و نشان شوالیه گری دولت انگلیس توسط ژنرال آللنبی به عباس افندی پیشوای بهائیان)



فعالیت بهائیان در مسائل سیاسی

برای شناخت نقش بابیت و ازلی گری و بهائی گری در مشروطیت می توانیم فعالیتهای اینها را به دو قسمت تقسیم کنیم : یک قسمت, فعالیت تمهیدی و یک قسمت فعالیت به اصطلاح مباشرتی. برای شرکت در خود نهضت مشروطیت, فعالیت تمهیدی که اینها کردند, از دوره باب بوده و آن نسخ شریعت اسلام بوده است. برای این که مقدسات اسلام را نابود کنند, آمدند به انواع شگردها عمل کردند که یکی از آنها مسأله رجعت بود. میرزا حسینعلی نوری مدعی بوده است که: من امام حسین هستم که رجعت کرده ام به دنیا و برای ام سلمه زرّین تاج(قرة العین) مدعی بودند که این فاطمه زهرا(س) است که به دنیا رجعت کرده است.
فعالیت های مباشرتی آنان نیز در حوز های مختلفی در ایرن نظیر کرامن و اصفهان انجام می گرفت .البته این جریان با جریان دینی ای که در نهضت مشروطه فعال بودند تفاوت هایی داشت که مطالعه بیشتر...

مورخان بهائی دربارة شورش های ضدّبهائی فراوان سخن می گویند و می کوشند چهره ای بسیار مظلوم از سرگذشت این فرقه در ایران ترسیم کنند. رهبری بهائیت و عناصر مشکوکی در میان جبهه مخالف بهائیان به عمد و با اهداف معین تبلیغی و سیاسی به ایجاد مهم ترین و جنجالی ترین آشوب های خونین ضدّ بهائی، معروف به «بهائی کشی» دست زده اند.
شبکة بهائی ها در شکست و سرکوب نهضت جنگل نقش اطلاعاتی و خرابکارانه بسیار مؤثر و مرموزی ایفا کرد، نقشی که تاکنون مورد بررسی کافی قرار نگرفته است. احسان الله خان دوستدار، چهرة سرشناس تروریستی که در صفوف نهضت جنگل تفرقه انداخت و «کودتای سرخ» را بر ضدّ میرزاکوچک خان هدایت کرد، به یکی از خانواده های سرشناس بهائی ساری (خانوادة دوستدار) تعلق داشت سردار محیی (عبدالحسین خان معزالسلطان)، همدست او، از اعضای خاندان اکبر بود که برخی از اعضای آن، به ویژه میرزا کریم خان رشتی، به رابطه با «اینتلیجنس سرویس» سازمان اطلاعاتی و امنیتی انگلیس شهرت فراوان دارند. حداقل دو تن از برادران میرزا کریم خان رشتی و سردار محیی، مبصر الملک و سعید الملک، را به عنوان بهایی فعال می شناسیم. فتح الله اکبر (سردار منصور و سپهدار رشتی) برادر دیگر ایشان است که در آستانة کودتای اسفند 1299 رئیس الوزرا بود و نقش مهمی در هموار کردن راه کودتا ایفا نمود....مطالعه بیشتر

همچنین در کودتای سوم اسفند 1299 که توسط رضاخان میرپنج و سید ضیاءالدین طباطبایی رخ داد، در کابینة سید ضیاء یکی از سران درجه اوّل بهائیان ایران به نام علی محمدخان موقرالدوله وزیر فواید عامه و تجارت و فلاحت شد. این مقام نیز به پاس خدمات بهائیان در پیروزی کودتا به ایشان اعطا شد.از سال 1868 میلادی، که میرزا حسینعلی نوری (بهاء) و همراهانش به بندر عکا منتقل شدند، پیوند بهائیان با کانون های مقتدر یهودی غرب تداوم یافت و مرکز بهائی گری در سرزمین فلسطین به ابزاری مهم برای عملیات بغرنج ایشان و شرکایشان در دستگاه استعماری بریتانیا بدل شد. سفر سال های 19111913 عباس افندی به اروپا و آمریکا که با تبلیغات فراوان از سوی متنفذان محافل سیاسی و مطبوعاتی دنیای غرب همراه بود، نشانی است آشکار از این پیوند عمیق میان سران فرقة بهایی و کانون های مقتدری دراروپا و آمریکا. در دوران متأخر قاجاریه، تعداد قابل توجهی از بهائیان را به عنوان کارگزاران سفارتخانه های اروپایی، بانک شاهی انگلیس، بانک استقراضی روسیه، کمپانی تلگراف و برخی دیگر از نهادهای غربی فعال در ایران مشغول به کارشدند.
سابقة عضویت بابی ها و بهائی ها در سفارت خانه های دولت های غربی در ایران بسیار مفصل است و برخی از اعضا و خویشان خاندان نوری از نخستین بابیان و بهائیانی بودند که به استخدام سفارت خانه های فوق درآمدند......مطالعه بیشتر


یهودیان و بهائیت

پدیده «یهودیان مخفی» (انوسی ها) و نقش ایشان در پیدایش و گسترش بابی گری و بهایی گری عامل مهمی در تحولات معاصر ایران است و باید به دور از هرگونه افراط و تفریط، مورد شناسایی مستند و علمی قرار گیرد. گسترش سریع بابی گری و بهایی گری و به ویژه نفوذ منسجم و عمیق ایشان در ساختار حکومتی قاجار، از دوران مظفرالدین شاه، بدون شناخت این پیوند غیرقابل توضیح است.
در بررسی تاریخ پیدایش و گسترش بابی گری در ایران، نمونه های فراوانی از گروش یهودیان جدیدالاسلام به این فرقه مشاهده می شود که به رواج دهندگان اوّلیة بابی گری و عناصر مؤثر در رشد و گسترش آن بدل شدند. صرف نظر از انوسی ها (یهودیان مخفی)، نقش یهودیان علنی در ترویج و گسترش کمی و کیفی بابی گری و بهائی گری نیز چشم گیر است. اسماعیل رائین در کتاب واپسین جنبش قرون وسطایی در عصر حاضر، که در اوایل پیروزی انقلاب اسلامی ایران منتشر شد، می نویسد: «بیشتر بهائیان ایران یهودیان و زردشتیان هستند و مسلمانانی که به این فرقه گرویده اند در اقلیت می باشند. اکنون سال هاست که کمتر شده مسلمانی به آنها پیوسته باشد...» سال ها پیش از رائین، در اوایل حکومت رضا شاه، آیتی ،نظر مشابهی ابراز داشت و به سلطه یهودیان بر جامعه بهائی ایران اشاره کرد: «این بشارتی است برای مسلمین که بساط بهائیت به طوری خالی از اهل علم و قلم شده که زمام خامه را به دست مثل حکیم رحیم و اسحاق یهودی و امثال او داده اند.» رائین می نویسد:
"بهائیان از بدو پیدایش تا به امروزه همواره از جهودان ممالک استفاده کرده آنها را بهائی کرده اند. می دانیم که ذات یهودی با پول و ازدیاد سرمایه عجین شده است، یهودیان ممالک مسلمان، که عده کثیری از آنها دشمن مسلمانان هستند و همه جا در پی آزار رسانیدن و دشمنی با مسلمین می باشند، خیلی زودتر از مسلمان به بهائیت گرویده اندو از امتیازهای مالی بهره فراوان برده و می برند و مقداری نیز به مرکز بهائیت(عکا) می فرستند."...مطالعه بیشتر


بهائیت و رژیم صهیونیستی

یکی از عوامل نفوذ و رخنه دشمنان در میان جوامع اسلامی ساختن و جعل فرقه های ضاله و دروغین است.از جمله این فرقه های ضاله که همواره حمایت صهیونیست ها را پشت سر خود می دیده است جریان بهائیت است.رشد و بالندگی این فرقه در محافل بین المللی پس از استقرار رژیم غاصب صهیونیستی،مشروعیت بخشیدن به یکدیگر همانند تایید رسمی شوقی افندی در سال 1954 و تعریفات متعدد او از اسرائیل در نامه نگاری با بهائیان و اجازه فعالیت آزادانه بیت العدل به عنوان بالاترین نهاد مرجع دینی در بهائیت در اسرائیل از جمله شواهد بارزی است که با اسناد تاریخی به خوبی قابل اثبات می باشد ...مطالعه بیشتر

از آنجا که عمده ویژگی های رفتاری بهائیت با ویژگی های رفتاری اسرائیلی ها همخوانی داشت، با تشکیل رژیم صهیونیستی و تشکیلات مرکزی بهائیت در شهر حیفا، این فرقه کاملاً در خدمت این رژیم قرار گرفت و فعالیت های آنها براساس خواسته های اسرائیلی ها تنظیم شد. در این میان بهائی ها از حمایت آمریکا و انگلستان نیز برخودرار بودند. از سوی دیگر، فعالیت بهائیان به خصوص در ارتباط با اسلام زدایی سازگاری زیادی با روحیة محمدرضا پهلوی داشت. مجموعه این مسائل سبب شد که بهائیت برای حفظ موجودیّت و تحقّق اهداف خود در عصر محمدرضا شاه که برای آنها به منزلة دوران طلایی بود، در زمینة گسترش روابط ایران و اسرائیل که کاملاً در راستای منافع آنها بود، به فعالیت قابل توجهی بپردازند.تشکیلات مرکزی بهائیت در شهر حیفا و در کنار قبر «عباس افندی» قرار دارد.. در دوران محمد رضا باتوجه به نفوذ بیشتر آمریکا و اسرائیل، تلاش فراوانی برای رسمیت بخشیدن به فرقة بهائیت می شد زیرا آنها نقش مؤثری در تثبیت رژیم سلطنتی و حکومت شاه داشتند، به گونه ای که بسیاری از نزدیکان شاه و خاندان پهلوی و عدة زیادی از کارگزاران و متولّیان پست های حساس و کلیدی کشور بهایی بودند. بهائیت در تمام دوران سلطنت پهلوی و در مقاطع حساس، به رغم ادعای غیرسیاسی بودن، هماهنگ با سیاست های موردنظر رژیم و در جهت تثبیت موقعیت آن تلاش کرد. تأیید انقلاب سفید شاه، همکاری با ساواک، جلب حمایت دولت های بزرگ از شاه و سلطنت او به وسیلة اسرائیل، و عضویت در حزب رستاخیز، قسمتی از مواضع سیاسی فرقة مزبور بود. رژیم صهیونیستی با حمایت همه جانبه از فرقه ضاله بهائیت و نفوذ دادن آنها در پست های کلیدی هیئت حاکمة رژیم شاه به ویژه در دربار، دولت و ارتش در جهت اغراض و اهداف خود و ضربه زدن به فرهنگ اسلام و مسلمین به ویژه به مردم ایران و فلسطین به عنوان یک ابزار، نهایت بهره برداری را در جنبه های مختلف به عمل می آورد. در واقع، می توان گفت یکی از عوامل مؤثر در بسط و گسترش روابط ایران و این رژیم، بهائیان بودند که نقش مهمی را در این زمینه ایفا کردند.....مطالعه بیشتر

بهائیت و مقابله با جمهوری اسلامی

پیوند وثیق بهائیت با قدرت های استکباری دنیا و همکاری سران بهائی با قدرت طلبان جهانی، در جهت تامین اهداف خود پیروان این فرقه را به تقابل با نظام جمهوری اسلامی سوق داده است؛ اجازه فعالیت آزادانه به بیت العدل بهایی در فلسطین اشغالی و مدیریت سران بهایی در شبکه های ضد جمهوری اسلامی در خارج از کشور گواهی عیان در اثبات این مطلب است.

نقش گروه بهائیت در روز عاشورا

پس از برملا شدن نقش بهاییان به همراه سایر گروههای وابسته ،در حوادث روز عاشورا، تشکیلات مرکزی بهاییت واقع در فلسطین اشغالی ، در آخرین بیانیه خود خطاب به هواداران این فرقه و وابستگان آنها، ضمن دعوت از فتنه گران برای ارائه نقش فعال در اغتشاشات ،نقش سازماندهی کننده خود را به عنوان یک فرقه برانداز و معاند نظام جمهوری اسلامی ایران پذیرفت.
دفتر مرکزی بهاییت واقع در بندر حیفا -سرزمینهای اشغالی تحت سیطره اسراییل - در بیانیه اخیرش به روشنی کذب بودن تمامی ادعاهای پیشین این سازمان را مبنی بر دستور عدم دخالت بهاییان در مسائل سیاسی و پرهیز از خشونت ، آشکار کرده است و نقش این جریان را به عنوان یک حزب سیاسی که از اسراییل سازمان دهی می شود برملا کرده است.
در این بیانیه ضمن اعتراف به اینکه دستورات کاملا سیاسی و خشونت آمیز این جریان طی اغتشاشات اخیر ، باعث انشعاب و تزلزل در بدنه فریب خورده بهاییت شده ، آمده است: بهاییان باید همچنان در اقدامات وسیع آشوب طلبانه به منظور نیل به اهداف فرقه شرکت نمایند.
سران فرقه بهاییت ضمن تایید اینکه بهاییان در ایران مرتب برای شرکت در اغتشاشات با مقر اصلی خود واقع در رژیم صهیونیستی ،مشورت می کنند، بر نقش هدایتگری این جریان صحه گذاشته و عنوان کرده است: دفاتر بهائیان که اکثر آنها درفلسطین اشغالی واقع شده ،وسیله ای برای جهت بخشیدن به نیروی ها و سازماندهی آنها می باشند و افراد معمولاً برای تصمیم گیری در مورد چگونگی اعمال خود، با این مؤسّسات مشورت می نمایند. "... ادامه مطلب

به گزارش خبرگزاری مهر:
معاون وزیر اطلاعات در تبیین وقایع عاشورای حسینی در مصاحبه 8/11/88 خود به فعالیت گروه بهائیت در این روز اشاره کرد و گفت: این گروه هدایتگر صحنه بودند و به دلیل اینکه خانه های اکثر این افراد در اطراف میدان فردوسی است تصمیم گرفته بودند در خانه های خود را برای پناه دادن اغتشاشگران باز بگذارند و شعارهای هنجارشکن سر دهند که تاکنون 13 الی 14 نفر از این افراد دستگیر شده اند.
معاون وزیر اطلاعات تصریح کرد: بهایی ها به دلیل وابستگی به اسرائیل از نظر امنیتی و سیاسی با هدایت مسؤولان امری خود در این حوادث شرکت کردند و یکی از گروههایی بودند که به دلیل عدم اعتقاد به روز عاشورا انگیزه های زیادی برای حضور خود در این روز داشتند…

منبع:www.hawzah.net

*****

+ نوشته شده توسط محمد در یکشنبه 3 مرداد1389 - ساعت 23:25 |
کد مطلب: 648 || نوع مطلب: اخبار مهم

خبرگزاري فارس: نماينده ولي فقيه در ‌آذربايجان شرقي گفت: فرق ضاله با حمايت استكبار جهاني در ايران فعاليت مي‌كنند و بهائيت بيش از هر زمان ديگري فعال شده است.

به گزارش خبرگزاري فارس از تبريز، آيت‌الله محسن مجتهد‌شبستري بعد از ظهر امروز در جمع صدها تن از دانش‌آموزان فعال قرآني كشور با تأكيد بر وظايف جامعه قرآني در زمينه‌سازي شرايط ظهور خواستار توجه به اين مسئله مهم شد.

* دوران ظهور زمان تحقق وعده‌هاي الهي است
وي با اشاره به فطرت خداجويي در انسان اظهار داشت: خداوند متعال پيامبر را بر اساس فطرت بشري براي هدايت خلق و بيان دين حق فرستاده و ضمن تأييد اديان سابق بر ضرروت اطاعت از دين اسلام تأكيد كرده است.
امام جمعه تبريز خاطرنشان كرد: بر اساس آيات قرآني اسلام بر همه اديان غلبه خواهد كرد و تمام حقايق و معارف نيز بيان مي‌شود.
آيت‌الله مجتهد‌شبستري اظهار داشت: با وجود وعده قرآني اين وعده‌ها تاكنون محقق نشده و با توجه به حتمي بودن وعده الهي، مشخص مي‌شود كه زمان ظهور و فرج زمان تحقق اين وعده‌هاست.

* انقلاب اسلامي زمينه‌ساز ظهور است
وي با اشاره به حديثي در مورد زمان ظهور حضرت حجت (عج) اظهار داشت: بر اساس اين حديث، ظهور حضرت موجب رشد و كمال عقلي بشريت مي‌شود و اين مسئله نشان مي‌دهد كه جامعه بايد در زمان ظهور آن حضرت به بلوغ فكري رسيده باشد.
آيت‌الله مجتهد‌شبستري افزود: در حقيقت اين حديث نشانگر آن است كه ظهور در شرايطي رخ خواهد داد كه بشريت در سطح بالايي از رشد فكري قرار داشته باشد.
امام جمعه تبريز اظهار داشت: در برخي احاديث، وقوع انقلاب بزرگ در مشرق زمين پيش‌بيني شده است.
وي تأكيد كرد: ‌انقلاب اسلامي زمينه استبداد در ايران را توسط نايب امام زمان از بين برد و در حقيقت زمينه را براي حاكميت سراسري اسلام در جهان فراهم كرد.

* رفتار مردم در برخورد با فتنه‌گران نشانه بلوغ عقلي‌ آنها بود
امام جمعه تبريز اظهار داشت:‌ مردم ايران در چند دهه گذشته به بلوغ فكري رسيد و فتنه‌هاي مختلف را پشت سر گذاشت.
نماينده ولي فقيه در ‌آذربايجان شرقي گفت: رفتار مردم در برخورد با فتنه‌گران نشانه بلوغ عقلي آنها بود و با عده‌اي فريب خورده برخورد كرده و فتنه را خواباندند.
امام جمعه تبريز با تأكيد بر نقش ولي فقيه در هدايت و نجات جامعه اظهار داشت‌: البته در اين جريان بصيرت و رهبري نايب امام زمان در هدايت جامعه نيز نقش اساسي داشت.
نماينده ولي فقيه در ‌آذربايجان شرقي تأكيد كرد: دشمنان چون از قرآن، امامت و ولايت فقيه سيلي خورده‌اند در صدد مبارزه با آن بر‌آمده و دشمني‌ها با آن متمركز شد.

* بهائيت بيش از هر زمان ديگري فعال شده است
نماينده ولي فقيه در ‌آذربايجان شرقي گفت: فرق ضاله با حمايت استكبار جهاني در ايران فعاليت مي‌كنند و بهائيت بيش از هر زمان ديگري فعال شده است.
وي با اشاره به حمايت استكبار از فرق ضاله اظهار داشت: فرق وهابيت و بهائيت در برابر احكام قرآن و اهل بيت فعاليت‌هاي زيادي صورت مي‌دهند.
امام جمعه تبريز با اشاره به لزوم تبليغ معارف اسلامي و شيعي در جهان افزود: ‌بايد به واسطه مبلغان قوي كه مسلط به زبان‌هاي مختلف هستند در زمينه تبليغ اسلامي تلاش كرد كه البته اقداماتي از طريق حوزه‌هاي علميه در جريان است.
وي اظهار داشت: امروز انقلاب اسلامي در سطح جهان شناخته شده است و در نقاط مختلف جهان و حتي اروپا طرفداران زيادي دارد و اگر اين تبليغ و معرفي انقلاب به صورت صحيحي صورت گيرد شاهد استقبال و گرايش بيش از پيش خواهيم بود.

* فعالان قرآني در عرصه جنگ نرم حضور جدي داشته باشند
نماينده ولي فقيه در ‌آذربايجان شرقي با اشاره به نقش اسلام، قرآن و ولايت در جامعه بشري افزود: ولايت ضامن سعادت بشر است و اين موضوع بايد تبيين شود.
آيت‌الله مجتهد‌شبستري گفت:‌ اهميت حضور جوانان فعال قرآني در جامعه وجود دارد و فعالان قرآني بايد نقش مهم خود را در آماده‌سازي ظهور ايفا كنند.
نماينده ولي فقيه در ‌آذربايجان شرقي اظهار داشت: فعالان قرآني جوان بايد در عرصه جنگ نرم حاضر شوند و با استدلالات قرآني و فرمايشات معصومين و با لساني خوش و نرم جواناني را كه ناآشنا با فرهنگ قرآني و اسلامي هستند با اين مفاهيم ارزشمند آشنا كنند.

*****

+ نوشته شده توسط محمد در یکشنبه 3 مرداد1389 - ساعت 17:34 |
کد مطلب: 628 || نوع مطلب: تحلیل-پژوهش-مصاحبه-گزارش

خبرنامه دانشجويان ايران: از پيروزي مصدق خاطره داشته باشي و در تظاهرات ملي شدن صنعت نفت بوده باشي و تابلوي حزب توده را پايين كشيده باشي و با نواب و كاشانيبزرگ گفتوگو كرده و با مصدق مكاتبه داشته باشي و شاگرد عابدزاده و شيخ مجتبي قزويني بوده باشي و دوست استاد شريعتي و دكتر علي شريعتي و آيتالله خامنهاي و... يعني آدمي بودهاي از ابتدا دغدغهمند و فكور و فعال سياسي انقلابي!

به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجويان ايران» ماهنامه همشهري آيه با انتشار گفت و گويي از حيدر رحيم پور نوشته است: اينها همه «حاج حيدر رحيمپورازغدي» است كه كتاب «از انجمن پيروان قرآن تا انجمن حجتيه» خاطرات و تحليلهاي خواندني اوست و اينك در گفتوگو با ما بخشي از گنجينه ارزشمند خاطراتشان در رابطه با روند شكلگيري انجمن حجتيه را بازگفتهاند.
 
تأسيس مهديه
بنيانگذار نخستين مهديه و انجمن پيروان قرآن، مرحوم حاج علياصغر عابدزاده در کوچه باغ نادری در مشهد بود. مردي که کمتر از فقها، دانش ديني داشت ولي به اندازه هزار فقيه، به فقه و اسلام و ايمان مردم، خدمت کرد. چيزي نگذشت که مهديه، فعالترين و جذابترين مجتمع ديني شهر و مقبول عام و خاص قرار گرفت زيرا آنجا هم مدرسه و هم محل آموزش قرائت قرآن و شبهاي جمعه نيز، محل دعاي کميل و صبحهاي جمعه، دعاي ندبه بود. برگزاري دستهجمعي مراسم دعاها در آن موقعيت، معناي ديگري داشت و كاملاً يك حركت ابداعي و معنادار بود.

كمي بعد مستمعان دعای ندبه و کمیل به صدها نفر رسید و مهدیه، گنجایش چنان جمعیتی را نداشت. زيرا اين حركت پديدهاي بيسابقه بود و پيام واضح ديني، سياسي داشت زيرا اين انجمن پس از يك دوره مذهب ستيزي شديد، بهاحياي مذهب برخاسته بود و بنابراين برگزاري دعای کمیل و ندبه انجمن، تا آنجا به اقتدار و نفوذ مردمي عابدزاده افزود كه برخلاف میل حاکمان  بر سرنوشت امور دینی مردم و سازمانهاي رسمي كه بر مسجد جامع گوهرشاد، تسلط رسمي داشتند، به علت استقبال وسيع مردمي، دعاي كميل و ندبه به مسجد گوهرشاد منتقلشد.
 
گسترش و فراگيري
عابدزاده، هوشمندی که توانسته بود در رشته صنعت با تغییر ابتكاري در آینههای جیبی، توليد ثروت كند با تبدیل ابتكاري، واژه «تکیه» به «مهدیه» و واژه «هیئتی» به «انجمنی» و شعار جذاب پیروی از «قرآن» به جای پیروی از «اشخاص»، در عين حال كه مشکل جدايي مردم از تکیه و هیئت و هیئتیها را حل کرد، راه نفوذ دشمنان مهديه را هم بست و جامعه دینی را از زیر یوغ وابستگانِ دربار بیرون کشید و چیزی نگذشت که مهدیه، بزرگترین مرکز مذهبی مقبول متدینین كشور و الگوي برگزیده شد و شهرت آفرید و شهرهای دیگر نيز از این اندیشه پیروزمند، به تقلید پرداختند و جنبش مهديهسازی و گردهماییها و انجمنهاي مذهبي مردمي، همه جایی شد.

تیزهوشی عابدزاده از اینجا بیشتر آشکار میشود چون میدانست در آن شرایط، سیاست حاکم بر بسياري از مجتمعهاي دینی یا احزاب سیاسی، در راستاي منافع غرب است و بهوسیله دربار و آخوندهاي درباري متأثر از روشنفكرنماياني كه مغزشان تا آنجا رقيق شده که از بینی چکیده و كلههايشان، بیش از کدويی خالی نبود. عابدزاده با توجه به اين حساسيتها در مرامنامه انجمن، قيد كرده بود كه «مهدیه»، مخصوص آموزشهای دینی و صرفاً يك نهاد آموزشي و درسي! است و افراد این انجمن، حق دخالت در خطوط و نهادهاي سیاسی و اجتماعی ديگر را ندارند و با همین تاکتیک، با غرب و شرق و همه عواملشان در ايران، قطع رابطه کرده و بهانهها را از همه دشمنان گرفته بود.
 
  آغاز فعاليت سياسي
همان عابدزاده که در اساسنامه برای افراد انجمن، دخالت در هرگونه حزب و سیاستی را ممنوع، قید کرده بود، همین که چهره سياسي کشور درهم ريخت و در خراسان، قدرت و اعمال نفوذ كفايي طرفدار شاه کمتر ميشد، تقيه را كنار گذاشت.

در آن ايام مرحوم کاشاني، نامهاي انقلاب برانگيز خطاب به شيخ محمود حلبي نوشت كه در آن روزگار در حوزه مشهد، فقيه و متكلم ممتازي بود و حيثيتش به شاگردي نخودكي و ميرزاي اصفهاني و دوستی با همه فقهاي موجه آن روز خراسان مانند مرجع عالي قدر سيديونس اردبيلي، فقيه حائري، فقیه قمی، حاج شيخهاشم و حاج شيخ مجتبي قزويني و شيخ علياکبر نوغاني توليت مشروع مدرسه نواب، (فيضيه مشهد) و آقايان دامغاني، شيخ غلامحسين تبريزي و شيخ غلامحسين بادکوبهاي و دیگر بزرگان روز حوزه به کمال رسیده بود.

شيخ محمود حلبي، پس از رسیدن نامه آقاي کاشاني برخلاف ضوابط حوزه آن روز، بدون هماهنگي با کفايي و دربار، به شيوهاي انقلابي، مردم را براي شنيدن اعلاميه تاريخي آيتالله کاشاني و گزارش مطالب سياسي روز به مسجد جامع گوهرشاد فراخواند و با اين كار، تعادل قوا را درهم ريخت و حوزهاي که بدون اجازه کفايي، نفس نميکشيد ناگهان احساس آزادي كرد.

مرحوم حلبي با آنکه ميدانست مدرسهها و هيئتهاي مذهبي مشهد، آگاهانه يا ناخودآگاه تحت سلطه هيأت مديره وابسته به دربار هستند در آن سخنراني، باب تازهاي گشود و مطالبه تاريخي و خطرناک مرحوم کاشاني را به مردم خراسان ابلاغ كرد و از همه هيئتهاي مذهبي و مجامع ديني خراسان درخواست کرد كه آن شب سرنوشتساز در مسجد گوهرشاد، تجمع كرده و آماده شوند تا منسجم و متحد در مقابل مخالفان اسلام و نهضت نفت، به پا خاسته و به دفاع از حريم اسلام برخيزند.
 
فلسفه دفاع از مصدق
فرداي آن روز، مرحوم عابدزاده به وسيله دوستاني كه در قم داشت از جمله آقاي خزعلي و مرحومان شیخ محمد نوهنهاوندی بزرگ و انصاري منبري، از مراجع قم و به خصوص آيتالله فيض و آيتالله خوانساري کسب تکليف کرد. زيرا آيتالله بروجردي، دخالت مستقيم سياسي خود را از آنجا كه مرجع تقليد بود به مصلحت نميدانست و تقيه ميكرد و آنگاه كه عابدزاده، مجوز دخالت در سياست را از مراجع قم هم دريافت، با اين حجت شرعي، از سياسيترينها شد.

عجيب اينکه حاجي عابدزاده و حاج شيخ محمود حلبي، باوجود روحيه محتاط و مقدسي كه داشتند تا آخرين روز مبارزات يعني 28 مرداد 32 با وجود همه درگيريهاي درون گروهي ميان سران نهضت نفت، تا پايان، مصدقي ماندند و چون اعتراض کرديم پاسخ ميدادند كه اگر شاه، مصدق را از سر راه بردارد بقيه را يک لقمه ميکند و امروز، مصدق، سنگر اوليه است.

گرچه اينان از برخي خطاهاي مصدق بهخصوص دموکراسیبازیها و غربزدگيها و اهانتهايي که اطرافيانش عليه كاشاني و نواب و روحانيت مبارز و اصيل ميکردند و مصدق نيز سکوت ميكرد، سخت رنج ميبردند. البته ما بعدها دریافتیم که آن اهانتها دستپخت راستهای چپ نما و توده نفتیها و ساواكيها بوده ولي آنچه مصدق را هلاک کرد باورهای او به بعضي ارزشهاي غربی بود که دشمنان توانستند با افکندن یک پلاک به نام «فقيه مبارز کاشانی» بر گردن حیوانی در معابر، روحانیت و مراجع قم و مردم متدين را ملتهب سازند و پايگاه مردمي خود او هم، ضعيف شد.

اساسا، فراز و نشيب مبارزات و رفت و برگشت مبارزين، بسيار و گاه غافلگيركننده بود؛ مثلا در دهه 40 و 50 ناگهان بزرگاني چون مرحوم ميلاني، استاد مجاهد ما و مرجع بزرگ، پس از سالها سابقه انقلابي، تغيير رويه دادند و از صف مبارزه، كنار كشيدند.
 
شكست نهضت
در آغاز نهضت، با یک نامه مرحوم کاشانی و سخنرانی شیخ محمود حلبي، خراسان، دگرگون شد و طاغوتی که انگلستان به مدت 200 سال آفریده بود چون یخی آب شد و در 30 تیر هم طرح کودتای سرد و خطرناک غرب با حرکتی به آن سادگی نقش بر آب شد.

لیکن از فردای سقوط قوام به جای اینکه روشنفکران بیفکر و دین نمایان بیدین، حرکت تاريخي، زیبا و موفق آقاي کاشانی را سرمایه وحدت قرار دهند، آنچنان بر فاصلهها افزودند که صلح گروههاي سياسي با یکدیگر، از صلح با دشمن، دشوارتر شد.

هنوز مرکب نامه کاشانی، خشک نشده بود که روزنامه شورش، ارگان تندروهای جبهه ملی كه خطدهنده آن، دكتر حسين فاطمي بود، کاریکاتوری را از کاشانی پيشگام، در حال معاشقه با دالس کثیف نشر داده بود و من به قدري خشمگين شدم که اگر ميتوانستم فاطمي را که دوران نهضت، عبد خدايي ترور كرد و پس از كودتا، بعد از شکنجههاي اشرف، شاه اعدام کرد  با دست خود خفه ميکردم.
 به همين دليل ميگويم بعضي تا آنجا روشنفكر ميشوند كه مغزها زلال و از بينيها ميچكد و بعضي مؤمنان اشعريتر از اشاعره ميگردند. آري اين افراط و تفريطها جوي را به وجود آورد كه مليون و متدينين آگاه، خار در چشم و استخوان در گلو به انتظار مرگ زودرس نهضت نشسته بودند.
 
سركوب  و دستگيري منتقدان
از فردای 28 مرداد، دستگاه سركوب اطلاعاتي رژيم اندکاندک شدت عمل به خرج ميداد. سازمان امنيت آمريكايي شكل گرفت و قامت به نابودی هرگونه مخالفی برافراشت.

 سرآغاز به چند صد مارکسیست دوآتشه و جديتر پرداخت و برخی را اعدام و برخی را ساواکی كرد و پس از آن، مجاهد صادق، نواب صفوي و سران فداییان اسلام را به بهانه تروری که انجام نشد، تيرباران کرد و جالب است بدانيد وحشت دشمن از آنان به حدي بود كه سفارت آمریکا از پيكر خونين آنان یکبار در تابوت و یکبار هم در گور تصوير گرفت و كارشناسان سازمان سيا بر سر جنازهاش آمدند تا مطمئن شوند زاپاتا كشته شده است.

كودتاگران چون از تهران، فارغ شدند به شهرستانها و به ويژه به سراغ مشهد كه يك پايگاه اصيل مبارزه و الهامبخش سراسر كشور بود، آمده و نخست چند نفر از کانون استاد شريعتي و بعد هم حاجي عابدزاده را بازداشت كردند. متاسفانه مرحوم عابدزاده با تهديد رژيم مبني بر آزار و اذيت جوانان مهديه، نه از ترس جان خود كه از ترس آنان، پس از زندان از سياست فاصله گرفت و اينچنين مهديه نيز شكار حكومت شد و آنگاه بود كه آگاهانه و به دست خودمان انشعاب كرديم.
 
تاسيس انجمن حجتيه در فضاي سكوت
اندکاندک وضع چنان شد که حلبي دانست با آن همه کینه کفایی دوباره به قدرت رسیده، دیگر اجازه هیچ گونه فعاليتي به او داده نمیشود و بنابراین مصمم گردید به تهران، مهاجرت و به حركت تازهای بپردازد و چون از پیش، با زیانباری بهائیت، آشنا و پس از 28 مرداد میدید که تشکیلات زیرزمینی آنان با تکنیکها و تاکتیکهای تازهای وارد حكومت میشوند تا آنجا که در آخرین روزهای حکومت شاه، نخستوزير و بعضي از وزرا و نيز ساواك را در اختیار داشتند و خطرناکتر اينكه بهائيان، جاسوسان و عمال باوفاي صهیونیستها در ايران بودند، جهاد سیاسی پیشین را تبدیل به اجتهادی سیاسی كرده و تقیه را - نه برای حفظ جان- برگزید زیرا در آن دوران هرگونه مخالفت آشکار با حکومت را ناموفق و خودکشی و بیهوده ميدید و همه دیدیم تا پيروزي انقلاب هرگونه فعالیت چريكي از ابتدا، شکست خورده و ناکام ميبود.

لذا آقاي حلبی با هماندیشی آقای فلسفی که در آن روزگار، مطرود دربار نبود و یکی دو بزرگ دیگر و حمایتهای آقای خوانساری، کمر مبارزه برای افشا و ريشهزني بهائیت بربست و چون ميدانست هیچگونه مبارزهای با دولت آن روز، میسر نیست با این تعهد که در سیاست روز، دخالتی نداشته باشد، اجازه تأسیس «انجمن خیریه حجتیه» را در شرایطی که همه مردم، حکومت را بیدین و غیر مردمی میدانستند از رژیم گرفت و حكومت برای کسب آبروی خود، چنین مجوزی را به ضمانت آیتا... خوانساری و آقای فلسفی و تعهد کتبی حلبي به عدم فعاليت سياسي به او دادند و او آنچنان مفید، مشروع و هوشمندانه تا سال 41 به پیش ميرفت که اکثر مراجع حتی امام(ره)، اجازه مصرف وجوهات برای پیشرفت مبارزه با بهائیت به او ميدادند.

کسانی که عقل و دین دارند و با جو دوران فترت و رکود سیاسی از سال 32 تا 42 آشنا  ميباشند میدانند كه ساواک در این ده سال، کاری کرده بود که مردم دیندار و بهخصوص روحانیت، دچار یک افت سیاسی بزرگ و توقف و سکته تاریخی شدند و مبارزات دینی آنچنان فروکش کرده بود که در همه کشور به جز گروهي كوچك از پختهمردان دیندار هوشمند و جوانان ملی مذهبی آن هم غير آشكار و آنها نیز دائم منکوب و سرکوب و یا زندانی بودند، نَفَس کِشی در سپهر سیاست ایران باقی نمانده و یأس، همه را گرفته بود و فضا چنان مردهگونه بود که بسیاری از جوانان چون انقلابی میشدند، مارکسیست و یا التقاطی میگشتند.

اگر کسی فضای رخوت و یأس و بیحرکتی دهه پس از کودتای 28 مرداد تا قبل از قيام امام(ره) را درک کرده باشد میداند که شیخ محمود حلبی با چه تدبیری توانسته بود در دهه فترت و توقف همگانی، انجمن حجتیه دهه نخست را آنچنان پربهره بنا كرده و جنبش جوانان مذهبی را دوباره، راهاندازی کند. البته پس از آغاز نهضت امام(ره)، انجمن حجتيه، كاركرد غلط و اساساً مفهوم ديگري يافت.
 
مبارزه علمي با بهائيت
انجمن حجتيه، ارتباطي با «انجمن پيروان قرآن» و «مهديه عابدزاده» و دیگر انجمنها و مهدیهها نداشت، بلکه به عکس امروز که گروه مالاندوزشان، مالک دعای ندبههای پرهیاهو و پرهزینه و تجملی هستند، انجمن حجتيه آن روز با دعاهای ندبه و ديگر انجمنها هم ارتباط چندانی نداشت.

افراد انجمن حجتيه از نظر کمي و عددي، اندک و تا مدتی براي عموم، ناشناخته بودند ليکن از نظر کيفي به علت گزينش هوشمندانه آقاي حلبي و مديريت ايشان، افرادي زبردست در مباحثات و مناظرات ديني و مذهبي و بهخصوص در مبارزه با بهائیت، دارای چنان تواني ميشدند که حضیرهالقدس مرکز بهائیان، مکانی که با انواع تشويق و تطميعها، مردم را به جانب خود میکشاند، به همه نهادهاي خود دستور داده بود که از گفتوگو و مناظره با اعضاي انجمن حجتیه، پرهيز کنند. اگر رسالهای كه مرحوم امیرپور در روزهایی که عضو انجمن بود نوشته است بخوانيد با توان افراد مناظره انجمن حجتیه بيشتر آشنا ميشويد.
 
 عواي كوكا و پپسي!
شايد اولين مبارزه اقتصادي انجمن حجتيه با بهائيت، با گرفتن امتياز کوکاکولا (گرچه به نام دیگر اشخاص) در مقابله با پپسي کولايي باشد که در انحصار بهائيان بود و اين نخستين تله و طعمهاي بود که توانست شخصيت علمي و کلامی انجمن حجتیه را تبديل به شخصیت اقتصادی سودجويانه گرداند و چون جنگ كوكاكولا و پپسيكولا، همه كسي و همه جايي گرديد رهبر كنوني انقلاب که در آن روزگار، بيش از 20 سال نداشتند براي  ارشاد آنها فرمودند: «اینقدر بر سر پپسی وکوکاکولایی که سود هر دو به يک جيب ميریزد، درگیر نشوید.»
 
انحراف انجمن
به پژوهشگران عزیز عرض ميکنم كه هرگز در پی شناخت انجمن حجتیه آن روز که دیگر وجود خارجی ندارد، نباشید که آن انجمن هم به مانند صدها حزب و انجمن و هیأت خوب و بد نيمقرن گذشته، اينك در قبرستان احزاب، آرامیده است بلکه باید با تأمل بیشتر به سیر منفی گروه طلحه و زبیری و ابوموسایی و نفوذيهاي انجمني نمايي  بپردازیم که پس از پيروزي انقلاب با هر وسیلهاي در پی تحریف انقلاب اسلامی هستند زیرا انجمن برخلاف پندارهای سادهلوحانه از سال 32تا سال 42، موفقترین جمعیت مذهبی بود.

چه میگویم؟ در آن دوران، هيچ جمعیت مذهبی و سياسي فعال و آزادی نبود که انجمن حجتیه، بخواهد سياسي باشد افسوس كه انجمن بدون توجه به این مرض کشنده طلحه و زبيري از سالهای 38 به بعد غافل از اینکه تارهای سرطانی با آهستگی در جان بعضی از انجمنیان، ریشه میدواند، به كارش ادامه میداد و آن اندک هم که مرض را ميدیدند و مریضان را میشناختند، فتنه را آنقدر بزرگ نمیدانستند که کشنده باشد و براي حفظ ساختار انجمن با گروه طلحه و زبيري مدارا ميكردند.

اما با زندانی شدن امام خميني(ره) و هیجان انقلابي، ضربه بعدي به جامعه بر سر انجمنی که تعهد به عدم دخالت در سیاست و عدم مبارزه با دولت! سپرده بود فرود آمد و متدینان را تا آنجا تکان داد که برخی از آنان كه پیوندشان در فرهنگ علوی ریشهدار بود، از هر طبقهای که بودند چه پیادهنظام و چه دستاندرکاران رشتهها و چه گردانندگان بالایی به طور انفرادی نه تشکیلاتی، از انجمن بیرون میرفتند ولي این سرریزها آنقدر نبود که لطمهاي به ساختار انجمن بزند بلکه پس از رهایی امام(ره) از زندان، خرسند از اینکه درگیر ماجرای زودگذری!! نشدهاند که باعث تعطیل انجمن شود، به تدبیر خود، آفرین هم میگفتند.

*****

+ نوشته شده توسط محمد در یکشنبه 3 مرداد1389 - ساعت 16:59 |
کد مطلب: 627 || نوع مطلب: اخبار مهم
مسئول غرفه مرکز تحقیقات رایانه ای حوزه علمیه اصفهان در نمایشگاه همایش مهدویت خبر داد:
استقبال از نرم افزار های نقد وهابیت و بهائیت در همایش دکترین مهدویت
مسئول غرفه مرکز تحقیقات رایانه ای حوزه علمیه اصفهان در نمایشگاه جنبی همایش مهدویت از استقبال بازدیدکنندگان از این نمایشگاه از نرم افزارهای نقد وهابیت و بهائیت خبر داد.

به گزارش ستاد خبری ششمین همایش بین المللی دکترین مهدویت، سعید صفیان با اشاره به عرضه نرم افزارهای اسلامی مختلف از سوی مرکز تحقیقات رایانه ای حوزه علمیه اصفهان اضافه کرد: این نرم افزارها در موضوعات مختلف قرآنی و اسلامی تهیه و در این نمایشگاه عرضه شده اند. 

وی استقبال از غرفه مرکز تحقیقات رایانه ای حوزه علمیه اصفهان در نمایشگاه جنبی همایش مهدویت را چشمگیر خواند و اظهار داشت: این مرکز در نمایشگاه جنبی همایش دکترین مهدویت ۱۹ عنوان نرم افزار مختلف عرضه کرده است. 

مسئول غرفه مرکز تحقیقات رایانه ای حوزه علمیه اصفهان در نمایشگاه جنبی همایش دکترین مهدویت با اشاره به اینکه این مرکز در نمایشگاه های دیگر نیز شرکت می کند و محصولات خود را عرضه می کند، یادآور شد: استقبال از نمایشگاه جنبی همایش دکترین مهدویت بیش از حد انتظار بوده است.

*****

+ نوشته شده توسط محمد در یکشنبه 3 مرداد1389 - ساعت 16:52 |